تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۷۸۷۵۷

ناقوس بیدارباش فتنه‌گران


سیروس محمودیان
پیچش نسیم مهر و به صدا درآمدن زنگ مدارس و استشمام عطر خوش حضور پرشور دانشجویان و دانش‌آموزان سر کلاس‌های درس بار دیگر به غلط، فتنه‌گران را به طمع انداخته تا باری به هرجهت جسد مومیایی شبه‌فرعونی فتنه را به ضرب چوب و چماق از درون تابوت خاک شده اصلاحات بیرون کشند تا شاید سران فتنه با مظلوم‌نمایی و تهییج دانشجویان و سیاسی کردن فضای مراکز دانشگاهی و دانش‌آموزی بخش کوچکی از دیون تاریخی‌شان را به ایالات متحده آمریکا صادقانه و وفادارانه به‌جا آورند. به هر حال میزان بدهی این مدیونان تاریخی به قدری بالاست که آنان باید برای ادای دین‌شان از هر بهانه موجه و غیرموجهی بهره جویند. فرقی هم نمی‌کند بهانه هر چه می‌خواهد، باشد. این بهانه خواه جنازه یک شیخ ساده‌لوح مطرود باشد یا نعش پای چوبه دار یک زانیه همسرکش. اگر موردی هم پیدا نشد راه‌اندازی‌ ‌پروژه تجمع افراد خودسر، مشکوک و نابخرد در منزل شیخ فتنه‌سالار و تیراندازی از داخل منزل شیخ و بازی با خبر مجروح شدن چند نفر و نهایتا گرفتن ماشه اتهام به سوی پاسداران حقیقی انقلاب اسلامی. در فتنه سبز سال گذشته رد پای آمریکا نسبت به دیگر دولت‌های غربی خیلی آشکار نبود و در آن برهه این امر تعجب خیلی‌ها را برانگیخته بود. برخی این رفتار مشکوک را در دایره تحلیل‌های سیاسی و برخی دیگر نیز آن را در عرصه مناقشات داخلی و خارجی آمریکا یا حتی تغییر رفتار شیطان بزرگ در مواجهه با انقلاب اسلامی یا احتیاط سیاسی تفسیر به احسن می‌کردند.
اما گذر زمان ثابت کرد که داستان چیز دیگری بوده است. فتنه‌پروران آمریکایی کارکشته‌تر از آن بودند که بار دیگر همانند مرداد1332 دُم به تله داده و تخم کینه و نفرت به خود را در دل ایرانیان بکارند. گانگستر‌های دولتی آمریکایی بازی با برگ‌های نیم‌سوخته‌ای به نام «مدیونان به دولت آمریکا» را که اتفاقا همگی هم کارآزموده و چهره‌ای موجه و جای گرفته در صف نخست فتنه بودند، بسیار عاقلانه می‌دانستند. قدیمی‌ترها نام «ایرج گرگین» را به‌خوبی به یاد دارند. او شوهر دوم ژاله کاظمی‌آزاد و باجناق میرحسین موسوی و برادرخانم مارکسیست اعدامی شاعر «خسرو گلسرخی» است. همان ایرج گرگینی که مدیر رادیو ایران در رژیم پهلوی بود و پای ژاله کاظمی‌آزاد، خواهر عزیز همین خانم پروفسور «رهنورد» را به رادیو و تلویزیون شاه باز کرد تا او افتخار عکس گرفتن در بغل خواننده معروف «عارف» را از دست ندهد و عکس‌های مبتذلش زینت‌بخش صفحات روی جلد مجله وقیح «زن روز» قبل از انقلاب با 7 قلم بزک و موهای طلایی سشوار کشیده باشد تا بعدها بتواند طبق سناریوی از پیش طراحی شده پای این ذخیره شیطانی «مسعود بهنود» را با برنامه «روزها و روزنامه‌ها» به عرصه رادیو تلویزیون طاغوت بگشاید و مسؤولیت مدیریت اجرایی همزمان 13برنامه تلویزیونی طاغوت را در یک ماه بر دوش گیرد. ژاله کاظمی‌آزادی که جز ایرج گرگین که در حال حاضر سردبیر و مدیر داخلی رادیو ضدانقلابی فرداست، با سیامک یاسمی و بیژن الهی نیز ازدواج کرده و در اوج ناامیدی عشقی! راهی آمریکا می‌شود تا جوانی‌های کمابیش رنگ و لعابدارش را به خوشی! در آمریکا بگذراند و برخی از ما شبه‌ایرانی‌ها که سال گذشته در مراسم روز قدس غایب بودیم یا شعار مجعول «نه غزه نه لبنان» را ناهوشیارانه سر داده بودیم، برای جبران مافات موظف شویم که به حساب خالی فتنه سبز و بعد از 30 سال برای مرگ سرطانی یک هنرپیشه مبتذل مراسم باشکوه ختم بگیریم تا شاید خداوند منان از سر تقصیرات او بگذرد. همان ژاله کاظمی‌آزادی که آنگونه مقدمات اقامت و دریافت تابعیت آمریکا را برای برادر مهندسش «کاظمی‌آزاد» فراهم می‌کند، او را خواسته و ناخواسته مدیون آمریکا می‌سازد تا او ناچار شود در شب فتنه به همراه معشوقه منافقش «فاطمه رهنما» در خیابان‌های تهران با آتش زدن اماکن عمومی ادای دین کرده که البته توسط سربازان گمنام دستگیر می‌شود.
نباید فراموش کرد که ژاله پیش‌تر مدیون برادرش شده بود چرا که او 2 بار ژاله را در سن 16 سالگی برای طنازی در عرصه هنر طاغوتی به دخمه‌های شیطانی هنرمندان سلطنتی در«استودیو شهاب» و استودیوی «دی‌سی‌آی» در پس کوچه‌های لاله‌زار! همراهی غیرتمندانه! کرده بود. کمی به عقب‌تر که بازگردیم دهه 50 ژاله کاظمی‌آزاد که با بورس تلویزیونی آریامهری در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی مثلا مشغول تحصیل در رشته علوم سیاسی بود، سخاوتمندانه! زهرا رهنورد و میرحسین موسوی را بدون کمترین سر و صدایی به آمریکا دعوت می‌کند تا مهندس جوان و زن پروفسورش را پس از برگزاری نمایشگاه «موش و گربه» و فعالیت‌های انقلابی مضحک! چند سالی نمک‌پرورده و مدیون آمریکایی‌ها کند تا آن دو نیز ناچارا در گردنه پرپیچ و خم دهه 30 انقلاب اسلامی با هدایت عاشقانه فتنه سبز نسبت به آمریکایی‌ها ادای دین کنند که شاید این نمک‌پروردگی تنها راز اصرار خصمانه میرحسین و زن پروفسورش بر مواضع باطلشان در تقابل با ملت بزرگ ایران اسلامی باشد؛ همان رازی که آنها از افشای آن و پاسخگویی به مردم در هراس شبانه‌روزی شدیدی بسر می‌برند. دلایل بدهی‌های دیگر ضلع فتنه به آمریکا کاملا روشن است. آمریکا در طول 8 سال ریاست « سید» به‌خوبی حال و هوای وی را داشت و بعدها هم، تمام هم‌پیاله‌هایش را افتخارا در خاک نحسش پناه سیاسی داده و پیشاپیش نیز برای اقامت ذلت‌بار «سید» هم در چاه ویل استکبار جهانی جای دونبش رزرو کرده و از سوی دیگر به‌واسطه عرب‌های ولنگار فاسد با یک‌میلیارد دلار حساب بانکی «سید» را آنگونه که وزیر اطلاعات خبر مستند داده پرملات‌تر کرده است اما هنوز برای خیلی‌ها علت خدمتگزاری صادقانه شیخ ساده به آمریکایی‌ها ناهضم می‌نماید که اگر فرصتی پیش‌ آید به آن نیز باید مفصلا پرداخت که او داستان غریبی دارد.
همان شیخ ساده‌لوح بازیچه‌ای که اخیرا تلاش کرد تا با راه‌اندازی‌ سناریوی حمله عوامل خودسر به منزلش شیرینی برگزاری باشکوه مراسم روز قدس را در کام ملل مستضعف به تلخی بکشاند اما افسوس که اینان از ایام‌الله 9 دی هیچ عبرتی نگرفته و همچنان در بیراهه ادای دین به استکبار جهانی به خوش‌خدمتی مشغول هستند و برای سال تحصیلی امسال با میدانداری بنیاد غصبی و شبه‌دولتی «باران» تنظیم جنجال می‌کنند که باید بهوش بود که ناقوس بیدارباش فتنه‌جویان بار دیگر در وادی علم و دیانت، منحوسانه به صدا درآمده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات