آرجو کالمر
مترجم: یعقوب نعمتیوروجنی
کالای فرهنگی می تواند یک پل، یک تکه چوب، معبد، آسیاب بادی، تابلوی نقاشی، یک قطعه مبلمان، نقاب، جواهر و یا یک دانه تسبیح باشد. باید زبان، آیین و رسومات را نیز به این زمره اضافه کرد. کالای فرهنگی هر چه که باشد با دیگر کالاها تفاوت دارد؛ زیرا مردم آن را به عنوان یک نماد -ملت، جامعه، سنت، دین، یا یک حادثه فرهنگی- در نظر می گیرند. ممکن است مردم از کالای فرهنگی الهام بگیرند یا بدان ارزش قائل باشند. از این رو می توان گفت کالایی ارزش فرهنگی دارد که منبع الهام بخشی یا نماد تمایز باشد؛ و از این بابت است که کالای فرهنگی نامیده می شود.
اشیای فرهنگی همچنین توجه رسانه ها را نیز به خود جلب می کنند. در روزنامه های محلی فضای زیادی به نمایشگاهها، برنامه ها و نمایش های فرهنگی و همچنین مشاجره و منازعه بر سر کالاهای فرهنگی اختصاص داده می شود.
حتی افراد بی خبر از مصیبت آوارگان افغان در ماه مارس 2001 احتمالا درباره تخریب مجسمه های بودا توسط طالبان مطالبی را مطالعه کردند. در خلال جنک سال 1993 در بوسنی، ویرانی پل باستانی موستار حتی از کشتارهای روزانه نیز خبرسازتر بود.
صفحات گردشگری روزنامه ها توجه خوانندگان را به سوی مصنوعات فرهنگی در سرتاسر جهان جلب می کند. صفحات دیگر نیز درباره ضرورت حفظ میراث فرهنگی ملی یا منازعه بر سر تصاحب میراث فرهنگی سخن می گویند. دولت ها نیز اشتیاق زیادی برای بازسازی خسارات وارد آمده به کالاهای فرهنگی در حین جنگ های پیشین دارند. تمامی این تلاش ها در راستای اشیایی انجام می گیرد که ارزش آن ها عمدتا نمادین است.
در هر حال، مشاجرات فرهنگی به نظر نمی رسد که بر تفکر درباره و طراحی راهبردهای توسعه اقتصادی تاثیری بگذارد. به احتمال زیاد در محاسبات متعارف توسعه اقتصادی توجه چندانی به کالاهای فرهنگی نمی شود. و به هنگامی که وضعیت اقتصادی رو به وخامت بگذارد، نگرانی های فرهنگی نیز رنگ می بازد. در برابر فقر و محرومیت نیز سرمایه گذاری بر اشیای فرهنگی، مسرفانه به نظر آمده و حتی غیراخلاقی قلمداد می گردد. کاخ ها، قصرها و اشیای فرهنگی گران قیمت حکام ثروتمند کشورهای فقیر موجب بروز رنجش در میان اتباع می شود. نیازهای فرهنگی همانند نیاز به هویت و زیبایی شناسی، عمدتا تجملاتی به نظر می آیند. شاید این گونه به نظر برسد که در مقایسه با نیازهای اساسی همانند غذا، آب بهداشتی و سرپناه، نیازهای فرهنگی در اولویت های بعدی جای می گیرند.
ولی حتی نگاه سطحی نیز می تواند بطلان این برداشت را نشان دهد، از انسان های غارنشین استرالیا و بردگان آفریقایی -آمریکایی گرفته تا قبیله های کنونی آفریقا، انسان ها حتی در بدترین شرایط نیز زمان، منابع و انرژی برای نواختن موسیقی، ساختن عبادتگاههای دینی، حفظ اماکن مقدس، شرکت در مراسمات آیینی، و دیگر اشکال هنری رایافته اند. فعالیت های فرهنگی همواره اهمیت داشته است. در واقع زندگی بدون موسیقی، آیین و رسوم و بدون منابع الهام بخش چگونه قابل تصور است؟
در اینجا کالای فرهنگی به "فرهنگ به مثابه تجلی" در برابر "فرهنگ به منزله هویت" ارجاع داده می شود. کالاهای فرهنگی همانند معابد، مقبره ها، و آیین و رسوم شاید با فرهنگ به منزله هویت مرتبط باشند ولی عموما معنایی بیشتر و فراتر از امر اجتماعی دارند. فرهنگ به منزله هویت تا جایی اهمیت دارد که بر توسعه تاثیر بگذارد. از این رو اگر بگوییم که هویت فرهنگی بر توسعه تاثیر گذار است پس قبل از نتیجه گیری درباره تناسب کالاهای فرهنگی با توسعه پایدار باید بدانیم که رابطه آشکاری بین کالاهای فرهنگی و هویت فرهنگی وجود دارد. ولی فرهنگ به مثابه تجلی فراتر از هر نوع تاثیر اجتماعی و اقتصادی، ارزش خاص خود را دارد.
باید گفت که کالاهای فرهنگی صرف نظر از هر نوع ارتباط اقتصادی یا اجتماعی دارای ارزش هستند. گرچه پل موستار یک نماد اجتماعی مهم به عنوان رابط بین جوامع بوسنیایی و کروات شهر موستار بود؛ ولی چیزی بیش از این نیز به شمار می آمد: این پل در تاریخ معماری حضور داشته و الهام بخش شاعران، داستان نویسان، شهروندان و بازدید کنندگان نیز بود. هیاهو بر سر تملک و تخریب کالاهای فرهنگی نشان می دهد که مردم نیاز دارند تا ارزش های فرهنگی خاصی را تحقق ببخشند و در این راه حتی به منازعه نیز روی می آورند.