تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۷۹۳۹۶
نگاه مدرسه‌ای بر فیلم زن زیادی آخرین ساخته تهمینه میلانی

ریسمان منطق پوسیده بود


اعظم حمزه‌ای
خلاصه داستان
سیما (مریلا زارعی) معلم جوانی است که با دختر خردسال و شوهرش احمد (امین حیایی) در خانه‌ای دو اتاقه زندگی می‌کند. احمد بی‌کار و سو ءسابقه‌دار است و به همسرش خیانت می‌کند. احمد راهی شمال می‌شود تا مثلا بیوه جوان رفیق متوفی شوهرش را به آنجا ببرد که در راه سفر با پلیس راه دچار مشکل می‌شود. سیما به کمک او می‌آید و با گفتن اینکه دختری که همراه احمد است خواهرزاده اوست همسرش را از شر پلیس خلاص می‌کند. و از همانجا سه نفری به سفر ادامه می‌دهند. شب را به دلیل بسته بودن جاده در مسافرخانه‌ای سر می‌کنند. در آنجا متوجه می‌شوند که معلم دهکده آقا رحمت (پارسا پیروزفر) همسرش را به جرم خیانت با پسرخاله‌اش کشته و متواری شده است. سیما همان شب رحمت را می‌بیند و به خاطر احساس همدردی با او فراریش می‌دهد و او را مخفی می‌کند. صبح روز بعد صدف بیوه دوست احمد (السا فیروزآذر) سیما، احمد و دخترشان به مخفیگاه رحمت می‌روند و در درگیری که بین احمد و رحمت صورت می‌گیرد رحمت کشته می‌شود و سیما و صدف و دخترش احمد را ترک می‌کنند و احمد تنها می‌ماند. این خلاصه‌ای است از فیلم زن زیادی آخرین فیلم در حال اکران تهمینه میلانی.
شخصیتهای زن زیادی:
زن زیادی، دارای جهار شخصیت اصلی است که هریک برای خود محوریت ویژه‌ای در طول داستان دارند. سیما زن جوان معلم با بازی مریلا زارعی، احمد همسر سیما به بازیگری امین حیایی و صدف که معشوقه احمد است و السا فیروزآذر نقش او را ایفا می‌کند و در نهایت آقا رحمت معلم دهکده و قاتل فیلم که پارسا پیروزفر این نقش را برعهده داشته است. نکته جالبی که بیننده در تقابل هریک از این چهار شخصیت با یکدیگر به آن پی می‌برد این نکته است که هر چهار شخصیت با توجه به فاصله‌های اجتماعی و ارزشی که با هم دارند، ولی گاه به گاه بخشی از شخصیت و رفتارها و کنشهای خود را در دیگری می‌یابند و به نوعی تکرار گذشته، حال و حتی آینده خود را در دیگری می‌یابند. برای مثال سیما بخشی از خویش را در رحمت می‌یابد و از زمانی که درگیر داستان رحمت می‌شود گویی به نوعی رفتار بروز کرده از او در برابر خیانت همسرش را متناسب برای تلافی رفتار احمد با او می‌داند و این در واقع به نوعی نقطه اوج داستان است که بیننده را به چالش می‌کشاند که آیا سیما نیز احمد را خواهد کشت و به همراه رحمت فرار خواهد کرد یا نه؟ و یا هنگام گفتگوهای دونفره‌ای که بین سیما و صدف صورت می‌گیرد صدف مصداق زن خوشبخت، مستقل و ایده‌آلی بود که در ذهن برای آینده خود ترسیم می‌کرد و به نوعی آرزوی‌اش شده بود در شخصیت سیما ببیند و سیما نیز خود را در بخشی از بدبختیها و تیره‌روزیهای صدف مانند او می‌یابد، اما آنچه که جای سؤال باقی می‌گذارد و سؤالات ذهن بیننده را تا انتهای فیلم بی‌جواب رها می‌کند، تناقضاتی است که در پرداخت شخصیت‌ها رفع نشده از جمله این سؤال که چرا زن تحصیلکرده، زیبا، فرهنگی و مستقلی چون سیما با مردی بیکار به زندان افتاده و عیاش ازدواج کند و ضعف او از کجا نشأت می‌گیرد؟ و یا بی‌منطقی‌هایی که در رفتار یک معلم دهکده دیده می‌شود سؤال برانگیز است. این معلم در زمان اضطراب و ترس پس از به قتل رساندن همسر و پسرخاله همسرش به این نکته اعتراف می‌کند که به حرفهای همسرش گوش نداده و تنها بر اثر یک شک به یقین نرسیده دست به قتل زده، ولی همین معلم قبل از قتل آنها زمانی که فراغت بیشتر برای تجزیه تحلیل را داشته، منطقی عمل نکرده و تصمیمی عجولانه گرفته که به گفته خود از آن پشیمان است. شخصیت صدف با توجه به نقش حاشیه‌ای او نیاز به پرداخت نداشته و یا اصلا فرصت و جایی برای‌ این کار توسط نویسنده و کارگردان نبوده است. تنها شخصیت صاف و پوست‌کنده‌ای که موضعش از اول تا به آخر فیلم شسته و رفته بود احمد است که از همان ابتدا شخصیت خود را با حرکتی یکنواخت تا به انتها ارائه می‌دهد و تنها شخصیت پرداخت شده فیلم است. و اما شخصیت‌های حاشیه‌ای مثل دختر و پسر فراری در جاده شمال و پلیس‌راهی که نقش یک هشداردهنده و مرد خوب را ایفا می‌کند. ضرورت وجودشان برای بیننده بی‌جواب می‌ماند. سؤال اساسی‌تر اینکه اصلا بر طبق کدام نقطه ضعف یا استدلال و منطقی سیما تا این حد به شوهرش میدان می‌دهد تا حتی در حضورش به وی خیانت کند؟ آیا این نوع رفتار و گذشتهایی که منجر به وقیح‌تر شدن اعمال احمد می‌شود قابل قبول و باور کردنی، آن هم از طرف یک زن تحصیلکرده و معلم می‌نماید.
سؤالاتی ‌از این دست که در فیلم بسیارند و حتما بینندگان نیز متوجه آنها شده‌اند که جوابی قابل قبول برای آنها در فیلم دیده نمی‌شود، عمده‌ترین دلیل سردرگمی فیلم است.
بازیگران:
وجود مریلا زارعی، امین حیایی و پارسا پیروزفر، بازیگرانی که با کارنامه خوب کاریشان شکی ‌در توانمندی خود باقی نگذاشته‌اند، نتوانسته ضعف‌های فیلم را پوشش دهد و بالعکس، ضعف‌های پررنگ فیلم، تناقضات و گیجی و سردرگمی‌های فیلمنامه بر بازی آنها چیره شده و باعث پرش‌هایی در روند بازی‌ها گشته و ما در ابتدای فیلم مریلا زارعی را در حالت فرشته‌های میلانی با بازی نیکی کریمی می‌بینیم و در یک چهارم انتهای تغییرات یکشنبه در شخصیت سیما را به ایفای نقش دختران شیطنت‌جویی می‌کشاند که اغلب همدست فرار فرشته‌ها بوده است. امین حیایی حتی در نقش شارلاتان بهتر از احمد ظاهر شده و پارسا پیروزفر بعد از کشف خود در نقش قاسم اعتراض و اندکی در مهمان مامان در کلیت فیلم گیج و مبهوت است که کدام نقش را باید بازی کند، قاسم اعتراض یا پسر شیک و پیک بقیه آثارش را؟ ثباتی که میلانی سعی در نشان دادن آن در آقا رحمت داشته، در انتهای فیلم، وقتی مصمم بودن او زیر سؤال می‌رود، درست از آب در نمی‌آید و السا فیروزآذر نیز بلاتکلیف در آن بین می‌چرخد، گاه جسور و گستاخ که می‌شود به بسته‌های چیپس و پفک حمله می‌برد و وقتی مظلوم می‌شود از صدای عقب اتومبیل در آینه نگاه می‌کند و یا برای جلب ترحم سیما و رو کردن شخصیت واقعی خود زخم‌های تنش را نشان می‌دهد. که البته برای اولین تجربه او در سینما نمی‌توان بی‌تردید نوشت.
نویسنده/ کارگردان
زن زیادی بازگو کننده خستگی شدید ناشی از یک دهه مرد ستیزی بی‌سرانجام است. شاید به جرئت بتوان گفت بعد از دیگر چه خبر، حضور میلانی در سینما چندان بحث‌انگیز نبوده و همان دو زن به تنهایی برای بیان و معرفی بخش فمینیستی میلانی لازم و کافی بود و بعد از آن این چرخش بیمار گونه به دور فرشته‌های کتک‌خورده و احمدهای مستبد و خودرأی و علی و محمدهای بلاتکلیف تنها منجر به سرگیجه‌ای به نام زن زیادی یا دو زن زیادی یار و مرد زیادی شده که این هشداری است دیرهنگام برای کارگردانی که هم زن است هم ایرانی است و هم خسته از بحث و جدل بی‌فایده و کشمکش‌هایی که موقتاً او را تخلیه کرده و بعد از زمانی کوتاه دوباره همان انگیزه‌های جدل که مسکنی ضعیف بر رگهایش تزریق شده عود کرده و او را به سمت تکرار دو زن در سه اثر آخری او کرده است، می‌باشد.
منطق‌های ضعیف فیلم:
در زن زیادی سعی شده تا نسبت به آثار قبلی میلانی کمی جانب اعتدال گرفته شود، اما قضاوت‌های یک طرفه و تیره‌گیهای دو زن، واکنش پنجم و نیمه پنهان متأسفانه با توسل به منطقی ضعیف منعکس شده، برای نشان دادن اینکه رحمت شاید حق داشته به همسرش شک کند به پوشیدن پیراهن زیبا، آرایش و خنده و خوشی او در حضور پسرخاله‌اش که قبلا عاشق و یا خواستگار او بوده اشاره می‌شود. و یا احمد ازدواج و بچه‌دار شدن زود هنگامش را دلیل عیاشی‌ها و رفتار وقیحش بیان می‌کند. صدف علت وضعیت فعلی‌اش را به مدرسه نرفتن و یا ازدواج با مردی مسن می‌داند. که اینها هیچ یک به تنهایی استدلال معمولی از رفتار آنها نمی‌تواند باشد، چرا که اگر بود فیلم به توفیق می‌رسید و بیننده راحت و آرام از سالن سینما خارج می‌شد نه با کوله‌باری از سؤالات، حدسیات و ممکن‌ها و شایدها و بایدها.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات