* تعاریف مختلفی از دیپلماسی عمومی ارائه میشود، تعریف شما از دیپلماسی عمومی و جایگاه آن در جمهوری اسلامی چیست؟
** در گذشته فعالیت دیپلماتیک و کار دیپلماسی اختصاص داشت به یک گروه خاصی از سیاسیون یک کشور مثلاً مأمورین وزارت امورخارجه برخی از وزارتخانهها و برخی از مقامات، اما در دهههای اخیر بحث دیپلماسی از چارچوب دپیلماسی رسمی خارج شده به این معنا که بسیاری از نهادها، نهادهای غیردولتی و حتی شرکتهای تجاری و بهویژه رسانهها و بسیاری از نخبگان و چهرههای فعال به عنوان عناصری که در صحنه دیپلماسی عمومی میتوانند فعال باشند مطرحاند. امروز شما میبینید که حتی قدرتهای بزرگ در صحنه های دیپلماتیک قبل از اینکه مقمات رسمی آنها وارد عمل شوند اول زمینههای آن را آماده میکنند و این زمینهها عمدتاً توسط رسانهها بهویژه شبکههای ماهوارهای، اینترنت و سایر ابزار مختلفی که در اختیار دارند زمینه فکری و عمومی و سیاسی را برای فعالیت آماده میکنند.
* چقدر دستگاه دیپلماسی ما بهخصوص در دولتهای بعد از جنگ توانستند در به کارگیری قدرت نرم موفق عمل کنند؟ مثلاً یکی از ابزارهای دیپلماسی عمومی رسانهها هستند، متولیان امر در کشور ما چقدر توانستند از این ابزار به صورت بهینه استفاده کنند؟
** دولتها دو مسأله را باید باور کنند یکی اینکه باید باور کنند که در صحنه دیپلماتیک آنها به تنهایی نمیتوانند به همه اهداف ملی دست پیدا کنند دوم اینکه باید به مردم و نهادهای غیردولتی اعتماد کنند من جمله به رسانهها، به دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی و فرهنگی اعتماد کنند.
* شما بیشتر بر روی نهادهای غیردولتی تأکید دارید، آیا معتقدید در بخش رسانهها به خوبی کار شده است؟
** رسانهها دو بخش هستند، یک بخش رسانه ملی یا روزنامه و سایتهای دولتی است که میتوانیم رسانه رسمی یا دولتی کشور بدانیم و بخش دیگری از رسانه ها که دولتی نیستند ما باید از همه این ابزارها استفاده کنیم. البته صدا و سیما به عنوان رسانه ملی به خاطر امکاناتی که در اختیار دارد شبکههایی که در اختیار دارد و از طریق ماهواره میتواند با بخشهای مختلف جهان و افکار عمومی در ارتباط باشد میتواند نقش بسیار فعال و ارزشمندی داشته باشد. باید از همه این ابزار استفاده کنیم. از طرف دیگر برای اینکه بتوانیم از این امکانات استفاده کنیم باید یک آزادی عمل هم به آنها بدهیم، اگر بخواهیم دستوری عمل کنند یعنی به صدا و سیما دستور بدهیم که اینگونه سخن بگوید و موضع بگیرد و به روزنامهها دستور بدهیم، حتماً در اینکار موفق نخواهیم بود. البته سیاستهای کلی و عمومی کشور و خط قرمزها را باید همه مراعات کنند، در این بحثی نیست.
* برخی معتقدند که سفرهای استانی و سخنرانیهایی که رئیسجمهور در بین مردم شهرها و روستاهای مختلف انجام میدهند به نوعی دیپلماسی عمومی است بخصوص در زمینه انرژی هستهای.
** سفر استانی دیپلماسی عمومی، حداقل در سیاست خارجی نیست. چون رئیسجمهور یک مقام رسمی است و نظر او نظر رسمی است که چه در یک مصاحبه چه در یک سخنرانی بیان شود. بحث این است که مقامات غیررسمی، نهادهایی که دولتی محسوب میشوند اما مسئول سیاست خارجی نیستند مثل نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مثل نمایندگان شرکتهای دولتی و همه رسانهها اعم از دولتی و غیردولتی همه اینها باید در عرصه دیپلماسی عمومی فعال باشند.
* چه کسی اهداف ملی را مشخص می کند.چون در یکسال اخیر خیلیها میخواهند صحبت کنند در راستای اهداف ملی ولی برخی از حامیان دولت به دلیل اینکه این سخنان خارج از اهداف ملی است مانع از بیان این صحبتها میشوند نظر شما در این باره چیست؟
** اهداف ملی را اسناد بالادستی مشخص میکنند. یعنی در یک کشور قانون اساسی و مرجع تصویب سیاستهای کلی مشخص میکنند. البته اهداف ملی باید منطبق با خواست عمومی مردم باشد. چارچوب اهداف ملی را قانون اساسی، سیاستهای کلی نظام که رهبری تصویب و ابلاغ میکنند.
* مسأله حمله به ایران که مدتی در محاق فرو رفته بود، دوباره بهعنوان یکی از سوژههای محافل رسانهای و تحلیلی در جهان بهخصوص غرب مطرح شده، تهدیداتی بعضاً از سوی برخی مقامات غربی عنوان شده و متقابلاً برخی مسئولان نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران به این تهدیدات پاسخ دادهاند. با توجه به تحولات اخیر در پرونده هستهای ایران و مسأله تحریمهای ایران و همچنین راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر فکر میکنید چقدر این اتفاق (حمله به مراکز هستهای و زیرساختهای کشور) محتمل است؟
** تبلیغات وسیعی که طی ماههای اخیر شکل گرفته همه تحرکاتی برای بازدارندگی از فعالیتهای ایران بوده و همه میدانند تهدیدی بیش نیست. منطقه خاورمیانه و ایران مناطقی نیستند که بهراحتی بتوان به آن ورود کرد و مخصوصاً به راحتی از آن خارج شد. نمونه اخیر آن عراق و افغانستان است؛ شما دیدید آمریکا بعد از مدتها به پیروزی قطعی در افغانستان نرسید و در عراق نیز بدون استقرار امنیت مجبور به خروج شد. این دو نمونه برای آمریکا درسی است که بداند اگر حمله شدنی باشد، عواقب خطرناک آن دامن آمریکا را در درازمدت خواهد گرفت و خلاصشدن از آن، دست آمریکا نیست. اینکه لابی صهیونیستها آرزوی حمله آمریکا به ایران را دارد بر کسی پوشیده نیست، اما تجربه آمریکا نشان داد که با طناب پوسیده اسرائیل میتوان به چاه رفت اما بیرون آمدن از آن بسیار دشوار و گاهی ناممکن است. از طرف دیگر توان ایران در پاسخگویی به هرگونه حملات احتمالی، متفاوت از عراق و افغانستان است. امروز مرزهای جغرافیایی محدود به مرزهای تعیین شده سیاسی نیست بلکه در بسیاری از کشورها این مرزها کشیده شده است، حتی در دل آمریکا و اروپا. به همین جهت آمریکاییها بهخوبی میدانند که جنگ با ایران و حمله به آن متفاوت از حمله و اشغال عراق و افغانستان است.
* همانطور که مستحضرید نشست مشترک ایران با کشورهای برزیل و ترکیه به زعم برخی، افق جدیدی در ارتباط با پرونده هستهای ایران گشود که منجر به یکسری توافقات و بیانیه تهران شد. در عین حال نتایج این نشست و راهکارهایش مورد قبول کشورهای غربی و گروه 1+5 قرار نگرفت و نهایتاً پس از قطعنامه شورای امنیت در تحریمهای جدید علیه ایران، ترکیه و برزیل هم رسماً به این تحریمها پیوستند. ارزیابی شما از مجموع آن تلاشها و سپس این خروجی پایانی، ماجرا چیست؟
** هم برزیل و هم ترکیه در وهله اول منافع خود را دنبال میکردند. برزیل برای گسترده کردن فعالیتهای اتمی خود به دنبال شریک و یا بهانه میگشت و ترکیه نیز برای اتمی شدن خود به دنبال بهانه بود. اینکه ترکیه میتوانست به بهانه اتمی شدن ایران قدم در جمع و جرگة کشورهای اتمی بگذارد، اهداف پشت پرده ترکها بود. به همین جهت این دو کشور بر مبنای منافع ملی خود و با هماهنگی با آمریکا و همچنین به ظاهر ایجاد یک دیپلماسی فعال در صحنه بینالملل و کسب وجهه و تشخص بینالمللی بودهاند. غرب نیز به اهداف آنها آگاه است و همانطور که قابل پیشبینی بود با پیشنهادات آنها مخالفت کرد و دوباره خواستار مداخله کشورهای اروپایی شد و صحنهگردانی برزیل و ترکیه را علیرغم اینکه ایران امتیازات جدیدی را به غرب پیشکش نمود قبول نکرد.
* ارزیابی حضرتعالی از راهاندازی نیروگاه بوشهر چیست؟ آمریکا اعلام کرده که راهاندازی این نیروگاه را بهعنوان خطری از جانب ایران تلقی نمیکند. با توجه به اینکه برخی این اقدام روسیه را بعد از مدتها حاصل توافق میان روسیه و آمریکا میدانند، فکر میکنید آمریکا چه هدفی را دنبال میکند؟
** قدم اول این بحث آن است که ما بدانیم آیا روسیه حاضر است به تمامی تعهدات خود در قبال بوشهر تا پایان جامه عمل بپوشاند یا خیر؟ دوم این که روسها باید پاسخ بدهند که چرا این همه تأخیر در راهاندازی نیروگاه بوشهر و آیا غرامتهای این تأخیر را پرداخت خواهند کرد یا خیر؟ سوم اینکه این زنجیره و تعهدات روسها صرفاً نباید به تهیه چند مگاوات برق بسنده شود، بلکه در نهایت آیا روسها حاضرند نسبت به انتقال تکنولوژی در ساخت نیروگاه به ایران متعهد باشند. از طرفی دیگر این دستاورد و موفقیت که مرهون فعالیتهای بیستساله پس از جنگ میباشد میتواند قدرت ایران را در منطقه خاورمیانه گسترش دهد، منوط به آنکه این قدرت متکی به بازیهای سیاسی کشورهای ذیمدخل در آن نگردد و به نوعی وجهالمصالحه مذاکرات پشت پرده روسیه و آمریکا قرار نگیرد. ضمن اینکه به نظر نمیرسد کشورهای غربی در ارتباط با نفس راهاندازی نیروگاه بوشهر چندان مشکلی داشته باشند. آنچه تحمل آن برای آمریکا و غرب در ارتباط با برنامه هستهای ایران سخت است و همیشه درصدد فشار بر ایران بوده، مسأله غنیسازی اورانیوم در ایران و پسماند سوخت نیروگاه بوشهر است که به عنوان خط قرمز خود مطرح میکنند.
* رهبر معظم انقلاب اخیراً در جمع کارگزاران و مسئولان نظام تأکیدات خاصی بر حفظ وحدت مسئولان و همه گرایشهای درون نظام داشتهاند. پس از آن این مهم از سوی بسیاری از مسئولان و صاحبان گرایشهای مختلف مورد استقبال قرار گرفت. همچنین حضرت آیتا... هاشمی رفسنجانی نیز چندی پیش بر همین مضمون تأکید کرده بودند. به نظر شما اهمیت این بیانات در مقطع فعلی چیست و چه راهکارهایی برای نیل به وحدت به نظرتان میرسد؟
** قطعاً بیانات مقام معظم رهبری در این مقطع حساس که شاهد نوعی شکاف داخلی و تا حدی فشارهای خارجی بر کشور افزایش یافته و دشمنان نظام طمع کردهاند که به منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران ضربه بزنند بسیار بهموقع و راهگشا بود. البته ایشان در مقاطع مختلف بر اصل وحدت مسئولان و جامعه و گرایشهای مختلف نظام بهرغم تفاوت دیدگاهها و نظرات تأکید داشتهاند و همیشه به این مهم توجه فرمودهاند. اما این فرمایشات در مقطع فعلی همانطور که عرض کردم اهمیت افزونتری دارد چراکه چنانچه دشمن تصور کند در میان طرفداران انقلاب و نظام و گروههای مختلف در جامعه انشقاق و افتراق وجود دارد، با اعتماد به نفس و توان بیشتری در جهت تقویت جنگ روانی علیه نظام و تحمیل بحران، دستبهکار خواهد شد.
* آیا ارادهای برای کم شدن این شکاف وجود دارد؟
** این اراده که در مقام معظم رهبری هست. اشکال این است که وقتی مقام معظم رهبری، راه را بیان میکند تا اگر کسی اشتباهی کرده به دامن جمع نظام برگردد، عدهای نمیگذارند. این مهم را باید حس کنیم که یک دشمن زیاد است و هزار دوست کم. اگر یک نفر مخالف هم داشته باشیم باید سعی کنیم به تدریج به فردی که همسو با نظام است تبدیل کنیم.
* آقای دکتر چرا در جلسات جامعه روحانیت شرکت نمیکنید؟
** این سؤال مطرح نشود بهتر است (با خنده)
* ولی در افکار عمومی برداشتهای مختلفی از غیبت شما در جلسات جامعه روحانیت میشود بهتر نیست اشارهای گذرا هم به این موضوع داشته باشید...
** بنده عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت و عضو مؤسس این نهاد هستم و به آن هم افتخار میکنم. ممکن است گاهی اختلاف سلیقههایی باشد که اینها مسأله مهمی نیست و قابل حلّ است.