نوابصفوی، روحانی جوانی بود که تمام عمر در راه اعتلای اسلام راستین به مبارزه پرداخت. او از جمله مبارزینی بود که در سنگر روحانیت همواره در جبهه مقدم و پیشتاز علیه دژخیمان پهلوی و مزدوران آمریکایی و انگلیسی بود و لرزه بر اندام سرسپردگان استعمار خارجی میانداخت. نواب 32 ساله بود که توسط ایادی استعمار در سحرگاه بیستوهفتم دی ماه سال 1334 به جوخه اعدام سپرده شد و به ملکوت اعلا پیوست و لکه ننگین دیگری در پرونده استبداد و خفقان رژیم آمریکایی و منحط پهلوی ثبت شد. جرم او و یاران فداکارش سیدحسن امامی، سیدعبدالحسین واحدی، سیدمحمد واحدی، استاد خلیل طهماسبی و مظفرعلی ذوالقدر که از دید شاه و اربابان آمریکایی و انگلیسی او محکوم به نابودی بودند، این بود که میخواستند اسلام انقلابی و مقدس ناب محمدی در مملکتی که مردمش مسلمان و شیعه هستند پیاده شود. شهید نوابصفوی میگفت اسلام ارتجاعی که شاه و دربار آمریکایی از آن دم میزنند، اسلام حقیقی و واقعی نیست، بلکه اسلامی است که انگلیسیها و آمریکاییهای جهانخوار ترسیم کردهاند و برای تخدیر افکار ملت از چنین مذهب و دین بیخطری حمایت میکنند، نواب سعی داشت که این پوستین وارونه را برای مردم انقلابی و مسلمان فاش و آشکار سازد و حیله و تزویر شاه و ایادی آن را برملا سازد. آنچه که نوابصفوی و یارانش در پی آن بودند و جانشان را در آن راه گذاشتند و به فیض شهادت نائل آمدند، این بود که نقش آمریکا و ایادی مزدور داخلی را در به مسلخ کشیدن دین و غارت اموال و از بین بردن اسلام و تشیع برای مردم آشکار سازند و با از بین بردن دستهای مدور استعمار آمریکایی و انگلیسی، آغازگر این نهضت عظیم اسلامی شدند. شهید نوابصفوی و یارانش با از خودگذشتگی، ایثار، فداکاری و اعطای خون پرخروش خود برای آبیاری درخت انقلاب، تشیع راستین و اسلام ناب محمدی(ص) درس خوبی به دژخیمان دادند و به آنها فهماندند این مکتب عزیز و جهانگیر اسلام است که چنین انسانهایی پاکباخته و عاشق و عابدی را همچون مادری در خود میپروراند تا برای عظمت دین و امت اسلام هرچه در طبق اخلاص دارند هدیه نمایند. به همین جهت مزدوران استعمار به رهبری آمریکای جهانخوار هرگز شهادت آنها را خط پایان مبارزه انقلابی، اسلامی علیه رژیم دستنشاندهی شاه ندانستند و همچنین از این طرف نیز مردم انقلابی، هواخواهان و مریدان نوابصفوی و یارانش در بطن جامعه حرکت آنان را ادامه دادند و حماسههای زیادی آفریدند و این خط سرخ شهادت را به حرکت توفنده امامخمینی(ره) و خروش بیپایان ملتهای مسلمان ایران انقلابی و جهان اسلام متصل ساختند و در نهایت خون پاک شهیدان عالیقدر، بسان خون حسین(ع) جوشید و همچون رودی خروشان، دودمان کفر و جنایت ستمشاهی را با رهبری امامخمینی کبیر قدسالله نفسهالزکیه از بیخ و بن برکند. سیدمجتبی نوابصفوی در دو جنبه عقیدتی و سیاسی طلایهدار مبارزه علیه دژخیمان زمان و اربابان آمریکاییاش بود. او در جبهه عقیدتی، کسروی معدوم را که بر ضد شعائر و عقاید اسلامی، مطالب منحرف منتشر میکرد از میان برداشت و در جبهه سیاسی، عوامل مزدوری همچون هژیر و رزمآرا را به زمین غلتاند. نواب در عصر رضاخان متولد شد و پس از پایان تحصیلات دبیرستانی به نجف اشرف عزیمت کرد و از محضر درس علامه مجاهد مرحوم آیتالله امینی رضوانالله تعالی علیه صاحب کتاب ارزشمند "الغدیر" استفاده کرد. او در زمان کوتاهی زبان عربی و بعضی درسهای حوزه را آموخت و در جبهه تحصیل معارف اسلامی نیز سربازی باهوش و تلاشگر بود. مرحوم نوابصفوی در نجف اشرف به فعالیتهای مذهبی و سیاسی پرداخت، او در یک تظاهرات پرشکوه از ورود جنازه پلید رضاخان از مصر به نجف و عتبات متبرکه جلوگیری کرد. بعد از مطالعه کتابهای ضاله و ضد اسلامی احمد کسروی، این دینساز سرویس جاسوسی انگلیس، که در سراسر این کتابها به مقدسات اسلامی و ساحت مقدس ائمهطاهرین(ع) حمله شده بود، شهید نواب کتابها را به نظر حضرت علامه امینی رسانیده و چون کفر و ارتداد نویسنده آن کتابها برایش ثابت شد، برای دفاع از مقدسات اسلام و اهلبیت پیامبر به ایران آمد، و در جلساتی با کسروی به بحث پرداخت. کسروی که در مقابل استدلالهای نواب پاسخی نداشت، پیروان خود را تحریک کرد که از ورود او به جلسات جلوگیری کنند، بدینترتیب دیگر امکان بحث نواب با کسروی وجود نداشت و از طرفی کسروی خائن با نوشتن کتابهای ضاله و تشکیل جلسات به اشاعه مطالب ضد دین و اسلام ادامه میداد. لذا نوابصفوی به بازار رفت و در میان بازاریان مسلمان نسبت به اشاعه کتابهای کسروی هشدار داد و مسلمانان را به عواقب سوء فعالیتهای کسروی آگاه کرد. او همچنین علما را در جریان برنامه خود قرار داد و از طرف علما به طور رسمی به مبارزه با تبهکاران پرداخت. جوانان مسلمان و متعددی نیز از قم و تهران مانند برادران واحدی، خلیل طهماسبی، حسین امامی و عدهای دیگر به او پیوستند و او را در مبارزات علیه بیدادگری و انحراف عقیدتی یاری رساندند. سرانجام در یک حمله شجاعانه، کسروی خائن را به مجازات اعمالش رسانید و حمایت مردم و روحانیت از شهید نواب صفوی ابعاد گستردهتری پیدا کرد. پس از اعدام انقلابی کسروی، نواب تشکیلات نهضت فدائیان اسلام را پیریزی کرد و با آیتالله کاشانی رضوانالله تعالی علیه که در آن زمان رهبر مبارزات ضدانگلیسی بود به همکاری نزدیک پرداخت، و دست به کار یک سلسله فعالیتهای تبلیغی و تظاهرات و سخنرانیها و پخش اعلامیههایی تحت عناوین "جهان و آیتالله کاشانی" و "ایران و آیتالله کاشانی" شد. نواب در راه مبارزه انقلابی خود، هژیر وزیر ددربار و سرسپرده اینتلیجنس سرویس و سپس رزمآرا نخستوزیر را که میگفت مجلس را بر سر کاشانی خراب خواهم کرد، از میان برداشت.
شهید نواب صفوی برای بیدار کردن جوامع اسلامی و نواختن زنگ خطر نفوذ صهیونیسم و اسرائیل در جهان اسلام، سفری به فلسطین، اردن، مصر، عراق و شام کرد و با جمال عبدالناصر و ملک حسین و دیگر رهبران کشورهای اسلامی ملاقات کرد و آنان را نسبت به عواقب شوم موجودیت اسرائیل، آگاهی داد. او برای مبارزه با این غده سرطانی، رهبران حکومتها را تحریک و تشویق نمود. در همین سفرها با یاسر عرفات ملاقات داشت و او را برای مبارزه با اسرائیل ترغیب کرد به طوری که خود عرفات در سفری که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران داشت، گفت عامل حرکت من در این قیام، شهید نواب صفوی بود.
مرحوم شهید نواب صفوی قبل از پرداختن به مبارزات گسترده خود، کتابی تحت عنوان "برنامه حکومت فدائیان اسلام" منتشر کرد. این کتاب در نوع خود کمنظیر بود.
در زمانی که ایران قصد داشت به پیمان خفتبار و ذلیلانه بغداد بپیوندد، پیمانی که تحت سیطره آمریکا و برای حفظ منافع شیطان بزرگ اعمال میشد، این بزرگمرد تاریخ مبارزات اسلامی با این پیمان مخالفت شدید کرد و مبارزه خود را با شاه خائن اعلام نمود. نواب پس از عملیات ناموفق علیه "حسین علاء" مأمور امضای این پیماننامه ننگین، دستگیر شد و به اتفاق یاران از جان گذشته و وفادار خود در سحرگاه 27 دی ماه 1334 به شهادت رسید و به ملکوت اعلی پیوست و بدینترتیب درخت مبارزات انقلاب اسلامی بار دیگر آبیاری شد.
آتشی را که رژیم شاه در این شب برافروخت، همچنان شعلهور ماند و هر لحظه بر شعاع آن افزوده میشد تا در 22 بهمن 57 بنیادش را برانداخت و نظام ستمشاهی سقوط کرد و امام آمد تا خط سرخ تشیع همچنان ادامه یابد. عصر محمدرضای خائن، عصر حضور مستقیم امپریالیسم جهانی و آمریکای جنایتکار در ایران بود؛ عصر کاپیتولاسیون، استعمار فرهنگی، غارت اموال و بیتالمال، عصر برهنگی و غربزدگی، نواب صفوی و فدائیان اسلام به خوبی نسبت به حضور اتعمار جدید و روش جدید آن آگاهی داشتند و وقتی که استعمار کهنهکار انگلیس جای خود را به آمریکای جهانخوار واگذار کرد، نواب و یارانش نه تنها مبارزه قهرآمیز خود را کنار نگذاشتند بلکه با جدیت تمام علیه آمریکای جنایتکار به مبارزات مسلحانه خود ادامه دادند و سعی کردند ایادی مزدور شاه آمریکایی را یکی پس از دیگری قطع کرده و رژیم را متزلزل و نابود سازند. نواب به خوبی دریافته بود که حضور آمریکا به مراتب از حضور انگلیس خطرناکتر و گستردهتر است و به جرأت میتوان گفت او و یارانش از پایهگذاران نهضت مسلحانه مؤثر علیه آمریکای جهانخوار بودند، و اکنون در این برهه از زمان که امپریالیسم خبری، علیه ایران اسلامی بوق و کرنا راه انداخته و به پخش شایعات و اتهامات واهی پرداخته، این نکته مسلم است که هیچگاه مردم انقلابی و مسلمان ما رابطه سلطهگرانه و ددمنشانه دولت آمریکا را در طول حکومت محمدرضا فراموش نکرده است. ملت ایران هنوز خاطره کودتاهایی را که علیه ملت از طرف آمریکا برنامهریزی و اجرا شده، فراموش نکرده است و ملت شجاع ما هنوز خون گرم و جوشان نوابها و هزاران شهید دیگر را در شریانهای انقلاب احساس میکند.