حضور ایران در عراق یکی از مباحثی است که بسیار به آن پرداخته شده اما درک اندکی از ابعاد موقعیت آن پس از جنگ وجود دارد. تهران از سوی واشینگتن به مداخله و از سوی رهبران عرب به تلاش برای برقراری جمهوریاسلامی و از سوی برخی از مقامات عراقی به نفوذ غیرقانونی در عراق متهم میشود اما در واقع گروه بحران بینالمللی پس از تحقیقات گسترده و درازمدت در عراق و ایران به این باور رسیده است شواهدی که بتواند تلاش ایران برای برهم زدن نظم عراق را به اثبات برساند اندک و غیرشفاف است. اینکه ایران منافع حیاتی در عراق دارد چیزی فراتر از اختلافات است. در واقع ایران مدتها پیش میزان نفوذ خود در عراق را در بوته آزمایش قرار داده و باید گفت که تهران میتواند فعالیتهای به مراتب گستردهتری را در عراق انجام دهد. برای افزایش شانس موقعیت عراق در شرایط سیاسی حاضر همکاری تهران و بغداد در مسائل امنیتی مشترک ضروری است و آمریکا نیز باید حداقل از تخریب بیشتر روابط خود با تهران جلوگیری کند.
با برگزاری انتخابات ماه ژانویه عراق و به قدرت رسیدن ائتلاف عراق متحد – که احزاب آن روابط نزدیکی با ایران دارند – میتوان حق را به جانب آنهایی داد که معتقد بودند تهران میکوشد تا حکومتی مذهبی در عراق ایجاد کند.
در میان مقامات عراقی، جهان عرب و آمریکاییها این دیدگاه وجود دارد که ایران میکوشد تا در تصمیمگیریهای سیاسی عراق نقش داشته باشد. همین دیدگاه بر شکلگیری استنباطها بسیار تاثیرگذار بوده و ریسک تصمیمگیریهای سیاسی را افزایش میدهد. نقطه آغازین برای شناخت نقش ایران در عراق آشنایی با منافع آن است که بسیار شفاف و قابلدرک است. اولویت تهران جلوگیری از تبدیل شدن عراق به یک تهدید چه در زمینه سیاسی و نظامی و چه در زمینه ایدئولوژیک است. بنابراین ایران میکوشد تا یکپارچگی ارضی عراق را حفظ کرده و از بروز عوامل بحرانزا جلوگیری کند. از سویی دیگر به تقویت قدرت شیعیان و حکومتی دوستانه در عراق بپردازد و از همه مهمتر آمریکا را وادار به خروج از عراق کند. این یک استراتژی سه شاخه است: تشویق دموکراسی انتخابی (به معنای افزایش نقش شیعیان) ایجاد سطحی از اغتشاشات اما به گونهای قابل کنترل (به هدف ایجاد نافرمانیهای ادامهدار اما قابل کنترل) و سرمایهگذاری در زمینههای مختلف. این منافع و این استراتژی نفوذ ایران در عراق را توضیح میدهد اما باید گفت تمامی این موارد به طبیعت روابط میان واشینگتن و تهران بستگی دارد. تا زمانی که این روابط تغییر نیابند از دیدگاه ایران رویدادهای عراق قسمی از رقابت گستردهتر با آمریکا است که با حضور خود در مرزهای ایران نگرانیهای امنیتی تهران را افزایش داده است. دولت بوش براساس سیاست خود در عراق _ برای همکاری با شیعیان و سیاست خود در ایران _ برای فشار به این کشور _ تواماً دو راه را دنبال میکند که ایستادگی در هر دو آنها دشوار است. گروه بحران بینالمللی معتقد است بهترین راه برای انطباق میان تهران و واشینگتن راهی است که نگرانیهای دو طرف در آن لحاظ شود: یعنی از سویی برنامههای اتمی ایران، سیاستهای آن در قبال روند صلح اعراب و اسرائیل و حمایت از حزبالله و از سویی دیگر حضور نظامی آمریکا در منطقه، تحریمهای اقتصادی آن و انسداد حسابهای ایرانیان در آمریکا مورد توجه قرار گیرد. واشینگتن باید تعصبات خود را کنار بگذارد و برای پیشبرد سیاست مشترک در قبال ایران به اتحادیه اروپا بپیوندد. در صورتی که آنها خواهان همکاری ایران در پرونده اتمی هستند آمریکا باید برگهای خود شامل حمایت از عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی و خرید قطعات یدکی هواپیما را ارائه کند و اروپا نیز باید علاوه بر اعلام حمایت خود از گزینه شورای امنیت در صورت عدم همکاری ایران از سیاست سختگیرانهتری در استراتژی خود در قبال ایران استفاده کند. همچنین همکاری ایران و عراق در نگرانیهای امنیتی مشروع مانند کنترل مرزها بسیار ضروری است.