تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۶  ، 
کد خبر : ۱۷۹۳۶۳

سخت نگیریم


قدرت‌الله رحمانی
احمدی‌نژاد آنگونه که بارها اعلام کرده است، خود را وامدار هیچ حزب و گروهی نمی‌داند. هم از این‌رو است که اصرار دارد وفا‌داری و وام‌داری‌اش به متن مردم را به بانگ بلند فریاد بزند و بی‌نیازی‌اش به اصحاب احزاب و خواص اقتصاد و سیاست - از هر طیف و طایفه و جناح ‌و جریان - را در قول و فعل و تقریر، تکرار کند.
البته تعارف نباید کرد؛ رفتار احمدی‌نژاد بسیاری از اهالی سیاست را - که در حلقه وسیع اصولگرایان جای‌ می‌گیرند- رنجانده است. اینکه او اهل مشورت نیست و جز اندکی از یاران غار و دوستان دیرین خود را به مشاوره و صلاح‌اندیشی نمی‌گیرد، البته تا حدی نزدیک به واقعیت است. اما این آیا همه ماجراست؟
بنظر می‌رسد احمدی‌نژاد سخت به کسی اعتماد می‌کند، اما در فرآیند تکوین اعتماد او، عامل تعلقات جناحی و گروهی ضعیف‌ترین نقش را دارد. او این روزها کسی را برای تصدی وزارت‌خانه کلیدی و پر‌مناقشه نفت نامزد کرده است که گفته می‌شود از فعالان ستاد انتخاباتی نامزد حزب مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری بوده است. پیش‌تر نیز یکی از وزرای دولت خاتمی را در مقام خود ابقا کرد و برای او از مجلس رأی اعتماد گرفت و حتی - بالاتر از این - ‌برای تصدی پست معاون اولی‌ رئیس‌جمهور با معاون اول رئیس‌ دولت پیشین وارد مذاکره شد.
آری، احمدی‌نژاد سخت اعتماد می‌کند. این همان واقعیتی است که بزرگان و شیوخ جریان اصولگرا باید درک کنند و حتی‌المقدور به رسمیت بشناسد. اینکه حق با اوست یا نه، از ابعاد گوناگون روانشناختی و جامعه‌شناختی قابل بررسی‌‌ است و نمی‌توان پیش از ارزیابی عالمانه جوانب موضوع و بدون در نظر گرفتن عبرت‌های تاریخی و آسیب‌شناسی اداره کشور در ادوار گذشته، حکم به تخطئه یا تصدیق رفتار احمدی‌نژاد نمود. اجمالاً همین مقدار می‌توان گفت که بی‌اعتنایی به تجربیات پیشینیان و بی‌رغبتی به مشورت با سیاسیون صاحب رأی -‌ اعم از طایفه اصولگرایان و غیر آنان- در بادی امر قابل دفاع نیست. اما در مقام توجیه می‌توان به مواردی اشاره کرد:
1- احمدی‌نژاد مدعی است حلقه بسته مدیران را شکسته و نسل جدیدی از مدیران انقلابی، کارآمد، باسواد و تحول‌گرا را میدان داده است. نگاهی گذرا به اسامی اعضای دولت، جدید بودن دولتمردان را تایید می‌کند و از این حیث، ادعای احمدی‌نژاد گزاف نیست. سایر صفات نیز با سنگ سنجه صاحب‌نظران در آینده سنجیده خواهد شد و فعلا در نفی و اثبات این ادعا به تفصیل نمی‌توان سخن گفت. به دیگر عبارت، ادعای شکسته شدن حلقه مدیران و باز کردن عرصه مدیریت کشور به روی چهره‌های گمنام و بالقوه خدوم و کارآمد فی‌الجمله پذیرفتنی است و اثبات صحت این گزاره در جزئیات امر را باید به زمان سپرد تا درستی و دقت ادعا را معلوم کند.
اگر این ادعا - ولو اجمالاً- ‌پذیرفته شود تا حدی توجیه‌کننده رفتار سیاسی احمدی‌نژاد خواهد بود. گرایش به نسل جدیدی از مدیران وفادار به آرمان‌های اولیه انقلاب که ترجمان و تجسم رویش‌های انقلاب اسلامی‌اند و بناست جریان بازگشت بدنه اجرایی کشور به مسیر آرمان‌ها و اهداف و اندیشه‌های خمینی عزیز را دنبال کنند، با همگرایی ‌با مجموعه‌ای که دور ‌افتادن مفروض حکومت از اهداف عدالت‌طلبانه انقلاب منتسب به دیدگاه‌ها و عملکرد آنهاست، قاعدتاً قابل جمع نیست. هیچکس البته طرد مدیران لایق و زیر سؤال کشیدن دستاورد دولت‌های پیشین را تایید نمی‌کند، اما این نکته نیز نباید فراموش شود که مردم در انتخاب حماسی خود در روز سوم تیر به تحول در مدیریت کشور و تغییر در رویکرد اداره جامعه رأی دادند و اگر بنا بود در بر همان پاشنه‌ای بچرخد که تا پیش از این می‌چرخیده، قطعاً نتیجه آرای ملت باید غیر از آن می‌شد که شد. باید پذیرفت که سمت‌ها و منصب‌ها، نباید در دایره محدودی نوسان کند و خاصیت دموکراسی همین جا‌به‌جا کردن صاحبان سمت‌ها و منصب‌هاست. این جا‌به‌جایی‌ طبیعی را باید به رسمیت شناخت. آنچه را که تا کنون رخ داده می‌توان در بستر همین «جا‌به‌جایی طبیعی ناشی از نتیجه انتخابات» تفسیر کرد و این مفهوم، همواره با عباراتی همچون «طرد مدیران لایق» قابل ترجمه نیست.
2- اگر «شکسته شدن حلقه مدیران» سخن حقی باشد- که حتما سهمی از حقیقت دارد- این واقعیت نیز انکار کردنی نیست که «بسته شدن حلقه مشاوران» به عنوان جزیی از سیره سیاسی احمدی‌نژاد جلوه‌گر شده است. احمدی‌نژاد حتی‌ با طیفی‌ از دوستان دیروز خود نیز همفکری و رایزنی نمی‌کند. فراکسیون‌های پارلمانی- اعم از اصولگرا و غیر‌اصولگرا- از نحوه تعامل او با مجلس ناراضی‌اند و اگر‌چه استخوان خرد کرده‌‌های جریان اصولگرا کم و بیش با این نگرش خاص احمدی‌نژاد کنار آمدده‌اند، اما اغلب، این رویکرد را بر نمی‌تابند و کم‌اعتنایی او به مجلس و نخبگان جبهه اصولگرایی را توهین تلقی می‌کنند. چرا احمدی‌نژاد از تعامل معمول و متعارف با مجلسی که در مجموع افق فکری مشترکی با او دارد به قدر کافی استقبال نمی‌کند؟ آیا او از مشورت مشفقان مجرب و کارآزموده و بهره‌گیری از خرد جمعی جبهه اصولگرایان بی‌نیاز است؟
در بادی امر البته پاسخ منفی است؛ محدود کردن حلقه مشاوران به تنی چند از دوستان مورد اعتماد، فی‌نفسه نقیصه‌ای مهم بر دولت کنونی است اما در ورای این حکم کلی، می‌توان برای محذورات احتمالی و مقدورات ناشی از رویکرد پیش گفته نیز جایی در این محاسبه و ارزیابی باز کرد. از سیاق رفتار احمدی‌نژاد- در طی چند ‌ماه دولت یافتن او- می‌توان چنین استنباط کرد که از نگاه او در پس بسیاری از مشاوره‌ها و رایزنی‌ها با اهالی سیاست و افراد ذی‌نفوذ و صاحبان قدرت انواعی از بده بستان‌های نا‌صواب شکل می‌گیرد که لزوماً ناشی از سو ء‌نیت طرفین مذاکره و مشاوره هم نیست، اما گریزی هم از آن نیست. حتی ممکن است سطح این بده بستان‌های رایج تا سر حد «رودربایستی‌های دوستانه» متنزل شود، اما از آنجا که شاید در نگاه احمدی‌نژاد، همین مقدار نیز می‌تواند به رویکرد عدالت‌طلبانه دولت او آسیب بزند، اجتناب از اینگونه مشورت‌ها را قابل توجیه می‌کند. ماجرای نطق پیش از دستور یکی از نمایندگان متنفذ و پرسابقه مجلس در اعتراض به انتصاب استاندار یکی ‌از استان‌های غربی کشور را می‌توان نماد و نمونه گویا و روشنی از این نوع تعاملات ناروا و ناصواب به حساب آورد که احمدی‌نژاد و وزیر کشورش حاضر نشدند به آن تن بدهند.
قاطبه اصولگرایان بپذیرند که احمدی‌نژاد برای 4 سال مسئول اداره کشور است و باید به او حق بدهند کشور را به هر طریق و شیوه‌ای که می‌پسندد و به آن باور دارد، اداره کند و به سبک و سیره او در مدیریت کلان کشور به دیده احترام بنگرند. از او بهانه «نمی‌گذارند کار کنیم» پذیرفته نیست، پس باید دستش برای گزینش و چینش نیروها باز باشد. احمدی‌نژاد همین است. حتی اگر بعضی روش‌هایش پسندیده نباشد باید به او فرصت داد تا فارغ از فشارها و لابی‌ها خود به اصلاح روش‌ها اقدام کند. نگارنده یک‌بار پیش از این در زمانی که هنوز با روش مدیریتی احمدی‌نژاد آشنا نبود در همین ستون و در یادداشتی تحت عنوان «مشاوران رئیس‌جمهور» به ضرورت تشکیل حلقه مشاوران عالی متشکل از زبده‌ترین عناصر جبهه اصولگرایی به منظور ارتقای سطح نهاد تصمیم‌سازی قوه مجریه اشاره کرد، اما اکنون همنوا با آن‌ چهره نام آشنای اصولگرایان در مجلس اذعان می‌کند که احمدی‌نژاد را همان گونه که هست باید پذیرفت و مدد رساند؛ کسی که اصرار دارد فقط با مجموعه محدودی از دوستان مورد اعتماد خود کار کند و - درست یا نا‌درست- بر این باور است که نباید اعتماد اعطا شده از سوی ملت را بسان سهام تقسیم شده، در بازار بورس سیاستمداران- ولو سیاستمداران فاضل و فرهیخته- عرضه کند.
می‌توان استقلال او از احزاب و دسته‌جات سیاسی را قدر دانست و با یاری دولت او از این فرصت برای برداشتن گام‌های بلند در راستای اهداف عالی نظام و انقلاب بهره جست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات