* آقای خاتمی، مقام معظم رهبری چند روز پیش در صحبتهای خود بر وحدت در چارچوب اصول تاکید کرد. این تاکید با تفسیرهای متفاوتی روبهرو شد. نظر شما در اینباره چیست؟
** این طبیعی است که وحدت نمیتواند بدون چارچوب باشد. قرآن هم میگوید «واعتصموا بحبل الله جمیعا»، یعنی همگی به ریسمان الهی چنگ بزنند، یعنی محور وحدت حبلالله است، امام قبل از انقلاب فرمودند ما حتی برای سقوط رژیم شاه هم با کمونیستها متحد نمیشویم، چون محور انقلاب ما خدا و اسلام است و آنها اسلام را قبول ندارند، بر این اساس وحدت در چارچوب اصول مورد تایید است. این اصول را بارها مقام معظم رهبری ذکر کردهاند. اسلام؛ قانون اساسی، التزام عملی به ولایت فقیه و خط امام. البته تفسیر درست از خط امام را مقام معظم رهبری در خطبه های 14 خرداد امسال در مرقد امام ارائه دادند که به حق میتوان نام آن سخنرانی را منشور خط امام نامید. بنابراین ابهامی در اصول نیست تا تفسیرهای مختلفی از آن بشود.
* به التزام عملی به ولایت فقیه اشاره کردید. در این رابطه هم نظرات متفاوتی مطرح میشود...
** به نظر نمیرسد ابهامی وجود داشته باشد. مقام معظم رهبری این مسئله را هم به وضوح تفسیر کردند. التزام عملی به ولایتفقیه یعنی آنجا که ولیفقیه موضعی دارند با ولایت همراهی شود، اقرار زبانی کافی نیست. اقرار زبانی یعنی ولایتشعاری، در حالی است که ما ولایتمداری میخواهیم. بنابراین نباید بی دلیل محکمات را تبدیل به متشابهات کرد.
* موضع یا حکم حکومتی؟
** مسئله موضع یا حکم بحث طلبگی است. وقتی مقام معظم رهبری موضعی میگیرد، موضع حکومتی است. ایشان در 29 خرداد سال گذشته فرمودند اردوکشی خیابانی را متوقف کنید، کسانی این کار را نکردند و این یعنی ضدیت با ولایت فقیه. بنابراین هر جا مقام معظم رهبری حکمی صادر کردند یا موضعی گرفتند، تبعیت از آن حکم و تبعیت از آن موضع واجب است و تفکیک این دو کاری نادرست است.
* چندی پیش آیتالله صدیقی در نماز جمعه اظهاراتی داشتند که تعبیر به خواست نظام برای مصالحه شد، بعدا آقای شریعتمداری طی نقدی در کیهان موضعی متفاوت ابراز داشت و از آقای صدیقی گلایه کرد...
** جناب آقای صدیقی در مصاحبهای که در تاریخ 14 /6 /89 در روزنامه کیهان چاپ شد از یادداشت آقای شریعتمداری تشکر کرده و گفتند جلوی سوء استفاده را گرفتید، پرواضح است برادر گرامی جناب آقای صدیقی موضعی جز موضع ولایت نداشته و هرگز سخن از اتحاد با کسانی که با تمامیت نظام در افتادهاند و بیش از یک سال است که آب به آسیاب دشمن ریختهاند و نظام را متهم به انواع مطالب دروغ مینمایند را ندارند.
* راجع به سوءاستفادهها گفتند، اصل موضع آقای صدیقی را میگویم...
** من در این ماجرا ورودی ندارم اما حدس نمیزنم که آقای صدیقی موضعی غیر از ولایت داشته باشند. موضع ایشان هم همان مسئله جذب حداکثری و دفع حداقلی بوده و هرگز باور نمیکنم که آقای صدیقی صحبت از وحدت با فتنهگران و سران فتنه داشته باشند. سران فتنه پلهای پشت سر را با مواضع سخیفشان و اتهام شکستند. حداقل این است که آنها التزام عملی به ولایت فقیه ندارند و بر اساس اینکه باید وحدت بر اساس اصول باشد، وحدت با سران فتنه ناممکن است.
* برخی به این صراحت از سران فتنه نام نمیبرند، همچنانکه یکی از چهرههای ارشد اصولگرا به تعبیری از مقام معظم رهبری اشاره داشتند که گفتند برادرانی که از ما جدا شدهاند، برگردند...
** در تحلیل فرمایشات مقام معظم رهبری باید همه کلمات ایشان را لحاظ کرد. ایشان از 22 خرداد سال گذشته تا کنون بیش از دهها بار سخن از فتنه داشتهاند، این فتنه از سوی برخی از کسانی مدیریت شده که سران فتنهاند؛ نمیتوان گفت مقام معظم رهبری از فتنه میگوید ولی سران فتنه را محکوم نمیکند. ما هم از خدا میخواهیم فریب خوردگان برگردند ولی برخی از سران فتنه، پلهای پشت سر خود را شکستهاند.
* در ماههای اخیر، بحثی تحت عنوان «اصولگرایی منهای روحانیت» مطرح است، برخی با اشاره به برخی حرفهای آقای مشایی، ریشه این مسائل را به نزدیکان دولت مرتبط میدانند، شما کمتر در این باره موضع گرفتهاید...
** درباره افراد صحبت نمیکنم، من معتقدم که روحانیت در تار و پود این نظام نقش بسیار پررنگی داشته است، تز «اسلام منهای روحانیت» از اساس بیمعناست مثل تز طب منهای طبیب و ریشه استعماری دارد، هدف از آن حذف روحانیت از صحنه و میداندادن به منحرفینی است که از اساس با انقلاب اسلامی و نظام مسئله دارند. بر این اساس این جریان میان متدینین و اصولگرایان راهی نداشته است و نخواهد داشت.
* بحث افراد نیست. شما در چند ماه اخیر انتقاداتتان به دولت، مخصوصا در حوزه فرهنگی و دینی بیشتر شده است...
** من در شعاع فرمایشات مقام معظم رهبری، از دولت حمایت یا انتقاد کردهام.
* به نظر میرسد انتقادهای شما، بیفایده بوده است . حتی اخیرا رئیسجمهور گله کردند که برخی فتنه را رها کردهاند و سراغ دولت آمدهاند...
** اینکه مقصود رئیس محترم جمهور از این برخی کیست، من نمی دانم. آنچه در مورد خودم میگویم این است که به فضل خداوند از آغاز در برابر جریان فتنه موضع داشتهام و هماکنون هم دارم، چون برای من محرز است که این جریان ولایت و نظام ولایی را هدف قرار داده و بر همین اساس در خطبههای جمعه قبل گفتم که ما از دولت حمایت میکنیم، چون آرزوی جریان فتنه این است که حتی یک روز هم که شده از عمر این دولت بکاهند. همین جا به صراحت میگویم حمایت ما از دولت فقط به خاطر این است که مقام معظم رهبری از این دولت حمایت کردهاند و حمایت از آنرا یک تکلیف اعلام کردهاند. ما مشروعیت مجموعه نظام یعنی سه قوه را به حمایت ولایت از آنها میدانیم، البته حمایت را به معنای نقد نکردن نمیبینیم. ما معتقد به حمایت ناصحانه هستیم. حمایت ناصحانه یعنی خوبیها و ارزشها را دیدن و تجلیلکردن و نقاط ضعف را مورد انتقاد قرار دادن و راهحل عرضه کردن. با این نگاه بنده هم از دولت حمایت میکنم و هم موارد نقد را، بهخصوص در عرصه فرهنگی متذکر میشوم و برایم مهم انجام تکلیف است. ما موظف به تکلیفیم نه نتیجه، اما اینکه انتقادهای ما با فایده است یا بیفایده، وقتی مسئله تکلیف مطرح شد، حساب نمیکنیم عکسالعمل طرف مقابل چیست. البته معتقد نیستم که این انتقادها بیاثر باشد، حداقل اثر آنها این است که حرفها و رفتار نادرست بعضیها را پای اسلام، ارزشگرایی و اصولگرایی نمیگذارند.
* به کار بردن عبارت «فقط» این تصور را ایجاد میکند که شما در مواردی با دولت مشکل دارید. درست است؟
** به نظرم تعبیر درست این است که در مواردی مشکل داریم، در برخی از مسائل فرهنگی جامعه، در برخی حمایتهای رئیسجمهور از همکارانشان و... ولی در عین حال در شعاع ولایت خود را موظف به حمایت از عملکردهای مثبت دولت میدانم.
ما دلداده اسلام و دین هستیم و معتقدیم ستون فقرات انقلاب و نظام ما اسلام است و خود را موظف میدانیم در عرصه دفاع از دین وارد صحنه شده و انجام وظیفه کنیم. روحانیت در طول تاریخ این نقش را داشته است. حرف نادرست و موضع ناصحیح از هر کس باشد، مورد نقد است. مواضع اخیر روحانیت از جمله این بنده کمترین، حداقل این بهانه را از برخی گرفت که میگفتند اگر این حرفها و مواضع در برخی از دولتهای گذشته، گفته و گرفته میشد، روحانیت یقه میدراند و فریاد اعتراض بلند میکردند ولی الان ساکتند. مردم ما دیدند که روحانیت بدون هیچ ملاحظهای در این عرصه وظیفه خود را انجام داد.
* با همه این نصایح، رابطه دولت با روحانیت، تعریفی ندارد. به نظر شما چه کسی یا کسانی نمیگذارند رابطه روحانیت و دولت بهبود پیدا کند؟
** در مورد رابطه دولت و مجموعه روحانیت، بخشی از مسائل به عملکرد دولت مربوط میشود. من از افرادی بودم که تلاش کردم که التیامی بین دولت و مراجع شود و بر این باورم که دولت ارزشهای قابل دفاعی دارد، مثل سختکوشی، سادهزیستی و مردمی بودن. بنابراین وقتی این ارزشها را میبینیم، میگویم که دولت تلاش کند که خدای ناکرده برخی از این کاستیها ارزشها را زیر سوال نبرند.
* منظور منتقدان این است که در دورههای قبل حرکاتی دیده میشد، اما در این دوره به نقد و اظهارنظر اکتفا میشود...
** آن دوران کفنپوشان، چه کسانی بودند؟ و چه نسبتی با مجموعه اصولگرایی داشتهاند؟ گروهی که اصولگرا بودند، در جایی کفن پوشیدهاند. این چه ربطی به مجموعه دارد و کاری بوده که عدهای انجام دادهاند اما به کل مجموعه نسبت دادهاند. قصه تحصن و امثال را هم نمیخواهم تقبیح کنم اما به مجموعه اصولگرایان ربطی ندارد.
* شما خودتان در تحصنی که به خاطر پارهکردن عکس امام (ره) برپا شد، شرکت و آقای سید حسن خمینی را هم نصحیت کردید....
** اولا تحصن نبود، بلکه اجتماع بزرگ دهها هزار نفری بینظیری بود که از سوی طلاب و فضلای حوزه شکل گرفت و بنا براظهارات کارشناسان، مدرسه فیضیه بعد از 12 محرم که پس از آن حادثه پانزدهم خرداد اتفاق افتاد، این اجتماع با این عظمت به خود ندیده بود. این اجتماع به انگیزه محکومکردن اهانت به تصویر امام بود، اما آنچه ستون فقرات این اجتماع را تشکیل میداد، محکوم کردن جریان فتنه بود که چند ماه التهاب در کشور بهوجود آورده بودند و میخواستند به دروغ وانمود کنند که برخی مراجع و روحانیت همراه آنها هستند، این اجتماع بزرگ خط بطلانی برای این توهم بود. بنده به دعوت مدیریت محترم حوزه علمیه قم سخنرانی کردم و آن سخنرانی را اگر خدا قبول کند، از افتخارات عمر خودم میدانم. ثانیا اینگونه نبود که فقط جریان فتنه مورد نقد من باشد، مردم عزیز ما شاهد بودند که بنده جزو کسانی بودم که در مقابل دوستی با مردم اسرائیل موضع گرفتم و معنای اینگونه مواضع این است که ما منکر را از هر کس ببینیم، تقبیح میکنیم، چه از جریان فتنه باشد یا غیر از آن.
* حاجآقا! بحث این است که شما در زمان دولت اصلاحات، انتقادات جدی داشتید و در قم هم فعال بودید. مثلا در موضوع مهاجرانی در نهایت اعتراض و فشارهای مختلف به استیضاح و برکناری آقای مهاجرانی منجر شد. اما الان در نهایت میگویید که به خدا واگذارشان میکنیم...
** در آن دوره هم ما فقط نقد کردیم و الان هم فقط نقد است، البته اینطور نیست که ما فقط به خدا واگذار کنیم. ما موظف به انجام تکلیف هستیم، اگر دیدیم نتیجه نمیگیریم، دلیل نمیشود که انجام وظیفه نکنیم یا نمیکنیم. در مورد این هم که میگویید که نقد زیاد میشود اما فردی هنوز در جایگاهش باقی است، من به تاسف اکتفا میکنم.
* به نظر میرسد در برخی حوزهها، انتقادهای شما توام با اغراق بود. مثلا در حوزه حجاب، شما گفتید که داریم به کشف حجاب میرسیم. یعنی به نظر شما وضعیت اینقدر وخیم است؟
** بله. اگر اراده جدی در مقابل جریان بدحجابی قرار نگیرد، در نهایت به کشف حجاب میرسیم، الان هم دیده میشود که برخی خانمها روسریهایشان را در ماشین درمیآورند. کشف حجاب الان به صورت گسترده نیست ولی بنده معتقدم گسترش بدحجابی و بی حجابی توطئه دشمن است. آنچنان که در عرصه های دیگر مسئولان برای مقابله با تدبیر وارد شدند در این عرصه نیز باید جدی وارد شوند و گرنه سرانجام این حرکت شوم کشف حجاب است. البته در طول این چند ماهی که مسئله حجاب مطرح است برخی اصرار دارند که به غلط به گردن روحانیون و حتی مراجع تقلید بیندازند که طرفدار خشونتند. ما هرگز نگفتیم که خشونت به خرج دهیم و به صراحت گفتیم که هم باید کار فرهنگی بشود هم کار اجرایی، یعنی اجرای قانون مربوط به عفاف که در سال 85 تصویب شده طرح جامعی است که برای بیست و پنج نهاد تعیین تکلیف کرده و ما میگوییم آن طرح را اجرا کنید. ما میگوییم دولت و غیردولت همه باید آن را انجام دهند.
* اما بیشترین انتقاد شما به دولت است؟
** به نظر میرسد که شما میخواهید چنین القا کنید که بنده دشمن دولت هستم، من این القا را نادرست میدانم. در عرصه حجاب و عفاف مصوبهای که در سال 1385، در شورای فرهنگ عمومی که زیر مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است، تصویب و قرار شد اجرا شود. شخص رئیسجمهور هم از وزیر ارشاد وقت، آقای صفار هرندی خواستند آن را به اجرا در آورد، این مصوبه، بسیار جامع است و باید اجرایی شود و این درخواست تعداد فراوانی از دلسوزان جامعه است.
* در نهایت دولت باید آن را اجرا کند...
** آری دولت باید مدیریت کند تا مواد طرح اجرا گردد.
* اما شما هیچ وقت علنا از قوهقضائیه انتقاد نکردید...
** ما منتقد حرفهای نیستیم، اگر در موردی نقد دیدیم، ذکر میکنیم. در مورد فرار شهرام جزایری انتقاد کردیم. اساسا این عیبجویی است که انسان مدام در پی انتقاد باشد و این یک رذیله است.
* بحث الان درباره طرح حجاب و عفاف است، در اینباره که از قوهقضائیه انتقاد نکردید ...
** شما با این بهانه، از موضع من در رابطه با دولت پرسوجو میکنید. من تاکید میکنم که به همراه مقام معظم رهبری از دولت حمایت میکنیم اما نقد دولت هم در حقیقت حمایت از دولت است. من به صراحت اعلام میکنم که ما حامی ناصح دولت هستیم. ارزشهای دولت را تحسین میکنیم و از نقدها هم چشم نمیپوشیم. ما بله قربانگوی دولتها نبوده، نیستیم و هرگز نیز نخواهیم بود.
* دولت اکنون مشکلاتی پیشرو دارد. بحث تحریمهاست، اجرای هدفمندکردن یارانهها. برخی اعتقاد دارند که این انتقادات تند، فضایی را برای مخالفان دولت ایجاد میکند که وجهی دیگر از ناکارآمدیهای دولت را پر رنگ کنند؟ برخی از دولتمردان و یا احزاب حامی دولت در همین زمینه نقد دارند...
** ما معتقدیم که پشتوانه اصلی دولت چه در انتخابات و چه بعد از آن متدینین بودند. حال میخواهید اسم این گروه را اصولگرا بگذارید و میخواهید نگذارید. معتقدیم در صورت توجه دولت محترم به نقدهای متدینین که در راس آنها مراجع هستند، بهترین بستر برای حمایت از دولت در بحرانها فراهم میشود. سرمایه اصلی دولت، متدینین هستند. لاابالیها و فاسدها که از دولت حمایت نمیکنند، متدینین هستند که خیرخواه دولت هستند. در شرایط کنونی هم که هدفمندکردن یارانهها میخواهد اجرا شود، پشتیبانی متدینین بالاترین سرمایه دولت است.
* محور دیگر پرسشهای ما به وضعیت کنونی سیاسی باز میگردد. در شرایطی که رادیکالها میداندار شدهاند، زمزمههایی مبنی بر فعالیت پیشکسوتان و معتدلها مثلا برخی اعضای جامعتین شنیده میشود ولی خیلی این حرکت کند است. مثلا کمیته مشترک، ماههاست که قرار است فعال شود. این فعالیت کند و بدون برنامه باعث شده که کماکان فضا در اختیار رادیکالها باشد. حضرتعالی و دوستانتان قصد ندارید که حرکت جدی و ملموسی انجام دهید؟
** جلسه تشکیل و ساماندهی شده، دستور کار هم مشخص شده است. اما قرار نیست هر مطلبی که به نتیجه نرسیده، بیان شود. کمیته مشترک فعال است و چهار نفر از جامعه روحانیت مبارز و چهار نفر هم از جامعه مدرسین مشخص شدهاند و آن جمع مشغول فعالیت هستند، در این راستا، تمام تلاش جامعتین حول ولایت فقیه و دستیابی به یک وحدت نسبی میچرخد. در واقع در سایه تحمل یکدیگر، میتوان به وحدت نسبی رسید، یعنی صرف اینکه فردی در یک مجموعه انتقاد تندی کرد، نباید سبب بیرون رفتن فرد از دایره اصولگرایی شود.
* فرمودید که صرف یک انتقاد تند کسی را از دایره اصولگرایی خارج نمیکند، آیا صرف یک انتقاد تند کسی را از دایره نظام خارج میکند؟
** انتقاد یعنی اینکه تشخیص درست از نادرست اما فردی که به نظام فحش میدهد و نظام را متهم میکند، به مطالبی که اثبات نشده یا کل انتخابات سالم را زیر سوال میبرد و این دیگر نقد نیست. کسانی که پس از گذشت یک سال از انتخابات همچنان انتخابات را زیر سوال برده، انواع تهمتها را به نظام میزنند و گاهی آنرا از نظام طاغوت بدتر میخوانند، اینان قطعا از دایره نظام اسلامی خارج هستند.
* خوب! درباره خیلی از محورها که جنابعالی نمیخواهید وارد شوید و یا درباره مصادیق صحبت کنید، به بحث تقاضای دیدار سفیر انگلیس هم نمیخواهید وارد شوید. آقای سایمون گس، چه کاری باید انجام دهد تا شما با تقاضای دیدارش موافقت کنید؟ اساسا هدفشان از دیدار با شما، چه میتواند باشد؟
** من هدف واقعی آنها را نمیدانم اما میدانم که انگلیسیها خیلی پوست کلفت هستند. تحلیل من این است که اینها نه مردم و نه نظام را شناختهاند که چنین درخواستهایی میکنند. بنده سه بار از سوی نماینده ولیفقیه در لندن برای سخنرانی دعوت شدم، گفتند اگر ویزا میخواهید باید بروید سفارت انگلیس با شما مصاحبه کنند. من گفتم پایم را در این سفارت لعنتی نمیگذارم و نمیروم بلکه با افتخار در ایران میمانم و برای مردم عزیزمان سخنرانی میکنم. بنده دولت انگلیس را از بن استعمارگر میدانم. صحبت سفیر نیست. دولت انگلیس پرونده بسیار سیاهی علیه اسلام و مسلمین دارد. به خصوص در فتنه اخیر، انگلیس سیاهترین پرونده را باقی گذاشت.
* حاجآقا! برخی معتقدند که دلیل اینکه فعالیتهای سیاسی شما در این یک سال اخیر خیلی زیاد شده، این است که برای آینده سیاسی شخصی خود مثلا در زمینه ریاست مجلس خبرگان برنامهریزی میکنید. آیا این مطلب را تایید میکنید؟
** بنده به قصد انجام تکلیف وارد میان سیاست شدهام و خدا میداند که یک قدم برای مسئولیتهایی که به بنده واگذار شد، برنداشتم. دو نمونه را بیان میکنم، شش ماه قبل از انتخابات دوره سوم خبرگان یکی از دوستان کرمانی به من گفت که دوستان کرمانی تو را برای خبرگان کرمان کاندیدا کردهاند و من به صراحت گفتم شوخی نکن، من اهل ورود به این کار نیستم. بعد کمکم دیدم این شوخی جدی شد و جامعه مدرسین و علمای کرمان از من خواستند که کاندید شوم و وقتی دلیل این مسئله را پرسیدم گفتند که هم رای داری و هم صلاحیت داری. من وارد شدم ولی یک ریال خرج انتخاباتی نکردم. بعد از انتخابات برای دوستانی که در انتخابات سهم داشتند، مجلسی ترتیب دادم و کتاب خودم یعنی سیری در مواضع سیاسی امیرالمومنین و یک سجاده به آنها هدیه کردم. در نماز جمعه هم وقتی بعد از آنکه آیتالله یزدی از امامت جمعه تهران به علت وضعیت جسمی خودشان استعفا کردند، رئیس دفتر مقام معظم رهبری بحث امامت نماز را مطرح کردند، صریحا به ایشان گفتم سلام من را به آقا برسانید و بفرمایید که من تمایل به امامت جمعه تهران ندارم. بعد از دو سال جناب آقای محمدیگلپایگانی به منزل من آمدند و گفتند که نظر آقا این است که تو خطبه تهران را بخوانی. من هم عرض کردم تسلیم فرمان ایشان هستم. با این تحلیل باید بگویم برداشتی مانند اینکه تحرکات بنده برای ریاست خبرگان است دروغ است و من هیچ قبایی برای خودم ندوختم و آنچه به آن افتخار میکنم تدریس در حوزه علمیه قم است و هوس هیچ پست سیاسی و دینی را ندارم.
* در مورد خبرگان، زمانی که دعوای آقایان هاشمی و یزدی بود و حتی شما میانجیگری کردید، برخی اینگونه تعبیر کردند که اختلاف نظر شخصی نیست بلکه اختلاف نظری است که در خبرگان وجود دارد و اختلاف درون دو طیف در مجموعه است. این مطلب را تایید میکنید؟
** اینکه اختلاف نظر در خبرگان هست جای تردید نیست، اختلاف نظر و سلیقه نشانه پویایی و نشاط است. در مجلس کمنظیری مثل خبرگان که مجلس اندیشمندان دینی است، طبیعی است که اختلاف سلیقه و نظر باشد و این اختلاف نهتنها، زیانبار نیست، بلکه اگر منجر به تفرقه نگردد، مایه رشد و پویایی است. در مسئله آیتالله هاشمی رفسنجانی و آیتالله یزدی احساس کردم این بگو مگوها از حالت اختلافنظر بیرون آمده و حالت درگیری پیدا میکند. بر این اساس احساس تکلیف کردم که در این عرصه انجام وظیفه کنم و خدا را شاکرم که تلاشم نتیجه داد و در آن مقطع پرونده این مشاجره بسته شد. بعد از این مسئله چند بار جلسه هیات رئیسه داشتیم و حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی و حضرت آیتالله یزدی در کنار هم دستور جلسه را دنبال کردند. یکبار آیتالله یزدی به صراحت فرمودند ما برادریم اما نقد هم داریم و تعارفی هم با کسی نداریم. این در حقیقت روح فرهنگ طلبگی است که دوستی سر جای خود، نقد هم سر جای خود.
* اما دوره قبل آقای جنتی کاندیدا شدند و رای خوبی هم آوردند و خیلیها هم دوست دارند که آقای هاشمی رئیس مجلس خبرگان رهبری نباشد و در رسانههایشان هم تبلیغ میکنند. شما این مسئله انکار میکنید؟
** این منافاتی با برادری ندارد. شما ممکن است که به یک عالم دینی بگویید که نسبت به شما ارادتمند هستم و پشت سر شما هم نماز میخوانم اما این موضع سیاسی شما را قبول ندارم. بحث طلبگی است. بله، دو سلیقه در خبرگان وجود دارد، یک سلیقه ریاست آقای هاشمی را میپسندد و یک سلیقه دیگر ریاست فرد دیگری را میپسندد. انتظار اینکه در یک خبرگان 86 نفری یک سلیقه باشد، انتظار نادرستی است، اما این مسئله هیچ منافاتی با برادری و دوستی ندارد. امام (ره) به ما یاد داد که معنای بحث طلبگی نهادینهشدن اختلاف سلیقه است.
* این بحثهای طلبگی ممکن است که باعث تغییر ریاست مجلس خبرگان شود؟
** شهریور که هیچ انتخاباتی نداریم.
* اگر اکثریت درخواست کنند که میتواند در دستور کار قرار گیرد.
** چنین چیزی مطرح نیست، در اسفند ماه که زمان دوساله هیات رئیسه به پایان برسد، بهطور طبیعی هیات رئیسه و کمیسیونها انتخاب میشوند.