غلامحسین طاهری
هر چند آمریکا و اذنابش در موضوع اهانت به قرآن کمی سرمست است اما مسلمان جهان پاسخ این هتاکی را می دهند و آمریکا را از اقدام خود پشیمان می کنند.
مسلمانان از سراسر جهان باید با وحدت و یکپارچگی و به صورت کاملا هماهنگ در قبال این حرکت احمقانه بپاخیزند و آن را محکوم کنند و چنان درسی به آمریکا و عوامل فریب خورده آنان دهند که دیگر دست به این حرکت نزنند.
به یقین خشم و انزجار مسلمانان، آمریکا را از این حرکت پشیمان خواهند کرد و جهان اسلام باید به زودی پاسخ و واکنش قاطعی از خود نشان دهد.
اهانت به ساحت مقدس قرآن در واقع به معنای خودسوزی فرهنگی غرب است چرا که اهانتی چنین بی شرمانه به کلام پروردگار آسمان ها و زمین جز گرفتار شدن در آتش جهنم و قهر او دستاورد دیگری به دنبال نخواهد داشت. هر چند باید با قاطعیت اذعان کرد.
هتک حرمت قرآن کریم اقدامی وحشیانه و نشانگر بربریت در عصر مدرن است و مدعیان آزادی و دموکراسی، با سکوت در مقابل بی احترامی به کتاب مقدس مسلمانان، سبب تحریک عواطف انسان های آزادی خواه و تشدید موج جدید تنفر و انزجار جهانی، علیه آمریکا شدند. با این حال به گفته یکی از بزرگان.
قرآن، نور الهی است که با این هتاکی ها هیچ گاه خاموش نخواهد شد، بلکه بر تلالو آن افزوده می شود. قرآن کتابی است که انبیاء بزرگ الهی را به رسمیت شناخته و آنان را تصدیق کرده است.
هر چند اقدام شیطانی چند جاهل در هتک حرمت بزرگترین و کامل ترین کتاب آسمانی و معجزه جاوید پیامبر اکرم (ص) حرکتی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت. با این حال عواقب ناشی از این گونه حوادث ناگوار را نمی توان به زودی پاک کرد. اهانت به قرآن ریشه فرهنگی و سیاسی دارد؛ به طوری که انقلابی در ایران براساس اسلام شکل گرفته و استکبار همواره درصدد ضربه زدن به آن می باشد از سوی دیگر آنچه موجب تاسف است عدم عکس العمل های مناسب بعضی از دولت های اسلامی و حتی برخی از علمای اسلام است که تحت تاثیر سیاست های حاکم بر کشورشان سکوت کرده اند: متاسفانه رنگ سیاسی، حاکم بر رگ دینی و مذهبی آنان شده است. در واقع این اقدام ننگین آغاز فرهنگ سوزی غرب به حساب می آید.
ریزش پایه های دیکتاتوری لیبرال دموکراسی غرب که با ظهور انقلاب اسلامی آغاز شده است، روز به روز سرعت گرفته و جدی تر می شود، که قرآن سوزی نشانه ای از مقاومت مذبوحانه در برابر این زوال سیاسی - فرهنگی است. جنایات صهیونیست هادر لبنان و فلسطین، هتاکی های کوچک و بزرگ یاوران صهیون به آیین آسمانی اسلام در اقصی نقاط جهان، تیشه ای است که ریشه های امپراتوری هژمونیک آمریکا را پیش از این از بن زده است.
و امروز؛ بی شرمانه و آشکارا در برابر دیدگان جهانی، قرآن، کتاب آسمانی نزول یافته بر پیامبر رحمت و مغفرت را هتک حرمت می کنند، اقدامی که نتیجه آن چیزی نخواهد بود جز تمدنی سوخته از غرب، که همگی آن را خواهیم دید.
دشمنان اسلام و قرآن بدانند که این اقدام نه تنها ذره ای از عظمت قرآن نخواهد کاست، بلکه دل های گمراه بیشتری را به سوی خود جذب خواهد کرد.
آنهایی که ادیان الهی را به سخره گرفتند و سعی می کنند اندیشه های غلط خود را از این طریق به دنیا القا کنند، سخت در اشتباه هستندچرا که تعدی و مخالفت با قرآن و سایر ادیان الهی به تعدی تمامیت انسانیت و بی حرمتی به آنها است.
حرکت دون پایه کشیش آمریکایی که در پشت پرده آن دست های آلوده رژیم صهیونیستی را می توان مشاهده کرد، و این اتفاقات یعنی اهانت به قرآن در برخی از ایالات آمریکا نه تنها نشان از بی حرمتی ها و جهل معاصر بلکه اتفاقی غیرقابل تحمل است که وقاحت رژیم صهیونیستی را در مبارزه با ادیان الهی به ویژه اسلام نشان می دهد. در واقع این مقدمه فرهنگ سوزی غرب محسوب می شود. نگارنده در بررسی بسیاری از رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری به این نتیجه رسیدم که ریشه یابی بسیاری از جریان سازی ها از طریق رسانه ها علیه جهان اسلام شکل می گیرد. این رسانه ها که عمدتاً وابسته به محافل صهیونیستی بوده اند با جعل یا انتشار عامدانه برخی اطلاعات، اقدام به ایجاد محور فشار علیه اعتقادات مسلمانان کرده و بیشتر رسانه های بین المللی تحت تاثیر فضای ایجاد شده، به دنباله روی از آن مسئله و دامن زدن به بحران خبری و سیاسی پرداخته اند. در سال های اخیر، با محوریت یافتن مسائل اسلام و مسیحت، فعالیت های شبکه سازی جنگ سرد ایالات متحده و انگلیس، امروزه برای نبرد با اسلام و حکومت های اسلامی خصوصاً ایران به کار برده می شود.
در سطح استراتژیک، ایالات متحده در آغاز جنگ سرد دریافت که شبکه سازی باید بخشی حیاتی از استراتژی همه جانبه آن باشد. آمریکا این استراتژی را در قالب پروژه ترویج دموکراسی انجام می دهد که مدلی برای مقابله با جهان اسلام است. نکته مهم در این زمینه این است که امروزه، گروه ها و اشخاص در ایالات متحده و اروپا در قالب طرح ترویج دمکراسی و اسلام اروپایی در حال سازماندهی خود برای مبارزه با اسلام هستند.
در برخی موارد، ممکن است دولت ایالات متحده مجبور به اتخاذ نقشی فعال تر در شکل دهی به شبکه ها باشد. کنگره آزادی فرهنگی در دوران جنگ سرد که مثالی بسیار موفق به حساب می آمد، می تواند نمونه خوبی از چگونگی متحد ساختن گروه های پراکنده و شخصیت های همفکر در یک شبکه بین المللی قدرتمند با حمایت مالی و سازمان دهی محدود ایالات متحده باشد. امروزه هدف آمریکا از این اقدام عبارت از ایجاد سازمانی دائمی و چند ملیتی است که بتواند در نقش یک سکوی فکری برای ترویج دموکراسی آمریکایی در جهان اسلام خدمت کند.
به طور کلی، آمریکا برای موفقیت شبکه سازی در کشورهای اسلامی به خصوص جمهوری اسلامی ایران بر یک استراتژی کلی تاکید دارد و آن تلاش برای معکوس کردن جریان ایده ها است. در این رابطه مطالب و کتاب های مهم متفکران و روشنفکران غربی در میان مسلمانان مهاجر در ترکیه، اندونزی و به ویژه ایران با هدف ترویج اسلام غربی به زبان عربی ترجمه و در سطحی گسترده انتشار می یابد.
علاوه بر این شماری از محققان آمریکایی نیز می کوشند تا ثابت کنند که جنگجویان حاضر در میان مسلمین معاصر، تبلور امروزین تروریست های صدر تاریخ اسلام هستند!
با این نوع استدلال ها، کارشناسان آمریکایی تأکید می کنند از آنجایی که آمریکا و دیگر کشورهای غربی به طور مستقیم توان زیادی برای تأثیرگذاری بر مسلمانان ندارند، باید از خود کشورهای اسلامی برای مقابله با اسلام استفاده کنند در اینجاست که این کشو رمی تواند با ترویج ایجاد شبکه های مسلمانان میانه رو حامی غرب و پیگیری اقدامات مدنی کمک قابل توجهی را به این مسئله کند.
بنابر این در نبرد ضد اسلام گرایی آمریکا، مسلمانان میانه رو، لیبرال و سکولار با ارزش های منطبق با ارزش های لیبرال و مدرن، شرکای بالقوه این کشور خواهند بود.
ایالات متحده آمریکا تلاش دارد تا با انجام اقدامات مدنی علیه کشورهای اسلامی از جمله ایران به شیوه ای نرم بر منابع قدرت جهانی مسلط شود.
در مجموع باید گفت به رغم تنوع و تکثری که در تئوریزه کردن راهبردهای این اقدام شوم و کلان فرهنگی واشنگتن در قبال مسلمانان در عرصه آکادمیک و محافل فرهنگی و سیاسی - رسانه ای وجود دارد، رویکرد جنگ نرم در قالب ناتوی فرهنگی، جنگ رسانه ای، قدرت نرم و شبکه سازی و اسلام هراسی از اهمیت خاصی برخوردار است.
فاجعه هولناک و دهشت انگیز اهانت به قرآن کریم و پاره نمودن آن در مقابل کاخ ظلم و الحاد که با برنامه ریزی دیوانگان قدرت و رجال بی مغز که خود را در مسند ابرقدرتی می دانند آن هم به وسیله خبیثی در کسوت و مسئولیت روحانیت مسیحی با همراهی انسان هایی گرگ صفت واقع شد، قلوب همه موحدان و خداپرستان و فطرت های پاک را جریحه دار و جامعه مسلمین در سراسر عالم را عزادار ساخت. با همه این احوال قرآن کتاب هدایت و سعادت و رحمت است و اهانت به آن، مخالفت با همه کمالات و هدایت ها و سعادت ها و رحمت هاست. قرآن، نور و برهان و حکمت و موعظه است و سوزاندن و پاره کردن آن، اعلام هم پیمانی با تمام ظلمت ها و آلودگی ها و بی منطقی هاست.
کیست که نداند چنین عمل فجیعی در سازمان سیا و مراکز امنیتی اسرائیل طرح ریزی شده است؟ کیست که نداند چنین عمل شنیعی که تاریخ غرب را تا آخر سیاه نمود، در کاخ سیاه آمریکا و با موافقت شخص رئیس جمهور آمریکا صورت گرفته است.
و کیست که نداند بوش رئیس جمهور سابق ایالات متحده پس ازحادثه 11 سپتامبر، با بیانی صریح آغاز «جنگ صلیبی» را اعلام و با حمله به دو کشور اسلامی صدها هزار مسلمان را قتل عام و آواره کرد. پس از وی، خلف او با نقابی نو و شعار تغییر وارد صحنه شد و برای همدل نشان دادن خود با مسلمانان به برخی کشورهای اسلامی سفر کرد و عده ای نیز ساده لوحانه، ادبیات جدید دستگاه حاکمه آمر یکا را باور کرده و فراموش کردند که اوباما، محصول همان حکومتی است که سایر روسای جنگ افروز آمریکا، از آن بیرون آمده اند. کیست که نداند مدیر سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی موسوم به آمان، مدیر سازمان اطلاعات داخلی شین بت، مدیر سازمان امنیت عمومی شاباک، مدیر مرکز مطالعات راهبردی و برنامه ریزی وزارت امور خارجه (این مرکز در زمینه جاسوسی سیاسی یا دیپلماتیک تخصص دارد)، مدیر بخش عملیات ویژه پلیس موسوم به ماتام، مشاوران خصوصی نخست وزیر در امور سیاسی، نظامی، امنیتی و مبارزه با تروریسم که نابودی رژیم صهیونیستی را نزدیک می بیند طراحان اصلی این تهاجم شوم فرهنگی هستند اما باید گفت این قرآن سوزی در نهایت منجر به فرهنگ سوزی غرب و اذنابش خواهد شد.