تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۷۸۷۸۷
بنویسیم چه؟

دانشواره فرهنگ سیاسی


دانشواره فرهنگی سیاسی را نخستین بار «گابریل آلموند» در علم سیاست به کاربرد. «ساموئل براندر» و «آدام اولام» نیز از پیشگامان کاربرد آن هستند. «آلموند» فرهنگی سیاسی را الگوی ایسنارها و سمت‌گیری‌های فردی نسبت به سیاست درمیان اعضای یک نظام تعریف می‌کند. «سیدنی وربا» بر این نظر است که فرهنگی سیاسی از نظام اعتقادی تجربی، نمادهای معنی‌دار و ارزش‌هایی که معرف کیفیت انجام اقدام سیاسی‌اند تشکیل می‌یابد. به اعتقاد «پروفسور بال» فرهنگ سیاسی ترکیب، ایستارها، اعتقادات شور و احساس و ارزش‌های جامعه مرتبط با نظام سیاسی و مسائل سیاسی است. «بیرو اولام» عقیده دارند که جنبه‌های خاصی از فرهنگ عمومی جامعه به طور ویژه با چگونگی برخورد با حکومت و اینکه باید چه وظایفی را انجام دهد ارتباط ‌دارد. این بخش از فرهنگ را می‌توان فرهنگ سیاسی نامید.
«لوسین پای» نظر می‌دهد که فرهنگ سیاسی مجموعه ایستارها، اعتقادات و احساساتی است که به روند سیاسی نظم و معنی می‌دهد و فرضیه‌ها و قواعد تعیین‌کننده حاکم بر رفتار نظام سیاسی را مشخص می‌کند.
تحلیل تعریف‌های گفته شده از فرهنگ سیاسی، این نتیجه را به‌بار می‌آورد که فرهنگ سیاسی دارای اجزای معینی است که در عرصه جامعه شناختی جایگاه برجسته‌یی دارند. این اجزا عبارتند از: ارزش‌ها، باورها و ایستارهای احساسی مردم نسبت به نظام سیاسی خودشان.
انواع فرهنگ سیاسی
آلموند و وربا با فرهنگ سیاسی را به سه دسته تقسیم کرده‌اند: 1- فرهنگ سیاسی محدود 2- فرهنگ سیاسی تبعه 3- فرهنگ سیاسی مشارکت.
فرهنگ سیاسی محدود، به کسانی مربوط می‌شود که از نظام سیاسی خود آگاهی چندانی ندارند. در این نوع از فرهنگ سیاسی توانایی مقایسه تغییراتی که نظام سیاسی آغاز کرده است وجود ندارد. افراد دارای فرهنگ سیاسی محدود یا دستخوش انجماد فکری، از نظام سیاسی هیچ انتظاری ندارند. ساختار سیاسی نظام‌های قبیله‌یی و پادشاهی‌های متمرکز آفریقا بطور عمده از این نوع هستند.
در فرهنگ سیاسی تبعه، شهروندانی را که از نقش‌های گوناگون حکومت مانند مالیات‌گیری و قانونگذاری آگاه هستند. تبعه سیاسی می‌نامند. اینگونه افراد از راههای نفوذ بر نظام سیاسی ممکن است اطلاع خاصی نداشته باشند. یا زیربناهای جامعه نشناسد و به عنوان مطرح‌کنندگان خواست‌ها هیچ تصور روشنی از خود دارا نباشند. این افراد برای حل و رفع دشواری‌های پیش‌آمده به رئیس محلی یا رئیس خانواده مراجعه می‌کنند و در تصورشان نمی‌گنجد که آنها را باید خوشان حل و رفع کنند. و بالاخره در فرهنگ سیاسی مشارکت، مردم و افراد جامعه در زندگی سیاسی مشارکت می‌کنند. مشارکت‌کنندگان سیاسی افرادی هستند که از ساختار و روند نظام سیاسی و خواست و نظام‌های سیاسی خود آگاهند و در کار تصمیم‌گیری دخالت می‌کنند. مشارکت‌کنندگان سیاسی ایستارهای خاص نسبت به ساختارهای سیاسی مانند احزاب و گروه‌های ذی نفوذ و نقش‌های آنها در این ساختارها می‌گیرند.
آلموند و همکارانش که سه نوع فرهنگ سیاسی را مشخص‌ کرده‌اند در ضمن می‌گویند که افراد فرهنگی سیاسی محدود و تبعه را می‌توان در فرهنگ سیاسی مشارکت هم دید و یک فرد ممکن است هر سه جنبه را در خود ترکیب کند که از این ترکیبات سه نوع مختلف فرهنگ سیاسی پدیدار می‌شود: 1-فرهنگ سیاسی محدود - تبعه 2- فرهنگ سیاسی تبعه - مشارکت 3- فرهنگی سیاسی مشارکت – محدود.
«روزنبان» هم معتقد است که غیرمحتمل است در جامعه‌های نوفرهنگ سیاسی یکدستی یافت‌ شود. به جگای آن ترکیبی از سمت‌گیری‌های مختلف وجود دارد، بطوری که فرهنگ سیاسی واقعی مخلوطی از عناصر گوناگون است. او همچنین معتقد است که افزون بر سه نوع فرهنگ سیاسی، فرهنگ‌های سیاسی دیگری نیز وجود دارند که عبارتند از:
مدنی:
این نوع فرهنگ در جامعه‌یی دیده ‌می‌شود که در آن قدرت و اختیار تصمیم‌گیری در دست نخبگان ویژه‌ای است و توده‌ها بطور مستقیم در آن شرکت ندارند، بلکه احساسات و تمایلات خود را توسط نمایندگان خود که درواقع بطورکلی جوابگوی مردم نیستند، بیان می‌کنند. این گونه فرهنگ سیاسی در جامعه دموکراتیک وجود دارد.
غیرمدنی:
اینگونه فرهگ در جامعه‌یی وجود دارد که در آن مردم بی‌توجه به دین تحلیلی رفتار می‌کنند. به عقیده آلموند و پاول فرهنگ غیردینی، فرهنگی است که در آن سمتگیری سنتی و ایستارها راه روندهای پویای تصمیم‌گیری مربوط به جمع‌آوری اطلاعات، ارزشیابی اطلاعات، تعیین جریان عمل بدیل، انتخاب مسیر در میان مسیرهای احتمالی و ابزارها را که بدان وسیله کسی در می‌یابد آیا مسیر عمل معینی نتایج مورد نظر را به بار می‌آورد یا نه باز می‌کند.
ایدئولوژیک:
اینگونه فرهنگ در کشورهایی وجود دارد که در آنها ایدئولوژی خاصی تشویق می‌شود و مردم مجبور به پیروی از آن هستند. در اتحاد جماهیر شوروی سابق فرهنگ سیاسی ایدئولوژیک وجود داشت و الا در کشور چین نیز می‌توان این فرهنگ سیاسی را مشاهده ‌کرد.
همگن:
این نوع فرهنگ در جامعه‌یی وجود دارد که در آن مردم در مورد هدف‌ها و ابزارهای دست‌یافتنی به آنها نظرات سیاسی یکسانی دارند. رهبران احزاب سیاسی گوناگون هم ایدئولوژی‌های یکسانی دارند مانند انگلستان یا آمریکا.
چندپاره:
این فرهنگ در جامعه‌یی وجود دارد که در آن مردم درباره هدف‌های سیاسی و ابزارهای دستیابی به آنها نظرات یکسانی ندارند. اینگونه فرهنگ سیاسی بطور عموم در کشورهای دارای نظام چندحزبی وجود دارد. فرانسه و ایتالیا نمونه‌هایی از این فرهنگ هستند.
اهمیت فرهنگ سیاسی:
اولین اهمیت فرهنگ سیاسی در این نکته است که با مطالعات مربوط به توسعه سیاسی ارتباط تنگاتنگی دارد. نظام سیاسی معینی از دیگر نظام‌های سیاسی نه تنها بر پایه ساختارها بلکه به واسطه فرهنگ‌های سیاسی موجود در آن تفاوت می‌یابد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات