تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۷۸۹۱۶

حقوق رهبر جامعه اسلامی بر مردم


یعقوب نعمتی‌وروجنی
مولای متقیان حضرت علی (ع) ضمن خطبه 207 بزرگترین حقوق متقابل در روابط اجتماعی انسانها را که خداوند آن حقوق را بخشی از حقوق خود رقم زده است حقوق متقابل مردم زمامداران معرفی می نماید. اگر در جامعه ای حقوق متقابل مردم و رهبر به نیکی رعایت شود و طرفین در اجرای حقوق دیگری همکاری لازم را نماید؛ اوضاع جامعه سامان می یابد و چشم طمع دشمنان بر این جامعه بسته شده و آنگاه است که رحمت بی منتهای الهی و نعمتهای بیکران او بر این جامعه ایده ال ریزش می نماید و در غیر اینصورت حتی اگر رهبر حقوق مردم را به نیکی ادا کند ولی مردم حقوق رهبر را ادا نکند و یا بالعکس جامعه به آشوب کشیده شده و بلایای خداوندی این جامعه را به خود گرفتار خواهد ساخت.
با در نظر گرفتن فرمایشات مولای متقیان حقوق رهبر بر مردم جامعه اسلامی را می توان بدین شرح بر شمرد:
1- وفای به بیعت 2- خیر خواهی درباره زمامدار در حضور و غیاب 3- اطاعت از دستورات رهبر یا زمامدار که به ترتیب اجمالاً تشریح می کنیم.
حق اول: وفای به بیعت – چنانکه از مفهوم کلمه بیعت بر می آید بیعت کننده در واقع سرنوشت حیات خود را به کسی که با او بیعت می کند می سپارد. این پدیده با توجه به مفهومی که دارد بیان کننده امتیاز و عظمت شخصی است که با او بیعت می شد. از اینرو کسی که شایسته بیعت شدن می باشد حتماباید از یک امتیاز عالی الهی برخورار باشد که آنرا نبوت نامیده اند و در صورت فقدان آن شخصی که از امتیاز امامت برخوردار است شایسته بیعت شدن است این امتیاز که از سوی خداوند به نبی یا امام نائل شده است وفای به بیعت پایبندی به آن را الزامی و حتمی می نماید و تخلف از آن جرمی نابخشودنی محسوب می شود. ازاینروست که حضرت علی (ع) در نامه ای که به معاویه نوشته اند کسی را که به بیعت وفادار نیست را عیبجو و آن کسی که در بیعت خود شک و شبه دارد را منافق نامیده است:
«رهبری یک مرتبه بیعت گرفتن است دو مرتبه تجدید نمی شود و کسی اختیار از سر گرفتن آن را ندارد آن کسی که از این بیعت عمومی سر باز زند طعنه زن و عیب جو خوانده می شود و آن کس که نسبت به آن دودل باشد منافق است». (نامه 7)
بنابراین بیعت برای امام یک بار بیش نیست و تجدید نظر در آن میسر نخواهند بود. در قرآن کریم آیه ای است که بیعت با پیامبر اکرم (ص) را بیعت با خدا معرفی می کند:
«ان الذین یبایعونک انما یبا یعون الله» یعنی کسانی که با تو (ای پیامبر) بیعت می کنند جز این نیست که با خدا بیعت می نمایند. و چون در مکتب تشیع امامت دنباله و دامنه نبوت می باشد پس بیعت با امام در واقع بیعت با پیامبراکرم(ص) به صورت مستقیم و بطور غیر مستقیم بیعت با خداست بنابراین وفا به بیعت با امام، پایبندی به بیعت با پیامبر و بالاخره پایبندی به بیعت با خداست پس وفا به بیعت با امام و یا جانشین امام و التزام به لوازم آن نیز حتمی و الزامی است.
حق دوم: خیر خواهی درباره زمامدار در حضور و غیاب – با نظر به متن خطبه 34 یکی از وظائف مردم در مقابل مقام رهبری نصیحت رهبران مسلمان در حضور و غیاب می باشد. آنچه که امروزه از عنوان «نصیحت ائمه مسلمین» برداشت می شود پند و اندرز دادن یا امر ونهی رهبران می باشد امّا وقتی با دقت به آیات قرآنی وروایات مراجعه می نماییم می بینیم این برداشت اشتباه است.
نصیحت در قرآن به معانی مختلفی چون خلوص (تحریم/8) ،صدق (قصص/12) و معناهای دیگر به کار رفته است که در اغلب موارد مراد امر به معروف ونهی از منکر نیست. برای بهتر روشن شدن مطلب به ذکر معنی نصیحت در یکی از آیالات قرآنی می پردازیم: در سوره یوسف آیه 11 می خوانیم که برادران یوسف به پدر گفتند: «یا ابانا مالک لا تامنا علی یوسف و انا لنا صحون» (پدر چرا به ما نسبت به یوسف اطمینان نداری ما ناصح او هستیم) بسیار روشن و واضح است که در اینجا بحث پند و اندرز و امر به معروف نیست بلکه ناصح بودن به معنای دوستی خالصانه داشتن و خیرخواه بودن است یعنی ما مخلص او و خیر خواه او هستیم.
پیامبر اکرم (ص)می فرماند: «ان النبی (ص) قال: النصیحة ،قلنا لمن قال: لله و لکتابه و لرسوله و لائمة المسلمین و عامتهم» (پیامبر اکرم (ص) فرمود: دین نصیحت است از پیامبر پرسیدم نصیحت برای چه کسی؟ فرمود نصیحت برای خدا و کتاب خدا و رهبران مسلمین و مردم مسلمان) روشن است که در این روایت نصیحت به معنای امر و نهی و یا پند و اندرز خدا و رسول و قرآن معنایی ندارد پس در اینجا به معنی ایمان خالصانه داشتن نسبت به خدا و رسول و... می باشد.
بنابراین از مجموع آیات و روایات نتیجه گیری می کنیم که معنای نصیحت ائمه مسلمین صادق بودن و مخلصانه آنها را همراهی کردن و خیرخواه آنها بودن است نه به معنای پند و اندرز رهبران مسلمان. زیرا رهبری جامعه اسلامی در درجه اول بر عهده پیامبر و در صورت فقدان نبی بر عهده امام است و حال آنکه امام و رسول (نبی) نیاز به امر و نهی و یا پند و اندرز ندارند یعنی اصلاً منکری نمی توان یافت که پیامبر یا امام به آن عامل باشند تا موردی پیش آید که امت او را از منکر نهی کنند. امّا بعد از امام که رهبری جامعه اسلامی به فقها و علمای عادل واگذار شده است نیز نیازی به امر و نهی نیست زیرا اگر ائمه مسلمین از روی فقاهت و فتوای خود عمل کنند چون که فقهای عادل می باشند دیگر موردی برای امر به معروف و نهی از منکر وجود نخواهد داشت و اگر از روی هوای نفس عمل کند از عدالت خارج شده است و عزل گردیده و دیگر امام مسلمین نمی باشد. بنابراین توضیحات می توان گفت دومین حقی که رهبر بر عهده مردم دارد داشتن رفتاری صادقانه و مصلحانه و خیرخواهانه از سوی مردم با اوست.
در حقوقی که مردم بر عهده رهبر خود دارند خیرخواهی رهبر درباره مردم اولین حقوق مردم است بر عهده رهبر ولی در حقوق رهبر بر عهده مردم همین حق در درجه دوم قرار دارد زیرا اگر مردم به بیعت خویش با رهبر پایبند و وفادار نباشد در حقیقت او را به مقام پیشوایی و رهبری خود نپذیرفته اند و با این فرض نوبت به خیرخواهی نمی رسد زیرا در این فرض اصل موضوع که رهبری زمامدار است منتقی گشته در صورتی که در حقوق مردم بر عهده رهبر با اهمیت ترین حق همان خیرخواهی مطلق و رفتار خالصانه رهبر با مردم است. زیرا اگر رهبر خیرخواه مردم باشد طبیعتا ًبه وظایف دیگرش نیز اعم از تأمین رفاه عمومی ، تعلیم و تربیت جامعه عمل خواهد کرد امّا اگر خیرخواه نباشد به وظایف خود عمل نخواهد کرد یعنی رهبری که به وظایف خود عمل می کند در واقع خیرخواهی خود را نسبت به مردم نشان می دهد.
حق سوم: پاسخ مثبت به دعوت رهبر و اطاعت از دستورات او –وقتی شخصی به رهبری جامعه اسلامی انتخاب می گردد مدیریت جامعه و برقراری نظم و حفظ وحدت و تنظیم مسائل اقتصادی جامعه و... بر عهده اوست که رهبر برای انجام این وظایف نیاز به اطاعت از رهبر به معنای دیکتاتوری نیست بلکه همگان آزادند اظهار نظر و عقیده کنند، مورد شور و مشورت قرار گیرند؛ امّا باید مرجعی باشد که تصمیم گیری نهایی را او انجام دهد و اینکه باید فرد یا افرادی باشند که تصمیم گیری نهایی کنند و به اصطلاح آخرین حرف را بزنند که این لازمه وحدت و یکپارچگی جامعه و انسجام امت و عامل جلوگیری کننده از تشتت و گسستگی است. همچنین مردم باید در برابر دعوت رهبر مثلاً به بسیج برای جهاد پاسخ مثبت گویند. انگیزه رهبر اسلامی برای دعوت چیزی جز اصلاح حال مسلمین در دو بعد مادّی و معنوی نیست. در واقع پاسخ مثبت به دعوت رهبر اطاعت از رهبر می باشد و در حقیقت دعوتی که انگیزه آن اصلاح است جوابی و عکس العملی جز پاسخ مثبت نخواهد داشت. قرآن کریم از زبان حضرت شعیب (ع) می فرماید:
«ان ارید الا الا صلاح ما استطعت» من چیزی جز اصلاح شما تا آنجا که بتوانم و استطاعت داشته باشم نمی خواهم.
در قرآن کریم آیات فراوانی است که هدف از بعثت پیامبران و فرستادن کتابهای آسمانی را خارج کردن مردم از جهل و نکبت و فقر و خود محوریها و طغیان و ظلمات و وارد کردن به سلم و صفا و نور معرفی می کند:
«قد جائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم».
(برای شما نور وکتابی آشار و آشکار کننده از طرف خدا آمده است. خداوند بوسیله آن نور و کتاب کسی را که از رضای او پیروی کند به راههای سلم و صفا و حقیقت راهنمایی نموده و آنان را به اذن خداوندی از ظلمات بیرون آورده و به نور وارد می نماید).
پس دعوت و دستور و توصیه و تحریک رهبران الهی جز اصلاح حال خود انسانها و جز رهائی آنها از سیه روزیهای جهل و فقر و فلاکت و طغیانگریها وخودمحوریها نمی تواند باشد. عدم اجابت مردم به این دعوت و دستور در حقیقت به ضرر و تباهی خود آنان خواهد انجامید چنانکه سرتاسر تاریخ شاهد گویای این قانون پایدار است که تخلف مردم از دستورات و اوامر پیشوایان راستین همواره موجب سقوط خود آنان گشته است و حضرت علی (ع) نیز در خطبه 96 به این نکته توجه داشته و به امت خویش فرموده اند:
«...اما والذی نفسی بیده لیظهرن هولاء علیکم لیس لا نهم اولی الحق منکم و لکن لاسراعهم الی باطل صاحبهم و ابطائکم عن حقی». یعنی آگاه باشید به حق خدایی که جانم در دست او است، این قوم (شامیان) بر شما چیره خواهند شد نه بدین روی که موضعشان به حق نزدیکتر از شماست بلکه به دلیل شتافتن آنان در اجرای دستورهای رهبرشان که بر باطل است و کندی شما در اجرای فرمانهای من که حقم.
بنابراین اگر رهبری هم ناصالح بوده و موضع حکومتی بر غیر حق یعنی باطل باشد و مردم از رهبرشان تبعیت و از دستورهایش پیروی کنند می تواند بر حکومت صالح که رهبری شایسته و بر حق داشته باشد ولی مردم از دستورات او پیروی نمی کنند یا در اجرای فرمانهای او کوتاهی می نماید چیره شده و آن حکومت و جامعه را منحط کرده و به تباهی کشاند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات