رضا جلالی
تلاش برای مبدلساختن ایران به کشوری وابسته به آمریکا
اعضای وابسته به میلسپو در سال 1927 از ایران طرد شدند و از آن پس نفوذ آمریکا در ایران به میزان زیادی کاهش یافت. ولی این امر به معنی آن نبود که واشنگتن از فکر تحکیم مواضع خود در ایران دست برداشته است. کردل هل وزیرخارجه آن زمان آمریکا در خاطرات خود مینویسد که در میان همه کشورهای خاورمیانه و نزدیک و آفریقای شمالی، ایران در نقشههای وزارت خارجه و کاخسفید آمریکا جای خاصی داشت. در سالهای دومین جنگ جهانی انحصارهای آمریکا بدین نتیجه رسیدند که وقت تلافی ناکامیهای اواخر دهه دوم و اوایل دهه سوم قرن بیستم رسیده است.
از پایان سال 1941 و به ویژه در نیمه اول سال 1942 بسیاری از مقامات دولتی ایران به دست اتباع آمریکا افتاد.
در ژوئیه سال 1942 چند ژنرال آمریکایی با ماموریت رسمی برای «آموزشهای علمی نظامی و بررسی مسائل حمل و نقل» به تهران آمدند، ولی در واقعیت امر در این دوران تمام نیروهای دیپلماسی آمریکا و محافل مالی و سازمان «خدمات استراتژیک» آن کشور که سلف سازمان «سیا» بود، در این راه به کار میرفت که – قوامالسلطنه – سرسپرده خود را به کرسی نخست وزیری ایران بنشاند. در اوت سال 1942 محافل حاکمه آمریکا به مقصد خود رسیدند و قوامالسلطنه نخستوزیر ایران شد. از آن پس درهای کشور برای ورود انواع مستشاران سیاسی و مالی و نظامی آمریکا چهارطاق شد. در سپتامبر سال 1942 شریدان آمریکایی عملا رهبر وزارت خواروبار شد. در ماه های اکتبر – نوامبر سال 1942 دو هیات نظامی آمریکایی یکی به ریاست سرهنگ شوارتسکوپف که رسما برای «فرماندهی ژاندارمری ایران» دعوت شده بود و دیگری به ریاست ژنرال ریدلی که مامور تجدید سازمان ارتش ایران بود، وارد تهران شدند. پاییز همان سال 1942 سرهنگ تیمرمان آمریکایی به عنوان مستشار کل اداره شهربانی ایران تعیین شد. همان زمان عدهای از آمریکاییها به عنوان مستشار در وزارت بهداری و وزارت کشاورزی مشغول کار شدند و هارولد گرهشام به ریاست اداره کل گمرک کشور منصوب شد.
ولی همه اینها تازه آغاز کار بود. در واشنگتن به این نتیجه رسیدند که باید شخصی را به تهران بفرستند که فعالیت گروه کثیر مستشاران و رایزنان و مدیران آمریکایی را هماهنگ سازد و کار آنها را در جهت اجرای نقشه آمریکایی واحد هدایت کند.
در اوت سال 1942 موافقت قوامالسلطنه برای اعزام هیات سیاسی – اقتصادی بزرگی به ایران که میبایست زیر نام هیات مالی استتار گردد، جلب شد.
رهبران هیات آرتور میلسپو بود. پاییز سال 1942 آرتور میلسپو از انستیتوی بروکینگس به تهران میآید و بلافاصله به عنوان مدیر کل وزارت دارایی ایران منصوب میشود. ناگفته نماند که او به هنگام کار در انستیتوی یاد شده در تهیه نقشههای توسعهطلبی دوران جنگ و پس از جنگ آمریکا در کشورهای آسیایی، شرکت فعال داشت. او در کتاب خود تحت عنوان «آمریکاییها در ایران» که به سال 1946 توسط انستیتوی بروکینگس به چاپ رسید، جریان تدارک سری ماموریت جدید خود و گفتوگوهای محرمانه را که در وزارت خارجه و وزارت جنگ در واشنگتن و والاستریت در نیویورک انجام داده و نیز رهنمودهایی را که از رهبران دولت آمریکا و انحصارات بزرگ آن کشور دریافت داشته است، به تفصیل شرح میدهد. محتوی اصلی گفتوگو و رهنمودها چگونگی برقراری کنترل آمریکا در ایران بود. در واشنگتن دشواری و بغرنجی وظیفهای را که در برابر میلسپو قرار داده شده بود، درمییافتند و بدینجهت تصمیم گرفته شده بود که فعالیت میلسپو علاوه بر وسایل دیپلماتیک و جاسوسی و بانکها با پشتوانه تانک و توپخانه نیز تقویت گردد از آخرین روزهای دسامبر سال 1942 ورود نیروهای آمریکایی به ایران آغاز شد.
در بهار سال 1943 سپاه اشغالی آمریکا به فرماندهی ژنرال کنولی که نام «فرماندهی خلیجفارس» بدان داده و آرم آن را شمشیر عربی سرکج همراه با ستاره پنج پر سفیدی بر زمینه یک سپر سبز رنگ (اسلامی)، معین کرده بودند، سراپا تکمیل شد. البته ورود سپاه سیهزار نفری آمریکا در اسناد رسمی با استناد به ضرورت حفظ امنیت ایران توجیه میشد، ولی در همان هنگام محافل اجتماعی خاطرنشان ساختند که از پاییز سال 1941 که ستون پنجم فاشیسم در ایران از میان رفته و حاکمیت ایران طبق قرارداد 29 ژانویه منعقد میان اتحاد شوروی و انگلیس و ایران، تضمین شده بود، وجود ارتش اشغالی آمریکا فقط موجبات وخامت اوضاع را در کشور فراهم میساخت، زیرا در سپتامبر سال 1942 نیروهای شوروی پیشروی نیروهای هیتلری مامور قفقاز را که علاوه بر تصرف باکو، خیال تصرف تهران را نیز داشتند، متوقف کرده بودند و علاوه بر آن در نوامبر سال 1942 نابودی ارتش 600 هزار نفری فاشیسم آلمان در استالینگراد نیز آغاز شده بود. بدینسان در آن هنگام امنیت ایران به وسیله نیروهای مسلح شوروی تامین شده بود. در پاییز سال 1942 وضع سیاسی در کشور تا حدودی تثبیت شده بود. روز اول فوریه سال 1943 آرتور میلسپو به مقام مستشار عالی امور مالی ایران که در قانون اساسی کشور پیشبینی نشده بود، منصوب گردید.
با آن که طبق شرایط قرارداد او میبایست فعالیت خود را فقط در چارچوب مسائلی که در صلاحیت وزارت دارایی بود محدود سازد، مستشاران آمریکایی که در وزارتخانهها و دوبرابر دیگر کشور عهدهدار مقامات بلندپایه بودند، بلافاصله پس از انتصاب او رسم را بر این قرار دادند که گزارش کار وزارتخانههای «خود» را به او تسلیم کنند. بدینسان کار تحقیق نقشه انحصارهای آمریکایی برای برقراری کنترل فعالیت مهمترین دوایر کشور، به کمک میسیون میلسپو، آغاز شد. تجدید سازمان دستگاه دولت در ژانویه سال 1943 و گماشتن افراد وابسته به آمریکا در این دستگاه، کار میلسپو را برای انجام وظیفه بسیار دشوارش، آسان کرد. علاوه بر آن وزارتخانه کار و اقتصاد که قبلا تشکیل شده بود و میتوانست مانعی در راه اجرای نقشههای میلسپو در زمینه کنترل اقتصاد سراسر کشور باشد، منحل شد.
مداخله میلسپو در امور سیاسی ایران و تلاش او برای سوق سیاست خارجی کشور به مجرای تبعیت از آمریکا و همزمان با آن پریشانی اقتصادی ناشی از دوز وکلکهای مستشاران آمریکایی قاطبه مردم ایران را چنان به خشم آورد که مجلس ایران در 8 ژانویه سال 1945 مجبور شد قانون سلب اختیارات فوقالعاده میلسپو را تصویب کند. از پی آن کابینه بیات نخستوزیر وقت ایران تصمیم گرفت میلسپو را به کلی از کار برکنار کند. در فوریه سال 1945 میلسپو مجبور به ترک ایران شد. بدین سان ماموریت دومین میسیون میلسپو با رسوایی به پایان رسید.