ناصر پورحسن
احمد نظیف نخستوزیر مصر، در سفر خود به واشنگتن گزارشی از روند اصلاحات در این کشور را به مقامات آمریکا ارائه خواهد داد. آنگونه که آسوشیتدپرس تحلیل کرده، هدف نظیف در این سفر متقاعد کردن آمریکا به انجام اصلاحات بیشتر در آینده است.
در این رابطه جمالمبارک پسر حسنیمبارک رئیسجمهور مصر گفته است که تغییرات انجام شده کنونی، در بلندمدت آثار خود را نشان خواهد داد. وی میافزاید: ممکن است مردم هنوز تغییرات بنیادی را که در حال رخ دادن است، درک نکنند و این طبیعی است، زیرا نتایج این تغییرات در سالهای آینده نمایان خواهد شد.
اصلاحاتی که نظیف و جمال از آن میگویند، روندی است که طی دو سال گذشته در مصر آغاز شده است. بحث اصلاحات از زمانی شدت گرفت که حسنیمبارک 77 ساله هنگام سخنرانی در پارلمان مصر بیهوش شد. مبارک به دنبال این زنگ هشدار از پارلان خواست قانون اساسی را به نحوی اصلاح کند که امکان برگزاری انتخابات مستقیم ریاست جمهوری با حضور کاندیداهای مختلف و شرکت تمامی مردم با رای مخفی فراهم شود. براساس نظام کنونی انتخاباتی مصر، مردم این کشور برای انتخاب رئیسجمهور در همهپرسی شرکت میکنند و به یک کاندیدای واحد که از سوی پارلمان تایید شده، رای آری یا نه میدهند. حسنیمبارک از سال 1981 تاکنون چهار بار با همین نظام انتخاباتی به مقام ریاست جمهوری مصر رسیده است. هنوز مشخص نیست که آیا مبارک برای پنجمین بار قصد دارد در انتخابات ماه سپتامبر شرکت کند یا خیر؟
اعلام تغییر در قانون انتخابات، زمانی توسط مبارک اعلام شد که فشارهای داخلی و بینالمللی از دو طرف علیه مبارک افزایش یافته بود. هزاران تظاهرکننده در اقدامی بیسابقه در مصر در ماه مارس در چندین شهر مصر، علیه مبارک تظاهرات کردند. صدها تظاهرکننده در حالی که هنوز براساس قانون سال 1981، تظاهرات خیایابانی ممنوع است، در قاهره به سوی پارلمان حرکت کردند و با هزاران پلیس ضد شورش روبهرو شدند. در برخی شهرها نیز اسکندریه چون پلیس و نیروهای امنیتی تمامی راههای منتهی به میدان محل تجمع را بسته بودند تظاهرات لغو شد.
تظاهرات مذکور توسط گروه «الکفایه» سازماندهی شد. فعالان این گروه طی چند ماه گذشته چندین تظاهرات برپا کرده و خواستار تغییر قانون اساسی شدهاند و میخواهند که حسنیمبارک که 24 سال بر مصر حکومت کرده یا پسرش جمال در انتخابات ماه سپتامبر نامزد نشوند.
الکفایه، جبههای است که از سازمانهای غیردولتی، سازمانهای مدافع حقوق بشر، روشنفکران و دانشجویان تشکیل شده است. این جبهه در تظاهرات بیسابقهای خواستار برکنار حسنیمبارک شد. مردم مصر با اجابت درخواست جبهه الکفایه در اکثر شهرهای مصر تظاهرات کردند و نیروهای امنیتی مصر برای فرونشاندن این تظاهرات غیرمترقبه که به زعم برخی از مفسران و تحلیلگران سیاسی «انقلابی نرم و آرام» علیه نظام کنونی مصر بود، به صحنه آمدند و دهها نفر را بازداشت کردند. تظاهرکنندگان شعارهایی را از قبیل «ریاست را ترک کن» و «ریاست کافی است» خطاب به مبارک سردادند.
تظاهرات برای آزادی «ایمنالنور» که از وی به عنوان رقیب جدی حسنیمبارک یاد میشود و هماکنون در زندان به سر میبرد نیز بسیار چشمگیر بود. وی در مصاحبه با نشریه «و یکاند استاندارد» گفته بود: «برای چهار دهه مردم فقط در انتخابات «بله یا خیر»میگفتند، اما حال وضعیت فرق کرده است.»
کاندولیزا رایس در اعتراض به بازداشت النور، سفر خود را به قاهره لغو کرد. دامنه اعتراضات در فضای نسبتا باز سیاسی کنونی مصر به حدی گسترده شده است که دو روز پیش قضات مصری اعلام کردند که بر انتخابات ریاست جمهوری نظارت نخواهند کرد، مگر آنکه لایحه استقلال کامل آنها از دولت در پارلمان تصویب شده و اجازه یابند بر کلیه مراحل انتخابات نظارت کنند. در نشست باشگاه قضات در قاهره بیش از 2 هزار از 3 هزار قاضی مصری به اتخاذ این موضع رای دادند. باشگاه قضات یک نهاد انتخاباتی است که نمایندگی قوه قضائیه را بر عهده دارد. قضات خواستار آن هستند که بر کلیه مراحل انتخابات از آمادهسازی فهرست رایدهندگان گرفته تا اعلام نتایج نظارت داشته باشند.
قضات دراین نشست گفتند که قوه قضاییه حاضر نیست به عنوان ابزاری در دست دولت برای مشروعیت بخشیدن به انتخابات جعلی عمل کند. آنها شکایت داشتند که در انتخابات دوره قبل به آنها اجازه داده نشد به چیزی جز مرحله انداختن رای به صندوق نظارت کنند، در حالی که پلیس با برپا کردن موانعی در خارج از حوزههای رایگیری از ورود هواداران اپوزیسیون به حوزهها جلوگیری میکرد.
مصریها قرار است در روز 25 می در رفراندومی که برای تغییر اصل 76 قانون اساسی مصر برگزار میشود، شرکت کنند.
به موجب قانون اساسی سال 1971 مصر، رئیسجمهور تنها میتوانست برای دو دوره انتخاب شود. در سال 1980 انورسادات پس از قرارداد کمپدیوید، مایل بود در قدرت بماند و به همین دلیل قانون اساسی را تغییر داد، اما او در سال 1981 به وسیله خالد اسلامبولی ترور شد و جانشین او حسنیمبارک از اقداماتش بهره برد و تاکنون برای چهار دوره شش ساله در قدرت باقی مانده است.
براساس اصل تغییریافته 76 که پارلمان تحت کنترل حسنیمبارک آن را تایید کرده،این شرط که تنها یک نامزد که مورد تایید دو سوم نمایندگان پارلمان باشد، به مردم معرفی میشود و مردم باید به او رای آری یا نه بدهند، حذف شده است. در بیانیهای که دولت مصر در رابطه با تغییر اصل 76 صادر کرده، آمده است:
« روز 25 می، یک روز پرافتخار در تاریخ مصر خواهد بود، زیرا هر مصری میتواند در انتخاب رئیس کشور مشارکت داشته باشد.»
برخی از احزاب مصری نظیروفد، از طرفداران خود خواستهاند که این رفراندوم را تحریم کنند و برخی گروههای دیگر نیز گفتهاند که تغییرات ایجادشده در قانون صرفا ظاهری بوده و در عمل هیچ تاثیری ندارد، از این رو به هواداران خود گفتهاند که علیه آن رای دهند.
مصر سرزمین جنبشها
مصر از نخستین حوزههای "تمدن اسلامی" است که با تمدن غرب رویارو شد. پس از وقوع انقلاب صنعتی، توسعهطلبی اروپا تشدید گردید. اگر قبل از آن براساس مکتب اقتصادی مرکانتلیسم، فقط تجارت در دستور کار دولتهای اروپایی بود، در عصر صنعتی،غرب هجوم گستردهای را در تمام ابعاد به شرق آغاز کرد. انقلاب صنعتی موجب شد که غرب از نظر فناوری به ویژه در حوزه تکنولوژی نظامی بر کشورهای خارج از اروپا چیره شود. در این مقطع بود که غرب خواهان پذیرش روایت خود از تمدن از طرف سایر کشورها شد. این روایت در حوزه فرهنگ و دین نیز مطرح شد و در اینجا بود که موضوع جنبشهای اسلامی مطرح گردید.
به طور کلی در جهان اسلام سه واکنش متفاوت در قبال موج دوم تمدن بشری مطرح شد. عدهای بر این عقیده بودند که غرب را باید به شکل تجدید غربی پذیرفت. نظریه دیگر توسط مسلمانان محافظهکار مطرح شد که به طور کلی مبتنی بر رویگردانی از غرب بود. راه سوم که از همه دشوارتر بود حفظ سنتهای اسلامی و سازگاری آن با تجدد غرب بود.
این سه واکنش در عثمانی، ایران و مصر (که بخشی از امپراتوری عثمانی بود) مطرح شد. امپراتوری عثمانی که مدتها قبل از انقلاب صنعتی زوالش آغاز شده بود، به دنبال آن بود که با انجام برخی اصلاحات در عصر سلطان سلیم سوم به چالشهای تمدن غرب پاسخ گوید.
نخستین رویارویی ایران با غرب نیز که آن را وادار به فکر کردن درباره «اصلاحات کرد، شکست از جنگ دوم با روسها بود. عباسمیرزا خطاب به یک اروپایی پرسیده بود: «بگو ببینم، رمز موفقیت شما چیست که ما آن را نداریم؟» برخی از ایرانیها نظیر آخوندزاده و طالبوف،رسالههایی نوشتند و به طور کلی خواستار پذیرش غرب شدند. این گفته تقیزاده که از فرق سر تا نوک پا فرنگی شویم، ادامه این روند فکری بود. برخیها نیز به طور مطلق خواستار طرد غرب شدند و برخیهای دیگر به دنبال سازش میان اصولی از اسلام و غرب بودند. تفکر مشروطه و رسالههای علمایی چون آیتالله نائینی در این رابطه بود.
در مصر که ناپلئون آن را در سال 1798 تصرف کرده بود، با توجه به جایگاه دانشگاه الازهر، مسائل اندیشهای رویارویی با غرب جدیتر و هر سه جریان فکری که در عثمانی و ایران جریان داشت، در مصر نیز وجود داشت. یک گروه از اصلاحطلبان که درواقع سازشدهندگان میان غرب و اسلام بودند، در مصر به این نتیجه رسیدند که مسلمانان باید در نبردی تازه، در دو جبهه به پیکار بپردازند و پیروز شوند. اولین اصلاحطلبان مصری کوشیدند همدینان خود را متقاعد کنند که با توجه به شرایط جدید، باید از اسلام تفسیر و تعبیری تازه ارائه کرد، آنها در این راه با دشواریهای بزرگی روبهرو شدند. مخالفان محافظهکارشان، آنها را متهم میکردند که غرب غیرمذهبی آنها را شستوشوی مغزی کرده و به بیراهه برده است.
طرح خاورمیانه بزرگ و اصلاحات در مصر
اصلاحات سیاسی مصر و به ویژه تغییر قانون انتخابات بیشتر متاثر از فضای بینالمللی و رژیم بینالمللی با تروریسم است که پس از 11 سپتامبر بر منطقه خاورمیانه حاکم شده است. گزارش توسعه انسانی جان عرب در سال 2002 بهانهای شد که آمریکا بحث دموکراتیزه شدن خاورمیانه را مطرح نماید و این طرح با فشار آمریکا در دستور کار گروه 8 قرار گرفت و از یک دستور کار آمریکایی به دستور کار جهانی تبدیل شد.
در این طرح ریشه تروریسم و افراطگرایی در منطقه خاورمیانه که خود را در حمله به برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی و پنتاگون در 11 سپتامبر نشان داد، فقر، بیسوادی، نظام اموزش ویژه جهان عرب و عدم توسعه سیاسی ذکر شده است. بر اثر فشاری که علیه کشورهای خاورمیانه عربی اعمال شد، حاکمیان این کشورها مجبور به اعمال برخی اصلاحات شدهاند. در همین رابطه است که حسنیمبارک درباره تغییر قانون انتخابات گفت: این پیشنهاد در راستای توسعه تاریخی مصر است و این تغییرات به احزاب سیاسی کشور فرصت خواهد داد که در انتخابات شرکت کنند.
فشار برای انجام اصلاحات در خاورمیانه به حدی است که حتی عربستان سعودی به عنوان محافظهکارترین کشور در منطقه مجبور شد انتخابات شهرداریها را برگزار نماید وعده برگزاری انتخاب نیمی از همه اعضای آن توسط پادشاه انتخاب میشدند، داده شود. تحت این شرایط است که مصریهای مخالف قدرت، عرض اندام پیدا کرده و به خیابانها میریزند و علیه مبارک شعار میدهند.
انقلاب رنگی در مصر
پس از آنکه مخالفان ادوارد شواردنادزه رئیسجمهور سابق گرجستان، هنگام افتتاح دوره جدید پارلمان،آن را به تصرف خود درآوردند و میخائیل ساکاشویلی را به قدرت رساندند، اصطلاح انقلاب مخملی و سپس انقلاب رنگی وارد واژگان سیاسی شد.
با انقلاب نارنجیپوشان طرفدار یوشچنکو، از حاکمیت جانشین لئونیدکوچما در اوکراین نیز جلوگیری شد. این انقلاب رنگی به انقلاب سدر در لبنان منتهی شد. در این انقلاب، مخالفان سوریه پس از ترور رفیق حریری نخستوزیر پیشین لبنان با پرچمهای این کشور که در وسط آن درخت سبز سدر نقش بسته است به خیابانها ریختند. این انقلاب رنگی موجب سرنگونی رئیسجمهور قرقیزستان شد. آیا این انقلاب ممکن است که بار دیگر به خاورمیانه عربی بازگردد و به سراغ کشوری چون عربستان و یا مصر برود؟
پاسخ به این سوال به شناخت دولتهای حاکم و ماهیت اپوزیسیون در مصر بازمیگردد. مقایسه دولت کنونی مصر با کشورهایی که با انقلابهای رنگی سرنگون شدند نیز به دادن پاسخ کمک میکند. تمامی دولتهای سرنگونشده مذکور اگرچه در مقاطعی از تاریخ با آمریکا دارای رابطه خوبی بودند، اما طی سالهای گذشته یا با دولت آمریکا در خصومت بودند (اوکراین) و یا با این کشور دارای روابط حسنه نبودند، از اینرو تغییر دولت در آنها به نزدیک شدن به آمریکا انجامید. اگرچه شواردنادزه یکی از نخستین رهبر جمهوریهای سابق شوروی بود که به سوی غرب رفت، اما وی به تدریج مسکو را به واشنگتن ترجیح داد. دولت لبنان نیز با تصویب اصلاحاتی که تابستان گذشته در قانون اساسی خود انجام داد، به وابستگی به سوریه متهم شد. در گرجستان ساکاشویلی 37 ساله به قدرت رسید که تحصیلکرده حقوق در آمریکاست، در لبنان نیز با انقلاب سدر، میتوان پیشبینی کرد که چه کسانی در انتخابات آینده پارلمانی به قدرت خواهند رسید، اما وضعیت اپوزیسیون در مصر و دولت حاکم به گونه دیگری است.
مهمترین نیروی اپوزیسیون در مصر، جنبش اخوانالمسلمین است که حمایت از آن برای انقلاب رنگی با اهداف آمریکا در حمایت از انقلابهای رنگی نقض غرض خواهد نمود.
جنبش اخوانالمسلمین مصر یکی از مهمترین نیروهای سیاسی در مصر محسوب میشود. اگرچه این جنبش در سال 1952 با سرنگونی نظام سلطنت در این کشور، با فشارهای دولت مواجه شد و سرانجام در سال 1954 به دستور جمال عبدالناصر رئیس جمهوری وقت مصر ممنوعالفعالیت شد و هنوز هم این دستور به قوت خود باقی است، اما نمیتوان نقش این جنبش گسترده را که مرزهای مصر را درنوردیده و الهامبخش گروههای زیادی در کشورهای خاورمیانه عربی بوده، نادیده گرفت.
جنبش اخوانالمسلمین از جمله قدیمیترین تشکلها در جهان عرب است که در سال 1920 تشکیل شد. در دهههای نخست قرن بیستم اندیشه اخوان که مخالفت با غرب بود، به کشورهای عربی صادر شد. تشکیل دولت اسرائیل در ابتدا باعث تقویت جنبش اخوان شد، اما در نهایت با روی کار آمدن ناسیونالیستهای افراطی، طومار تشکیلاتی جنبش مذکور پیچیده شد. با دستور جمال عبدالناصر صدها تن از اعضای اخوان بازداشت شدند. تداوم جنگ اعراب با اسرائیل به رهبری عبدالناصر، باعث تقویت ناسیونالیستها شد و جنبش اخوان هرچه بیشتر تضعیف گردید.
اگرچه جنبش اخوان با فشارهای مذکور مواجه گردید، اما ریشههای آن قطع نشد. پس از آن که انورسادات پیمان صلح با اسرائیل را امضا کرد، وی توسط هواداران جنبش اخوان ترور شد. از آن سال به بعد موج جدید سختگیریها علیه اخوان آغاز شد.
حادثه 11 سپتامبر موجب شد جنبش غیررسمی اخوانالمسلمین احتیاط بیشتری به خرج بدهد و درمقابل، دولت مصر از فرصت فراهمشده مبارزه با تروریسم به دنبال قطع ریشههای جنبش اخوان بود. این جنبش اعلام کرده که کاربرد خشونت را نفی میکند، اما دولت مصر میگوید این گروه به پوششی برای فعالیت تندروهای مصری تبدیل شده است.
تنها دو ماه پس از حادثه 11 سپتامبر بود که 49 عضو گروه «الوعده» که آنها را به جنبش اخوان منتسب میکنند، محاکمه شدند. اعضای این گروه ابتدا فقط به جمعآوری پول برای حمایت از فلسطینیها و چچنی ها متهم شدند، اما بعدها به تشکیل یک گروه زیرزمینی و طراحی سوءقصد به جان مقامات امنیتی مصر و چهرههای معروف این کشور و حمله به نهادهای دولتی مصر نیز متهم شدند. منابع مصری خبر دادند که دو نفر از متهمان، جزء افرادی بودهاند که در «فلوریدا» در آمریکا آموزش دیدهاند. «محمد عطا» شخصی که گمان میرود از رهبران اصلی حملات 11 سپتامبر بوده باشد، در همان حال درس خلبانی فرا گرفته بود.
با توجه به اظهارنظر مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه مصریها در شبکه القاعده نقش مهمی دارند و تعدادشان از دستیاران نزدیک اسامهبنلادن از جمله محمد عاطف، مصری هستند، دولت مصر فشار زیادی علیه مخالفین خود و به ویژه اعضای جنبش اخوانالمسلمین وارد کرد.
در شرایط کنونی جنبش اخوانالمسلمین به علت آنکه نهادهای غیردولتی متعددی برای کمک به مستمندان در مصر ایجاد کرده و با ساختن مدارس و درمانگاهها توانسته است تودههای مردم را جذب کند، این شیوه در کشورهای خاورمیانه عربی به خوبی جواب داده است. جنبش مقاومت اسلامی (حماس) و حزبالله لبنان با توجه به خدماتی که به مردم ارائه دادهاند، پایههای اجتماعی خود را تقویت کردهاند. حماس در انتخابات شهرداریهای فلسطین پس از جنبش فتح که حزب حاکم میباشد، کرسیهای زیادی را کسب کرد و در برخی شهرهای بزرگ، اکثریت کرسیها را تصاحب کرد.
هفتهنامه الاهرام در مقالهای با عنوان «جنبش اخوانالمسلمین و انتخابات» در آخرین شماره خود مینویسد: تشییع جنازه یکی از رهبران این جنبش که با حضور گسترده مردم در 18 شهر مصر انجام شد، دلیلی بر وجود پایگاه اجتماعی اخوان میباشد.
ممکن است آمریکا در راستای شعار طرح خاورمیانه بزرگ پاسخ برخی ناهمراهیهای مبارک به ویژه در جریان جنگ علیه عراق را بدهد و با حمایت مقطعی از مخالفان به او هشدار دهد، سرنگونی او چندان مشکل نخواهد بود، اما نمیتوان نزدیکی میان جنبش اخوان و آمریکا را در عرصه سیاسی مصر متصور شد.
کاخسفید از مصر خواسته است که انتخابات سپتامبر آزادانه برگزار شود. اسکات مککللان سخنگوی کاخسفید در این زمینه میگوید: «این مساله مهم است که کاندیداها آزادانه برای خود تبلیغ کنند تا مردم فرصت انتخابات آزادانه رهبران خودشان را داشته باشند.» جرجبوش نیز در سفر دو هفته پیش به اروپا خواستار نظارت بینالمللی بر انتخابات مصر شد.
به گزارش آسوشیتدپرس، نخستوزیر مصر قبل از سفر به آمریکا اعلام کرد که ما اجازه حضور ناظران بینالمللی را نخواهیم داد.
در همین حال کاندولیزا رایس گفته است که آمریکا از مشارکت احزاب اسلامی در انتخابات مصر حمایت میکند.
باتوجه به قوانین انتخاباتی مصر و کنترل کامل قدرت در دست حزب حاکم بعید است که اسلامگرایان در مصر به قدرت برسند. هماکنون حزب دموکراتیک ملی از 454 کرسی پارلمان، 390 کرسی را در اختیار دارد. کنترل تلویزیون نیز در دست دولت است و جنبش اخوانالمسلمین به عنوان یک حزب به رسمیت شناخته نشده است و اگرچه حزب حاکم اعلام کرده که اعضای سازمانهایی که ممنوعالفعالیت هستند، میتوانند به صورت انفرادی شرکت کنند، اما امضای حداقل 65 نماینده پارلمان برای کاندیداتوری لازم است.
این امضاها باید در پالمانی کسب شود که اپوزیسیون تنها 35 کرسی دارد. با این شرایط زمینه برای موفقیت خانم نوالالسعداوی، فریدالدین ابراهیم و محمدفرید حسنین بسیار سخت است. علاوه بر مسائل داخلی، از نظر منطقهای نیز وضعیت مصر، متفاوت است.
یکی از امتیازات مصر در مقایسه با سایر کشورهای خاورمیانه، موقعیت ویژه این کشور در بحران خاورمیانه است. مصر نخستین کشور عربی بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و با آن پیمان صلح امضا کرد. قاهره از یک طرف با اسرائیل دارای رابطه ویژهای است و از طرف دیگر با تمامی گروههای فلسطینی رابطه دارد. به علاوه روابط میان قاهره و واشنگتن نیز حسنه است و مجموعه این امتیازات را هیچکدام از کشورهای عربی ندارند. آمریکا از این موقعیت مصر در پیگیری مذاکرات صلح خاورمیانه نهایت استفاده را میبرد، قاهره به مرکز گفتوگوی گروههای مختلف فلسطینی و نمایندگان اسرائیل تبدیل شده است. طبیعی است آمریکا به راحتی تغییر و تحولات افراطی در مصر را که باعث از دست رفتن این مهره مهم در بحران خاورمیانه میگردد، نخواهد پذیرفت.
خلاصه کلام اینکه، همانگونه که یکی از نویسندگان مصری میگوید، انتخابات آتی مصر نیز بیشتر یک رفراندوم مانند گذشته خواهد بود تا انتخابات واقعی.