تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۷۸۸۰۷
نهضت آزادی ایران و ملی - مذهبی‌ها

دموکراسی چند بعدی است

مقدمه: گروه سیاسی: محمد بسته‌نگار از فعالان ملی- مذهبی از جمله کسانی بود که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری هوادار شرکت در انتخابات بود و اکنون با دیگر فعالان سیاسی- اجتماعی در تلاش برای تشکیل جبهه دموکراسی‌خواهی ‌است. او در گفت‌وگو با سایت اینترنتی «روز آن‌لاین» به واکاری دموکراسی در ایران پرداخت.

* به نظر شما پیش‌نیازهای تحقق دموکراسی در جامعه ما وجود دارد؟
** من نمی‌خواهم بگویم ما تماماً به مسائل فرهنگی و اجتماعی بپردازیم و از دیگر مسائل غافل شویم. باید در چارچوب دموکراسی به مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توجه کنیم.
* مشخصاً در جبهه دموکراسی‌خواهی به همه این ابعاد توجه می‌شود؟
** صددرصد آن را ایده‌آل نمی‌دانم، ولی کوشش و تلاشی است که عده‌ای انجام می‌دهند.
* یعنی این حرکت به لحاظ نظری و عملی با حرکت‌های قبلی تفاوت دارد و نسبت به آنها تفوق دارد؟
** بله. یک مقدار تفوق دارد.
* جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت سه اصل این جبهه است، آیا در این صورت احزاب سکولار می‌توانند در این جبهه حضور یابند؟
** این از جمله مسائلی است که در حال بحث و بررسی آن هستیم. به هر حال ما که نمی‌توانیم حقوق این احزاب و افراد را نادیده‌ بگیریم.
* با توجه به اینکه شما در جلسات جبهه دموکراسی‌خواهی شرکت می‌کنید آیا می‌توانید پیش‌بینی کنید که این جبهه به طور رسمی چه زمانی آغاز به کار خواهد کرد؟
** من از جمله افرادی هستم که معتقدم باید بگذاریم این جریان به صورت طبیعی روند خود را طی کند. اگر بخواهیم به صورت مکانیکی اعلام کنیم و بعد در تحقق آن درمانده شویم، مشکلات بیشتری به دنبال دراد. پس بهتر است بگذاریم سیر خود را طی ‌کند.
* در خصوص مسائل آموزشی جبهه هم‌صحبتی به میان‌ می‌آید؟
** به نظر من این کار هم باید صورت بگیرد، اما در کنار این جبهه چند تشکل دیگر هم وجود دارد، از جمله کانون مدافعان حقوق‌بشر و جمعیت دفاع از حقوق زندانیان و... که اینها هم باید به این مسائل بپردازند تا وقتی این جبهه تشکیل شد هماهنگی صورت گیرد و کارها تقسیم شود. این مسائلی است که در آینده باید روی آن بحث کرد.
آغاز دوره نقد عملکردها
گروه سیاسی: در پی درج قسمت‌هایی از سخنرانی تقی رحمانی در صفحه 6 احزاب روز یکشنبه 29 آبان‌ماه وی توضیحاتی را به دفتر روزنامه ارسال‌کرد. در توضیح رحمانی آمده‌است: در گزارش سخنرانی من در اراک مطالبی از قول اینجانب نقل شده‌بود که قدری نارسا و نامفهوم به نظر می‌رسید لذا ارائه توضیحاتی را لازم دیدم. در بحثی که با عنوان «مشکل‌گذار به دموکراسی»درج شده‌بود سعی شده‌بود در ذیل سه عنوان 1- آشفتگی فکری- تئوریک و علمی- فنی 2- ناهنجاری ساختاری 3- بی‌سامانی اجتماعی و بی‌سازمانی قدرت سیاسی به طرح موضوع پرداخته‌ شود.
1- در قسمت آشفتگی فکری- تئوریک و علمی- فنی قصد آن داشتم توضیح دهم که موج‌های اندیشگی جهان وطنی تا در جامعه ما در بستر عینی مناسب بومی نشوند، در عین اینکه حرکت‌زا هستند، اما سرانجام خوبی نخواهند داشت. در این مورد تجربه گفتمان پیشرفت و ترقی و حکومت مشروطه براساس دولت- ملت مدرن توضیح داده‌شد که نتیجه آن انقلاب مشروطه و نهضت ملی به تحقق قانون مشروطه منجر نشد. همچنین از گفتمان جهان وطنی عدالت سوسیالیستی مثال آورده‌شد که مسیر مطلوبی را طی نکرد، اگرچه شورها و شوق‌ها برانگیخت، اما دستاورد ملموسی برجای نگذاشت. در همین رابطه توضیح داده‌شد که گفتمان جهان وطنی حقوق بشری که متداول زمانه شده نمی‌تواند به سرنوشت اینچنینی منجر شود. می‌باید هوشیار بود تا این گفتمان در بستر عینی جامعه جا باز کند. در مورد ویژگی علوم و فنون نیز توضیح داده‌شد که بحث‌های دانشگاهی و علمی در جامعه ما منقطع و از هم گسسته و به دلیل فقدان مراکز پژوهشی مستقل دستخوش تحولات سیاسی و سلیقه‌ها می‌شوند. همچنین این علوم و فنون با ویژگی اجتماعی و فرهنگی ما چفت نمی‌شوند.
2- ناهنجاری ساختاری؛ آشفتگی فکری- تئوریک و علمی و رفتاری و فنی در کنار ساختار ناهنجار که در دوران جدید شکل گرفته‌ مزید برعلت امر کم‌دستاوردی در جامعه ما شد. دولت شبه مدرن با نهادهای جدید، نهادهای سنتی را به خوبی هضم نکرده‌ و این نهادها بدون تامل با یکدیگر در جامعه دارای حرکت موازی هستند و درنهایت با یکدیگر به شکل تقابلی برخورد کرده یا بی‌اعتنا از کنار هم می‌گذرند که نتیجه آن هرزرفتن نیروهای اجتماعی است. حرکت موازی حوزه‌های علمیه و انشگاه که یکدیگر را درک و هضم نمی‌کنند، یا ساختار آموزش رسمی کشور که با نظام تولید و خدمات تناسب و رابطه منطقی ندارد، نمونه‌ای از این نوع ناهنجاری‌ها است.
3-بی‌سامانی اجتماعی و بی‌سازمانی قدرت سیاسی؛ خلاصه سخن این قسمت این‌ بود که حکومت بانی می‌خواهد و حکومت دموکراسی مبتنی بر دولت و ملت مدرن، نیاز به جامعه سازمان داده‌ شده دارد که این جامعه در قالب نهادهایی اعم از اصناف، نهادهای مدنی فرهنگی و قومی و غیره سامان می‌یابد که ما فاقد چنین سامان اجتماعی هستیم. پس در بی‌سامانی اجتماعی و فقدان سازمان قدرت سیاسی مدرن (که احزاب و سازمان‌های سیاسی است) بانی تحول و تغییر دولت وجودنداشته و در نتیجه تحولات اجتماعی و سیاسی به نتیجه مطلوب منتهی نمی‌شود و خلاصه این که حکومت، بانی مدرن دموکرات ندارد. در نتیجه تحولات و اصلاحات اجتماعی- سیاسی اگر در پی سامان اجتماعی یعنی تقویت نهادهای مدنی و حوزه عمومی قوی و به یک معنا سازماندهی جامعه نباشند و هم به تقویت احزاب و سازمان‌ها که بانی قدرت سیاسی هستند توجه نکنند، نمی‌توان گامی به جلو برای تحقق دموکراسی برداشت. در ادامه این بحث رفتار جریانات روشنفکری- سیاسی از منظر راهبردی مورد نقد و بررسی قرار گرفت. همچنین تاکید شد که دوره نقد عملکردها فرارسیده، منتها بهتر آن است که هر جریان و فرد از خود نقد را شروع کند و در نقدهای منصفانه از دیگران و نقد صریح از خود، خروجی‌های راهگشا برای آینده خلق شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات