گروه سیاسی، محبوبه ابویی: هر نظامی که برپا میشود اهداف خاص خود را دنبال میکند، انقلاب اسلامی هم با هدف برقراری عدالت، تمهید آزادی و استقلال و خودکفایی به ظهور رسید. اما عشق اولیه را افتاد مشکلها و اکنون پس از 26 سال و روی کار آمدن دولتهای مختلف با گرایشات گوناگون هنوز در بسیاری از زمینهها شاهد مشکلات و معضلات ریز و درشتی هستیم و هر دولتی با شعار رفع نابسامانیها با استفاده از روشهای خاص خود از مردم رای میطلبد، اما سوال اصلی اینجا است که با وجود ثروت عظیم نفت و دریای خروشان نیروی انسانی و منابع کمنظیر طبیعی چرا هنوز نتوانستهایم یک زندگی آرام و با رفاه نسبی توام با کرامت انسانی و آزادی فراهم نماییم؟
ریشههای این بحران کارآمدی را در کجا باید جست؟ مدیران ناکارآمد، عدم وجود شیوههای درست در انجام اقدامات مدیران، ساختار نادرست نظام اداری کشور، نبودن فرهنگی کار جمعی در میان ایرانیان... کدام یک این بحرانها را به وجود آورده است؟
ویژگی دولت جدید چیست که برخلاف دولتهای پیشین در خود توان حل این مشکلات را میبیند؟ در این مورد رسول منتجبنیا عضو موسس اعتماد ملی میگوید ما در جامعهیی زندگی میکنیم که از نظر ظرفیتهای نیروی انسانی و پتانسیلی که در کشور وجود دارد غنی هستیم و نیروهای بالقوه فراوانی برای عهدهداری انواع مدیریتها داریم ولی هیچوقت این نیروها شناسایی نمیشوند چون یک سیستم و یک مرکزیتی وجود ندارد که نیروها را شناسایی و سوابق آنها را بایگانی کند و مشکل دومی که وجود دارد این است که ما در پرورش نیروها مشکل داریم.
زیرا نه میتوانیم برای نیروها سرمایهگذاری کنیم و نه برنامهریزی حساب شدهای داشته باشیم، اگر کارهایی نیز برای نیروها انجام شده بسیار محدود و اندک است و برای شکوفایی استعداد نیروهای بالفعل هیچ توجهی صورت نگرفته است و مشکل سوم و مهم و مخربی که جامعه را تهدید میکند مسائل سیاسی، خطی و باندی بودن مدیریت است که به صورت غیرفعال قبول در جامعه رشد پیدا میکند.
فرد یا افرادی که در یک جناح تصدی قوه و نهادی را برعهده میگیرند به جای آنکه از نیروهای لایق و کارآمد استفاده کنند سادهترین کاری که انجام میدهند تسویه حساب با نیروها از ردههای بالا تا پایین و جذب نیروهای همفکر و هم سلیقه خودشان با هر میزان از شایستگی است! که این کار غیرعقلا و غیرمنطقی است.
وی در ادامه گفت: متاسفانه این مشکل در هر دو جناح کشور وجود دارد. ولی در جناح موسوم به محافظهکار یا راست، چون اصل «هرکس با ما نباشد دشمن ما است» حکمفرما است از شدت بیشتری برخوردار است.
البته اصلاحطلبان تا حدودی تحمل بیشتری دارند و با اینکه تسویه حسابهای ناقصی هم بوده است، ما در این زمینه ملاحظهکارتر بودهاند. نتیجه این عملکردها این است که یکباره ظرف مدت چندماه جمع عظیمی از نیروهای مجرب بایکوت میشوند و نیروهایی که روی کار میآیند یا اکثرا صفرکیلومتر هستند یا فرسوده شدهاند و یا مدتها از فضای کار فاصله داشتهاند.
مجموعه این علل و عوامل باعث شده در کشور همیشه دچار بحران مدیریتی باشیم. مدیری که نتوانست مدیران لایق را جذب کند آن فرد عاجزترین مدیر در جامعه است.
در این باره کریم ارغندهپور یک عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان اینکه بحران کارآمدی یکی از مسائل مهم ساختار سیاسی در کشور است میگوید: بحران کارآمدی به مقوله مدیریت کاملا مرتبط است و آن را قبول دارم و ساختار سیاسی کشور ما طوری است که این بحران نتیجه محتوم آن است و این مساله مدیریت مثل یک «دور» میماند همانطور که بحران کارآمدی داریم مشکلات توسط مدیران نیز کمتر پیگیری میشود و بالعکس.
در همین راستا سعید لیلاز اظهار میدارد: کلیه اطلاعات و آمارهای موجود نشان میدهد که از تمام منابع موجود در کشور استفاده نمیکنیم و بحران کارآمدی علل و عوامل خاصی دارد: 1- سیستم دولتی بوده اقتصاد ایران 2- آغشتگی اقتصاد به درآمدهای نفتی 3- قوانین متناقض و سردرگم در حقیقت ترمزکننده در ایران است 4- فقدان امنیت سرمایهگذاری، امنیت جانی و قضایی در ایران 5- زمینههای فرهنگی و تاریخی است که باعث میشود ما تنوع بهرهبرداری لازم را در جهان نداشته باشیم.
وی در ادامه میگوید: سیستم اقتصادی ایران به عنوان اقتصاد دولتی به یک سیستم کارآمدی در نخواهد آمد تا وقتی که اقتصاد آزاد و رقابتی نشود ما در مسیر کارآمدی گام برنخواهیم داشت.
فیاض زاهد، استاد دانشگاه نیز در این خصوص گفت: بدون تردید از نظر بسیاری از جامعهشناسان و فعالان سیاسی روند قدرت در جامعه 1- ضعف مدیریت 2- عدم چرخش مناسب قدرت در نظام سیاسی موجب حذف بخشی از نیروهای توانا در کشور شد و دیگر اظهارنظر شخصیتهایی که مسئولیت پاسخگویی ندارند در مورد همه مسائل مخدوش کننده مدیریت در جامعه است. وی گفت: بعد از استقرار انقلاب اسلامی ناچار به یک تصفیه در بخشهای سیاسی شدیم و بسیاری از نیروهای کارآمد حذف شدند.
مدیران لایق
سعید لیلاز درخصوص استفاده از مدیران لایق در دولت احمدینژاد بیان میدارد: این حرف درست نیست که در تمام 27 سال گذشته ما مدیر لایق نداشتهایم ما مدیران لایق به جامعه تزریق کردیم و مدیر نالایق برداشت کردیم و آقای احمدینژاد نتایجی که تاکنون به دست آمده کسب نخواهد کرد تا حرکت اقتصاد به سمت آزادسازی شامل خصوصیسازی، مقرراتزدایی، تغییر قوانین کار و بیمه و تنشزدایی از روابط بینالملل نباشد نمیتوان به سمت دولتی کارآمد پیش رفت.
همچنین رسول منتجبنیا در خصوص حل بحران کارآمدی در دولت آینده گفت: من نمیدانم که دولت آینده میتواند کاری انجام دهد یا خیر، این مساله در آینده نه چندان دور روشن میشود. به نظر من متاسفانه در کشور ما عقل و منطق جای خود را به باندبازی داده است و برای حل این مساله باید همه نیروهای کارآمد را فارغ از اینکه چه سلیقهیی و چه نظری دارند بشناسیم و از آنها استفاده کنیم.
وی در ادامه افزود: تفاوتی بین عهدهداری احمدینژاد و خاتمی در زمینه مسائل و امکانات مادی وجود ندارد و زمانی که خاتمی مسئولیت جامعه را برعهده گرفت کمر مملکت زیر وام سنگین کشورهای خارجی در حال خمشدن بود و وضعیت تورم اصلا مناسب نبود و با مشکلات داخلی فراوانی مواجه بودیم. قیمت نفت به پایینترین نرخ خود رسیده بود در حالی که احمدینژاد با سطح کمتری از قرض مواجه است و از آن طرف وضعیت تورم معقول و منطقی شده و قیمت نفت به بالاترین حد خود رسیده است. این هنرمندی دولت و رئیسجمهور است که از این امکانات مادی فوقالعاده مناسب استفاده کند. در این راستا کریم ارغندهپور گفت: بطور کلی در مورد دولت آینده نمیشود تصمیم گرفت ما هر چی بگوییم مثل شعار میماند ما تا به حال چیز خاصی از آقای احمدینژاد ندیدهایم که احتمال دهیم بحران کارآمدی را حل خواهد کرد.