سعید سبحانی
حامد کرزای طی روزهای اخیر در سخنرانی های خود زیاد از واژه طالبان استفاده می کند!البته این بار کرزای سعی دارد با لحنی ایجابی در خصوص طالبان سخن گفته و از تشکیل شورای صلح در راستای جذب طالبان سخن به میان آورد!
حامد کرزای معتقد است که شورای صلح افغان برای دنبال کردن گفتگوها با طالبان تشکیل شده است که این تازه ترین گام در یک حرکت تدریجی به سمت آشتی با شبه نظامیان است. ایده تشکیل یک شورای صلح در یک گردهمایی سنتی (جرگه) که با حضور 1600 رهبر افغان و بزرگ قبیله ای در ماه ژوئن در کابل برگزار شد، مطرح گردیده و ایالات متحده نیز در آن نقش مستقیمی بر عهده دارد.بدیهی است که تشکیل این شورا گام تازه ای در راستای جذب طالبان نیست زیرا قبلا نیز این تلاش ها به صورتی مخفیانه از سوی ایالات متحده آمریکا و حامد کرزای صورت گرفته است.از سوی دیگر،؛چگونه می شود به طور همزمان با طالبان جنگ نمود و از سوی دیگر از آنها خواست تا در روند سیاسی اداره افغانستان مشارکت داشته باشند؟
مسئله بعدی اینکه طالبان اساسا مشارکت محدود در اداره امور سیاسی افغانستان را نمی پذیرد و در این راستا خواستار سهمی کامل است.اساسا ائتلاف با طالبان موضوعی غیر ملموس در سیاست خارجی افغانستان محسوب می شود.در اینجا به صورت خودکار سئوالات زیادی به ذهن متبادر می شود که مهم ترین آنها مربوط به نحوه بازگشت طالبان به قدرت است.بدون شک طالبان واقعی هیچ گاه در گزینه ای بین «خروج کامل از قدرت»و«حضور تمام عیار در قدرت»متوقف نمی گردند.به عبارت دیگر معامله با طالبان اصول و قواعدی دارد که نیروهای اشغالگر و حتی دولت افغانستان نسبت به آن آگاهی ندارند.طالبان خواستار مشارکت در قدرت نیست بلکه خواستار به دست گیری کل قدرت و بازگشت به راس معادلات سیاسی و نظامی کابل می باشد.از این رو ما شاهد تقابل و دیالکتیکی پایدار میان دولتهای کابل و واشنگتن هستیم.این همان مسئله ای است که کرزای نتوانسته و به عبارت دیگر نخواسته است آن را درک نماید.
حامد کرزای باید جزئیات مربوط به آشتی با طالبان را به صورت کامل مطرح نماید.اما دولت مرکزی افغانستان در این خصوص سعی دارد به ذکر کلیات بسنده نماید.کاخ ریاست جمهوری افغانستان با صدور بیانیهای اعلام کرده است که ایجاد یک شورای عالی صلح گامی مهم به سمت گفتگوهای صلح است. طرح حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان که مورد حمایت بزرگان قبیلهای در "جرگه صلح" قرار گرفت، شامل جذب نیروهای پیاده طالبان که از فعالیتهای شبه نظامی دور هستند به وسیله پول و امتیازات شغلی و تلاش برای آشتی با رهبران ارشد طالبان از طریق پیشنهاد پناهندگی به آنها در کشورهای مسلمان دیگر و حذف نامهای آنها از لیست سیاه سازمان ملل است. این در حالی است که طالبان تاکنون ایده گفتگوها را مورد تمسخر قرار داده و میگوید که تمام نیروهای خارجی باید ابتدا افغانستان را ترک کنند. کاخ ریاست جمهوری افغانستان در بیانیه خود اعلام کرده است که اعضای این شورا پس از ماه رمضان اعلام خواهند شد. اما اینها همه صورت مسئله است .
کرزای به جای پرده برداری از صورت مسئله باید از محتوا و جزئیات آن پرده بر می داشت.به راستی کرزای چگونه دست به طیف بندی طالبان زده است و در این خصوص چه ملاکی را اساس تقسیم بندی خود قرار داده است؟به عبارت بهتر،کرزای می خواهد با کدام گروه از طالبان صلح کند و آیا اساسا می توان میان اعضای طالبان تقسیم بندی نمود؟
طرح رئیس جمهور افغانستان برای آشتی با طالبان در شرایطی شکل گرفته که چندین عضو اروپایی ناتو در حال بررسی این موضوع هستند که تعهد آنها در افغانستان چه مدت دیگری دوام خواهد آورد. این تصمیم گیری کرزای در حالی صورتمی گیرد که هنوز ابهامات زیادی در خصوص حضور نیروهای ناتو در افغانستان وجود دارد.باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا که در ماه دسامبر یک بازبینی استراتژی جنگی را انجام خواهد داد همچنین قصد دارد از ژوئیه سال 2011 در صورتی که شرایط آن زمان اجازه دهد خروج تدریجی سربازان آمریکایی از افغانستان را شروع کند. اما واشنگتن قصد دارد حضور بلند مدت و مستمر خود در افغانستان را به بهانه های مختلف ادامه دهد.
تقریبا 150 هزار سرباز خارجی در افغانستان در حال جنگیدن با شبه نظامیان در حال رشد تحت امر طالبان هستند. این در شرایطی است که خشونتها در افغانستان به بدترین سطح خود از زمان برکناری طالبان در سال 2001 رسیده است. ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان چند روز پیش اعلام کرد که آمریکا بزودی گفتگوهای اولیه با متحدان خود را در خصوص انتقال برنامهریزی شده سال آینده قبل از نشست سران ناتو در لیسبون در ماه نوامبر شروع خواهد کرد. اما پترائوس خود به خوبی می داند که قدرت مانور و تصمیم گیری وی به شدت کاهش یافته است و عملا پس از برکناری ژنرال استنلی مک کریستال و حضور وی در افغانستان تغییری در چینش و تاکتیک نیروها به وجود نیامده است.بنابر این پترائوس و فرماندهان نظامی ارشد ایالات متحده آمریکا درافغانستان دیگر نقش بازیگران تعیین کننده را ندارند.
متحدان واشنگتن در ناتو به طور روزافزونی نسبت به جنگ منفور در افغانستان نگران بوده و مشتاق هستند که مسئولیتهای امنیتی را به نیروهای افغان واگذار کنند. کرزای نیز یک هدف بلندپروازانه برای برعهده گرفتن کامل مسئولیتهای امنیتی از نیروهای آمریکایی و ناتو در سال 2014 را ترسیم کرده است. او از یک سو مامور است که مسئولیت پذیری خود در کابل را به اثبات برساند و از سوی دیگر بار شکست نیروهای ناتو در افغانستان را کاهش دهد.اگرچه نظام بین الملل متوجه وضعیت سخت کرزای در افغانستان می باشد اما این سختی نباید موجب اشتباه وی شود.کرزای هم اکنون روندی را آغاز نموده است که فرجام آن به سود وی و دولت مرکزی کابل نخواهد بود.
طرح حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان که مورد حمایت بزرگان قبیله ای در «جرگه صلح» قرار گرفت، شامل جذب نیروهای پیاده طالبان که از فعالیت های شبه نظامی دور هستند به وسیله پول و امتیازات شغلی و تلاش برای آشتی با رهبران ارشد طالبان از طریق پیشنهاد پناهندگی به آنها در کشورهای مسلمان دیگر و حذف نام های آنها از لیست سیاه سازمان ملل است.
بنابر این دولت کابل سعی دارد میان طالبان تفکیک ایجاد نماید!