به نوشته مجله "نشنال ژورنال "، یک شاعر و نویسنده وطندوست اتریشی بهخاطر ابراز تردید در برخی جنبههای افسانه هولوکاست در محکومیتهایی پیاپی گرفتار شده و آزادی خود را از دست داده است.
به گزارش فارس، مجله "نشنال ژورنال " (The National Journal) در مقالهای به بررسی محکومیتهای "گرد هانسیک " شاعر و نویسنده وطندوست اتریشی که بهخاطر ابراز تردید در برخی جنبههای افسانه هولوکاست در محکومیتهایی پیاپی گرفتار شده پرداخته و مینویسد: 20 جولای 2010 تاریخ دادگاه دیگری برای گرد هانسیک است که هیچ نتیجه خوبی از آن انتظار نمیرود. ما محاکمه نمایشی افتضاحآمیز او در سال 2009 را که در 20 آوریل آن سال آغاز شد، به یاد میآوریم. آن نمایش حقوقی منتهی به پنج سال حبس دیگر برای این شاعر و نویسنده وطندوست شد.
انجمن فرهنگی اسرائیلی اتریش، چه پیامی را بهواسطه تاریخ 20 جولای برای ما میفرستد؟ ظاهراً آریل موزیکنت با انتخاب این روز تاریخی [روز سوءقصد به جان هیتلر] قصد داشته که بر پیروزی خود بر فعالان حقوق بشر که جرات مخالفت با دروغهای لابی صهیونیست را داشتهاند، تأکید کند.
بار دیگر، کیفرخواست بطور قابل توجهی با معیارهایی از عدالت که بایستی در مجموعهای از قوانین وجود داشته باشد، تناقض داشت. دستاویز متزلزلی که برای آخرین "محاکمه 3g " هانسیک ارائه شده بود، دو کتاب زیر بودند: "ویزنثال، شیطان و جنایتکار " (WIEZENTHAL, SCHELM UND SCHEUSAL) و "آیا نژادپرستی قانونی است؟ امپراتوری رایش سوم یهودی " (RASSISMUS LEGAL? DER JUDEN DRITTES REICH). "محاکمه 3g " آن محاکمههایی هستند که طبق بخش 3g قانون ممنوعیت (VERBOTSGESETZ) سال 1947 اتریش برپا میشود، این قانون تجدید حیات احساسات ناسیونال سوسیالیستی را بهشدت سرکوب میکند.
در ادامه این مقاله آمده است: کتابی که در مورد "ویزنثال " بود، بر اساس منابع رسمی بوده و دروغها و جنایات ویزنثال را به طرزی غیرقابل انکار ثابت میکرد. این کتاب طبق قانون اساسی قابل تعقیب نیست، چراکه برمبنای منابع رسمی است؛ کتاب "آیا نژادپرستی قانونی است؟ " نیز همینطور است. دستگاه حاکم بهخاطر مستندات غیر قابلبحث این دو کتاب، تصمیم گرفت که کیفرخواست را بر مبنای "بند سحرآمیز " 3g قانون ممنوعیت سال 1947 تنظیم کند، که توسط دشمنان پیروز آلمان و اتریش تحمیل شده است. یک اعلام جرم 3g، متهمین را از این حق محروم میکند که با استفاده از سند و مدرک از خود دفاع کنند و این به روشنی نقض شاخصهای بینالمللی حقوق بشر است.
مسئله بدتر اینکه در "محاکمههای 3g " هرگونه تلاش برای دفاع منجر به محکومیتی دیگر میشود، این مسئله در کیفرخواستهای تنظیم شده براساس "بند 130 " جمهوری فدرال آلمان نیز وجود دارد. در اتریش، محکومیت بر اساس بخش 3g، شامل تا بیست سال زندان میشود؛ که از مجازات قتل نیز شدیدتر است! در نظر داشته باشید که این قوانین سخت و شدید صرفاً به خاطر اظهارنظر و اشاره به حقایق غیرقابلبحث تاریخی، اعمال میشوند.
این رفتار استبدادی، حتی از محاکمههای نمایشی بدنام استالینی نیز فراتر است
کل ماجرا از این قرار است که، وقتی حقایقی در مورد جنایات و فریبکاریهای یهود، افشا شود، حقیقت محکوم به حبس ابد میشود و متهم تحت تعقیب قرار میگیرد بدون اینکه حق داشته باشد با استفاده از شواهد مستند و دادگاهی، بیگناهی خود را ثابت کند. به عقیده ناظران بینالمللی محاکمههای سیاسی، این رفتار استبدادی آلمان و اتریش، حتی از محاکمههای نمایشی بدنام استالینی نیز فراتر است؛ یک ناظر نروژی میگوید: "وجود چنین مقرراتی مستلزم اعلام جنگ از سوی سازمان ملل است. من هرگز تحقیر اینچنینی عدالت را ندیده بودم. "
نویسنده مقاله در ادامه میافزاید: وقتی ملاحظه کنیم که این دو کتاب قبلاً در کیفرخواست محاکمه سابق هانسیک (در آوریل 2009) نیز بوده است، کاملاً بهتزده خواهیم شد. در سال 2009 قاضی "آندرس بوهم " میدانست که برای هیئت منصفه سخت خواهد بود که هانسیک را به بیش از 5 سال حبس محکوم کنند چراکه او مرتکب هیچ جرم واقعی نشده بود. او میدانست که مجازات 7 تا 10 سال زندان باعث میشود اندک اعتقاد به اصول حرفهای و وجدان باقیمانده در اعضای هیئت منصفه به جوش آمده و با حکم مخالفت کنند.
به همین دلیل او به دادستان "استفان آپوستول " دستور داد که این کتابها را از کیفرخواست حذف کند تا آنها را برای محاکمه بعدی و حکمی دیگر نگه دارد: به عقیده دادستان، کتابهای جرمآمیز "امپراتوری رایش سوم یهودی " (DER JUDEN DRITTES REICH) و "شیطان و جنایتکار " (SCHEUSA SCHELM UND) به وضوح دارای مولفههایی بودند که در بخش 3g قانون ممنوعیت بیان شده است. این کتابها در محاکمه قبلی در کیفر خواست وجود داشتند اما به این دلیل در آن زمان حذف شدند که رسیدگیهای قضایی به تعویق نیافتد. " (DIEPRESSE.AT, 9 JULY 2010)
این ترفند در دادگاه تفتیشگرانه بوهم به خوبی جواب داد. هیئت منصفه، هانسیک را که مرتکب هیچ جرمی نشده بود، "فقط " به پنج سال حبس محکوم کرد. این حکم پس از یک محکومیت 18 ماهه بود که او بهخاطر مشهورترین کتابش به نام "تبرئه هیتلر " (FREISPRUCH FÜR HITLER) متحمل شده بود. در اینجا به روشنی دیده میشود که آپوستول به دنبال یک حکم کلی شدیدتر برای همان اتهام و در یک محاکمه جدید، است. در محاکمه 20 جولای اعلام جرم در مورد این کتابها بطور جداگانه و توسط یک هیئت منصفه جدید انجام شد تا حکم زندان بیشتری صادر شد.
نویسنده مقاله با اشاره به محاکمه 20 جولای میافزاید: با این حال در محاکمه 20 جولای شاهد یک واقعه غیرمنتظره بودیم. از آنجائیکه هانسیک چیزی برای از دست دادن نداشت، مستقیماً به این دادگاه تفتیشگرانه حمله کرد. او در ابتدای جلسه اظهار داشت: "دروغگوی بزرگ و مونخهاوزن امروزی من نیستم. بلکه سایمون ویزنثال است. هر فرد آگاهی میداند که حتی یک اتاق گاز هم در خاک آلمان یا اتریش نبوده است. دروغ 65 ساله در مورد اتاقهای کشتار با گاز در ماتهاوزن و داخائو به پایان خود رسیده است، حال آنکه شما میخواهید شواهد کشتار 6 میلیون آلمانی را سرپوش گذاشته و مرا به عنوان دروغگوی بزرگ معرفی کنید. "
ویزنثال، بزرگ دروغگوی هولوکاست
ویزنثال، بزرگ دروغگوی هولوکاست، "فرانز زیریس "، فرمانده اردوگاه ماتهاوزن که به طرز وحشیانهای کشته شده بود را برهنه به دار آویخته و بر روی بدن او شعار نوشته است. او در کتاب ادعا میکند که وقتی این فرمانده در حال مرگ بود، در نزد او اعتراف کرده است که چهار میلیون نفر در ماتهاوزن با گاز کشته شدهاند: "من با توجه به اینکه فایلهای موجود در بایگانی را بازرسی کرده بودم، برآورد میکنم که حدود چهار میلیون نفر (در هارثیم/ماتهاوزن) در طول یک سال و نیم به وسیله گاز منوکسید کربن کشته شدهاند. "
ما بطور ضمنی متوجه میشویم که به اصطلاح آزادیبخشهای آمریکایی سه بار در شکم زیریس شلیک کرده و او را رها کردهاند تا به آهستگی و با رنج فراوان بمیرد. او التماس میکرده که از روی ترحم کشته شود، ولی آنها نمیپذیرفتند. حتی خون او را به خودش تزریق میکردند تا جانکندنش طولانیتر شود. تنها زمانی که اعتراف کرد 4 میلیون نفر در ماتهاوزن با گاز کشته شدهاند، آنها به او اجازه دادند که بمیرد.
سپس بدن برهنه او به حصارهای اردوگاه آویزان شد و بر روی بدنش شعار نوشته شد و همان جا رها شد تا بپوسد، و ویزنثال با افتخار آن را تشریح میکند.
در چهارم فوریه 2006، ÖSTERREICHISCHE NACHRICHTEN در صفحه 3 گزارش داد: "در پایان آوریل 1945، بیش از چهار هزار نفر در ماتهاوزن کشته شده بودند. " باید به اهمیت استفاده از واژه "کشتن " به جای واژه "کشتار با گاز " توجه نمود. واضح است که مونخهاوزن هولوکاستی ما بدون هیچ دغدغه خاطری، 3 میلیون و 996 هزار نفر به کل قربانیان زیریس افزوده است، و به روشنی اشاره ادعایی به گاز منوکسید کربن را نیز نادیده گرفته است.
در این مقاله در بیان افسانههای هولوکاست آمده است: یکی دیگر از موضوعاتی که ساخته ویزنثال است، افسانه "صابون یهودی " است. [ "دروغ صابون " در اصل بازسازی تبلیغات ضدآلمان در دوران جنگ جهانی اول است با این تفاوت که در نسخه اولیه، آلمانها نوزادان بلژیکی را در بشکههایی از صابون جوشان میانداختند.] تمامی این تبلیغات دروغین و مضحک هنوز در اتریش به عنوان حقایقی موثق بیان میشوند، در اتریش مأموران فاسد تفتیش عقایدی مثل استفان آپوستول که پیوندهای نزدیکی با جامعه فرهنگی اسرائیل دارند، دانشمندان، نویسندگان و محققانی مثل گرد هانسیک را همچون جانیان خطرناک مورد تعقیب قرار میدهند.
هانسیک مقایسهای نامتناسب میکند و تعقیب خود را با تعقیب "نلسون ماندلا " قیاس میکند؛ او به دادگاه گفت: "من همانند نلسون ماندلا 25 سال تحت تعقیب بودم. " ماندلا در هر صورت یک قاتل و خرابکار بود و مانند هانسیک بطور غیرعادلانه تحت تعقیب قرار نگرفت. در 20 آوریل 1964، ماندلا در دادگاه آفریقای جنوبی اظهار داشت که او و دوستانش سخت تلاش میکردند که دولت آفریقای جنوبی را از طریق خشونت و خرابکاری و قتلهای بیشمار، سرنگون کنند. همانطور که ماندلا در جایگاه متهمان در دادگاه اظهار داشت، مقاومت غیرخشن منجر به تسلیم کنگره ملی آفریقا شده است. برخلاف ماندلا، هانسیک مرد گفتگو است نه خشونت.
منابع رسمی نیز همانند دیدگاههای هانسیک نسبت به اتاقهای گاز، سالها پیش تصدیق کردهاند که هیچ اتاق گازی در داخائو یا ماتهاوزن وجود نداشته است. بنابراین توضیحات هانسیک برای دادگاه جدید نبوده است. چنین پیگردهای قانونی که علیرغم تأییدات رسمی صورت میگیرد در دیگر کشورها بسیار قابلتوجه است اما در اتریش که به اصطلاح آزادترین شرایط را در طول تاریخ دارد، اینگونه نیست. در اینجا تبلیغات دروغین متفقین در مورد کشتار دستهجمعی به وسیله گاز، هنوز هم به عنوان یک حقیقت رسمی مورد قبول است. در نتیجه محاکمه سال قبل هانسیک، او بهخاطر افشای علنی و رد کردن این دروغهای رسمی، محکومیتی 5 ساله را متحمل شد.
همانطور که انتظار میرفت، رسانههای دروغگوی اتریش همگی مقالاتی با این عنوان را منتشر کردند: "هانسیک در دادگاه وجود اتاقهای گاز را منکر شد. " البته هانسیک وجود تمامی اتاقهای گاز را منکر نشده بود، او بطور ویژه به دروغهای رسمی در مورد اتاقهای گاز داخائو و ماتهاوزن اشاره کرده بود. مدتها قبل بطور رسمی تأیید شده بود که چنین تأسیساتی وجو نداشته است: "در پاسخ به استفسار شما باید اطلاع دهم که (کشتار دستهجمعی) بهوسیله گاز در اردوگاه کار اجباری داخائو رخ نداده است. "
هانسیک از شیوه سردبیر سابق اشپیگل، "فریتوف مِیِر " استفاده کرده و وجود اتاقهای گاز در دو کلبه روستایی در محوطه بیرکناو اردوگاه آشویتس را تصدیق کرده است. هیچ مدرک فیزیکی برای وجود این کلبههای مجهز به اتاق گاز وجود نداشته است، و این مسئله در گزارش تخصصی شرکت تحقیقات هوایی هانسا-لوفتبیلد آلمان که در اواخر دهه 1990 انجام گرفته، به اثبات رسیده است. بهخاطر تأیید قضایی اتاقهای گاز کلبه روستایی، قاضی آندرس بوهم و بازپرس بخش قضایی، استفان آپوستول، برای وارد کردن اتهام "انکار وجود تمامی اتاقهای گاز به هانسیک "، با مشکل روبرو بودند! با این حال روزنامهنگارانی که در خدمت منافع لابی صهیونیست هستند در جهت اطاعت از اربابان خود سخنان نفرتانگیز دیگری را علیه این شاعر میهنپرست بیان کرده و به دروغ نوشتند: "هانسیک وجود اتاقهای گاز را منکر شده است! "
شستشوی مغزی کودکان در رابطه با افسانه هولوکاست
حقیقت این است که هیچ اتاق گازی در داخائو و ماتهاوزن وجود نداشته است. بنابراین هانسیک نمیتوانسته این موارد ساختگی را انکار کرده باشد و صرفاً آن را به بحث کشیده است! [توجه داشته باشید که فعل آلمانی LEUGNEN (که از LÜGEN به معنای دروغ گفتن گرفته شده است) معنای متفاوتی با انکار یا به چالش کشیدن دارد، این فعل یعنی چیزی که صحیح بودن آن آشکار است، تکذیب گردد.]
علیرغم وجود حقایق مسلمی که بطور علمی ثابت شده و نیز وجود شواهد تجربی، کلاسهای مدارس هنوز هم پر از دروغهایی در مورد داخائو و ماتهاوزن است و با توضیحاتی مبهم، این باور به کودکان القا میشود که زندانیان در آنجا با گاز کشته میشدند. اخیراً دولت، کودکان مدرسهای مسلمان را مجبور کرده است که در معرض این دروغگوییها و شستشوی مغزی که به روح آنها آسیب رسانده و آن را مسموم میکند، قرار بگیرند.
متأسفانه از آنجایی که نمیتوان به رسانههای تحت سلطه لابی [یهود] اعتماد داشت، نمیدانیم هانسیک دقیقاً چه چیزی در دادگاه گفته است. تمامی روزنامههای وابسته به حکومت اینگونه از هانسیک نقل قول کردند: "من جنایات ارتکابی آشکاری که توسط دولت (امپراتوری رایش سوم) تأیید رسمی نشده است را تکذیب میکنم. "
نویسنده مقاله میافزاید: واضح است که این نیز یک سرهمبندی دیگر است که در هر صورت هیچ معنایی ندارد، چراکه هانسیک هرگز از واژه LEUGNEN استفاده نکرده؛ این واژه از LÜGEN مشتق شده و به معنای دروغ گفتن است. هانسیک باهوش، آگاه و فصیح است. او گفته است ICH WIDERLEGE (من ... به بحث میکشم) نه اینکه بگوید: ICH LEUGNE. [بسیار بعید است که او از عبارتهای "جنایات ارتکابی آشکار " یا "تأیید شده از سوی دولت " استفاده نکرده باشد.] بار دیگر رسانههای وابسته به لابی تعمداً گفتههای گرد هانسیک را به اشتباه بازگویی کردهاند.
قاضی به وضوح در ارعاب این خوانده ناتوان بود. قاضی بوهم به شدت آشفته شده بود و بارها به هانسیک هشدار داد: "شما در موقعیت خطرناکی قرار گرفتهاید. با این حال هانسیک هشدارها را نادیده گرفت و به حملات خود علیه سایمون ویزنثال ادامه داد. "
این واقعیت که قاضی عصبی مانع این شد که وکلای هانسیک وظیفه خود در دفاع از موکلشان را انجام دهند به خوبی نشان میدهد که طرزکار دادگاه به اصطلاح دموکراتیک اتریش چگونه است. قاضی تلاش میکرد، بر دکتر شالر غلبه کرده و او را مجبور به پاسخی کند که نشان دهنده یافتههای علمی در مورد اتاقهای گاز ادعایی باشد: وکیل مدافع همواره از پاسخ به سوالات مکرر قاضی مبنی بر اینکه آیا او خود تأیید میکند که هیچ اتاق گازی وجود نداشته، طفره میرفت.
این نمونهای عالی از حس عدالت سیستم هولوکاستی ما است. روشن است که وکیلمدافع میتواند به واقعیات انکارناپذیر و یافتههای حاصل از تحقیق علمی آزاد اعتقاد داشته باشد. به همین صورت روشن است که او باید اجازه داشته باشد اعتقادات خود را همانند موکلش در پیشگاه دادگاه بیان کند. اگر دکتر شالر با استفاده از واقعیات بطور علمی اثبات شده، پاسخ قاضی را میداد، در دادگاه بازداشت میشد. این نوکران بیشرم حتی در این شرایط نیز در مورد دموکراسی و قانون لاف میزنند.
هانسیک قادر بود جریان اندکی علیه این سیستم ایجاد کند که رهایی از آن برای سیستم راحت نباشد. او 65 مدرک مستند که همگی اسناد رسمی دولتی بودند ارائه کرد که در تناقض با دروغهای رایج در مورد اتاقهای گاز داخائو و ماتهاوزن بودند. این مدارک شامل عباراتی از کتابهای ویزنثال و دیگر نوشتجاتی که در کتابش در مورد ویزنثال، از آن استفاده کرده بود نیز میشد که به عنوان شاهدی برای افشاگری خود ارائه شده بودند. همچنین از آنجایی که هانسیک اتاقهای گاز کلبه روستایی بیرکناو را تأیید کرده بود، امکان نداشت که او را طبق بند 3g متهم به انکار کنند.
نویسنده در انتها میافزاید: اگر در نتیجه مدارک مستند هانسیک، دروغهای تبلیغاتی در مورد اتاقهای گاز داخائو و ماتهاوزن فرو بریزد، حکم 5 ساله محاکمه سال 2009 او نیز لغو خواهد شد. زیرا این حکم بطور ویژه بهخاطر بیانات به لحاظ تاریخی درست و به لحاظ سیاسی غلط او در مورد این اتاقهای گاز جعلی بوده است. اگر این حکم لغو شود جریانی مرگبار علیه دروغهای هولوکاست ایجاد خواهد شد. و اگر یکی از دیوارهای هولوکاست فروبریزد، دیگر دیوارهای تمام این معبد اکاذیب نیز ناگزیر فرو خواهد ریخت.
بسیار تعجبآور است که قاضی بوهم، همانند سال 2009 تمامی 65 مدرک مستند هانسیک را بطور خلاصه بررسی و رد نکرد. در عوض فقط بهخاطر این مدارک، محاکمه را تا 9 سپتامبر به تعویق انداخت. اما دیوار اکاذیب دولت تا کی میتواند پابرجا بماند، حال آنکه مدیران موزههای ماتهاوزن و داخائو هر دو بطور روشن از بحثهای هانسیک حمایت میکنند؟
این دیوار زمان زیادی دوام نخواهد داشت. امیدواریم این دروغهای رسمی که تهدیدی برای تمام بشریت هستند، نفسهای آخر خود را بکشند.