تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۷۸۷۷۸

نظرسنجی و انتخابات


رحیم یعقوب‌زاده
یکی از جلوه‌های حضور مردم در هر جامعه مشارکتشان در انتخابات است. شرکت گسترده،‌ یا کاهش مشارکت آنان میزان اهمیت این موضوع را در بین مردم می‌رساند و علاوه‌بر آن این نکته را مشخص می‌سازد که نظام حاکم تا چه اندازه دارای مقبولیت و مشروعیت از سوی آحاد شهروندان است. اینک که حدود ده روز دیگر به یکی از مهمترین رأی‌گیری‌های سال‌های اخیر ماند‌ه ‌است و مردم در 27 خرداد 1384 بار دیگر برای تعیین رئیس‌جمهور خود به پای صنوق‌های رأی خواهند رفت، پاسخگویی به سئوالاتی همچون میزان مشارکت مردم چقدر خواهد بود، مردم به چه گروه‌ها و اشخاصی تمایل نشان خواهند داد، میزان علاقه‌مندی مردم به این دوره از انتخابات چقدر است، ‌نیازمند بررسی است و با نزدیک‌شدن به روز انتخابات موارد فوق‌الذکر اهمیت هرچه بیشتری می‌یابند. گرچه پس از روز انتخابات به طور دقیق‌تری پاسخ سئوالات فوق مشخص می‌شود اما نکته این است که قبل از آن آیا می‌توان به طریقی میزان علاقه‌مندی مردم به انتخابات و میزان مشارکت آنان را حدس زد؟ یکی از شیوه‌های متداول در این زمینه انجام نظرسنجی‌های انتخاباتی است. در حقیقت مطالعات رأی‌گیری امروزه یکی از حوزه‌های مهم مطالعات اجتماعی و ارتباطی است. در این ارتباط تحقیقات پل لازارسفلد 1 مبنی بر تاثیرگذاری عامل زمان در فرایند شکل‌گیری افکار عمومی زمینه‌ساز پژوهش‌های مهمی در عرصه انتخابات بوده‌است.
بررسی اینکه در انتخابات کدامیک از مراجع و گروه‌ها نقش دارند و در آن میان اثر و نقش کدامیک از آنان بیشتر است؟ نقش رسانه‌های خبری چقدر است؟ رهبران افکار عمومی (opinion Leaders) در انتخابات چقدر تاثیر دارند؟ چه عاملی در افزایش یا کاهش میزان مشارکت مردم در انتخابات اثر می‌گذارد؟ چه عاملی موجب رویکرد رأی‌دهندگان به گروه یا کاندیدای خاصی می‌شود؟ و... از جمله مواردی است که نه از طریق انتخابات بلکه با استفاده از نظرسنجی می‌توان به شناخت بیشتری از آن دست‌ یافت. نظرسنجی‌ها با هدف سنجش افکار عمومی در حوزه‌های مختلف سیاسی، احتماعی، اقتصادی و... همچنین تعیین میزان حمایت مردم از احزاب سیاسی انجام می‌شوند و نتایج آن اغلب در رسانه‌های گروهی منتشر می‌شوند البته در بسیاری از کشورها، انتشار نتایج نظرسنجی‌ها در خصوص مسائل حساس سیاسی نظیر انتخابات، با موانع و حتی ممنوعیت مواجه است و دلیل آن هم تاثیری است که نتایج نظرسنجی‌ها می‌تواند در سمت‌گیری رأی‌دهندگان و گروه‌های سیاسی ایفا کند. در حقیقت سنجش گرایش‌های انتخاباتی مردم موضوعی است که می‌تواند موجب شناخت تغییر و تحولات جامعه شود و موجب روشن ساختن روند تحولات و دغدغه‌های مردم در این زمینه شود و البته علاوه‌ بر کم و کیف مشارکت سیاسی، دلایل حمایت یا بی‌اعتنایی مردم را در این زمینه نشان دهد. به عنوان مثال مردم در نظرسنجی‌های متعدد انتظارات و خواسته‌های خود را از دولت و اصلاح‌طلبان مطرح کرده‌اند و نشان‌داده‌اند که خواهان بهبود شرایط و تحولات در عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی هستند. چنین موضوعاتی هیچگاه در انتخابات گفته ‌نخواهد شد بلکه در انتخابات تنها میزان آرای مردم به کاندیداهای مختلف روشن می‌شود.
براساس نظرسنجی که در تاریخ 5/11/83 در میان افراد بالای 15ساله تهرانی توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران(ایسپا) انجام‌گرفت 1/67 درصد اظهار داشتند در انتخابات ریاست‌جمهوری دروه نهم شرکت خواهند کرد،‌ 6/15 درصد شهروندان پاسخ دادند هنوز در این‌باره تصمیمی نگرفته‌اند و 2/3درصد نیز پاسخ دادند احتمال کمی دارد که شرکت کنند و 5/13 درصد با قاطعیت اعلام داشتند شرکت نخواهند کرد. مابقی نیز بی‌پاسخ بوده‌اند. حال وقتی این آمار را با نظرسنجی دیگری که توسط همان مرکز (ایسپا) که در تاریخ 15/12/83 انجام‌ شد مقایسه می‌کنیم پی به تغییراتی در نظرات مردم برده‌می‌شود. در این نظرسنجی که باز هم در میان شهروندان بالای 15ساله تهرانی انجام‌شد در مقابل این سئوال که «آیا در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری شرکت خواهیدکرد؟» 9/47 درصد مردم اظهار داشتند: «حتماً شرکت خواهیم‌کرد»، ‌8/11 درصد عنوان کرده‌اند احتمال کمی دارد که شرکت‌کنند و 15 درصد نیز گفته‌اند قطعاً در این انتخابات شرکت نخواهندکرد و 3/11 درصد شهروندان هنوز تصمیمی در این مورد نگرفته‌ بودند و 14 درصد نیز از پاسخگویی امتناع کردند. در مجموع ارقام کسانی که حتماً شرکت خواهند کرد و آنان که گفته‌اند احتمال کمی دارد که رأی‌دهند، رقم 7/59 درصد به دست می‌آید که نسبت به نظرسنجی قبل 4/7 درصد کاهش را نشان می‌دهد جالب آنکه براساس یافته‌های پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (موج دوم) وقتی سئوال چقدر احتمال می‌دهید که در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری شرکت کنید، از 4322 پاسخگو پرسیده ‌شد 9/57 درصد آنان در حد زیاد، 18درصد تا حدودی و 1/24 درصد در حد کم پاسخ دادند.2
مقایسه دونظرسنجی مربوط به ایسپا نشان می‌دهد که در فاصله بین دونظرسنجی باید تغییر و تحولاتی رخ‌داده‌باشد که نظرات مردم تغییر کرده ‌است و نکته نگران‌کننده اینکه با توجه به نزدیک‌شدن به زمان انتخابات، احتمال مشارکت مردم در انتخابات نه تنها بیشتر بلکه کمتر شده ‌است. همین امر را در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری نیز مشاهده کردیم به طوری که در انتخابات دوم خرداد 1376 (هفتمین دوره ریاست‌جمهوری) 5/79 درصد واجدین شرایط شرکت کردند ولی در انتخابات 18 خرداد 1380 این رقم به 67درصد کاهش ‌یافت. بدین‌ترتیب در نظرسنجی‌ها علاوه ‌بر آنکه میزان مشارکت یا عدم مشارکت مردم در انتخابات را ارزیابی می‌کنند، در قالب سئوالاتی دلایل عدم شرکت یا ارزیابی مردم از وضعیت موجود را نیز ارزیابی می‌کنند. از سوی دیگر با نظرسنجی می‌توان به میزان نقش احساسات و عواطف در انتخاب نامزد موردنظر پی‌برد یا آنکه میزان تاثیرگذاری شخصیت‌ها یا گروه‌های سیاسی را برآورد کرد و حتی به چگونگی تاثیر عملکرد نامزدهایی که برای بار دوم شرکت می‌کنند بر تغییر و یا ثبات رای مردم آگاهی یافت.
گرچه با تغییر شرایط جامعه و نزدیک‌شدن به زمان انتخابات نظرات و تمایلات مردم نیز تغییر پیدا می‌کند با این حال با نظرسنجی‌های انتخابتی که معمولاً به شکل دوره‌ای برگزار می‌شود می‌توان فراز و نشیب گرایش‌ها و میزان مشارکت مردم و همچین اقبال عمومی نسبت به احزاب و اشخاص را سنجید که این خود یک مزیت عمده در مقابل انتخابات است. به عبارتی تنها از طریق انتخابات نیست که گروه‌ها یا اشخاص جابه‌جا می‌شوند بلکه در واقع قدرت افکارعمومی است که این نقش را ایفا می‌کند و با شناخت آن از طریق نظرسنجی‌های انتخاباتی می‌توان محبوبیت یا عدم محبوبیت گروه‌ها، اشخاص و برنامه‌های اعلام‌شده آنها را سنجید که البته در حکومت‌های مردم‌سالار این امر اهمیت و کاربرد بیشتری می‌یابد.
البته در برخی موارد نمی‌توان نظرسنجی‌ها را کاملاً موثق و بی‌نقص در نظرگرفت و گاهی نظرسنجی‌ها در تطابق با واقعیت با خطا روبه‌رو هستند.
به عنوان مثال نظرسنجی‌ها علت تغییر رأی آن دسته را که در انتخابات عکس‌العمل دیگری غیراز آنچه که در نظرسنجی ابراز کرده‌بودند معلوم نمی‌سازند ضمن آنکه از قدرت پایانی و ثبات در طول زمان برخوردار نیستند چرا که رادیو، تلویزیون، مطبوعات، رهبران افکار عمومی که به دلیل برخورداری از قدرت بیان و قدرت نفوذ سعی دارند با توصیه‌های خود آرای شهروندان را در جهت خاصی هدایت کنند و این کافی است تا نظرات مردم هیچ‌گاه در مدت زمانی طولانی ثابت نماند.
به عنوان مثال در صورت وجود تفاوت در آرای مردم در انتخابات با آنچه که در نظرسنجی‌های انتخاباتی مطرح کرده‌اند باید با در نظرگرفتن شرایط جامعه، در پی علل و انگیزه‌های این جابه‌جایی نظرات بود و اگر دلیل توجیه‌کننده و قانع‌کننده‌ای وجودنداشته‌باشد آنگاه یکی از برداشت‌ها آن است که نظرسنجی غیرعلمی و توام با خطا بوده‌است، میزان وفاداری به اشخاص و گروه‌ها، میزان بی‌تفاوتی یا علاقه‌مندی به مسائل سیاسی،‌مشکلات اقتصادی، شعارهای کاندیداها در جریان انتخابات،‌ اقدامات رقیب یا رقبا، رفتار و سخنرانی‌های کاندیداها و... از جمله عواملی هستند که می‌توانند میزان مشارکت مردم یا گرایش آنها به فرد یا گروه‌های سیاسی را تحت‌تاثیر قراردهند.
ازسوی دیگر افرادی که در نظرسنجی‌ها اعلام‌کردند در انتخابات شرکت می‌کنند اما در اثر پیشامد یا گرفتاری‌ها عملاً در انتخابات شرکت نکرده‌اند، یا افرادی که بی‌تفاوتی یا بی‌اعتنایی خود را در نظرسنجی اعلام داشته‌اند اما ناگهان تصمیم به شرکت در انتخابات می‌گیرند یا آنان که در اثر افزایش ضریب نفوذ و فعالیت رسانه‌ها و شیوع آن در جامعه، تحت‌تاثیر قرار می‌گیرند از جمله عللی هستند که باید بررسی شوند. این امر به اثبات رسیده‌است که حتی اگر فرد بسیار بی‌تفاوت باشد و حتی سعی کند خودش را از تبلیغات رسانه‌ها در این خصوص دور نگه دارد اما در فرایند گروهی از جمله خانواده و دوستان ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد.
علی‌الخصوص در جامعه ایران که افراد عموماً وابسته به خانواده هستند. «محتوای پیام‌های رسانه‌ها، تمایلات قبلی مخاطب را برای موافقت یا مخالفت با موضوع تقویت می‌کنند و می‌تواند بر میزان موافقت مخاطبان با دیدگاه نهادها و احزاب سیاسی بیفزاید»3 از سوی دیگر برگزاری نشست‌های تبلیغاتی و حوادثی که مستقیماً گرایش به فرد یا گروه‌های سیاسی را نیرومند یا ضعیف می‌سازد نیز به نوبه خود تاثیرگذار هستند.
همچنین وابستگی‌های اجتماعی و پایگاه طبقاتی نیز می‌تواند بر نوع گرایش‌ها تاثیر بگذارد، به عنوان مثال بازاریان در ایران عموماً به فرد یا گروهی رأی خواهندداد که در بیانات و شعارهای خود به پایبندی به نظام اقتصادی باز و آزاد اشاره کرده‌باشند و در عین حال شعارهایشان رنگ و بوی مذهبی داشته‌باشد. علاوه‌بر آن در نظرسنجی همواره باید این نکته را در نظر داشت که نگرش‌های پاسخگویان میان یک مصاحبه و مصاحبه بعدی ممکن است تغییر پیدا کند که این مسئله در بین کسانی که هنوز تصمیمی نگرفته‌اند بسیار زیاد است. اختلاف فاحش نتایج نظرسنجی‌ها با واقعیت می‌تواند علل مهم دیگری داشته‌باشد از جمله تبلیغات و اقدامات ستادهای انتخاباتی که دارای تاثیرات شگرفی هستند علی‌الخصوص بر کسانی که در قبل از انتخابات و در نظرسنجی‌ها به بی‌تفاوتی خودشان اشاره کرده‌اند. تصمیم این اشخاص در لحظه آخر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد چون چنین کسانی اغلب با یک سخنرانی یا یک تصادف غیرمنتظره تصمیمشان را به نفع یک نامزد انتخابات می‌گیرند.
بدین ترتیب با استخراج نتایج حاصل از نظرسنجی‌ها می‌توان با تمهیدات لازم آن دسته از مردمی که تمایل به شرکت در انتخابات را ندارند مورد مطالعه قرارداد و بر همان اساس علت‌ها را جست‌وجو کرد و تا حدودی به حجم طبقه‌ای که از آن به «آرای خاموش» تعبیر می‌شود پی بد. در واقع نظرسنجی‌ها این امکان را فراهم می‌آورند تا اطلاعات دقیق‌تری درباره عوامل تعیین‌کننده در چگونگی آرا را جلب خواهندکرد پی می‌برند. همچنین براساس آگاهی‌های به دست‌آمده در نظرسنجی‌ها، ابعاد مختلف موضوع مشخص می‌شود این امکان ایجاد می‌شود تا گروه‌ها و اشخاص سیاسی، درصدد برطرف‌کردن ضعف عملکرد خود و جلب رضایت هرچه بیشتر مردم برآیند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات