ماهیت و پتانسیل ایران در مین های ذخیره شده این کشور بر خلاف موشک های ضد کشتی نا معلوم است. تهران سالهاست که به جمع آوری انبوهی از این مین ها مشغول است غالبا از روسیه و چین. بسیاری از آنها مین های شناور مهار شده ای (Moored contact mine) هستند که بر روی سطح دریا و یا چندین متر زیر سطح دریا قرار دارند و برای انفجار حتما باید با بطور فیزیکی با بدنه کشتی تماس پیدا کنند. اما علاوه بر این ایران به مین های پیچیده تر و حساس تری نیز دست پیدا کرده است. (برخی از آنها صوتی هستند و برخی نیز با نیروی مغناطیسی منفجر می شوند و لذا به فلز بدنه کشتی حساس هستند) و بگونه ای طراحی شده اند که در صورت انفجار یک اژدر (موشک ضد کشتی) هدایت شده و یا هدایت نشده از خود رها می کنند.
بنظر می رسد ایران در داخل کشور مین های دریایی تولید می کند و همین امر یک مشکل بزرگ برای عملیات پاکسازی میادین مین در تنگه هرمز محسوب می شود. مین های دریایی برای اثر بخش بودن نیاز چندانی به پیچیدگی ندارند. مین ها، با هزینه ای نسبتا پایین اما بسیار موثر و سهولت در استفاده جزو مواد منفجره موسم به IED تلقی می شوند که تنوع آنها در زرادخانه های دریایی ایران نا محدود است. مسئله این نیست که ایران چه تعداد از این مین های مدرن در اختیار دارد، بلکه مسئله اینجاست که ایران مرزهای خود را با چه چیزی فرش کرده است و به چه تعداد. اگرچه این مین ها کهنه و قدیمی هستند و در شرایط خوبی نگهداری نمی شوند اما می توانند فاجعه بیافرینند، بسیاری از همین مین ها ممکن است هدفمند و در جهت نیازهای ایران و روش های استفاده مخصوص آنها ساخته شده باشند.
متدهایی که کشور ایران برای استفاده در سر دارد خیلی بیشتر از تعداد کشتی های جنگ مینی می باشد، کشتی هایی که با هدف مخصوص ساخته شده اند. نه تنها لنج های ماهیگیری و کرجی ها برای اهداف جنگ مینی بازسازی شده اند بلکه بازوی دریایی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران نیز در استفاده از قایق های پر سرعت نه تنها در عملیات های خاص و گروهی بلکه در تعبیه مین های دریایی صاحب نام است. با توجه به عدم وجود ا طلاعات کافی در زمینه توانایی ایران در تعبیه مین ها و همچنین میزان ذخایر مینی این کشور، نمی توان تخمین زد که پاکسازی تنگه هرمز از مین چقدر کار می برد. همه چیز بستگی به آینده و پیامدهای غیر قابل پیش بینی آن دارد. احتمالات بیشماری داده می شود. شاید ا یران بطور مخفیانه چند روز قبل از آنکه نیروی نظامی آمریکا آن را تشخصی دهد به جاسازی مین ها بپردازد. شاید هم پس از اولین حمله آمریکا دست به تعبیه مین ها بزند که در این صورت توانایی مین گذاری این کشور را خیلی دست کم گرفته اند. این سوال که کدام جناح حمله را شروع خواهد کرد نقش مهمی را در این سناریو بازی می کند.
اما واضح است که در صورت بروز «بدترین سناریو» ایران هم در زمینه توانایی و قدرت و هم در زمینه زرادخانه با کمبود مواجه خواهد شد چراکه برای جلوگیری از ورود هرگونه کشتی به آبراه باید یک میدان مین وسیع در عرض تنگه ایجاد کند که مستلزم ده ها هزار مین می باشد. با وجود اینکه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و دیگر نیروهایی که در این عملیات مین گذاری شرکت می کنند دوره های تمرینی بسیاری را می گذرانند، اما سطح مهارت آنها هیچگاه شناخته شده نیست و اگرچه ایرانی ها قایق های مین گذار بسیاری را در اختیار دارند اما توانایی آنها در هدایت دقیق قایق ها در دریا و هماهنگی لازم برای ایجاد یک میدان مین وسیع با توجه به تعداد بالا و درهم برهم مین گذاران، کرجی ها و لنج ها و قایق های قصیر الجثه سوال برانگیز است.
مهمترین مسئله و بزرگ ترین مشکل ایران حضور پررنگ آمریکای ها در نزدیکی تنگه و گوش به زنگ بودن آنهاست. ایران نمی تواند آزادانه و در وقت دلخواه اقدام به مین گذاری کند. البته نمی توان مین گذاری محدود و مخفیانه را غیر ممکن دانست اما تهران نمی تواند از احتمال دستگیری چشم پوشی کند - پیامدهای قابل توجهی را بدنبال خواهد داشت که مهم ترین آنها حمله نظامی آمریکا است. هرگونه عملیات مین گذاری باید در کوتاه ترین مدت، بالاترین سرعت و بصورت مخفیانه انجام گیرد.
در ضمن خسارتی که مین ها می توانند وارد کنند، هر چند به تعداد انبوه، محدود است. بیشتر مین های دریایی، خصوصا مدل های قدیمی آنها، تنها قادر به وارد ساختن یک آسیب جزئی هستند. در جنگ نفت کش ها، نفتکش بریجستون کویت و ناوچه موشک انداز رابرتز USS Samuel B Roberts) در سالهای 1987 و 1988 مورد اصابت مین های ایرانی واقع شدند. با وجود اینکه هر دو آسیب دیدند اما هیچ کدام غرق نشدند.
اما همانطور که گفته شد در جنگ مین ها هدف اصلی جنبه روانشناسی دارد. عدم اطمینان از واقعی بودن یک تهدید و ترس حاصله از آن بسیار حائز اهمیت است و ایران با دستاویز قرار دادن این امتیاز اقدام به جلوگیری از عبور و مرور در تنگه می کند. با برخورد تنها یک کشتی به یک مین دریایی می تواند به سرعت و بصورت وحشتناکی قیمت های نفت جهانی را مورد تأثیر قرار دهد. اما این تهدید تنها به اینجا ختم نمی شود و باید شرایط بحرانی اقتصاد جهانی را نیز مد نظر قرار داد. افزایش شدید و ناگهانی در قیمت انرژی - علاوه بر تهدید بزرگ تری بنام بروز یک آتش سوزی در خلیج فارس - می تواند اوضاع اقتصادی رو به بهبود جهان را وخیم تر از یک سال گذشته بکند.
اینجا دیگر ما به تحلیل محاسبات بیمه گران دریایی نمی پرازیم بلکه وقتی صحبت از تانکرهای غول پیکر و محموله آنها به میان می آید آینده مبلغ هنگفتی پول در خطر است و این مسئله دامان هر دو طرف را می گیرد. حتی آسیبی که به یک سوپرتانکر وارد می شود به سرعت به نابودی میلیون ها دلار را بدنبال خواهد داشت - و این علاوه بر هزینه فرصت از دست رفته ای است که با از کار افتادن کشتی باید در نظر گرفت. از سویی دیگر، خصوصا زمانی که تنگه خطرناک و قیمت های نفت به اوج خود رسیده است، شاهد سودهای بادآورده ای نیز خواهیم بود که حاصل ترانزیت موفق به آبهای آزاد می باشد.
شوک اولیه ای که پس از برخورد یک تانکر به یک مین در تنگه هرمز به اقتصاد جهانی وارد خواهد شد بسیار عمیق است اما شدت و طول عمر این شوک تا میزان چشمگیری به وسعت میدان مین، توانایی ایران در ادامه مین گذاری و سرعت عملیات پاکسازی بستگی دارد. و مانند همیشه ا ین مسئله بر محور کیفیت و وسعت اطلاعات می چرخد. درحالی که برخی از اهداف نظامی ایران همچون تأسیسات دریایی مرکزی بزرگ، ثابت و شناخته شده هستند، توانایی مین گذاری این کشور بیشتر پراکنده است (مانند برنامه هسته ای آن). این موضوع در کنار قایق های کوچک نیروی دریایی ایران ما را به این فکر می اندازد که نمی توان فعالیت های مین گذاری این کشور را بحالت خنثی در آورد. با وجود آتش بس فعالیت های مین گذاری این کشور در سطح محدود و پایین می تواند ادامه پیدا کند.
با وجود شناختی که از حضور نیروهای دریایی آمریکایی در منطقه داریم اما با توجه به مطالبی که گفته شد و گزینه های متغیری که وجود دارد به زحمت می توان از عملکرد نیروهای آمریکایی در پاکسازی میادین مین اظهار نظر کرد و آنها سناریوی سختی را در پیش خواهند داشت. آمریکا چهار کشتی ضد مین را در خلیج فارس نگه می دارد. یک مشت نیز کشتی مین جمع کن معمولا در محل هستند بعلاوه هلیکوپترهای دراگون (MH-53E Sea Dragon)که در اینگونه عملیات مورد استفاده واقع می شوند. نیروی کنونی حاضر در منطقه به لحاظ بزرگی تقریبا برابر اسکادران پاکسازی مینی است که در طی عملیات حمله به عراق برای پاکسازی راه آبی منتهی به ام ا لقصر استفاده شد البته اگرچه در آن عملیات از کشتی های مین روب استفاده نشد و سناریوی دیگری پیاده گردید. در پاکسازی تنگه هرمز از تکنیک «-route Q» استفاده می شود، انتخاب محوری که احتمال برخورد با مین در آن کمتر از 10 درصد می باشد. اگرچه اطمینان چندانی به اینگونه محاسبات نیست اما این محور (مسیر) برای عبور و مرورهای ضروری دریایی استفاده می شود و در عملیات پاکسازی نقش مهمی را به عهده دارد. مدت زمان لازم برای آماده سازی چنین باندی و پاکسازی آن از مین بستگی به عواملی متعددی دارد اما حدودا یک هفته و یا بیشتر طول می کشد. تهیه یک «-route Q»برای نفت کش های غول پیکر نیازمند زمان بیشتری است.
ترانزیت در تنگه هرمز هرچه سریعتر شروع بشود به همان میزان مدت بحران اقتصادی کوتاه تر خواهد شد. هرچه مدت زمان عدم برخورد مین با هیچگونه کشتی در این تنگه طولانی تر شود اعتماد بیشتری حاصل می شود. اما تنها با برخورد یک مین شوک مجددی به اقتصاد جهان وارد خواهد شد حتی اگر این برخورد پس از پاکسازی رخ بدهد.
در حقیقت آمریکا و هم پیمانانش بلحاظ فنی توانایی پاکسازی مین های دریایی از تنگه هرمز را دارند. اما بازار کار با کشتی های مین روب خیلی کساد است - این شغل جذابیتی ندارد!
پاکسازی مین و میزان اثر بخشی آن با توجه به پیامدهای مین گذاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یک مسئله این است که هرگونه اقدام از سوی ایران در جهت مین گذاری می تواند به سرعت تأثیرات عمیق و طولانی مدت خود را برجای بگذارد - ازجمله تأثیر آن بر روی اقتصاد جهانی که چیزی بالاتر از تهدید محسوب می شود. مین های دریایی که توسط ایران تعبیه می شود مدت زمان زیادی را برای پاکسازی به خود اختصاص می دهد - هفته ها و یا شاید ماه ها - و عواقب آن حتی پس از پایان جنگ هوایی آمریکا ادامه خواهد داشت.
ادامه عملیات مین گذاری توسط قایق های کوچک ممکن است جزو دیرپا ترین قدرت دریایی نامتقارن ایران به شمار آیند.
در پایان لازم به ذکر است که توانایی نظامی ایران را نباید ابزاری تلقی کرد که تنها می تواند بطور مستقل مورد استفاده قرار گیرد. در صورت اقدام به بستن تنگه ایران از تمام انواع متنوع توانایی های نظامی خود استفاده خواهد کرد تا در حد ممکن در هم گسیخته نمود کند. بعنوان مثال می تواند موشک های ضد کشتی خود را نگه دارد و از آنها علیه کشتی های کوچکی که برای پاکسازی وارد تنگه می شوند استفاده کند زیرا این کشتی ها سیستم دفاعی عرشه چندانی ندارند. در ضمن زمان زیادی طول می کشد تا واشنگتن کشتی های مین روب بیشتری را به منطقه ارسال کند.
حرف آخر اینکه در صورت بروز جنگ هر دو جناح با خطر جدی روبرو هستند. اما باوجود اینکه توانایی ایران در بستن تنگه هرمز سوال برانگیز است اما بعید بنظر نمی رسد که با حداقل تلاش بتواند بیشترین و جدی ترین ضربه را به اقتصاد جهانی وارد آورد.