با قاتلان چه باید کرد؟
در مقاله ای خوانده بودم که بیشتر قاتلان از درصد هوشی بالایی برخوردارند و به جز آموز شهای جنایی که در همنشینی با خلافکاران حرفه ای می بینند، استعدادهای بالقوه زیادی دار ند.به گفته دکتر فرجاد، آسیب شناسی اجتماعی، این دسته از قاتلان باید حتی در زندان هم مورد درمان روانپزشکی و روان شناسی بالینی قرار گیرند.وی معتقد است:قاتلان و مجرمانی ک ه برای انجام جرم و جنایت آموزش دیده اند هم قابلیت اصلاح و تربیت دارند؛ زیرا در غیر این صورت ارتکاب به جنایتهای بعدی برایشان راحت تر است.
بیشتر افراد جامعه معتقدند در جنایت پاکدشت اگر پلیس توان بیشتری برای کشف جرم داشت؛ قربانیان این حادثه کمتر می شد. درست است که نیروهای پلیس ما بسیار فداکار و با گذشت هستند، ولی ابزار و وسایل کشف جرم را به طور کافی در اختیار ندارند.به گفته دکتر فرجا د در دوره کنونی می توان تنها با 300سؤال اعترافات متهم را شنید. پس شناخت مجرمان از لح اظ اختلالات رفتاری و روانی از جمله مواردی است که در دانشگاه علوم انتظامی کشور ما کمتر به آن توجه شده است.
اعتراف،اعتماد،کارشناس
معمولاً در بیشتر موارد برای اینکه از یک نفر اعتراف بگیری باید فن لازم را بدانی. امروزه اعتمادسازی بین مجرم و مأمور تحقیق یا پلیس از مواردی است که نقطه توجه پژوهشگران اج تماعی قرار گرفته است.
یک محقق آسیبهای اجتماعی معتقد است:می توان جلوی ارتکاب به قتل را گرفت به شرط اینک ه با استفاده از سیاستهای جنایی مدون و مشخص و کاربرد ابزار علمی و کارشناسان دانشگ اهی این روند را تسریع بخشید.
زندان یا اصلاح و تربیت؟
زندان کجاست؟ جایی که فقط مجرم را برای انجام جرمی و یا اقدامی که خلاف مقررات و قانون بوده باید در آنجا حبس کرد؟ دکتر فدایی از جمله کسانی است که می گوید در برخی زندانهای ما نه اصلاح وجود دارد و نه تربیت. این انتقاد وی در صورتی انجام می گیرد که او زندان را "کانون اصلاح و تربیت" تعریف می کند.به گفته کارشناسان علوم اجتماعی می توان یک مجرم را تبدیل به یک آسیب دیده اجتماعی و بعد تبدیل به یک شهروند قانونگرا کرد.
در کشور ما تاکنون هیچ گونه راهکار و سیاست موثر و مشخصی به منظور اصلاح و تربیت مجرم ان به اجرا در نیامده و این در حالی است که این بخش در سیاستهای جنایی از حساسیت و اهم یت ویژه ای برخوردار است.
راه حلی که دکتر فرجاد ارائه می کند این است که اگر مجرم طی چند مرحله تحت درمان بالینی و روانپزشکی قرار گیرد، به اصلاح رفتار بازمی گردد. وی از مسؤولان می خواهد که از تخصص آسیب شناسان اجتماعی برای اصلاح رفتار مجرمان بهره گی رند.
رنگ کهنگی
روند صدور حکم جدای از شگردهای سنتی زندانهای ایران که هم اکنون باید به تاریخ بپیوندند و همچنین در "کانون اصلاح و تربیت"های ایران نیاز به خانه تکانی به وضوح احساس می شود، بحث روند صد ور حکم در سیاستهای جنایی پیش می آید. آن چیزی که در ایران مانند بسیاری از موارد ر نگ کهنگی به خود گرفته، ولی هنوز همانند پیکان مدل52 مورد استفاده قرار می گیرد.در کش ورهای پیشرفته پیش از آن که قاضی حکمی را صادر کند شخصیت فرد، شرایط روانی و عوامل ز مینه ساز جرم توسط روان شناس یا روانپزشک مورد بررسی قرار گرفته و به قاضی ارائه می شود و او براساس اعلام نظر کارشناسی شده، حکم مجرم را صادر می کند، اما متأسفانه در ایران این روند برعکس انجام می شود و آنچه با نام پرونده شخصیت مجرم در ایران از آن ی اد می شود، پس از صدور حکم گشوده می شود و در این زمان، وضعیت روانی مجرم، بررسی شده تا در بند مناسبی دوران حبس خود را سپری کند و همین می شود که عاملان اصلی جنایت پاکدش ت آرام نظاره گر اعدام بیجه می شوند.
آسیبهای اجتماعی نهفته و جنایتهای آشکار
وقتی بحث دختران فراری مطرح شد یا از ایدز و افزایش آمار مربوط به آن سخن به میان آمد، پیش از آن مسؤولان حتی از صحبت کردن در این موارد طفره می رفتند و یا به عبارتی بهتر د ادن آماری در این مورد به عنوان یک واقعیت اجتماعی را درست و به مصلحت نمی دانستند.
ولی آیا این هسته های نهفته بزرگ نشد؟ مطمئناً که بزرگ شد و حالا درخت تنومندی از معضلات اجتماعی با شاخ و برگهای فراوان داریم.
شاید اولین خرده را بتوان از خودمان گرفت، زیرا اگر رسانه ها محکم تر عمل می کردند . نقش بیشتری در کاهش آسیبهای اجتماعی داشتند. حتی رسانه هایی که به هیچ دسته و گروهی وابسته نبودند، با حجاب و سانسور سخن گفتند و حالا که در هر گوشه از این کشور و در سر هر چهارراه دختر فراری می بینیم تازه قلم را برداشته و به قولی راجع به یک واقعیت تلخ می نویسیم.
خودسانسوری می کنیم
به گفته دکتر گرانمایه، عصر هیأت علمی دانشگاه و کارشناس ارتباطات، رسانه ها از تحلیل حوادث و پرداختن به علل آنها خودداری می کنند و به گونه ای گرفتار خودسانسوری هستند.
وی نقش رسانه در حوزه فرهنگ سازی سیاست های جنایی را مورد اشاره قرار می دهد و می گ وید:رسانه ای که فرهنگ سازی نکند، نه تنها نسبت به سایر رسانه ها عقب مانده است، ب لکه در آینده این رسانه نمی تواند حضور موفقی در این عرصه داشته باشد.دکتر گرانمایه به انتقاد از نوع نگاه و روشهای برخورد رسانه ها با جرم و متهم اظهار می دارد:به نظر می رسد رسانه ها گاهی خود، انتقامجویی را آموزش می دهند و برخوردهای توهین آمیز آنها با متهمان پرونده این نظریه را بیش از پیش تأیید می کند.
وی می گوید:مدیران عرصه خبر باید براساس سیاستهای کاهش و پیشگیری از جرم، خبر حادثه را تعریف کنند به طوری که هر پدیده ای در نگاه رسانه تبدیل به بحران نشود.