سعدالله زارعی ـ کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه
اقدام به اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم که از چند روز پیش توسط سرپرست یکی از کلیساهای ایالت فلوریدا مطرح شد و پس از آن بازتابی که در سطح جهان و بویژه در حوزه کشورهای اسلامی برجای گذاشت و بعد، عقبنشینی رسمی آمریکاییها و فاصله گرفتن ظاهری مقامات کاخ سفید از این اقدام و سپس اقدام به آتش زدن کتاب مقدس مسلمانان در چند نقطه آمریکا در حالی که پلیس آمریکا در شهر نیویورک ناظر این صحنهها بود و ممانعتی از این اعمال به عمل نیاورد، مجموعا نشاندهنده یک سناریو است که توسط دستگاه سیاسی و اطلاعاتی آمریکا در نهمین سالگرد ماجرای 11 سپتامبر به اجرا گذاشته شد. اگر به روند اقدامات سیاسیای که در روز 11 سپتامبر امسال منجر به اهانت به ساحت مقدس قرآن شد نظری انداخته شود، از لابهلای این اقدامات عجز و زبونی آمریکاییها تا حدی که به اقدامات احمقانه متوسل شوند، مشاهده میشود. آمریکاییها احساس کردند انرژی ماجرای 11 سپتامبر به پایان رسیده و در جامعه آمریکا اکثریت اذهان و افکار عمومی به این سمت تمایل پیدا کرده است که به جای مردمی که در خاورمیانه ساکن هستند، مقامات آمریکا و دستگاههای رسمی اطلاعاتی و امنیتی آمریکایی را طراح و برنامهریز ماجرای 11 سپتامبر ببینند.
آمریکاییها در این صحنه در نقش مالباخته مجنون ظاهر شدند و عنان اختیار خود را از کف داده و در اختیار گروهی گذاشتند که با پایکوبی تهوعآور به ساحت مقدسات جسارت کنند و آنها از این صحنه جسارتآمیز، تصویری ناشیانه از میزان نفرت مردم آمریکا از جهان اسلام و کشورهای اسلامی و به طور خاص جنبشهایی که با سرلوحه قرار دادن قرآن به مقابله با سیاستهای آمریکا در خاورمیانه اعتراض میکنند، نشان دهند. در واقع این مالباخته بدون اینکه به عواقب کار خود توجهی داشته باشد، به قصد اینکه احیانا از این نمد برای سیاست خارجی و آبروی رفته آمریکا در خاورمیانه کلاهی ببافد، این اهانت را طراحی کرد و با اهانتکنندگان همراهی نشان داد. این در حالی است که در این صحنه مظلومیت مسلمانان و عدم تحمل آمریکاییها نسبت به اعتقادات مخالف خود به نمایش درآمد. مسلمانان و کتاب مقدس آنها مظلوم واقع شدند و دولت و جامعه آمریکا در جایگاه ظالم قرار گرفتند. درست معکوس نقشی که آنها تلاش میکردند 9 سال پیش با سوءاستفاده از ماجرای 11 سپتامبر به جهانیان ارائه کنند، در این صحنه دولت و مردم آمریکا در نقش قربانی و اسلام و مسلمانان به دروغ در نقش تروریست و قاتل معرفی شدند و آمریکا توانست از قبل این تبلیغات افکار عمومی را در غرب به نفع خود بسیج کند و با استفاده از مشت آهنین، کشورهای افغانستان و عراق را به اشغال درآورد.
اقدام احمقانه آمریکا در جسارت به ساحت مقدس کتاب قرآن امکان همراهی دولتهای غربی را با سیاستهای آمریکا در موضوع خاورمیانه تا حدود زیادی از بین برد چرا که ملتهایی نظیر مردم فرانسه، آلمان، انگلیس، بلژیک، سوئد، دانمارک و همچنین سایر کشورهای مشابه قبل از حادثه قرآنسوزی هم قادر نبودند نیروهای نظامی خود را در کشور بحرانزده افغانستان حفظ کنند و لذا اکثر این کشورها نیروهای خود را خارج کرده و برخی دیگر مانند آلمان، فرانسه و انگلیس مشغول خارج کردن نیروهایشان در 2 تا 4 ماه آینده از افغانستان هستند. این حادثه روند خروج غرب از افغانستان و عراق را تشدید و تسریع میکند و آمریکاییها بیشتر در عرصههای امنیتی و نظامی دچار مشکل میشوند. بنابراین میتوان گفت اقدام آمریکاییها یک اقدام صد درصد احمقانه و (برای منافع خودشان) خسارتبار است و از آن طرف مسلمانها چه در داخل جامعه آمریکا و چه در جامعه اروپا میتوانند با استفاده از فضایی که به واسطه اهانت شرمآور به ساحت مقدس قرآن کریم به وجود آمده، افکارعمومی را به سمت خود و کتاب مقدسشان جلب کنند.
جالب این است که در قرآن کریم آیات متعددی درباره حضرت عیسیبن مریم (مریم مقدس) آمده و سورهای در قرآن به نام سوره مریم وارد شده که با الفاظ و عبارات بسیار لطیفی از پیامبر مسیحیان و حضرت مریم عذرا همراه است و در این جسارتی که به قرآن روا داشته شد، توأمان به پیامبر مسیحیان و پیامبر یهودیان هم اهانت شد لذا جریان افراطی متصل به کاخ سفید در این صحنه به همه ادیان آسمانی اهانت کرد و نسبت ناروا به همه پیروان واقعی ادیان ابراهیمی را به جان خرید. ممکن است در پشت صحنه این اقدامات دستهایی وجود داشته باشد که هدف آنها تشدید تضاد بین مسلمانها و جهان غرب باشد و یک جریان افراطی شرایط را در خاورمیانه و کشورهای اسلامی به قدری به ضرر خودش ارزیابی میکند که برای برونرفت از شرایط سخت به یک فضای بحرانی برای خلق جنایت و خشونت نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد و در این مسیر حادثههای خشونتباری مانند جسارت به قرآن کریم را طراحی کرده است که در واقع باید گفت اگر این امر واقعیت داشته باشد که به احتمال بسیار زیاد واقعیت دارد، در این صحنه اگر برندهای وجود داشته باشد این برنده صهیونیستها هستند و دولت و مردم آمریکا در این سناریو قطعا در ردیف اصلیترین بازندهها محسوب خواهند شد، چرا که وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، محیط زندگی نیروهای غربی در خاورمیانه بسیار تنگ میشود و هزینههای آنها برای حفظ نیروهایشان افزایش پیدا میکند. آسیبهایی که به نیروهای آمریکایی در ماههای گذشته رو به تزاید گذاشته و نسبت به سال گذشته به 1200 درصد رسیده است، باز هم شدت بیشتری خواهد یافت و این روند در نهایت ریشههای حضور غرب در خاورمیانه را خواهد خشکاند. گویا صهیونیستهایی که ریشههای خود را در حال از بین رفتن میبینند تلهای را پیش پای غربیها در خاورمیانه پهن کردهاند و آمریکاییها نیز احمقانه به دام رژیم صهیونیستی و صهیونیستهای آمریکایی قدم گذاشتند.