محمد ایمانی
کابینه جدید تا چند روز دیگر برای اخذ رأی اعتماد به مجلس معرفی میشود. خبرها حاکی است رئیسجمهور و تیم مشاوران متنوع وی طی یک ماه و نیم گذشته نشستها و رایزنیهای گستردهای را برای چیدن کابینه و معرفی حدود 30 عضو آن - از جمله 21 وزیر - ترتیب دادهاند. اکنون این فرآیند از میان چند صد گزینه و نامزد، در حال نهاییشدن است.
در اینباره چند نکته قابل تأمل و توجه به نظر میرسد:
1- از یاد نبردهایم که برخی معاونان و مدیران و فعالان جبهه دوم خرداد با رئیسجمهور سابق چگونه از موضع بالا برخورد کردند و حتی در خلوت و جلوت بر سر وی منت گذاشتند و مدعی شدند که آقای خاتمی را از قطار اصلاحات پیاده میکنند یا متهمش کردند که بیراهه میرود و منحرف شده و قس علی هذا. برخی از آنها حتی گفتند ما تو را آوردهایم و تو و دولتت همان گونه باید مشی کنید که ما میخواهیم.
آقای احمدینژاد البته چنین دار و دسته پر ادعایی را در اطراف خویش ندارد و مطلقا منتدار کسی نیست. از این جهت اولین توقع این است که شأن و جایگاه رئیسجمهور محفوظ بماند و برخی وزارتخانهها و دستگاهها نخواهد به روال گذشته، دولت و رئیسجمهور را دور بزنند و دولت در دولت تشکیل دهند. اعضای کابینه هر چهقدر فرهیخته و توانمند، جزئی از دولتند و باید با برنامههای رئیس و مجموعه دولت هماهنگ باشند.
2- نکته دوم- فراتر از خلقیات شخصی نامزدهای عضویت در دولت- هماهنگی کلی کابینه است. تیمهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کابینه چنان باید چیده شوند که نیروهای آزاد شده آنها در حوزههای کاری مختلف در جهت شتاب بخشیدن به یکدیگر و پیشبرد سریعتر برنامههای کلان رئیسجمهور - مطالبات بحق ملت- و نه مهار و فرسایش توان هم بکار رود.
به عنوان مثال، تیم اقتصادی دولت که قرار است با اقدامات تحولخواهانه، عدالتمحور و تبعیضزدایانه خود، پیشانی عملکرد کابینه جدید باشد، نمیتواند به صورت آلیاژی و ائتلافی چیده شود که اعضا در آن، با همه فضایل، تخصص و تواناییهایشان، ساز مخالف بزنند و هریک سیاستهای اقتصادی متناقض یا متفاوتی را به اجرا گذارند. تجربه نشان میدهد که باید در پی کابینه هماهنگ و کارآمد بود نه صرفا اشخاص توانمند. وگرنه افراد هر چهقدر خوب و توانا، به فرسایش و فشل شدن اقتدار دولت کمک خواهند کرد.
به خاطر داریم که دولت گذشته- فارغ از خدماتی که داشت و نباید از نظر دور داشت- تا سال آخر از این معضل بزرگ رنج برد و آقای خاتمی مجبور شد در پی 7 سال آزمون و خطا، آقایان طهماسب مظاهری و محمد ستاریفر- وزیر اقتصاد و رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی- را با هم عزل کند و در توضیح این اقدام بگوید که «این دو اگر چه خوب کار میکردند اما به هم که میرسیدند، جرقه میزدند و کار از پیش نمیرفت». قبل از آن هم که کش و قوس وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و سازمان مدیریت بر سر موضوعات مختلف از جمله طرح فقرزدایی، میزان و نحوه اجرای سیاستهای تعدیل اقتصادی، حذف یارانهها و افزایش قیمتها، آمار تورم و بیکاری و فقر و ... همواره در جریان بود.
در کنار این مزیت که قرار نیست دولت جدید، ائتلافی باشد و به شکل شرکت سهامی احزاب و گروههای ذینفوذ اداره شود، توجه به این مهم نیز ضروری است که یکی از لوازم تشکیل دولت یکدست، هماهنگ و کارآمد، تدوین برنامهها و انتخاب مجریان همدل و همراه بر اساس آن برنامههاست. تجربه میآموزد که همراهان باید بر اساس برنامهها انتخاب شوند نه برنامهها بر اساس اشخاص و افرادی که انتخاب میشوند. از این جهت اگر چه کارشناسان، اساتید و صاحبنظران متعددی در حلقه مشاوران رئیسجمهور جای گرفتهاند- که اقدام کمسابقه و مبارکی است- اما باید در نظر داشت که مشورت یک بحث است و اقدام، بحثی دیگر. در مشورت نه تنها ایرادی ندارد بلکه ضروری است که مشورت گیرنده با صاحبان تفکرات و تدابیر گوناگون و حتی متناقض به شور بنشیند و خویش را محروم نسازد اما آنجا که زمان عمل میشود، قطعا مجریان باید یکدست و همدل باشند و گرنه باز هم میتوان مثل تجربه دولت پیشین شاهد بود که دولت به مجلس لایحه دهد تا قیمت بنزین به جای 10 درصد، 30 درصد افزایش یابد و از آن طرف وزیر اقتصاد در جلسه رسیدگی به لایحه در مجلس ششم به جای دفاع از آن تاکید ورزد که مخالف لایحه است و این افزایش قیمت کمر مردم را میشکند.
دولت چه موافق حذف یارانهها باشد و چه موافق افزایش آن، بخواهد که به کشاورزی اولویت دهد یا صنعت، بر صادرات متمرکز شود یا واردات، سود تسهیلات بانکی را کاهش دهد یا بیفزاید و صدها موضوع ریز و درشت از این دست، ناچار باید یک روح باشد در چند پیکر.
3- بیتردید همه انتظار دارند کابینهای قوی و قدرتمند تاسیس شود. اما قوت و قدرتمندی دولت به چیست؟ اگر مبارزه با فقر، فساد و تبعیض، رونق اقتصادی سالم، ترویج و فراگیر کردن فضیلتها، دمیدن روح نشاط و سرزندگی و معنویت در جامعه و ایجاد جنبشی اجتماعی در جهت تحقق آرمانهای انقلاب در دستور کار دولت قرار دارد، پذیرفتنی نخواهد بود که رئیسجمهور با دغدغههایی از این دست به میدان آمده باشد اما خدای نکرده در میان کابینه وی کسانی حاضر شوند که خیلی معتقد به تحول نیستند، با فساد و تبعیض و فقر سر جنگ ندارند و از طراز مدیریت کم خرج و پر ثمر دورند. قرار نیست در جا بزنیم یا برخی رسوم و بدعتهای غلط سابق را دوام بخشیم.
4- دولت و رئیسجمهور بدون «اتاق فکر و استراتژی» به ضعف میگراید و در انبوه برنامههای در دستور قرار گرفته، مسائل مبتلا به، بحرانها و مسئلهسازیها راه را گم میکند. این اتاق فکر، تاریخ مصرف ندارد و صرفا برای چیدن کابینه نیست و این اتاق فکر، صرفا به مفهوم گردآوردن اعضای زحمتکش و دلسوز ستاد انتخاباتی نیست، همچنان که نباید به محفل و جمعی خاص فرو کاسته شود. اینجا البته ضروری است صاحب نظرانی همدل در اصول و در عین حال مجتهد در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که احیاناً تفاوت سلیقه و مشرب تخصصی هم دارند، گرد آیند و کار از حالتی خودجوش، موقتی و فاقد شکل، به روالی نظاممند و بسامان متحول شود.
دولت فقط 21 وزیر و قریب 30 عضو نیست. دولتی مقتدر است که بتواند ساز و کار اصلاح و تقویت خویش را فراهم آورد. دولت مجموعهای از رئیسجمهور و وزرا به اضافه مدیران ارشد و میانی بدنه دستگاههاست و بازسازی و بهسازی این پیکره بزرگ ناشدنی است الاّ به فراهم کردن زمینه بسیج ملی نخبگان.
دولت احمدینژاد قرار نیست همه مشکلات مملکت را حل کند اما حتما توقع میرود مجموعه اجزای ماشین دولت چنان سر هم شود و چنان مسیری برای آن تعریف شده باشد که در پایان 4 سال معلوم باشد کار روی غلطک افتاده و دستگاه اجرایی در مسیر حل مشکلات حرکت میکند، با شتاب و سرعتی که توقع میرود.
این روزها که کابینه جدید چیده میشود، در واقع زمان حساس تعیین مقصد و ریلگذاری است. این فرصت را باید غنیمت شمرد و اجازه نداد حجم کارهای بر زمین مانده و مشغلههای فراوان، دولت را از مقصد و برنامهها غافل کند. در این راه البته امیدوار به فضل پروردگار و برکت نهفته در مسابقه خدمت میان نیروهای متقی و مؤمن به اهداف هستیم که به فرمایش پروردگار اگر مردمان ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، قطعا درهای رحمت و برکت را از آسمان و زمین بر آنها میگشودیم...