تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۰  ، 
کد خبر : ۱۷۸۹۸۲

یادگار موسیوبواتال


محمدصادق جنان‌صفت
آرزوی داشتن راه‌آهن سراسری در دل ایرانیان روزی جوانه زد که «موسیوبواتال» فرانسوی در سال 1261 هجری شمسی، راه‌آهن 8 کیلومتری تهران – شهرری را راه بیندازد. این آرزو با راه افتادن راه‌آهن 165 کیلومتری خزیمه – مسجد سلیمان توسط انگلیسی‌ها برای تسهیل فعالیت‌های فنی خود شعله‌ورتر شد. راه‌آهن سراسری در همه این سال‌ها در ذهن جامعه ایرانی وجود داشت، اما شرایط دشوار مالی این اجازه را نمی‌داد. در اوایل همه 1300 بود که مشاوران و همکاران رضا شاه برای تامین مالی احداث راه‌آهن سراسری، پیشنهاد مالیاتی به میزان 2 ریال برای 3 کیلو قند و 6 ریال برای 3 کیلو چای را به او دادند و پذیرفته شد. فرج‌الله بیرامی در کتاب «سفرنامه رضاشاه به خوزستان و مازندران» و به نقل از وی می‌نویسد:‌ «‌خط‌آهن ایران باید البرز را بشکافد و از همین جا عبور کند. مسافران اروپا و آمریکا باید از قله البرز و تونل‌های مناظر زیبای منطقه به یاد داشته باشند.» در 23 مهرماه 1306 کلنگ ساختمان راه‌آهن سراسری در تهران زده شد. راه‌آهن سراسری در 1317 به پایان رسید و دو خط شمال و جنوب در ایستگاه سمیه به هم رسیدند. در سال 1320 راه‌آهن گرمسار – مشهد ناتمام ماند و جنگ جهانی دوم مانع از احداث آن شد. اما در 1335 قطار از تهران به مشهد رفت. روز گذشته سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهوری اصلاح‌طلب ایران کار ناتمام شروع شده از 1306 برای احداث راه‌آهن سراسری را یک گام دیگر به جلو برد و راه‌آهن مشهد – بافق را افتتاح کرد. آمارهای در دسترسی نشان می‌دهد از 7 هزار کیلومتر راه‌آهن فعلی حدود 4 هزار کیلومتر آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی کشیده شده است و 3 هزار کیلومتر آن یادگار رژیم گذشته است. رئیس‌جمهوری روز گذشته یادآور شد که در حال حاضر 2 هزار کیلومتر راه‌اهن در دست احداث است. آرزوی راه‌آهن سراسری هنوز نیز در دل ایرانیان به ویژه فعالان صنعتی و بازرگانی وجود دارد. ایران در منطقه‌ای از این کره خاکی قرار گرفته است که به آسانی می‌تواند محل ترانزیت کالا و مسافر از خاور به باختر عالم و بالعکس باشد. علاوه بر این، احداث راه‌آهن شرایط را برای بهره‌برداری ارزان و اقتصادی از معادن کشور فراهم می‌کند. این آرزو چگونه می‌تواند جامه عمل بپوشد؟ به نظر می‌رسد درس گرفتن از تاریخ و تجربه جامعه بشری می‌تواند به کمک بیاید. همانطور که پیش از این نوشتیم، احداث راه‌آهن در اوایل دهه 1300 با استفاده از مالیات قند و شکر و استفاده از تکنولوژی و مهارت نیروی انسانی شرکت‌های پیشرفته آن روزگار ممکن شد. معنای چنین چیزی این است که در قرن 21 و در حالی که اکثریت کشورهای جهان احداث و بهره‌برداری از راه‌آهن را به بخش خصوصی سپرده‌اند، ایرانیان نیز باید به این تجربه موفق را داشته باشند. در روزگاری که دولت ناچار است تحت فشارهای سیاسی و رفتار توده‌گرایانه سیاستمداران منابع گران قیمت خود را برای یارانه قند و شکر، برنج، روغن نباتی و... اختصاص دهد، معلوم است که تامین منابع مالی برای انجام کارهای عمرانی بزرگ با دردسر همراه شده و طرح‌های راه‌آهن با کندی پیش برود. دولت با هر گرایش سیاسی باید این شرایط را بپذیرد. آیا دولت بعدی جرأت ریسک دارد تا یارانه قند و شکر و آرد را برای احداث راه‌آهن اختصاص دهد؟ نکته دیگر این است که احداث راه‌آهن که می‌تواند یک منبع درآمد ارزی قابل توجه برای کشور باشد و نیاز به استفاده از تکنولوژی روز دنیا دارد، آیا شرایط سیاست خارجی اجازه می‌دهد، تکنولوژی روز به کشور وارد شود؟ دقت کنیم و از تاریخ و جامعه بشری درس بگیریم، در غیر این صورت، فاصله شتاب قطارهای ایرانی با قطارهای خارجی همچنان افزایش می‌یابد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات