علی البرزی
بعد از روی کار آمدن دکتر محمود احمدی نژاد به عنوان رئیسجمهور منتخب مردم و آغاز مرگ و احتضار جناح اصلاحات، جریان برانداز که منافع خود را در خطر میبیند، ضمن استقرار عناصر وابسته به خود در دانشگاهها بویژه دانشگاههای تهران و امیرکبیر به دنبال القای باورهای غلط از اسلام و از قبحشکنی روابط دختر و پسر در دانشگاهها میرود. این جریان با القای اینکه حکومت جمهوری اسلامی بر پایه خشونت است و برای حفظ قدرت خود حاضر است به هر کاری دست بزند، به دنبال تاثیر بر فکر و ذهن دانشجویان در دانشگاهها بود. فعالیت این جریان در دانشگاهها در زمان حضور محمود احمدینژاد در دانشگاه امیرکبیر و سخنرانی در این دانشگاه به اوج خود میرسد، محمود احمدینژاد در آذرماه ۸۵ به مناسبت روز دانشجو برای سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر حضور مییابد که این حضور با استقبال تعداد زیادی از دانشجویان همراه میشود اما اعتراض شدید تعداد معدودی از دانشجویان سازماندهی شده از سوی تجدیدنظر طلبان، موجب به وجود آمدن حواشی خاصی در این مراسم میشود. معترضان در این تجمع شعارهایی علیه رئیسجمهور سر دادند و عکس احمدینژاد نیز به آتش کشیده شد. در این جلسه شعارهایی با محوریت مخالفت با اسلام، برنامههای مذهبی در دانشگاهها و گشت ارشاد شنیده شد؛ شعارهایی نظیر «جدایی دین از سیاست»، «آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه» و «توپ، تانک بسیجی دیگر اثر ندارد» در این مراسم به گوش میرسید. در آن روز درگیری لفظی و در برخی موارد فیزیکی مخالفان و موافقان آقای احمدینژاد در طول مراسم تکرار میشد. احمدینژاد در واکنش به شعارها و آتشزدن عکسش هنگام سخنرانی، خطاب به دانشجویان میگوید: «اگر هزار بار هم بسوزیم، عقبنشینی نمیکنیم». شبکههای ماهوارهای بیگانه و وابسته به جریان برانداز بارها و در بخشهای مختلف خبری با بزرگنمایی شعارهای این مراسم درصدد تخریب ارزشهای اعتقادی دانشجویان مومن بودند. اما نهتنها در این راه موفقیتی کسب نکردند، بلکه چند ماه بعد دیدار دانشجویان با رهبر حکیم انقلاب اسلامی و استقبال دانشجویان از دانشگاههای مختلف بویژه دانشگاه امیرکبیر موجب شد خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی از دانشگاههای ایران از بیآبرو شدن شبکههای ماهوارهای در برابر دانشجویان ایرانی خبر دهد. رویترز در گزارشی نوشت: «بزرگترین ضربه ممکن به اعتبار این شبکهها از سوی خود آنان وارد آمده است، آنها با بزرگنمایی خبرهای دروغ درباره وضعیت اسلام در دانشگاههای ایران، قابل استناد بودن اخبارشان را زیر سوال بردهاند».
عقبنشینی تاکتیکی جریان برانداز
بعد از این جریانات و استقرار کامل دولت نهم، هیات دولت با شعارهای اصیل انقلاب اسلامی همانند عدالت، ولایتمداری، مردمی بودن و سادهزیستی، سفرهای استانی خود را گسترش میدهد. مردم که تشنه این گفتمان و اصول انقلابی بودند، با تبعیت از ولیفقیه ضمن حضور در تمام عرصههای فرهنگی و اجتماعی و دفاع از ارزشهای انقلاب موجب عقبنشینی تاکتیکی جریان برانداز در سال 87 شدند، هرچند رسانههای داخلی و روزنامههای وابسته به جریان اصلاحات هر از گاهی با انتشار اخبار و اطلاعات نادرست فضای کشور را به سمت بیاعتمادی سوق میدادند اما مردم و بدنه فعال جامعه در تمام عرصهها بویژه مناسبتهای مذهبی- ملی حضوری فعال داشت. ضدانقلاب بیگانه که قبل از این سالها هم به روشهای مختلف به فتنهگری پرداخته بود، در آن مقطع زمانی هم شبیخون فرهنگی و جنگ نرم را در پوشش نشریههای ضدانقلاب تودهای، چریکی، نهضتی، ملیگرا و لیبرالمنش آغاز کرد اما هوشیاری مردم و تدابیر رهبر بزرگوار انقلاب و مسؤولان کشور، توطئهها را یکی پس از دیگری خنثی میکرد. با نگاهی به وقایع و رویدادهای سالهای 84 تا 88 میتوان گفت، در این سالها نظام اسلامی همواره در تلاش بوده تا ضمن تقویت حمایت طرفداران خود و مقابله با آشوبطلبان نظر اکثریت بیطرف را به خود جلب کند؛ همان سیاستی که چند سال بعد رهبر انقلاب هم در فرمایشات خود به نوعی آن را برای افکار عمومی یادآوری کردند: «جذب حداکثری، دفع حداقلی». از طرف دیگر جریان معارض و اپوزیسیون در این سالها همواره در تلاش بود تا ضمن حمایت از اقلیت طرفدار خود و تضعیف حمایت هواداران نظام، اکثریت بیتفاوت را به صحنه بحث و گفتوگو یا در مواردی درگیری بکشاند. همزمان با این فعالیت به تدریج مطابق برنامهریزیهای انجام شده در اواخر سال 87، برپایی احیای کانونهایی همچون حلقه کیان، کانون نویسندگان، کانون هواداران آزادی و کانون دفاع از آزادی حقوق زنان در دستور کار این جریان قرار میگیرد.
عملیات براندازی با رمز تقلب در انتخابات
در شرایطی که مردم و مسؤولان خود را برای برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری آماده میکردند و فضای سیاسی و اجتماعی کشور آکنده از شور و شوق انتخاباتی بود، فاز اول فعالیتهای سازمانیافته جریان برانداز با ساماندهی نیروها در 3 محور اپوزیسیون خارجنشین، رهبران داخلی جریان و عناصر سازمان یافته کلید میخورد و به این ترتیب جریان متخاصم عملیات خطرناکی را علیه ملت ایران آغاز میکند که بعدها با آشکار شدن حقایق پنهان، مشخص میشود این عملیات با هدف براندازی نظام به بهانه برگزاری انتخابات انجام شده است. جمعه 22 خرداد 88 ایران شاهد انتخابات باشکوه دهمین دوره ریاستجمهوری با مشارکت 85درصد مردم بود اما دیری نپایید که شیرینی مشارکت حداکثری جای خود را به وقایعی تلخ و تاسفبار داد. از زمان مخابره رمز آشوبها در شب انتخابات [تقلب] جریانهای مختلفی برای ایجاد بلوا و آشوب در کشور دست در دست یکدیگر دادند. این جریانات در درون و خارج از کشور با حمایتهای رسانههای بیگانه همچون بنگاه خبرپراکنی BBCو صدای آمریکا توانستند 8 ماه با اقداماتی که توسط عوامل داخلی مدیریت میشد، فضایی غبارآلود را در کشور به وجود آورند. استفاده از دیدگاهها و نظرات نظریهپردازانی همچون «جین شارپ» و 2 سرمایهدار صهیونیست غربی به نامهای «جورج سوروس» و «رابرت مرداک» برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، جریان معاند و عناصر آنها در داخل کشور را وارد بازی خطرناکی کرد؛ هرچند با رهبری امامگونه حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای و حضور بابصیرت ملت، همه نقشههای شوم تجدیدنظرطلبان نقش بر آب شد.
چراغی را که ایزد برفروزد
هرآنکس پُف کند، ریشاش بسوزد