ایران خوب می داند که نیروی دریایی اش با نیروی دریایی قدرتمند آمریکا قابل قیاس نیست. بنابراین تکیه این کشور در بستن تنگه هرمز بر روی تجهیزات نامتقارن اش از جمله قایق های موتوری سریع السیر و تسلیحاتی چون موشک های ضدکشتی و مین های دریایی است. در بخش دوم استراتفور به بررسی این خطر بزرگ و واضح اما محدود برای ترافیک حمل و نقل در تنگه هرمز می پردازد.
کشور ایران علاوه بر قایق های موشک انداز تندروی خود که بخش مهمی را در نیروی دریایی این کشور تشکیل می دهند، همچنین دارای قایق های موتوری سریع السیر و درعین حال ریز نقشی است که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به استخدام گرفته شده اند. اسم این قایق ها هنگامی بر سر زبان ها افتاد که درسال 2008 برای حمله به کشتی های جنگی آمریکایی در تنگه مورد استفاده واقع شدند.
برای استفاده از این قایق ها تکنیک های متنوعی وجود دارد اما بهترین و متداول ترین روش استفاده گروهی، محاصره و سردرگم کردن نیروهای دشمن است. سناریویی که ایرانی ها به نمایش می گذارند استفاده از این قایق های تند و تیز و کوچک برای حمل آر. پی .جی و دیگرتسلیحات بزرگ در قایق های بزرگ تر و یا استفاده از حملات انتحاری با مواد منفجره است. اگرچه حملات گروهی آر. پی. جی در مقابل کشتی های جنگی آمریکایی که هریک معادل 10000 تن آر. پی. جی هستند چندان خطرناک بنظر نمی رسند اما نیروی دریایی آمریکا می گوید که تاکتیک حملات انتحاری برای کشتی های جنگی شان و همچنین تانکرهایی که قصد عبور و مرور در تنگه هرمز را دارند بسیار خطرناک است. در اینجا مثالی که بلافاصله از ذهن عبور می کند ناوشکن موشک انداز «یو اس اس کول» (DDG67) است که در خلیج عدن یمن در اکتبر سال 2000 در یک عملیات انتحاری توسط یک قایق کوچک منهدم شد. در آن زمان ناوشکن «کول» درحال لنگر انداختن در اسکله در آبهای باریک یک بندر بود و نیروهای دفاعی آن بدلیل قوانین و محدودیت هایی که وجود داشت نتوانستند به سرعت عمل کنند. در تنگه هرمز کشتی های جنگی آمریکا مشغول به جنگ خواهند بود و لذا قوانین محدود کننده کمتری برایشان وجود خواهد داشت و به دقت به هرگونه قایقی که به آنها نزدیک شود شلیک خواهند کرد.
علاوه بر این کشتی های جنگی مدرن- اگرچه به چابکی قایق های ریز نخواهند بود- بیش از حد انتظار مسلح به انواع تسلیحات هستند. کشتی های رزم سطحی نه تنها از تفنگ های دریایی پنج اینچی استفاده می کنند بلکه عموما دارای چندین مسلسل سنگین 50 کالیبری هستند و لذا می توانند تمام محیط را پوشش دهند. این کشتی های جنگی مسلح به توپ های «بوش مستر» 25 میلیمتری هستند که هرکسی می تواند آنها را بخوبی سوار بر میانه ناوشکن های کلاس «آلریگ بورک» در تنگه هرمز نیز ببیند. بعلاوه سلاح های فالانکس (Phalanx) که برای درگیری های نزدیک بکار می رود بعنوان خط نهایی مبارزه با موشک های ضدکشتی طراحی شده اند و در حال بروزرسانی و تجهیز به سنسورهای مادون قرمز و اپتیک هستند تا در مقابل اهداف سطحی مورد استفاده قرار گیرند.
بعلاوه، جثه کوچک قایق های سپاه پاسداران باعث می شود که آنها تنها مقدار محدودی از مواد منفجره را حمل کنند. آنها تنها قادر به وارد ساختن یک ضربه می باشند که در این صورت این ضربه باید به گونه ای وارد شود که هدف مورد نظر (کشتی) از ادامه فعالیت بازداشته شود و نباید بطور حتم باعث غرق شدن کشتی شود. ناوشکن «یواس اس کول» مثال خوبی از این تاکتیک است. همچنین فاصله بین خط ساحلی جایی که این قایق ها در آنجا به کمین می نشینند و محورهای کشتی رانی در تنگه، حائز اهمیت است (تقریبا 10 مایل دریایی) و حتی با دید محدودی که وجود دارد جنگ افزارهای سوار بر روی کشتی های مدرن آمریکایی از برتری قابل توجهی برخوردار خواهند بود. هنگامی که درگیری شروع شود کشتی های جنگی آمریکایی متوجه حرکت گروهی قایق های کوچک خواهند شد و لذا تلفات بسیاری را برای آنها به بار خواهد آورد خصوصا که هرچه آنها به کشتی های جنگی نزدیک شوند بیشتر به خود آسیب خواهند زد.
با وجود اینکه یک تانکر بزرگ توانایی دفاعی یک کشتی جنگی آمریکایی را ندارد اما جثه بزرگ آن خود نقش دفاعی را بازی می کند. موج سینه ای که توسط کشتی غول پیکر تولید می شود کار را برای قایق های کوچک دشوار می کند و آنها نمی توانند براحتی با بدنه کشتی تماس برقرار کنند، حرکت کشتی جریان های قدرتمندی را به سمت پاشنه کشتی هدایت می کند. اگرچه این مسئله تماس قایق های کوچک را با بدنه غیرممکن نمی کند اما برایشان دردسرساز خواهد بود. با وجود سهولت کنترل و تند وتیز بودن این قایق های کوچک، مسافتی که آنها می توانند طی کنند نیز حائز اهمیت است. این قایق ها چنان طراحی نشده اند که بتوانند دوازده مایل را طی کنند و لذا قایق رانی تا وسط تنگه خود مسئله ساز است. بعلاوه نفت خام براحتی مشتعل نمی شود و لذا در صورت کارگر واقع شدن حملات قایق های تندرو، تانکر های غول پیکر می توانند در واقع چند انفجار را تحمل کنند. فضای این تانکر پارتیشن بندی شده است و لذا با وجود وارد شدن آسیب به یک بخش میزان کلی تلفات محدود می شود. مدت یک دهه است که در تانکرهای جدید از بدنه های دولایه استفاده می شود و تا سال آینده تمام تانکرها به این لایه ایمنی مجهز خواهند شد. این ویژگی ها نه تنها تأثیرگذاری قایق های کوچک بلکه موشک های ضدکشتی را نیز محدود می کند. شاید این قایق ها بتوانند با شکستن این دو لایه باعث از بین رفتن نفت و ریختن آن به دریا شوند اما بعید بنظر می رسد کاری بیش از کند کردن سرعت این تانکرها از دست شان بربیاید. قابل ذکر است که تانکر نفت لیمبرگ فرانسوی پس از حمله توسط یک قایق کوچک پر از مواد منفجره در سال 2002 در آبهای آزاد خلیج عدن قبل از آنکه برای تعمیرات اساسی به بندر یدک کشیده شود چندین روز در حال سوختن بود.
موشکهای ضدکشتی ساحلی
ایران همچنین زرادخانه قابل توجهی از موشک های ضدکشتی ساحلی دارد، اگرچه ترکیب اصلی این زرادخانه هسته ای است. البته همان مشکلات اطلاعاتی که برنامه هسته ای ایران را محاصره کرده است، دامان زرادخانه موشک های ضدکشتی و مین های دریایی را نیز گرفته است.
تعدادی از این موشک ها ساخت آمریکا هستند که تاریخ آنها به بیش از انقلاب ایران و سقوط شاه بازمی گردد که بسیاری از آنها در جنگ ایران و عراق مورد استفاده واقع شد. حتی در آن زمان نیز ایران شروع به استفاده از موشک های چینی کرد. مانند نمونه «SS-N-2 Styxس شوروی که توسط پکن کپی شده بود و به «کرم ابریشم» (Silkworm) شهرت داشت. نمونه های متنوعی از روی این طرح ساخته شدند از جمله نمونه ای که براساس گزارشی درایران ساخته شده است. البته آن نمونه کندتر و ضعیف تر از موشک های ضدکشتی مدرن است. این کلاس از تسلیحات قادرند بار بیشتری را حمل کنند: یک کلاهک به وزن حدودا 1000 پوند. کلاهک موشک های ضدکشتی جدید و هوشمند ایران نصف و یا یک سوم وزن این کلاهک را دارند. این تسلیحات جدید که مورد استفاده ایران است شامل تعداد قابل توجهی از موشک های ضدکشتی C-801و C-802 چینی می باشند.
C-802، نمونه ای است که از Exocet معروف فرانسه و هاریون آمریکا مشتق شده است و ازسویی نیز ورژن پیشرفتهC-801 می باشد. یکی از همین موشک ها بود- که احتمال قوی هم توسط تهران ساخته شده بود- که در جنگ جنوب لبنان تابستان سال 2006 با حمله به کشتی جنگی «Hanit INSس اسراییل این کشتی را از سواحل لبنان بیرون راند. بنظر می رسد ایران قصد ساخت یک نمونه بومی از C-801 را دارد. توانایی ایران در تولید نیازهای نظامی خود نه تنها ترکیب و وسعت زرادخانه این کشور را در هاله ای از ابهام فرو می برد بلکه به آنها اجازه می دهد به فراخور نیازهای ویژه خود دست به ساخت سلاح بزنند.
موشک های C-801 و C-802 نه تنها کلاهک به وزن 300 پوند را با خود حمل می کنند (مشابه مقدار مواد منفجره ای که قایق های کوچک حمل می کنند) بلکه دارای انرژی سنتیک (حرکتی) حاصله از سرعت بالا می باشند که می تواند آسیب جدی تر و عمیق تر بر بدنه کشتی وارد کند. یادآوری این نکته نیز مهم است که داستان قدیمی موشک های ضدکشتی درمقابل پدافند عرشه کشتی- نه تنها Hanit بلکه ناو HMS Sheffield در جنگ جزایر فاکلند درسال 1982 و «یواس اس استارک» در طی «جنگ تانکرها»ی معروف سال 1987- جای خود را به موشک ضدکشتی داده اند. (دربین کشتی هایی که بالا ذکر شد تنها Sheffield غرق شد.)
موشک هایی همچون C-801 و C-802 نیز سیستم هدایتی و طول برد خود را ارتقا داده اند. حتی کوتاه بردترین آنها نیز (حدود 25 مایل در قدیمی ترین مدل کرم ابریشم) قدرت رسیدن به محور عبور و مرور کشتی ها در تنگه را از قشم و لارک دارد. مدل هایی که دارای برد طولانی تری هستند می توانند بخش اعظمی از خلیج فارس و خلیج عمان را از سواحل ایرانی مورد پوشش تهدید خود قرار دهند.
البته ما نمی گوییم که یک کشتی جنگی که مجهز به سیستم دفاعی مدرن است قادر به گمراه کردن رادار یک موشک ضدکشتی نیست. زرادخانه های ایران از سیستم های دفاعی و اقدامات متقابل دشمن مصون نیست (آنها دیگر قوی ترین و خطرناک ترین موشک های ضدکشتی مدرن نیستند). اما ایران می تواند با داشتن امتیاز غافلگیری ضربات اولیه خوبی را به دشمن وارد کند. و شرایط پس از شروع جنگ پیچیده تر و بغرنج تر می شود که این امر بستگی دارد به اینکه آیا ایران از زرادخانه موشکی خویش بصورت تک تیر استفاده کند تا شاید جان سالم به در برده و شانس بیاورد و یا اینکه بصورت رگبار دست به آتش باران بزند. اطلاعاتی که در زمینه عملیات پدافند عرشه کشتی از فاصله نزدیک و در مقابل آتش باران سنگ وجود دارد بیشتر تئوری است زیرا تجربه کافی در این زمینه وجود ندارد.
ایران عناصر زرادخانه موشک ضد کشتی خود را، سوار بر روی سکوی های استقرار توپ، نه تنها در راستای ساحل خویش بلکه در جزایر مهم درون خلیج فارس نزدیک تنگه هرمز نیز مستقر می کند (جزایری همچون قشم، سیری، و ابوموسی مقادیر قابل توجهی از موشک های ضدکشتی را در خود جای می دهند). معمولا موشک های ضدکشتی ایران بر روی کامیون سوار هستند و سکوهای پرتاب نیز عموما سیار می باشد. از اینرو در صورت ضرورت می توانند بسرعت جابجا شوند. این موشک ها از سوی سواحل شلیک می شوند و تا رسیدن به مقصد خویش که کشتی های موجود در تنگه می باشد، مسافت کوتاهی را طی می کنند و لذا سیستم دفاعی رقیب فرصت کافی برای عکس العمل را نخواهد داشت.
اما استفاده از موشک های ضدکشتی نیز چالش های خود را برای ایران به همراه خواهد داشت. ایران تنها تعداد زیادی وسیله نقلیه برای پرتاب موشک های خود دارد و لذا تنها مقدار اندکی ذخیره موشک را می توانند با خود حمل کنند. این سکوهای استقرار لوله توپ در صورت پنهان شدن در تپه هایی که چندین مایل آن طرف تر از ساحل واقع هستند استفاده ای نخواهند داشت. اکثر موشک های ضدکشتی- از جمله نوع ایرانی- توانایی پرواز سینه مال از روی عوارض زمین را ندارند و لذا باید شلیکی نسبتا مستقیم به سمت اقیانوس داشته باشند، بدون موانع بزرگ. این مسئله عمق تهدید ایران بر روی تنگه را محدود می کند و از سویی آسیب پذیری آنها را در برابر نیروی هوایی و دریایی آمریکا افزایش می دهند.
بعلاوه معمولا ماکسیمم طول برد یک موشک ضد کشتی از طول لازم برای هدایت خود و رسیدن به هدف تجاوز می کند. بدان معنی که علاوه بر وسایل نقلیه پرتاب اصلی سکوهای موشک های ضدکشتی نیز باید به رادارهای جستجو و کنترل آتش متصل شوند. البته اگر این رادارها فعال شوند و شروع به پرتوافکنی کنند خطر این وجود دارد که شناسایی شده و در معرض پخش پارازیت قرار گرفته و یا توسط موشک های ضد رادار منهدم می شوند و بدون اتصال سکو به یک رادار کنترل آتش و جستجو، تاثیربخشی موشک های آن بطور چشمگیری کاهش می یابد. کارائی و اثربخشی زرادخانه ضدکشتی ایران به میزان بالایی به رادارهای کنترل آتش و جستجو بستگی دارد که آسیب پذیر هستند و این در حالی است که بعضی از موشک ها را با فعال کردن رادار تجسس هدف می توان بدون دید مستقیم به امید اینکه هدف خود را بیابند شلیک کرد و یا اینکه به سوی هدف هایی شلیک کرد که به ساحل نزدیک هستند.
ایران همچنین می تواند از موشک های ضدکشتی هوایی خود استفاده کند که توانایی آنها مشابه قایق های تندرو تنگه هرمز و خلیج فارس است اما هواپیماهای جنگنده خیلی بزرگ تر از موشک های ضدکشتی هستند و لذا خطر شناسایی توسط رادارهای قدرتمند موجود بر روی کشتی های آمریکایی را دو چندان می کنند.
بنابراین با شروع جنگ ایران باید فرسایش شدید را در موشک های ضدکشتی خود انتظار داشته باشد و مطمئنا با کمبود توانایی در استفاده از تمام موشک های باقی مانده مواجه خواهد شد. بنابراین با وجود توانایی این کشور در جلوگیری از ترافیک تجاری درون تنگه هرمز باید گفت که آنها تنها به مدت کوتاهی و در طی یک مبارزه کوتاه مدت قادر به بستن گلوگاه تجارت خواهند بود.
برای صعب العبور کردن این تنگه به مدت نامحدود سلاح دیگری نیاز است، سلاحی که ایستادگی در برابر آن بسیار مشکل است- مین های دریایی.