محمد عابدی
اهیمت اعتمادسازی
واژه اعتماد از «عمد» به معنای ستون و تکیهگاه گرفته است. گاه یک چیز بر شی دیگر تکیه دارد که به آن اعتماد یک شی بر شی دیگر میگویند؛ اما گاهی دو چیز بر هم تکیه دارند که به آن اعتماد دوجانبه اطلاق میشود؛ درست مانند تکیه و اعتماد دولت و ملت بر همدیگر. به این صورت که نمیتوان تصور کرد یکی به دیگری تکیه نداشته باشد؛ زیرا اگر دولت تکیهگاه ملت نباشد، ملت از هم خواهد پاشید و اگر ملت تکیهگاه دولت نباشد، دولتها به حکومتهایی بدون پشتوانه تبدیل خواهند شد و به سوی اضمحلال با تأمین پشتوانه خارجی پیش خواهند رفت.
روشهای اعتمادسازی از نگاه قرآن و سیره معصومان را میتوان چنین ترسیم کرد:
1- عدالتمحوری و عدالتپروری
قرآن کریم (کتاب حکومت و امتسازی) «عدالتمحوری» را به عنوان اصل مهم مطرح میکند. «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و .... » (حدید/ 25)
دلیل تأکید آیات بر عدالتمحوری را در این جمله امام خمینی (ره) میتوان یافت که «اگر حکومتها عادل باشند، کمکم مردم را به صورت خودشان درمیآوردند» به بیان دیگر، «عدالتمحوری»، «عدالتپروری» به بار میآورد و امور مردم رو به اصلاح میگذارد و اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در بستری سالم به جریان میافتد «بالعدل تصلح الرعیة» قدرت نفوذ خواص و تمرکز آنان حول مزایای حکومتی کاهش مییابد، رانتهای ظالمانه به حداقل میرسد و ... بر این اساس قرآن کریم صریحاً هدف از بعثت پیامبران را اقامه عدل از سوی مردم میداند «لیقوم الناس بالقسط» اعلام میدارد که خدا امر به عدالت کرده است «ان الله یامر بالعدل و ...».
روشن است که لبه تیز عدالتمحوری، پیکر آلودگان را خراش خواهد داد و آنان را به موضعگیری و اقدامات خصمانه و حتی براندازانه واخواهد داشت. با این همه قرآن کریم معتقد است عدالت هرچند با چنین هزینههای گزافی باید محفوظ بماند و حتی از شهدایی یاد میکند که به خاطر عدالتگستری به شهادت رسیدند: و کسانی را که به عدل فرمان میدهند، از مردم، میکشند. سپس آنها را به عذاب دردناکی بشارت بده.» (آلعمران/ 21)
2- مردممداری و استضعافزدایی
خداوند به رسول اکرم که حاکم جامعه اسلامی است، چنین دستور عمومی میدهد «و اخفض جناحک للمؤمنین؛ بالهایت را برای مؤمنان بگستران.»، در سایه چنین تعالیمی است که وقتی از رسول اکرم (ص) سؤال میشود خدا چه کسی را بیشتر دوست دارد؛ میفرماید: «انفع الناس للناس؛ سودرسانترین فرد به مردم» البته این دستور الهی اختصاص به نبی اکرم (حاکم جامعه اسلامی) نداشت و تمام انبیاء و حاکمان الهی نسبت به مردم چنین دیدگاهی داشتهاند، لذا امام علی (ع) در وصف انبیاء میفرمود: «بالهایشان را برای مؤمنان میگستردند.»
مردمداریو تواضع عملی در برابر مردم، صدالبته آنگاه ارزش والاتری مییابد که از سوی حاکمان و صاحبان رفعت، و مقام صورت گیرد و به بیان دیگر دعوت به تواضع و مردمداری حد نازلش در روابط فردی و حد اعلی آن در روابط حاکمان با مردم است.
3- خدمتمحوری و رفاهگستری
از نگاه قرآنی یکی از کارکردهای حکومت، خدمت به مردم است که در دو حوزه دنیوی و اخروی معنا مییابد. امام خمینی با الهام از این کارکرد، میفرمود: «انبیاء خودشان را خدمتگزار میدانستند، نه اینکه یک نبیای خیال کند حکومت دارد بر مردم .... انبیای بزرگ همین احساس را داشتند که اینها آمدند برای اینکه مردم را هدایت کنند، ارشاد کنند، خدمت کنند.» اگر حاکمان در نظام اسلامی به حکومت به عنوان «فرصت خدمت» بنگرند نه «لقمهای پرچرب»، امکان اجرای این اصل قرآنی «فاستبقوا الخیرت»، «سابقوا الی مغفرة من ربکم» فراهم خواهد شد. «رقابت و مسابقهای و مبارزهای درست است که در خدمتگزاری به مردم باشد.»
قرآن میفرماید: «سابقوا الی مغفرة من ربکم» این مسابقه به سمت مغفرت و رحمت الهی است. «فاستبقوا الخیرت؛ برای کارهای نیک مسابقه بگذارید.»
حکومت با نگاه خدمتگرایی، به کارآمدی نظام میانجامد که نتیجهاش ایجاد رفاه عمومی و کاهش فشار بر مردم است.
حاکمان باید به شیوههای مختلف به کاستن از فشارها و رفاه گستری اقدام کنند تا میزان رضایت و اعتماد تودهها با آنان افزایش یابد. به این توصیه امام علی (ع) توجه کنید: «اگر مردم از سنگینی مالیات یا آفتزدگی یا خشک شدن آب چشمهها یا کمی باران یا خراب شدن زمین در سیلابها یا خشکسالی شکایت کردند، در گرفتن مالیات به میزانی تخفیف ده تا امورشان سامان گیرد و هرگز تخفیف دادن در مالیات، تو را نگران نسازد؛ زیرا این کار اندوختهای است که در آبادی شهرهای تو و آرامش ولایتهای تو نقش دارد و مردم تو را میستایند و تو از گسترش عدالت میان آنان خشنود خواهی شد و به افزایش قوت آنان تکیهخواهی کرد.»
4- قانونمحوری و فسادستیزی
تساوی دولت و ملت در حقوق و تکالیف و قانونمحوری در نظر و عمل، از ارکان اعتماد بین آنان است. قرآن کریم از سخن حضرت شعیب به قومش یاد میکند «ما ارید ان اخالفکم الی ما انهالکم عنه قصد من این نیست که چیزی بگویم و خود خلافش عمل کنم.» و این چنین محور بودن شرع و قانون الهی را به تصویر میکشد و اینکه او نیز مانند دیگران موظف به عمل به حدود مقررات الهی است. باید توجه کرد که قانونمحوری فرع (قانونباوری) است؛ یعنی اگر مجریان و حاکمان حق بودن قانون را باور کنند، در عمل تن به آن خواهند داد.
امام علی(ع) با تأکید و سوگند، محوریت قانون برای همه ـ از جمله خود ـ را چنین بیان میکند: «ای مردم! سوگند به خدا من شما را به هیچ طاعتی وادار نمیکنم؛ مگر آن که پیش از آن خود عمل کردهام و از معصیتی شما را باز نمیدارم جز آن که پیش از آن ترک گفتهام.» از آفات حکومتداری تجویز قانون برای مردم و فراتر دانستن خود از آن است.
این خودمحوری گاه به طور علنی اعلام میشود و قوانین براساس آن تنظیم میشود؛ اما اکثراً به طور پنهانی خودمحوری اعمال میشود و در ظاهر حاکمان شعار برابری سر میدهند. امام علی(ع) با توجه به این واقعیت به کارگزارانش دستور میدهد «مبادا در ظاهر خدا را اطاعت و در خلوت نافرمانی کند و اینکه آشکار و پنهانش و گفتار و کردارش در تضاد نباشد. امانت الهی را بپردازد و ....»
5- انتقادپذیری و پاسخگویی
رفتار مطلوب از نگاه قرآن پذیرش انتقادهای بجاست و برعکس، آنان که انتقاد وارد را برنمیتابند مورد مذمت قرار میگیرند. «و اذا قیل له اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسیه جهنم و لبئس المهاد؛ و چون به او گفته شد از خداوند پروا کن خود بزرگبینی، او را به گنهکاری کشاند، جهنم سزای او بس است و چه بد آرامگاهی است.» (بقره/ 206) این ویژگی حاکمان مستکبر است که به توصیهها و انتقادات گوش نمیدهند. برای مثال کافی است به عبدالملک مروان از خلفای بنیامیه اشاره نمود که در بالای منبر شهر مدینه گفت: به خدا سوگند هر کس مرا به تقوا امر کند، گردنش را خواهم زد.
حاکمیت مطلوب قرآنی بر پایه انتقادپذیری بنا شده است و البته برای این کار زمینههای لازم باید تدارک دیده شود، مانند امکان دسترسی به حاکمان جهت بیان انتقادات و .... لذا امام علی به مالک اشتر دستور میدهد فضای آزاد لازم برای مردم مصر فراهم کند و مینویسد: «نهان شدن از مردم زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است باز میدارد و لذا کار بزرگ، اندک و کار اندک، بزرگ جلوه میکند. زیبا زشت و زشت زیبا مینماید و باطل به لباس حق در میآید».
6- مشارکت عمومی
آیات زیادی از قرآن بر اصل مشارکت عمومی و شرکت دادن آنها در امورشان تصریح دارد که «و شاورهم فی الامر» از آن جمله است. آیتالله معرفت درباره این آیه مینویسد: پیامبر سه شخصیت داشت. 1) محمدبن عبدالله... مادرش آمنه، شوهر خدیجه و .... 2) رسولالله حامل نبوت و .... 3) زعیم امت و ولیامر مسلمین.... مخاطب، شخصیت سوم اوست و در امر رهبری باید مشورت کند، لذا آیه عام است و تمام زعمای مسلمین باید در شئون زعامت و رهبری سیاسی مردم به مشورت بنشینند. در کنار آیه، به این حدیث از پیامبر توجه کنید که: «لا مظاهرة اوثق من المشاورة؛ هیچ یاوری محکمتر از مشورت نیست.»
7- ایجاد تفاهم در تعاملات دولت و ملت
اگر دولت و نظام اسلامی بتواند با ملت در اهداف حکومتی و راهکارهای آن به گونهای شفاف به تفاهم برسد، اعتماد ملت را به همراه خواهد داشت. برای این کار قرآن کریم به «آگاهسازی امت» میپردازد و آنان را در دو بخش اهداف و برنامههای حکومت اسلامی و موانع تفاهم مانند شایعات، سو ءتفاهمها، شبهات دشمنان، توطئههای منافقان و .... به حد اعلای آگاهی مجهز میکند.
آیات فراوانی از قرآن چون «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة ....» برنامههای حکومتی را به طور شفاف به اطلاع امت میرساند و در بعد دوم هم میتوان به آیاتی استناد کرد، مانند: «لقد نعلم انهم یقولون انما یعلمه بشر... ؛ ما میدانیم که آنها میگویند بشری قرآن را به پیامبر یاد داده است!! زبان کسی که میگویند اعجمی است و قرآن به زبان عربی روشن است....» آیاتی از این دست گویای آن است که قرآن کریم یک راه اعتمادسازی بین مردم و پیامبر را در افشای شبهات دشمنان، پاسخ به آنها و در نهایت تضمین تداوم اعتماد به رسولالله میبیند.
نبود تفاهم عوارض خطرناکی برای حکومت خواهد داشت که سلب اعتماد ملی از مهمترین آنهاست. این عدم تفاهم البته گاهی میتواند یک طرفه باشد لذا امام علی میفرمود: «کار من و شما یکی نیست. من شما را برای خدا میخواهم؛ ولی شما مرا به خاطر خودتان میخواهید.»
8- همدردی و همرنگی
بنای اعتماد مردم و حاکمان زمانی مستحکم میشود که مردم آنان را از خود بدانند و آنان خود را جدای از مردم نپندارند و همرنگ و همردیف آنان رفتار کنند، در غیر این صورت فشارهای روانی و روحی به زودی آنان را از حاکمان جدا خواهد کرد.
امام علی(ع) به مشارکت در درد و رنج مردم تأکید داشت و میفرمود: «آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرمؤمنان بخوانند و در تلخیهای روزگار با مردم شریک نباشم و در سختیهای زندگی الگوی آنان نگردم.» چنین برداشتی از «وظیفه حاکمان» در راستای توصیههای قرآن کریم است. قرآن کریم به مؤمنان میگوید: «به راستی که پیامبری از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنج که شما میبرید، برای او گران میآید و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است.»(توبه/ 128)
امام خمینی(ره) هم با درک این حقیقت که همدردی و آنگاه همرنگی، اساس اعتماد و رضایت عمومی را میتواند فراهم کند، معتقد بود: «اگر یک حکومت و دستگاههای حکومت، زندگی شخصیشان جوری باشد که مردم ببینند نزدیک به آنهاست، مردم قانع میشوند، مردم راضی میشوند، عصیان تمام میشود.»
9- مدیریت کریمانه و رأفتآمیز
قرآن کریم راز گرد آمدن مؤمنان به دور پیامبر اکرم و ایجاد امت اسلامی را مدیریت کریمانه و برخورد مهربانانه با آنان میداند و معتقد است «به لطف رحمت الهی با آنان نرمخویی کردی و اگر درشتخوی سختدل بودی، بیشک از پیرامون تو پراکنده میشدند، پس از ایشان در گذر و برایشان آمرزش بخواه ... » (آلعمران/ 159) نکته مهم این است که خداوند چنین مدیریت کریمانه را هدیهای الهی میداند «فبما رحمة منالله....» از سوی دیگر روشن میشود تنها کسانی قادر به اعمال مدیریت کریمانه و نرمش در برابر مردم خواهند بود که افرادی مستبد و سنگدل نباشند و رهبری صحیح هم با جذب و عطوفت ممکن است.
امام کاظم(ع) میفرمود: «حاکم عادل مانند پدر مهربان است. مردم آنچه را که برای خود دوست دارند، برای او هم دوست دارند و از آنچه برای خود بیزارند، برای حاکم هم بدشان میآید.» این حدیث در واقع اثر مدیریت مهربانانه و کریمانه حاکمان را در رفتار مردم منعکس میکند.
10- احترام به سنتها
یکی دیگر از شاخصههای اعتمادساز بین حاکمان و مردم، رعایت و احترام سنتهای مورد علاقه مردم است. اسلام درباره سنتهای مذکور معتقد است اگر سنتها مخالف حق باشند باید تعطیل گردد و اگر ناخالصی دارد باید پاکسازی و موارد مخالف حق آن کنار گذاشته شود. در همین مسیر هم رعایت حساسیتهای عمومی لازم است. آیات مربوط به منع تدریجی شراب یا آیات مربوط به تشریع گام به گام حجاب جملگی گویای این روش الهیاند.
قرآن کریم با سنتهای خلاف زیادی مانند دخترکشی، رباخواری و .... مبارزه میکند، اما در عین حال از توجه به حساسیتهای مردمی هم غافل نمیماند. وضعیت حاکم و نظام حکومتی با مردم، شبیه نخ تسبیح و دانههای آن است و اگر حاکمان بیتوجه به حساسیتهای عمومی با سنتهای آنان به مبارزه برخیزند، به دست خود نخ را پاره کرده و امت را به تفرقه و ساختارشکنی فراخواندهاند.
امام علی(ع) به کارگزارانش چنین توصیه میکند: «آداب پسندیدهای را که بزرگان این امت به آن عمل کردند و ملت اسلام با آن پیوند خورده و رعیت با آن اصلاح شدند، بر هم نزن و آدابی که به سنتهای خوب گذشته زیان وارد میکند، پدید نیاور.»[مرکز فرهنگ و معارف قرآن]
پانوشتها در دفتر روزنامه موجود است.