حمیرا عمرانی
چنانکه در بخش نخست مقاله اشاره شد پس از آشتی دو دولت ایران و عراق، شرایط برای فعالیتهای سیاسی امام در مخالفت با رژیم شاه بسیار سخت شد. مقامات امنیتی عراق طی مذاکرات مستقیمی از امام خواستند فعالیتهای ضدرژیم شاه را متوقفسازند و صرفاً به فعالیتهای دینی و مذهبی بپردازند. امام در پاسخ گفتند: اسلام دین سیاست است و سیاست از مذهب جدانیست و وظیفه هر فرد مسلمان است که از مسایل سیاسی آگاه باشد و در اینگونه امور دخالت کند چون سرنوشت جامعه خود اوست. من همان خمینی هستم که از اول تا به حال لحظهای تغییر عقیده نداده ام و مردم را و وظیفه ام را فراموش نمیکنم. شما هرکاری میخواهید بکنید. مقام عراقی در پاسخ امام گفت: شما در فعالیت خود آزاد هستید ولی باید ترتیبی دهید که از عراق منعکس نشود. شما کسانی را مامور کنید که سخنگوی شما باشند تا ما در مقابل رژیم شاه ادعاکنیم که در عراق کاری علیه رژیم شاه صورت نمیگیرد. امام با لبخند فرمود: آ«چه که تاثیر دارد موضع شخص من است و این صحیح نیست که من سکوتکنم و دیگران از جانب من صحبت کنند. اگر شما مرا تحمل نکنید از عراق خارج می شوم. دولت عراق منزل امام را محاصرهکرد و مدتی ملاقات کنندگان امام که از مردم عادی بودند تحت فشار قرارگرفتند و برخی از آنان دستگیر شدند. امام در اعتراض به این مساله در منزل خود تحصنکردند این اتفاق توسط انجمنهای اسلامی در سررسر جهان پخش شد و تظاهرات و مخالفتهایی علیه عراق در مناطق مختلف انجام شد. دولت عراق به دروغ، به خبرنگاران خارجی خبرداد که حصر از منزل امام برداشته شده است. در حالی که این مساله تا هجرت امام ادامه یافت.
با شروع این حرکتها از سوی دولت عراق امام تصمیم گرفتند کشور دیگری را انتخاب کنند. اولین کشوری کهن مورد نظر امام و اطرافیان ایشان قرارگرفت سوریه بود. امام ایجاد ارتباط از سوریه با ایران مشکل بود. از طرفی رابطه عراق و سوریه تیرهبود و ممکنبود عراق مانع خروج امام شود. کشور دوم کویت بود که با تمهیدات اطرافیان امام ویزای کویت گرفته شد.
در آخرین شب اقامت امام در نجف چهارشنبه دهم مهرماه 1357، امام خمینی پس از 15 شب وقفه در زیارت مزار حضرت امیرعلی(ع) به حرم مطهر امیرالمومنین مشرف شدند.
در روز یازدهم مهرماه پس از نماز صبح امام خمینی و همراهان، نجف را به مقصد مرز کویت، ترک کردند. تاکید امام بر مخفی نگهداشتن زمان هجرت بود و دولت عراق آخرین شب از موضوع مطلع شدند. آنها با دو دستگاه ماشنی حضرت امام را همراهیکردند. امام و یارانش در مرز عراق نماز جماعت اقامه کردند. برخی یاران امام که باید در عراق می ماندند، هنگام وداع ابراز ناراحتی و نگرانی میکردند. امام به آنان فرمودند: «عزیزانم، نگران نباشدی من به خاطر انجام وظیفه از نجف میروم شما هم مشغول انجام وظیفه باشید.»
به این ترتیب دو ماشین با هفت سرنشین به طرف مرز کویت حرکت کردند و پنج ماشین به نجف اشرف بازگشتند. به دلیل شرایط خاص روحی افراد غذایی که برای ناهار تهیهشدهبود در همان ماشینها باقیماند که به نجف بازگشت به اینترتیب امام در طول سفر نه ناهار خوردند و نه شام.
هنگامی که امام و همراهان وارد عبدلی مرز کویت شدند، مامورین مرزی امام را شناختند ایشان را به سالن تشریفات بردند و با مقامات بالاتر تماس گرفتند. اجازه ورود به امام داده نشد. امام به مرز عراق بازگشتند، امام مامورین عراقی امام را به ساختمان گمرک بردند، به امام اعلامکردند طبق دستور مقامات بغداد، تا زمانی که امام اعلام نکند، چه کشوری را رد نظر دارند مامورین مرزی نمیتوانند اجازه دهند امام حرکت کنند. و چون امام جواب مشخصی ندادند و گفتند نمی وانم الان بگویم کجا میروم ساختمانی از اداره امنیت عراق را برای امام در نظر گرفتند و ایشان را به آنجا منتقلکردند.
جالب این بود که در همان ساختمان، با وجود شرایط ناگوار پیش آمده، امام در کمال آرامش نماز اقامه کردند. ایشان چای و دوعدد بیسکویت میلنمودند و دقایقی را استراحت کردند. در عین حال خطاب به حاج آقا احمد فرزندشان گفتند: چرا ناراحتی؟ ما اگر منزل خودمان بودیم الان این را نداشتیم (اشاره کردند به کولرگازی) و سپس فرمودند: اینجا خیلی از خانه ما بهتر است.
در ساعت یازده شب مقامات عراقی اجازه خروج امام را صادرکردند و ایشان به بصره رفتند در مسافرخانه شرق الاوسط مستقرشدند.
در هتل نیز امام خمینی، باردیگر فرمودند: «ما اگر در نجف بودیم خانه ما اینجوری نبود، این وسایل را نداشتیم، دوش های خوبی هم دارد، همه تان دوش بگیرید.»
ایشان با این برخوردهای خاص شرایط پیش آمده را برای اطرافیان مطلوبتر میکردند. پس از مدتی امام با هواپیمای ارتش عراق به بغداد منتقلشدند و در هتلی در بغداد اقامت کردند. امام شب به زیارت کاظمین رفتند و صبح همان روز به طرف پاریس حرکتکردند.
هنگامی که در هواپیما بودند، همراهان امام از ایشان می پرسند:«اگر در پاریس نگذاشتند پیاده شویم تکلیف چیست؟» ایشان با لبخند پاسخ میدهند: «شماها از سفر خسته شدهاید شماها که جوانید نباید خسته شوید. من که خسته نشدم، جای دیگر میرویم، فکر کنید کجا برویم. بهتر است. جای دیگری از الان در نظربگیرید که اگر پاریس راه ندادند آنجا برویم.»
بالاخره امام خمینی وارد پاریس شدند و جراید نوشتند: «مبارز پیر ایران به زمین نمی چسبد.»
دولت فرانسه با شاه رابطه خوبی داشت، به همین دلیل در پذیرفتن امام قبلا موافقت شاه را به دست آورده بود. شاه تصور میکرد با رفتن امام از عراق دور شدن از ایران، بسیاری از فعالیتهای ایشان تحت تاثیر قرار خواهد گفت. به زعم سیاسیون رژیم پهلوی، از آنجا که طبق قانون فرانسه فعالیت سیاسی علیه رژیم انجام دهند. امام خمینی در منزل اعلامیه مینوشتند و نوار پر میکردند و به وسیله تلفن یا افراد پیامهای خود را ارسال میکردند. سخنان امام در ایران بلافاصله تکثیر میگردید. به این ترتیب حتی مشکل مبارزات عوض نشد، و رهبری امام در راس انقلاب هم چنان به قوت خود باقی ماند.
دولت فرانسه با اعطای ویزای اقامت برای امام موافقت نکرد در چنین شرایطی امام میتوانستند به عنوان مسافر به مدت سه ماه در فرانسه اقامت کنند.
امام در همین ارتباط اعلام کردند: «اگر لازم باشد از فرودگاهی به فرودگاه دیگر خواهم رفت و پیام برای ملت ایران خواهم فرستاد.»
به این ترتیب کلیه تشکیلات مخالفان شاه که در اروپا سالیان سال فعالیت میکردند، به صورت یک تشکیلات منسجم در اختیار امام قرار گرفتند.
امام خمینی بلافاصله پس از استقرار در پاریس در 16 مهرماه پیامی خطاب به طلاب علوم دینی، دانشآموزان و دانشجویان در سراسر کشور فرستادند و لزوم پیوند و اتحاد بین حوزه و دانشگاه، لزوم مخالفت با رژیم و سیاستهای آن، مبارزه با نفوذ کشورهای بیگانه در ایران و بیرون راندن تمامی عناصر بیگانه را به محصلین و طلاب دانشگاه و حوزه تذکر دادند.
امام خمینی در همان 16 مهرماه در محله نوفل لوشاتو که جزو حومه پاریس محسوب میشد اقامت کردند و در 17 مهرماه با دانشجویانی که خواهان ملاقات با امام بودند دیدار و سخنرانی مفصلی ایراد کردند که طی آن بسیاری از مفاسد دولت پهلوی را متذکر شدند.
از تاریخ 22/0/57 که اولین مصاحبه امام با خبرنگار فیگارو صورت گرفت. مصاحبههای امام با مطبوعات مختلف آغاز شد و فرانسه که داعیه دموکراسی و آزادی داشت نمیتوانست مانع این امر شود. از سویی، بسیاری از هواداران نهضت امام خمینی که کارمند مخابرات ایران بودند ارتباط فرانسه و ایران را تسهیل میکردند و پیامها و اعلامیههای امام از طریق تلفن به ایران میرسید، و در شهرهای بزرگ تکثیر میشد. از طرف دیگر اخبار روزنامههای ایران از طریق تلفن به امام و یارانش میرسید.
در تمام مدتی که در فرانسه اقامت داشتند پلیس در کمال نظم و دقت، امام را زیر نظر داشت و در عین حال امینت ایشان را حفظ کرد؛ به طوری که در آخرین روزهای اقامت امام خمینی درنوفل لوشاتو، رییس پلیس منطقه تقاضاس ملاقات با ایشان را کرده و امام خمینی در این ملاقات در آنان قدردانی و تشکر کرد.
نکته قابل توجهی درباره حضور امام در نوفل لوشاتو، پایگاه اجتماعی مناسبی بود که در آن مدت کوتاه امام و همراهان ایشان در میان مردم منطقه کسب کرده بودند. یکی از همراهان ایشان در خاطرات خود مینویسد:«زمانی که امام در حال بازگشت به ایران بودند و دو دختر دانشجو به درب منزل امام خمینی میروند و شیشهای از خاک فرانسه را به امام هدیه میکنند و اظهار میدارند هنگامی که ما به شخصی علاقه و محبت شدید پیدا کنیم هنگام خداحافظی و جدایی هدیه نفیس خود را که خاک وطنمان است به وی هدیه میکنیم. سپس دو عکس از امام با امضای ایشان میگیرند. این یک نمونه از میزان محبوبیت امام در میان مردم نوفل لوشاتو بود چرا که مردم ایشان را به عنوان یک روحانی مبارز مسلمان پذیرفته بودند.
در طول زمانی که امام در پاریس بودند انقلاب به اوج خود رسید و دولتهای متوالی و کوتاهمدت نظامی و غیرنظامی با سیاست متفاوت و گاه متضاد خود نتوانستند از اوجگیری انقلاب بکاهند. اما در این زمان نیز با عکسالعمل به موقع و قاطع نسبت به سران رژیم و با دادن پیامها و اعلامیههای متناسب با وقایع حرکت انقلاب را در مسیر مناسب و ایدهال هدایت کردند.
1- همگام با خورشید: ازایران تا ایران، خاطرات حجتالاسلام فردوسیپور
2 بررسی انقلاب ایران،ع،باقی.