تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۷۹۲۴۲

جنگ نرم

دکتر احمدحسین شریفی اشاره: آن‌چه در ادامه می‌خوانید، نوشته‌های پژوهشگر ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد حسین شریفی درباره جنگ نرم است که به لحاظ اهمیت در چند بخش تقدیم شما همراهان گرامی‌ می‌شود.

مباحث مقدماتی
نگاهی به تاریخ بشریت این حقیقت را به زیبایی نشان می‌دهد که همواره میان «حق» و «باطل» و «نور» و «ظلمت» و «لشکریان شیطان» و «سربازان خدا» نزاع و درگیری وجود داشته است. شاید نتوان برهه‌ای از تاریخ طولانی بشر را نشان داد که در آن جنگ و نزاعی میان حق‌جویان و باطل‌گرایان رخ نداده باشد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:
و الفتنة اکبر من القتل و لایزالون یُقاتلونکم حتی یَرُدُّوکُم عَنْ دینِکُم إن استطاعُوا(1)؛ فتنه از قتل بزرگ‌تر است؛ و مشرکان، همواره با شما می‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از دین‌تان برگردانند.
در این آیه از جنگ دائمی دشمنان دین با دینداران خبر داده شده است. البته این جنگ دائمی بسته به موقعیت‌های زمانی و مکانی و شرایط فرهنگی و علمی، شکل و شمایل خاص خود را پیدا می‌کند که در ادامه به برخی از انواع آن اشاره می‌کنیم.
انواع جنگ‌ها: سخت، نیمه‌سخت و نرم
جنگ‌ها با توجه به معیارهای مختلف به انواع متفاوتی تقسیم می‌شوند. مثلاً بر اساس توازن قوا، به جنگ عادلانه و غیر عادلانه، و بر اساس مقیاس‌های جغرافیایی به جنگ‌های محلی، منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و جهانی، با توجه به میزان منابع به کار گرفته شده در جنگ به دو نوع «جنگ عمومی» و «جنگ محدود»(2) و با توجه به نوع تاکتیک، به منظم (کلاسیک) و نامنظم (چریکی)؛ و بر اساس نوع سلاح به «هسته‌ای»‌ و «غیرهسته‌ای» تقسیم می‌شوند.
در یک تقسیم کلی دیگر و با توجه به ابزارهای به کار رفته در جنگ و همچنین با عنایت به هدف اصلی از آن، می‌توان جنگ‌ها را به سه نوع تقسیم کرد: «جنگ‌های سخت»، «جنگ‌های نیمه‌سخت» و «جنگ‌های نرم». منظور از جنگ‌های سخت جنگ‌های نظامی و درگیری‌های فیزیکی میان سربازان و نظامیان مهاجم و جبهة مقابل است. جنگ‌های سخت معمولاً به منظور تسخیر یک سرزمین یا بخشی از یک سرزمین شروع می‌شوند و پس از موفقیت سربازان مهاجم و یا پس از برجای گذاشتن تلفات انسانی فراوانی از طرفین پایان‌ می‌پذیرند. البته وقتی یک سرزمین از سوی مهاجمان اشغال می‌شود، حکومت آن و نظام سیاسی پیشین آن نیز تغییر می‌کند و حاکمان آن از سوی نیروهای مهاجم و فاتح تعیین می‌گردد.
هدف اصلی در جنگ‌های نیمه ‌سخت، تغییر حاکمان و مسؤولان کشور است. جنگ‌های نیمه‌ سخت به منظور تسخیر یک حکومت و سرنگون کردن یک نظام سیاسی انجام می‌گیرند. به همین دلیل در این نوع جنگ‌ها، سپاهیان دشمن علناً و عملاً وارد درگیری نمی‌شود؛ بلکه با فراهم کردن زمینه‌های لازم سعی می‌کنند مهره‌های خود را از طریق کودتای نظامی به حکومت برسانند. رژیم‌های کودتا همگی محصول جنگ‌های نیمه‌سخت‌اند. کودتا‌ها به منظور تسخیر و قبضة سریع قدرت سیاسی از سوی مخالفان حکومت وقت صورت می‌گیرند و کودتاچیان می‌کوشند در همان ساعات اولیه مراکز حساس قدرت را تسخیر کنند و مدیران و فرماندهان سابق را برکنار و بازداشت نمایند و به جای آنان مدیران و فرماندهان مورد وثوق خود را بگمارند. معمولاً در کودتاها، نظام حکومتی و قوانین حاکم بر کشور دچار تغییر اساسی و بنیادین نمی‌شود. بلکه تغییرات نوعاً در سطح رهبران و مسؤولان ارشد و احیاناً سیاست‌های داخلی یا خارجی یک کشور صورت می‌گیرد. به تعبیر هانتینگتون، «یک کودتا تنها رهبری و شاید سیاست‌های یک حکومت را دگرگون می‌سازد». (3) در کودتا‌ها معمولاً نیازی به بسیج عمومی نیست و حتی ممکن است عموم مردم از کودتاچیان ناراضی باشند. کودتا بیش‌تر توسط نیروهای نظامی یا بخشی از نیروهای نظامی صورت می‌گیرد و معمولاً فاقد پشتوانة اجتماعی در میان توده‌ها هستند.(4)
کودتاهای موفق کودتاهایی هستند که حداکثر در طی چند روز قدرت را به دست گیرند. در دهه‌های اخیر در بسیاری از کشورهای دنیا کودتا رخ داده است. کشورهایی چون تایلند، برمه، فیلیپین، ایران(5)،‌عراق، لیبی (معمر قزافی، رهبر کنونی لیبی، در اثر کودتایی در سال 1969 به قدرت رسید)، مصر، شیلی(6)، آرژانتین، لهستان، اتحاد جماهیر شوروی (کودتای ناموفق 1991) از جمله کشورهایی هستند که در دهه‌های اخیر شاهد وقوع کودتا بوده‌اند. شاید بتوان گفت در دوران معاصر، در مجموع، عامل اصلی تغییر قدرت‌ها و حکومت‌ها، کودتا بوده است و نه خواست و ارادة مردمان.
در جنگ‌های نرم، لااقل در مراحل اولیة جنگ، هیچ منازعة فیزیکی و سختی صورت نمی‌گیرد. جنگ نرم از سنخ جنگ فرهنگی است. ابزار و ادوات جنگی در این نوع جنگ از سنخ ابزارهای فرهنگی و فکری و اندیشه‌ای و رفتاری‌اند و نه ابزارها و وسایل نظامی. دشمنان در جنگ نرم به دنبال تسخیر باورها و ارزش‌های یک ملت‌اند. تصرف قلب‌‌ها و مغزها هدف اصلی جنگ نرم است. و وقتی به هدف نایل شوند در حقیقت دشمن را به خودی تبدیل کرده‌اند و در چنین صورتی اصولاً نیازی به تسخیر نظامی کشور و یا دخالت رسمی در تغییر نظام حاکم بر آن نیست؛ بلکه این اهداف را خود مردم آن، که همگی یا بخش اعظمی از آن‌ها که در اثر جنگ نرم به سپاهیان دشمن تبدیل شده‌اند، تأمین می‌کنند. و احیاناً اگر نیازی به جنگ سخت باشد، با کمترین مقاومت از سوی کشور هدف رو به رو خواهند شد و با هزینه‌ای بسیار اندک به هدف اصلی خود نایل می‌شوند.
جوزف نای، از پژوهشگران سیاسی مشهور معاصر آمریکا، قدرت نرم را به «توانایی شکل‌دهی ترجیحات دیگران» و «قدرت برای جذب»‌ تعریف کرده است.(7) در جنگ نرم با استفاده از اقدامات روانی، رسانه‌ای، تبلیغاتی،‌ اجتماعی و فرهنگی سعی می‌شود جامعه یا کشور هدف از نظر اندیشه‌ای و اعتقادی تسلیم مهاجمین شود. به تعبیر دیگر، در جنگ نرم دشمن سعی می‌کند با برنامه‌ریزی کامل و دقیق و با استفاده از همة ابزارهای ممکن بر باورها، احساسات، و رفتارهای جامعة هدف تأثیر بگذارد. به گونه‌ای که آنان همان چیزی را باور داشته باشند که دشمن می‌خواهد؛ همان کاری را انجام دهند که او دوست دارد و همان احساسات و تمایلاتی را ابراز نمایند که دشمن اراده کرده است. در جنگ نرم، مهاجمان سعی می‌کنند از طریق استحاله فکری و فرهنگی مردمان جامعة هدف را ناخودآگاه به نیروی خودی تبدیل نمایند. هدف جنگ نرم این است که باورها و ارزش‌های جامعة هدف را به گونه‌ای جهت دهند که همچون مهاجمان بیندیشند، همچون آنان فکر کنند و هر آنچه را آنان خوب می‌دانند، خوب بدانند و هر آنچه را که بد و زشت معرفی می‌کنند، زشت تلقی کنند. از هم‌فکری و هم سویی با دشمنان قسم خوردة خود احساس شرمندگی نکنند. بلکه به آن افتخار نیز بکنند.
در اصطلاحات نظامی و سیاسی، اصطلاحاتی از قبیل «جنگ روانی»،(8) «عملیات روانی»، «براندازی نرم»، «تهدید نرم»،‌ «انقلاب نرم»، «انقلاب مخملی»، «انقلاب رنگی» و «جنگ رسانه‌ای» همگی از اشکال و انواع جنگ نرم و بعضاً به صورت ناشیانه‌ای به‌عنوان مرادف جنگ نرم به کار می‌روند. در حالی که جنگ روانی و جنگ رسانه‌ای در حقیقت‌ از شگرد‌ها و ابزارهای جنگ نرم‌اند و نه مرادف با آن. و انقلاب مخملی و انقلاب رنگی نیز در حقیقت فاز سخت‌افزاری جنگ نرم به شمار می‌روند. البته در همة‌ این موارد دشمن سعی می‌کند بدون درگیری و زور و اجبار، جبهة مقابل را به انفعال بکشاند و اراده و خواست خود را بدون به کارگیری ابزارآلات نظامی و سخت بر دیگران تحمیل نماید.
پیروزی در جنگ نرم منوط به داشتن قدرت نرم و یا احساس مردم نسبت به بهره‌مندی دشمن از قدرت نرم است. «قدرت» در اصطلاح سیاسی عبارت است از «توانایی بر دست‌یابی به نتایج مورد نظر». تحصیل این قدرت گاهی به شیوة سخت و فیزیکی و با استفاده از ابزار و وسایل نظامی و قانونی به دست می‌آید که به آن «قدرت سخت» گفته می‌شود و گاهی هم به شیوة نرم و بدون استفاده از وسایل و ادوات نظامی؛ که به آن «قدرت نرم» گفته می‌شود. به تعبیر دیگر، اگر از راه تهدید (چماق) و یا تطمیع (هویج) طرف مقابل را به انجام کار مورد نظر خود وادار نماییم در حقیقت قدرت ما از سنخ «قدرت سخت» است؛ اما اگر بتوانیم بدون استفاده از ابزار تطمیع یا تهدید، و با استفاده از ابزارهای فرهنگی و شگردهای اجتماعی و سیاسی و رسانه‌ای، طرف مقابل را با رضایت و تسلیم به عضوی از اعضای گروه خود تبدیل کنیم و او را جذب اهداف و برنامه‌های خود نماییم، قدرت ما از سنخ «قدرت نرم» خواهد بود.(9) در قدرت سخت یا جنگ سخت مبنای کار به تعبیر جوزف نای، «اجبار» است؛ اما در قدرت نرم یا جنگ نرم، مبنای فعالیت، «اقناع» است. قدرت نرم معلول شخصیت جذاب، فرهنگ قوی و معقول، نهادها و ساختارهای منطقی و کارآمد، ارزش‌های سیاسی مشروع و مقبول، اقتدار اخلاقی و معنوی و امثال آن است. داشتن قدرت نرم یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های رهبری و مدیریت موفق است. یک رهبر بدون مقبولیت عمومی و مشروعیت اعتقادی نمی‌تواند به نحو موفقی به رهبری خود ادامه دهد. قدرت واقعی هرگز با زور سرنیزه به دست نیامده و نخواهد آمد. منابع و علل قدرت نرم را به سادگی و در کوتاه مدت نمی‌توان کنترل کرد. و هر فرد یا دولتی بخواهد علیه این عوامل و منابع قدرت نرم موضع‌گیری نماید در حقیقت به اعتبار خود لطمه زده است.(10) زیرا مخالفت و مقابله با این امور از دیدگاه مردم به معنای مقابله با خوبی‌ها و فضیلت‌ها است.        ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات