رضا جلالی
در راستای سیاست امن کردن خلیجفارس و نزدیکی ایران و عربستان، با راهنمایی انگلیس اختلافات خود را بر سر فلات قاره با عربستان سعودی به سرعت حل کرد و دو کشور بر سر مالکیت دو جزیره کوچک «فارسی» و «عربی» به توافق رسیدند.
همچنین اختلافات خود را با کویت بر سر فلات قاره مرتفع ساخته و زمینه همکاری بین این سه کشور فراهم شد. باید خاطر نشان ساخت که سرعت عملی که در این باره به کار رفته به علت نزدیک شدن تاریخ خروج انگلیسیها از خلیجفارس بود و انگلیسیها اصرار داشتند که کشورهای منطقه پس از 1971 دیگر اختلافی که موجب بیثباتی و ناراحتی منطقه شود و منافع دراز مدت انگلیس را به خطر اندازد با یکدیگر نداشته باشند.
در 14 دیماه 1347 شاه در یک کنفرانس مطبوعاتی در دهلینو یکباره و بدون زمینه قبلی تصمیم خود را مبنی بر چشمپوشی از بحرین را اعلام داشت و گفت:
«اگر اهالی بحرین نمیخواهند به کشور من ملحق شوند ایران ادعاهایش را پس میگیرد و خواسته اهالی بحرین را اگر از نظر بینالمللی مورد قبول قرار گیرد میپذیرد.»
در عین حال برای حفظ ظاهر و تظاهر ناسیونالیستی اعلام کرد که اگر انگلیسیها خودسرانه به بحرین استقلال بدهند ایران زیر بار نخواهد رفت و اگر بحرین به عضویت سازمان ملل متحد درآید ایران این سازمان بینالمللی را ترک خواهد کرد.
سناریوی انگلیس به این صورت طراحی شد که دولت ایران در 18 اسفند 1348 از دبیر کل سازمان ملل متحد تقاضای میانجیگری در مساله بحرین را کند و اعلام نماید هر نظری را که دبیر کل ابراز کند خواهد پذیرفت مشروط بر اینکه به تصویب شورای امنیت برسد. دبیر کل نیز یکی از معاونین خود را به بحرین فرستاد و بدون آنکه طبق روال مرسوم اقدام به رفراندوم کند، گزارشی تسلیم کرد که در 21 اردیبهشت 1349 به تصویب شورای امنیت رسید. این گزارش مبنی بر این بود که: «اکثریت قاطع اهالی بحرین خواستار شناسایی هویتشان به عنوان یک کشور مستقل و دارای حق حاکمیت میباشند.»
مجلسین ایران بدون توجه به دعاوی چند قرنی ایران نسبت به بحرین و با استناد به یک نظر خواهی نمونه و قلابی، قطعنامه مزبور را بیدرنگ به تصویب رساند و وقتی استقلال بحرین در 23 مرداد 1350 اعلام شد، دولت ایران نخستین کشوری بود که یک ساعت پس از اعلام استقلال، آن کشور را به رسمیت شناخت.
اکنون نیمی از سناریو اجرا شده بود بدون آنکه نیم دیگر به مرحله اجرا در آمده باشد. هنگامی که در خرداد ماه 1349 حزب کارگر در انتخابات عمومی انگلستان شکست خورد و ادوارد هیث نخستوزیر جدید محافظهکار آن کشور اعلام داشت که محتمل است انگلستان در تصمیم خود مبنی بر خروج نیروهایش از خلیجفارس تجدیدنظر کند، که البته به قول دنیس رایت سفیر انگلیس در ایران بیشتر یک مانور تبلیغاتی بود. دولت ایران نیز در قبال این مانور، برای تحکیم موقعیت خود به عنوان یک قدرت منطقهای و تظاهر به مخالفت با حضور انگلیس با این تصمیم به مخالفت برخاست و کوشید عربستان سعودی و کویت را در این خصوص با خودش همراه سازد. به این ترتیب پیروزی قطعی حزب محافظهکار و نفی ضرورت طرح شعار سابقالذکر، در مذاکراتی که در شهریور 1349 در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک بین وزیران خارجه انگلیس و آمریکا صورت گرفت انگلستان اعلام کرد که از این فکر منصرف شده است و برنامه تخلیه طبق جدول زمانی قبلی صورت خواهد گرفت.
بزرگترین اشتغال فکری انگلستان این بود که طرح اشغال نظامی جزایر تنب و ابوموسی توسط ایران مورد مخالفت کشورهای تندرو عرب قرار نگیرد، و از جانب آنان محکوم نشود.
در این هنگام روابط ایران و عراق با مساله شط العرب به شدت تیره بود و ایران به طور یک جانبه قرارداد 1316 را لغو کرده بود. بدین جهت عراق با کمک الجزایر، لیبی، سوریه یمن جنوبی و تا حدودی مصر در صف مقابل ایران قرار گرفته و سیاست بهبود روابط ایران با مصر و لبنان و عربستان و شیخنشینهای خلیجفارس در همین راستا بود.