حسین محمدی سیرت
هر حرکت روند اجتماعی باید مراحلی را طی کند تا به رشد لازم رسیده، به هدف نهایی خود نزدکی شود. انقلاب نیز به عنوان یک حرکت سیاسی – اجتماعی مهم بالطبع باید مراحلی را طی کند تا اندک اندک تکامل یافته به غایب و هدف ایدهآلش دست یابد. انقلاب اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست، انقلاب اسلامی ایران در طول دو دهه پس از گذراندن مراحل مختلف و روبهرو شدن با فراز و نشیبهای فراوان کامل و بالغ شد و به رهبری مردمی مدیر و مدبر، آگاه و شجاع همچون امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.
در این مجال کوتاه سعی داریم مقاطع مختلف شکلگیری انقلاب اسلامی ایران را به صورتی کوتاه و مختصر بررسی کرده، روند شکلگیری این حرکت عظیم سیاسی را که یک تازی اندیشه غربی را بر دنیای معاصر دچار خدشه کرده با نگاهی تاریخی مطالعه کنیم.
اولین مرحله شروع انقلاب اسلامی را میتوان ما بین سالهای 1341 تا 1343 دانست. پس از آن که کندی رییسجمهور جوان و ایدهآلنگر آمریکا به حکومت رسید، تصمیم گرفت طرحهایی را برای پیشرفت جهان ارایه دهد. ایران نیز به عنوان یکی از کشورهایی که وابستگی شدیدی به آمریکا داشت از تاثیر این اصلاحات مصون نبود، لذا پس از فشارهای سیاسی اقتصادی فراوان از سوی آمریکا، شاه پذیرفت تا علی امینی را که از خدمتگزاران حقیقی آمریکا بود، به نخستوزیری برگزیند. علی امینی اهرمی بود که باید اصلاحات آمریکایی را در ایران اجرا میکرد. در بین سالهای 1341 تا 1343 اصلاحات و طرحهایی اجرا شد که هر کدام به گونهای در شکلگیری انقلاب و آغاز مخالفتها با حکومت شاه، تاثیر بسزایی داشتند.
در سال 1341 طرحی به نام لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی به مجلس ارایه شد، این لایحه به ظاهرا به منظور افزایش مشارکت سیاسی مردم به خصوص زنان بود، اما در واقع اقدامی بود برای حذف ارزشهای دینی از جامعه و افزایش فساد در بین جوانان. در این لایحه، اصولی گنجانده شده بود که عملا هویت مذهبی جامعه ایران را زیر سوال میبرد.
برخی از این اصول عبارت بودند از:الف – الغای شرط مسلمان بودن برای انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان (در انتخابات) ب- الغای سوگند به کلامالله مجید از سوی انتخاب شوندگان و تبدیل آن به سوگند به کتاب آسمانی ج- حق رای برای زنان و ....
از آنجا که لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با روحیه مذهبی ایران به مخالفت پرداخت، با اعتراضات شدیدی روبرو شد، به خصوص از سوی علمای اسلامی. در این مخالفتها چهره شاخصی به نام امام خمینی(ره) ظهور کرد که از این تاریخ به بعد، در سرنوشت جامعه ایران نقش بسیار موثر و منحصر به فردی ایفا کرد.
امام خمینی(ره) برای مبارزه با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی ولایتی، جلسهای با حضور علمای بزرگ قم تشکیل دادند. در این جلسه، پس از گفتوگوهای فراوان، مقرر شد که تلگرافی در مخالفت با لایحه مذکور به اشاره ارسال شود و نیز سخنرانان و گویندگان مذهبی در مساجد و منابر مردم را از نتایج شوم تصویب این لایحه آگاه سازند. نهایتا بعد از مخالفتهای بسیار از سوی علما و مردم، دولت برای جلوگیری از افزایش روزافزون اعتراضات مردمی ناچار تصویب لایحه را لغو کرد. این پیروزی باعث شادی مردم شد و امام خمینی(ره) به عنوان یک شخصیت برجسته مذهبی و رهبری مقتدر در قلب و دل مردم جای گرفت و زمزمههای شکلگیری یک نهضت بزرگ و عظیم مردمی و مذهبی به گوش میرسید.
از دیگر طرحهایی که در آن سالها اجرا شد، طرحی بود به نام انقلاب سفید شاه، در دی ماه 1341 شاه در ادامه اقدامات به اصطلاح اصلاحی خود اصول ششگانهای را به نام انقلاب سفید به شرح زیر اعلام کرد:1- الغای رژیم ارباب رعیتی 2- تصویب لایحه قانون ملی کردن جنگلها 3- فروش سهام کارخانههای دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی 4- سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی 5- سهیم کردن کارگاههای تولیدی و صنعتی 5- اصلاح قانون انتخابات 6- ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.
شاه سعی داشت با تبلیغات فراوان رسانههای گروهی مردم را به شرکت در رفراندوم انقلاب سفید دعوت کند، اما امام خمینی(ره) با همکاری سایر علما اعلامیهای بر مخالف با این طرح و همچنین همهپرسی صادر کردند. در این اعلامیه از مردم خواسته شده بود در این همهپرسی صادر کردند. در این اعلامیه از مردم خواسته شده بود در این همهپرسی شرکت نکنند زیرا مقدمهای است برای از بینبردن نقش مذهب در اداره جامعه، از مردم خواسته شده بود در اعتراض به این طرح دست به اعتراض و تعطیلی بازار بزنند. مخالفتها افزایش یافت و در درگیری با نیروهای دولت عدهای شهید، مجروح و دستگیر شدند.
شاه از این مخالفتها بسیار عصبانی شد و در سفری به قم که با استقبال بسیار کم از سوی مردم روبرو شد به علما توهین کرد و متعاقب آن همهپرسی در 6 بهمن 1341 به صورت فرمایشی برگزار شد و وانمود کردند که اکثریت مردم به آن رای مثبت دادهاند.
با فرارسیدن نوروز 1342 امام خمینی(ره) در واکنش به انقلاب سفید شاه، عیدر اعزای عمومی اعلام کرد. در صبح روز دوم فروردین 42 در سالگرد شهادت امام صادق(ع) مراسم سوگواری در منزل امام(ره) برگزار شد و در عصر آن روز چماقدار شاه به مدرسه فیضیه حمله کردند و جمعیت بسیاری را شهید کردند.
فضای سیاسی ایران دچار تغییر و تحول شده بود، مخالفتها آغاز شده و ذهنها آگاه شده بودند. امام خمینی(ره) با صدور اعلامیهای ارکان حکومت پهلوی را مورد تهاجم قرار داد، وی رژیم را عامل فقر و عقبماندگی ملت ایران دانسته، آن را عامل آمریکا و اسراییل در منطقه معرفی کرد.
با فرا رسیدن محرم 1342 نهضت اسلامی وارد مرحله جدیدی شد، امام خمینی(ره) در روز 13 خرداد که مصادف با عصر عاشورا بود با حضور در مدرسه فضیه مجددا تهاجم خود را علیه شاه، آمریکا و اسراییل افزایش داد. در سحرگاه روز بعد، ماموران شاه به خانه امام ریختند و ایشان را دستگیر کرده، و به تهران بردند. در روز پانزده خرداد سال 42، با انتشار خبر دستگیری امام خمینی(ره)، حرکتهای مردمی عظیمی در تهران، قم و سایر شهرستانها آغاز شد. شاه با نیروهای نظامی حرکتهای مردمی را به خاک و خون کشید و با مقاومت مردم حماسه پانزده خرداد 42 شکل گرفت.
علمای قم و شهرستانها برای اعتراض به دستگیری امام خمینی(ره) به تهران آمدند. رژیم شاه برای پیشگیری از حرکت عظیمتر، دو ماه بعد امام ودیگر علمای دستگیر شده را آزاد کرد و امام خمینی(ره) در فروردین 43 با استقبال پرشور مردم وارد قم شد.
سال 1343 سال تصویب ننگینترین قانونی بود که ممکن بود در یک جامعه تصویب شود. کاپیتولاسیون قانونی بود که حسنعلی منصور نخستوزیر وقت شاه در مجلس به تصویب رساند، که به موجب آن نظامیان آمریکایی در ایران از مصونیت قضایی برخوردار میشدند. این قانون بیتردید با استقلال سیاسی و قضایی کشور مغایر بود و عملا شخصیت ایران و ایرانی را زیر سوال میبرد.
در این میان امام خمینی(ره) به عنوان یک رهبر آزاده و مقتدر این قانون را مغایر با استقلال کشور اعلام کرد. او با تشکیل جلسات متعدد با علمای قم و فرستادن نمایندگان به شهرهای ایران و سازماندهی مردم برای اعتراض در مقابل این طرح شرمآور، مجددا رژیم شاه را مورد تهاجم قرار داد. در روز چهارم آبان 42 امام(ره) سخنرانی تاریخیای را در مخالفت با نظام شاهنشاهی و سلطه بیگانگان را ایراد کردند. مردم با شنیدن سخنان امام و اینکه قلب من در فشار است، ایران دیگر عید ندارد، عزت ما را فروختند و پای کوب کردند ...) به شدت گریستند. رژیم شاه مجددا به مقابله با این حرکت پرداخت و در نهایت، در شب 13 آبان 1342، ماموران حکومت، امام(ره) با بازداشت و به ترکیه تبعید کردند. به دنبال انتشار خبر تبعید امام(ره) مخالفتها ایران را فرا گرفت اما پس از مدتی اوضاع آرامتر شد و رژیم توانست برای مدتی بر اوضاع مسلط شود.
همانطور که مشاهده گردید سالهای ما بین 41 تا 43 سالهای آغازین حرکت اسلامی علیه رژیم شاه بود، اما هر چه از سال 41 فاصله میگیریم نقش رهبری امام خمینی(ره) پررنگتر شده و از اهمیت دیگر رهبران مذهبی و سیاسی کاسته میشود.
آیتالله گلپایگانی در قم، آیتالله شریعمتداری در استانهای ترک زبان و آیتالله میلانی در مشهد از جمله شخصیتهای برجستهای هستند که میتوان در این دوره از آنها نام برد. گروهی از نویسندگان و محققان این دوره سه ساله را دوره نصیحت مینامند. به عقیده آنها امام(ره) از ابتدا قصد براندازی حکومت پهلوی را نداشت بلکه قصد وی اصلاح این حکومت بود. آنها معتقدند که امام خمینی(ره) سعی داشت شاه را وادار کند تا براساس قوانین اساسی تصویب شود در زمان مشروطه عمل کرده و حکومتداری کند. به عقیده این گروه لحن امام (ره) در برخورد با شاه نشان از آن میدهد که امامی(ره) در ابتدا قصد مخالفت با حکومت را نداشته است. طرفداران این نظریه میگویند که امام(ره) بعد از این که گستاخیهای متعدد حکومت را مشاهده کرد، دیدگاه خود را تغییر داده قصد براندازی حکومت پهلوی را پیدا کرد و هرچه به سال 43 نزدیک میشویم لحن صحبت امام(ره) با شاه خشنتر میشود و ما شاهد عبارتی همچون مردک، بیچاره و ... هستیم.
اما گروهی در مقابل معتقد هستند که امام خمینی(ره) از ابتدا قصد براندازی رژیم شاه را داشته است، که البته این عقیده به واقعیت نزدیکتر به نظر میرسد. دلیل اصلی طرفداران این اندیشه اعتقاد سیاسی شیعه در مورد حکومت است، شیعه معتقد است که حکومت از آن خداوند است و پیامبر و امامان به اذن الهی حق حاکمیت دارند و در زمان غیبت نیز ولی فقیه عهدهدارد حکومت و زمامدار جامعه است. امام خمینی(ره) به عنوان یک عالم و مرجع تقلید برجسته شیعه بهتر از هرکس دیگری به این اعتقاد شیعه مطلع و آگاه بود و این اعتقاد خود را در چند سال بعد یعنی 1348 در قالب بحثهای ارایه کردند. امام(ره) حکومت شاه را مشروع نمیدانست و آن را یک حکومت غصبی تلقی میکرد، لذا از ابتدا براندازی این رژیم را داشت، لکن در ابتدای حرکت که شرایط و افکار عمومی چندان آماده نبود با لحنی آرام حرکت خود را شروع کرد تا به هدف اصلی خود برسد و شرایط را آماده کند، همانطور که امام حسین(ع) نیز در زمان معاویه به دلیل آماده نبودن شرایط قیام نکرد و این عدم قیام به معنای قبول حکومت معاویه نبود، بلکه اما(ع) صبر کردن تا شرایط وافکار عمومی آماده شود و در زمان یزید به دلیل حریمشکنیهای او شرایط آماده شد و امام حسین(ع) نهضت عظیم خود را شروع کرد.
دومین مرحله شکلگیری و تکامل انقلاب اسلامی ما بین سالهای 1343 تا 1356 قرار دارد. از این دوره به دوره بسترسازی و تحولات فرهنگی یاد میکنند. پس از تبعید امام خمینی(ره) در سال 1343 نیاز به یک بسترسازی فرهنگی در سطح وسیع جامعه احسان شد، مذهبی کردن جامعه ایران هدفی بود که در این دوره دنبال میشد، در نیل به این هدف گروهها، اشخاص و موسسات فراوانی تلاش میکردند که به صورت گذرا و مختصر به بررسی آنها میپردازیم.
یکسری از موسساتی که در مذهبی کردن جامعه ایران تلاش داشتند عبارت بودند از موسسات آموزشی که آنها در کنار مدارس دولتی فعالیت کرده، علاوه بر دروس معمول آموزشی به فعالیتهای مذهبی میپرداختند از جمله این مدارس میتوان به مدرسه علوی و کمال جامعه تعلیمات اسلامی اشاره کرد که بعد و قبل از انقلاب نیروهای بسیار موثر و فعال را برای ایران و انقلاب فراهم کردند، بسیاری از فارغالتحصیلان این مدارس بعد از انقلاب در پستهای بسیار مهم و حساس به فعالیت پرداختند.
شخصیتهایی بود که بدون هیچ چشم داشتی از امام(ره) علیرغم برخی اختلافات کوچک از ایشان حمایت میکرد. روش تبلیغی آیتالله گلپایگانی روش تبلیغی اسلام خانه به خانه بود، ایشان در هر شهرستان و روستا نمایندهای قرار داده بود تا ارتباط مردم را با مراجع تقلید برقرار کنند، درمناطق مختلف کشور مدارس علمیه دایر کردن تا خلا موجود مذهبی را در آن مناطق برطرف کنند. دایر کردند کتابخانه و مسجد و کمک به اقشار مختلف از دیگر اقدامات موثر ایشان در طی سالهای قبل از انقلاب بود.
آیتالله شریعتمداری از دیگر مراجع موثر در قبل از انقلاب بود،حوزه تاثیر ایشان، مناطق آذری زبان به خصوص استانهای آذربایجان غربی و شرقی بود وی در رفتار و روند حرکتی خود نشان داد که امام خمینی(ره) را به عنوان یک رقیب تلقی میکند و گاهی اقداماتی بر علیه ایشان کرد که بعد از انقلاب پس از جریان کودتای نوژه و آشکار شدن آن توطئه این حسادت ایشان به امام(ره) آشکار شد.
آیتالله مرعشی نجفی از دیگر علمای فعال در طی این سالها بود. وجهه قالب ایشان، وجهه فرهنگی بود در صف پشتیبانان نهضت امام خمینی(ره) بود. رژیم بارها سعی داشت از ایشان در برابر امام(ره) سوءاستفاده کند، اما در نهایت موفق نشد. ایشان با انجام فعالیتهای علمی و فرهنگی و اعزام مبلغ درشکلگیری فضای مذهبی در ایران موثر بود.
آیتالله مظاهری و آیتالله میلانی از دیگر علمای موثر و فعال در مذهبی کردن فضای جامعه ایران بودند. آیتالله خویی و آیتالله حکیم از جمله علمای برجستهای بودند که در خارج از کشور موضع بسیار مثبت و موثری نسبت به انقلاب اسلامی داشتند.
برخی ازحوزههای علمیه نیز در این شکلدهدی فرهنگی موثر بودند، روش این گونه مدارس این بود که در کنار دروس معمول حوزوی برخی از علوم جدید دانشگاهی نیز تدریس میشد، از جمله از مدارس میتوان به مدرسه حقانی اشاره کرد که هدف آن مدرسه مجتهدپروری نبود، بلکه تربیت نیروهایی کارآمد برای حال و آینده نهضت اسلامی از اهداف اصلی این مدرسه بود. روحانیون برجستهای همچون آیتالله شهید بهشتی، قدوسی، و آیتالله جنتی از مدیران و هدایتکنندگان این مدرسه بودند. تربیتیافتگان این مدرسه بعد از انقلاب در پستهای حساس نظام از جمله قوهقضایی، وزارت اطلاعات و... مشغول شدند.
موسسه در راه حق از دیگر موسسات فعال در زمینه فرهنگی بود که به مدیریت آیتالله مصباح یزدی فعالیتهای موثری را در قالب فرهنگی انجام میداد. سبک و روش این موسسه پاسخ دادن به شبهات مطرح درآن زمان بود. این موسسه جزوات فراوانی را تهیه میکرد و به شبهات موجود در قالب پرسش و پاسخ جواب میداد.
آیتالله مکارم شیرازی نشریهای به نام مکتب اسلام را منتشر میکرد، اوج فعالیت این نشریه در دهه پنجاه بود، این نشریه مشترکین بسیار زیادی داشت و در بسترسازی فرهنگی بسیار موثر بود. از دیگر موسساتی که باید به آن اشاره کرد که در سطح تهران بسیار موثر بود حسینیه ارشاد است. هدف حسینیه این بود که بتواند در هدایت نسل جوان در برابر مکتبهای انحرافی نقش ایفا کند. فعالیت حسینیه ارشاد با شهید مطهری(ره) آغاز شد و مطالبی که وی ارایه میداد جوانپسند و به روز بود. فعالیتهای حسینیه ارشاد به صورت عادی ادامه داشت تا آنکه دکتر شریعتی در دهه پنجاه در این موسسه حضور پیدا کرد حضور روی باعث اختلافاتی شد که نهایتا به رفتن شهید مطهری انجامید.
دکتر شریعتی از جمله اساتید و روشنفکرانی بود که در تحرک و آگاهی جامعه در قبل از انقلاب بسیار موثر بود. وی تلاش داشت اسلامی را معرفی کند که بتواند در قرن 20 در زندگی مدرن اسلامی نقش موثر ایفا کند ولی به دلیل اینکه در حیطه غیرتخصصی خویش وارد شده بود، اظهار نظرات وی دچار مشکلات فراوانی بود. طرفداران شریعتی در جریان انقلاب به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه که در وی توقف کردند و تعصب ورزیدند و گروهی دیگر، گروهی بودند که بعد از استفاده صحیح از افکارش به رهبری امام(ره) متوسل شدند و مسیر صحیح را انتخاب کردند. آیتالله طالقانی شخصیتی موثر در انقلاب است. در مورد شخصیت ایشان اختلافنظرهای زیادی وجود دارد گروهی ایشان را ایدئولوگ ضدانقلاب و ملیگرایان میدانند، گروهی دیگر نگاهی مثبت نسبت به وی دارند و ایشان را از انقلابیون توانا میدانند و در این میان نیز نگاهی میانه وجود دارد که وی درکنار کاستیها و تواناییهایش میبینند و معتقدند که وی یکی از عناصر موثر در جریان مختلف انقلاب بوده است.
شهید مطهری از دیگر روحانیون فعال در عرصه فرهنگی قبل انقلاب بود. او در قالبها و روشهای گوناگون مانند سخنرانی، کتابنویسی، استادی دانشگاهی تلاش کرد تا فضای فکری جامعه اسلامی ایران را متحول و متحرک کند. او در میان روحانیون، نوگرا بود و همراه شهید مفتح و شهید بهشتی هم در حوزه و هم در دانشگاه موثر بود.
در کنار تمام شخصیتها و موسسههایی که ذکر شد سازمانهای دیگر نیز وجود داشتند که در زمینهسازی فرهنگی و . اجتماعی شکلگیری انقلاب موثر بودند از جمله جمعیت موتلفه اسلامی حزی ملل اسلامی و سازمان مجاهدین که هر کدام در قالبهای فرهنگی، نظامی و سیاسی در زمینهچینی برای انقلاب تلاش میکردند.
سومین مرحله شکلگیری انقلاب اسلامی ایران با چاپ مقالهای توهینآمیز در تاریخ 17 دیماه 1356 در روزنامه اطلاعات آغاز شد. این اهانت باعث شعلهورشدن آتش انقلاب شد. دوره سوم یعنی سالهای نتیجهگیری و دوره مبارزه بود. در 19 دیماه، مردم قهرمان قم با شعار "درود بر خمینی" و "مرگ بر حکومت پهلوی" در اعتراض به این مقاله به تظارهات پرداختند. نظامیان به این تظاهرات حمله کردند و عدهای را شهید نمودند. در پی آن علمای تهران یک هفته عزای عمومی اعلام کردند. در مراسم چهلم شهدای قم در 29 بهمن 56 مردم تبریز به خاک و خون کشیده شدند. در مراسم هفتم و چهلم شهدای تبریز، شهرهای دیگر ایران به خروش آمدند و همین طور آتش انقلاب شعلهورتر میشد. مرگ مشکوک حاج آقا مصطفی خمینی(ره) جابهجاییهایی فراوان در ساختار سیاسی حکومت و ناتوانی آنها در مقابل اعتراضات مردم، هجرت امام به پاریس، واقعه 13 آبان 1357، فرار شاه از ایران و بازگشت امام خمینی(ره) به ایران و متجلی شدن انقلاب اسلامی از جمله وقایعی بود که در طول سالهای 1356 و 1357 تا پیروزی انقلاب رخ داد. پس به طور خلاصه انقلاب اسلامی ایران در سه مرحله شکلگرفت: الف- 1341 تا 1343 دوره آغازین و یا نصیحت ب- 1343 تا 1356 بسترسازی