موانع کاخسفید
در اجرای طرح خاورمیانه بزرگ
به اعتقاد ناظران آگاه، اجراییکردن پروژه آمریکا برای تغییر ماهیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی منطقه خاورمیانه با موانع و چالشهای فراوانی روبرو است.
این چالشها به طور مختصر عبارتند از:
1- اعتقادات مذهبی مردم منطقه
اسلام دینی سیاسی است که از شعائر و مراسمی بهره میبرد که نفوذ آن در مردم، عمیق و ایمان مومنان به آن راسخ میباشد و حتی طرح ادیان انحرافی نیز مشکل آمریکا را حل نمیکند.
2- مساله فلسطین
یکی از معضلات ریشهای منطقه مساله فلسطین است و تا زمانی که به صورت صحیح حل نشود؛ آمریکا در اجرای طرحها و جلبنظر مردم منطقه ناتوان خواهد ماند.
از سوی دیگر؛ ویژگیهای ایدئولوژیک نومحافظهکاران آمریکا و منافع آنها؛ امکان حل این قضیه و چشمپوشی از حمایت از صهیونیستها را از آنها سلب میکند سایر راهحلهایی که در این باره دنبال میشود؛ کماکان گرهی از این مشکل نمیگشاید.
3- متحدان سنتی آمریکا
اجرای طرح خاورمیانه بزرگ در درجه اول به تضعیف و سرنگونی نظامهای استبدادی در منطقه منجر میشود این مساله،آمریکا را از متحدان سنتی که سرپلهای حضور این کشور در خاورمیانه هستند؛ محروم میسازد.
4- تامین انرژی
دنیا و از جمله آمریکا به انرژی منطقه وابسته هستند اجرای طرحهایی که منطقه را با آشوب و بحران مواجه میسازد؛ آمریکا را با یک تناقض جدی روبرو کرده است.
5- ناهمگونی کشورهای منطقه
کشورهای منطقه خاورمیانه یک دست نیستند طیف گستردهای از انواع حکومتها نظیر حکومتهای کودتایی، شیخنشین، پادشاهی، جمهوریهای مادامالعمر؛ جمهوریهای شبهغربی و مردمسالاری دینی و بومی در این منقه وجود دارد که تغییر ماهیت این حکومتها و تجویز یک نسخه واحد از شکل حکومت در آن بسیار دشوار است.
6- عملکرد نظامی آمریکا در منطقه
حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، تاثیرات بسیار منفی را بر تصویر آمریکا در نزد افکار عمومی کشورهای منطقه گذاشته و عملکرد ناصحیح و خشونتآمیز آن کشور (همچون شکنجه و بدرفتاری با زندانیان ابوغریب و گوانتانامو) تصویر یک اشغالگر را در میان مردم خاورمیانه ترسیم کرده است.
7- تناقض میان شعار و عمل
در حالی که آمریکا شعار دموکراسی و حقوق بشر سر میدهد که این مباحث با اشغالگری، خشونت، کشتار و شکنجه مردم و رویه آمریکا در منطقه ناسازگار است.
8- پرهزینه و مشکل بودن فرایند ملتسازی و اصلاحات از خارج
با توجه به هزینههای فراوان ایجاد تغییرات اساسی و بنیادین در نوع نگرش حاکمان و افکار عمومی مردم منطقه و همچنین مقاومت درونی در مقابل تحمیل یک نسخه کاملا غربی بدون توجه به ویژگیهای قومیتی، اعتقادی، ایدئولوژیکی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی و به کشورهای خاورمیانه اجرای این طرح را با مشکلی بس بزرگ روبرو کرده است.
9- تفاوت دیدگاه آمریکا و اروپا
علیرغم گذشت مدت زیادی از مطرح شدن پروژه خاورمیانه بزرگ، هنوز درخصوص اجرای آن، اجماعی میان سیاستمداران آمریکایی و اروپایی به وجود نیامده است.
اگرچه به نظر میرسد که هردو در اجرای این طرح قاطع و مصمم هستند؛ ولی اظهارنظرهای متفاوت دولتمردان غربی در این خصوص موجب شده است تا عدم انتشار جزییات طرح نیز به حساب عدم اجماعنظر غربیها گذاشته شود واقعیت این است که تمام تلاش غرب – به عنوان اصلیترین قربانی حادثه 11 سپتامبر – حذف دولتهای شکستخورده از جغرافیای سیاسی خاورمیانه است.
اندیشمندان غربی به این نتیجه رسیدهاند که بازخورد هرگونه عقبماندگی در خاورمیانه، در غرب آن هم به صورت تهدیدات امنیتی نمایان میشود.
برخی کارشناسان نیز حمله آمریکا به عراق را در جهت آغاز فاز اجرایی پروژه خاورمیانه بزرگ ارزیابی میکنند؛ تا جایی که براساس مقالهای که در نشریه "فارینافرز" منتشر شده، اندیشمندان آمریکایی امیدوارند که با تغییر در ساختار سیاسی و اجتماعی عراق و قرار دادن آن به عنوان الگوی تغییر در خاورمیانه، روند دموکراتیزهشدن کشورهای منطقه سرعت و شتاب بیشتری یابد البته باید اعتراف کرد که آمریکا در ارزیابیها و محاسبات خود در این زمینه دچار اشتباه فاحشی شده و آن مقایسه کشورهای این منطقه با کشورهای اروپای شرقی پس از فروپاشی نظام کمونیستی است.
آمریکا با مقایسه تجربه آنچه در کشورهای اروپای شرقی پس از شکایت کمونیسم اتفاق افتاد و مقایسه تطبیقی آن، به این توهم دچار شده که منطقه خاورمیانه نیز میتواند در اندک زمانی، تحولات اروپای شرقی را تجربه کند و حال آنکه با توجه به دلایل ذکر شده، طرح خاورمیانه بزرگ با موانع و مشکلات فراوانی روبروست، مشکلاتی که اگر به صورت اساسی برای حل آن برنامهریزی نشود؛ همچون طرح حمله به عراق میشواند اجرای طرح را با شکست جدی روبرو کند.