نوشته: خورخه کاستاندا ـ وزیر پیشین امور خارجه مکزیک
ترجمه: محمود فاضلیبیرجندی
در دنیای امروز شاید کمتر مسئلهای باشد که بهاندازه بازسازی نظام جغرافیایی سیاسی حاکم بر دنیا ضرورت و فوریت داشته باشد.
شاید نتوان کسی را پیدا کرد که در کلام و بیانش هم که شده، معتقد نباشد که شورای امنیت سازمان ملل متحد دارای سازمان و روال کار منسوخی است یا باور نداشته باشد که اعضای گروه 8 تمامی متنفذترین و قدرتمندترین اقتصادهای دنیا را در جمع خود ندارند. ضرورتی است که بازیگران جدیدی پا به عرصه بگذارند، اما ناگفته هم نباید گذاشت که اگر نظام جدیدی در دنیا شکل بگیرد و آن نظام متضمن و معرف قدرتهای جدید و توزیع قدرت بر مبانی متفاوتی هم باشد، باز معلوم نیست که بتواند کارآمدتر از نظام فعلی و به حال مردم دنیا مفیدتر از آن چیزی باشد که در حال حاضر برقرار است. به راستی چه تضمینی در کار است؟
در خلال نیم قرن گذشته مجموعهای از مبانی و اصول در پیمانها و معاهدات منطقهای یا بینالمللی تعریف شده و موضوعیت و رسمیت یافته است. از آن جمله است دموکراسی و منزلت آن نزد تمامی ملتها، منع تولید یا تکثیر سلاحهای کشتار جمعی، رعایت حقوق بشر، و... البته موضوعیت یافتن و رسمیت یافتن این قبیل موازین و بینالمللی شدن آن طی فراگردی طولانی، تدریجی، آرام و مهمتر از هر چیز، دشوار و دردناک صورت گرفته است. فراگردی که هربار اندکی موفقیت حاصل میکرد و چند برابر آن متحمل پسرفت میشد.
امروز که ممالکی مثل برزیل، چین، هند و آفریقای جنوبی آرام آرام وارد باشگاه قدرتهای بزرگ دنیا میشوند، آن مجموعه موازین رسمیت یافته که به تعبیری اجزای عرفی جهانی را شکل میدهند به تدریج ظرفیت، اثرگذاری، و قابلیتهای خود را از دست میدهند.
ممالک یادشده البته با وجود نظامی فائقه در جهان که متولی تمامی امور باشد و مثلاً درباره حقوق بشر، دموکراسی، منع تولید و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی، آزادی تجارت، محیط زیست و بهداشت جهانی شخصاً اتخاذ تصمیم کند، مخالفت میورزند و با چنین نظامی به صراحت سر ناسازگاری دارند.
برای نمونه بد نیست مثلاً نگاهی، به مواضع این کشورها درباره دموکراسی و حقوق بشر بیاندازیم. برزیل، هند، و آفریقای جنوبی نظامهای دموکراتیکی دارند که در کشورهای خود به حقوق بشر توجه زیادی میکنند، اما وقتی پای دفاع از دموکراسی یا حقوق بشر در دیگر ممالک به میان آید، میان این نظامها با مثلا نظام حکومتی چین، تفاوتی مشاهده نمیشود یا مثلاً برزیل، چین و هند، سه دولتی هستند که به سلاحهای کشتار جمعی دسترسی داشته و با معاهده منع تولید و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی مصوب سال 1968 میانه خوشی نداشته، حتی با آن مخالفت میکنند. در این زمینه آفریقای جنوبی مستثنی است. این کشور سالهای سال پیش، مقارن با دوره حاکمیت نظام نژادپرستان، به طور مخفیانه به سلاح اتمی دست پیدا کرده بود. پس از امحای آن رژیم، دولت دموکراتیک آفریقای جنوبی به صورت داوطلبانه ابزار آلات و فناوریهای هستهای خود را از دور خارج کرد و خود به معاهده یادشده پیوست.
با استناد به همین مثالهای محدود میتوان گفت که شاید رفتار قدرتهای جدید دنیا هم در مناسبات بینالملل، با قدرتهای فائقه موجود فرق نداشته باشد و این دولتها نیز هرگاه در زمره تصمیمگیران دنیا درآیند، ضمانتی نیست که طور دیگری و بهتر از دولتهای فائقه امروز رفتار کنند. به علاوه این قدرتهای جدید برخلاف قدرتهای بزرگ مستقر، نه از داخل با جوامع مدنی نیرومندی روبهرو هستند که رفتار آنان را کنترل کند و نه به اندازه قدرتهای بزرگ فعلی از جانب نهادهای بینالمللی تحت فشار قرار میگیرند. پس به راستی انسان امروز و فردا به چه چیزی از قدرتهای جدید دل خوش کند؟
نکته باریکتر از مو همین جا نهفته است: قدرتهای جدید معارضات ذاتی به مراتب بیشتری دارند. آنان از یک سو خود را عضو دنیای در حال توسعه و از نمایندگان و سخنگویان آن بخش دنیا به حساب میآورند. از سوی دیگر اعتبار و موقع جهانی خود را مرهون تفاوتها و تمایزهایی هستند که موجب میشود عملکرد آنان در امور اقتصادی، نظامی، جغرافیایی سیاسی و حتی اعتقادی، با قدرتهای مستقر فرق داشته باشد. آنان در عین تعلق به جهان سوم باید خود را از آن جهان نیز متمایز و مجزا نشان داده و ارزشهای جهانی مورد قبول تمامی مردم دنیا را سرلوحه امورشان قرار دهند. در این مورد هم بررسی اجمالی مواضع این ممالک درباره تغییرات آب و هوایی، به توضیح مقصود کمک کرده و آمادگی آنان برای ایفای نقش در عرصه جهانی را مشخص خواهد کرد. برزیل، چین، و هند در میان کشورهایی قرار میگیرند که در صدر آلودهکنندگان آب و هوا هستند؛ یعنی کشورهایی که بیشترین میزان دیاکسیدکربن را وارد محیط زیست میکنند، اما همین کشورها در کنفرانس بررسی تغییرات آب و هوایی که سال قبل در کپنهاگ برگزار شد، همراه با آفریقای جنوبی به اتفاق، موضعی را اتخاذ کردند که موضع کشورهای درحال توسعه بود. یعنی از کشورهای قدرتمند خواستار آن شدند تا مسئولیت مبارزه با تغییرات آب و هوایی را بسته به ظرفیت هر کشور تقسیم کنند. آنان تصریح کردند که در پی کاستن از منابع آلودهساز محیط زیست در ممالک خود هستند، اما این کشورهای ثروتمندند که باید در این امر جدیت به خرج دهند و پیشقدم باشند.
این قبیل مواضع است که باز جای تردید دارد: این کشورها از طرف کدام گروه از ملتها سخن میگویند و چه نقش و جایگاهی برای خود قائل هستند؟ چرا این قدرتهای تازه وارد به باشگاه بزرگان دنیا، در حد و اندازه ثروتمندترین ممالک صنعتی، تولید آلودگی محیط زیست کرده و از طرفی در حد آسیبدیدهترین کشورهای غیرصنعتی، خواستار کمک و رسیدگی جامعه جهانی به آلودگی زیست محیطی میشوند؟ این جاست که جایگاه فقیر و غنی گم میشود. دولتهای غنی هم قربانی آلودگیهای زیست محیطی هستند و دولتهایی که در میان ضعیفان دنیا پنهان میشوند، منبع انتشار آلودگیهای بیشترند. به راستی برزیل، چین، هند و آفریقای جنوبی در کدام گروه قرار دارند؟ این کشورها خود را در هر دو گروه فقیر و غنی دنیا جای میدهند. درحالی که در آن واحد در هیچ یک از این گروهها قرار نمیگیرند. پیداست هر کجا که منفعت اقتضاء کند، اینان به گروه دیگری پیوسته، موضع قبلی خود را ترک میگویند.
بحثی در باشگاه قدرتهای بزرگ دنیا جاری است و آن این که قدرتهای جدید با چه معیارهایی صلاحیت پذیرش در این باشگاه را حائز خواهند شد؟ در این بحث، خصوصاً ظرفیت اقتصادی قدرتهای جدید و آثار آن بر جغرافیای سیاسی دنیا مدنظر است؛ ضمن آن که باید اذعان کرد تمامی اینان هنوز قدرتهای سبکوزن عرصه سیاست و دیپلماسی جهانی هستند. حال با عنایت به این نکات، چنانچه به قدرتهای اقتصادی جدید جایگاه بزرگتری اختصاص یابد، فراگرد تشکیل نظام چندقطبی و رژیم حقوقی جهانی که ضامن دموکراسی، حقوق بشر، منع تولید و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی، و حفظ محیط زیست است، دچار خدشه نخواهد شد؟
باری، مادام که پایبندی این کشورها به معیارهای مورد بحث در معرض تردید جدی قرار نگرفته و به درستی حلاجی نشود، جایز نخواهد بود که در جایگاه بازیگران تمامعیار صحنه جهانی ظاهر شوند. باشد تا اینان با حزم بیشتر به نقش و جایگاه خود، و هزینههای لازم برای ایستادن در آن جایگاه، بیندیشند و از سوی دیگر، در صورتی که این کشورها، حاضر به پرداخت چنان هزینههایی باشند، آنگاه زمان این میرسد تا میزان تمایل و علاقه قدرتهای پیشین به پذیرش اینان در جمع خود، احراز شود.