بسماللهالرحمنالرحیم
گروهک تروریستی طالبان یکبار دیگر ماهیت استعماری خود را آشکارا به نمایش گذاشت و جمع کثیری از حامیان فلسطین را در روز جهانی قدس در پاکستان به خاک و خون کشید. این دومین بار طی روزهای اخیر است که این گروهک تروریستی با حمله به شیعیان پاکستان مراتب نوکری خود نسبت به استعمارگران را به اثبات میرساند و شیعیان مظلوم پاکستان را داغدار میکند. این پدیده نشان میدهد که صهیونیسم و طالبانیسم دو روی یک سکهاند و هر دو دست پرورده یک شبکه استعماری برای تامین اهداف مشترک محسوب میشوند و از یک فکر علیل سرچشمه گرفتهاند. اگر دلیل و سند دیگری برای اثبات ماهیت صهیونیستی گروهک طالبان وجود نداشت همین پدیده که عدهای حامیان فلسطین در روز جهانی قدس را به شهادت برساند، به تنهائی برای نشان دادن ابعاد وابستگی طالبان به صهیونیستها کافی به نظر میرسید ولی این گروهک تروریستی به قدری برای آمریکا و صهیونیستها خوش خدمتی کرده که آنچه این روزها در پاکستان رخ داده فقط مشتی از خروار است و تقریباً اطلاعات جدیدی برای اثبات ماهیت این گروهک تروریستی دستپرورده "سیا" محسوب نمیشود.
تصادفی نیست که هر زمان قدرتهای استعماری به یک حادثه برای پیشبرد اهداف ضد انسانی خود احتیاج داشته اند، ناگهان دستی از آستین طالبان خارج شده و به خیانت و کشتار پرداخته و دقیقاً همان اهداف مورد نظر دشمنان اسلام را محقق ساخته است.
ناگفته پیداست که طالبان همچنان ماهیت تروریستی خود را حفظ کرده و در عین حال دقیقاً با حفظ همین ویژگیها، همچنان مطلوب اشغالگران است که مایلند این گروهک تروریستی را به مرکزیت قدرت در افغانستان و حتی پاکستان رخنه دهند.
این پدیده یکبار دیگر فریبکاری آمریکا و متحدانش را نشان میدهد که برای سالهای مدعی مبارزه با تروریسم بودند ولی در میدان عمل کاملاً ثابت شد که حتی در همان سالها نیز محکمترین ارتباطات آشکار و نهان را با تروریستها حفظ کردهاند. زمانی بوش کوچک مدعی بود که دنیای معاصر باید موضع خود را دقیقاً روشن کند که یا با آمریکا است یا با تروریستها و اگر کشوری با آمریکا همراه نیست، پس قطعاً با تروریستها همدست و همراه است! اما همان زمان آشکار بود که آمریکا نزدیکترین روابط را با طالبان، القاعده و حتی بن لادن دارد. اکنون آمریکا مدعی است که طالبان بر دو نوع است: "طالبان خوب"، "طالبان بد". طالبان خوب همانهائی هستند که آمریکا با آنها ارتباط دارد و مایل است با تقویت آنها، ثبات و امنیت را به منطقه باز گرداند و آنها را در قدرت مرکزی کابل شریک سازد و "طالبان بد" را در موضع اقلیت و انزوا قرار دهد. این تقسیم بندی رسوا به قدری مضحک است که حتی مقامات واشنگتن هم در موقع طرح موضوع با لبخند خود نشان میدهند که خود نیز به اراجیف مطروحه اعتقادی ندارند ولی مایلند با این زمینه سازیها طالبان را یکبار دیگر به قدرت باز گردانند، چرا که طالبان بهترین گروهک تروریستی دست پرورده آمریکاست که توانسته اهداف مورد انتظار واشنگتن را به درستی تأمین کند. این از اهداف آمریکا بوده و هست که چنین وانمود سازد که مسلمانان در تقابل دائمی و همیشگی با یکدیگر قرار دارند و به خون یکدیگر تشنهاند. این از سیاستهای پلید استعمار بوده و هست که وانمود سازد مسلمانان قادر به همزیستی نیستند و باید استعمارگران اشغالگر برای تنظیم روابط میان ملت ها، قومیتها و مذاهب، بر آنها حکومت کنند و روابط فیمابین را اداره و هدایت نمایند. کدام گروه بهتر از طالبان تروریست و اذنابش در جهت تحقق این اهداف استعماری نقش آفرینی و خوش خدمتی کرده و توانسته است چهره مخدوشی از اسلام را به نمایش بگذارد؟ صرفنظر از این مسائل، این روزها بهتر از هر زمان دیگری ثابت شد که طالبان، بازوی صهیونیستها در دنیای اسلام است و برای خوش خدمتی به صهیونیستها سر از پا نمیشناسد.
این همان مار خوش خط و خالی است که پاکستان در آستین خود پرورش داد و امروز مردم مظلوم پاکستان و افغانستان و بلکه تمامی ملتهای منطقه به دست آنها به خاک و خون کشیده میشوند. این پدیدهها یکبار دیگر صحت این کلام عرشی را ثابت میکند که هر کس شمشیر طغیان را تیز کند، با همان شمشیر کشته میشود و امروز شهروندان پاکستانی توسط شمشیری که برای سالها توسط دولت و ارتش پاکستان تیز شده بود، درو میشوند و جا دارد که تمامی ملتهای منطقه یکپارچه علیه تروریستهای طالبان موضعگیری کنند و آنها را از میان جوامع خود طرد و منزوی سازند و به استعمارگران نیز نشان دهند که دست آنها را خواندهاند و این طرح پلید استعماری را نیز با شکست کامل و همیشگی مواجه سازند.