«احمد توکلی»، «محمدباقر قالیباف»، «محسن رضایی» و «محمود احمدینژاد» چهار کاندیدای طیف رادیکال جناح محافظهکار چهارشنبه گذشته در خیابان «هشت بهشت» تهران گرد هم آمدند تا آنچه را که «تفاهمنامه آبادگران» خوانده شد، به امضا برسانند. برگزاری این همایش آن هم با فاصله یک روز از همایش رسمی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی نشانگر اختلاف آشکار در میان دو طیف فعال در جناح محافظهکار بود. یک طیف که در نهایت به نامزدی «علی لاریجانی» رسیده و طیف دیگر که مخالف این تصمیم است و «گروه چهار» را تشکیل داده است.
ائتلافی از چهار نامزد محافظهکار که اینک میتوان تعبیر «ائتلاف آبادگران» را برای آنها به کار برد. ائتلافی که هرچند فعالان طیف دیگر جناح محافظهکار (حامیان نامزدی لاریجانی) میگویند «آبادگران» تنها یک «عنوان و تابلوی انتخاباتی» برای دو انتخابات شوراهای شهر و مجلس هفتم بوده، اینک و پس از نشست «هشت بهشت» آشکار شده که «آبادگران فقط یک تابلو نیست». اما آبادگران چیست و چرا به این نقطه رسیده است؟
تشکیلات پنهان
جریانی که آبادگران نامیده میشود، تاکنون تشکیلاتی پنهان بوده که تنها در هنگامه مبارزات انتخاباتی و در قالب فهرستی از نامزدها رخ نموده است. در دو انتخابات شوراهای شهر و روستا و نیز مجلس هفتم این قالب پنهان حفظ شد. به ویژه در انتخابات شوراهای شهر و روستا (دوره دوم) که تا لحظه پیروزی ائتلاف آبادگران در انتخابات، هیچکس از آنها نامی نمیبرد و تنها این «حبیبالله عسگراولادی» دبیرکل وقت موتلفه بود که در روز انتخابات و در پای صندوق گفت که رای خویش را به نام کاندیداهای آبادگران به صندوق انداخته است.
پیروزی غیر مترقبه آبادگران در آن انتخابات اما زمینه آن شد که این تشکیلات پنهان به تدریج رخ بنماید. چنانکه بخشی از نیروهای پشت پرده این ائتلاف در قالب فهرست انتخاباتی آبادگران در مجلس هفتم برای افکار عمومی شناخته شدند. افرادی نظیر: «سید علی ریاضی»، «مهدی کوچکزاده»، «فاطمه آلیا»، «پرویز سروری» و حتی «حسین فدایی» (دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی) تا پیش از این انتخابات برای افکار عمومی و حتی فعالان و تحلیلگران سیاسی ناشناخته بودند.
اما همین افراد ناشناخته، در جریان روند تصمیمگیریهای جناح محافظهکار توانستند چهرههای باسابقه این جناح نظیر «حبیبالله عسگراولادی»، «اسدالله بادامچیان» و «محمدنبی حبیبی» (سران موتلفه) را به حاشیه برانند تا با ناچار شدن آنان از کنارهگیری از عرصه انتخابات ریاست جمهوری، فهرستی متشکل از چهرههای جوان و ناشناخته طیف محافظهکار پیش روی رایدهندگان مجلس هفتم قرار گیرد. حتی «محمدرضا باهنر» که گفته میشد از نیروهای اصلی تصمیمگیرنده در تشکیلات نیروهای محافظهکار است، خواسته یا ناخواسته راهی شهر کرمان شد تا برخلاف دوره پنجم که از تهران به مجلس راه یافت، اینبار نماینده پایتختنشینان نباشد.
با این حال، تشکیلات پنهان حامی آبادگران پس از انتخابات مجلس هفتم و در جریان روند تصمیمگیریها برای انتخابات ریاستجمهوری به تدریج نقاب از چهره برانداخته و هر روز بیش از روز پیش برای افکار عمومی و فعالان سیاسی و مطبوعاتی شناخته شده است. در ابتدا به طور رسمی اعلام شد که «علیاکبر ناطق نوری» رئیس شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی است؛ شورایی که مدیریت و هدایت فرآیند تصمیمگیری محافظهکاران از سال 80 به بعد را در اختیار داشته است.
هر چند در سالهای 82 و حتی 81 نیز در برخی سایتهای اینترنتی وابسته به اصلاحطلبان اعلام شده بود که شورای هماهنگی نیروهای انقلاب با ریاست ناطق نوری و معاونت باهنر سازماندهی نیروهای جریان محافظهکار را برعهده دارد، اما ناطق و باهنر چنین اخباری را تکذیب میکردند. چنان که ناطق نوری چند ماهی مانده به انتخابات مجلس هفتم اعلام کرد: «ریاست هیچ شورایی را برعهده ندارم، نه هماهنگی و نه غیرهماهنگی.» اما پس از انتخابات مجلس هفتم اخبار تکذیب شده تایید شد و به تدریج چهرههایی نظیر ناطق نوری، باهنر و عسگر اولادی به عنوان مسئولان شورای هماهنگی به موضعگیری و اعلام اخبار درباره روند تصمیمگیری برای انتخابات ریاست جمهوری پرداختند.
اما این حد از شفافیت هم کامل نبود چرا که به تدریج مشخص شد نیروهای باسابقه جناح محافظهکار تنها بخشی از اعضای ستاد تصمیمگیری جناح محافظهکار هستند و در کنار آنها، طیف دیگری وجود دارد که چندان هم قصد تبعیت و همراهی با باسابقههای سنتی را ندارد.
آبادگران جدید
پررنگ شدن تدریجی عنوان و جایگاه جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در میان اخبار انتخاباتی نشانهای از به صحنه آمدن طیف پنهان مانده در میان تصمیمگیران جناح محافظهکار بود. سران جمعیت ایثارگران (شامل حسین فدایی دبیرکل و علی دارابی قائممقام این تشکل) در مواضعی که طی مدت نزدیک به 9 ماه گذشته اعلام کردهاند، همواره بر «طولانی بودن» روند تصمیمگیری این تشکل تاکید کردهاند. اعضای جمعیت ایثارگران از زمستان گذشته همواره اعلام میکردند که آنچه «جریان اصولگرا» نامیده میشود، صرفاً یک جریان سیاسی نیست، بلکه فراتر از آن نوعی نگرش و بینش به حوزههای مختلف فرهنگ، اقتصاد و سیاست است که به گفته آنان، «ریشه در انقلاب اسلامی دارد».
این تعریف کلی و کلان اما در رویکردهای مجلس هفتم حالتی مشخصتر پیدا کرده است. مجلس هفتم که نبض آن به ویژه در حوزه اقتصاد در اختیار «احمد توکلی» (یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری و از اعضای ائتلاف آبادگران) است، در طول فعالیت 10 ماهه خویش نگاهی متشرعانه به حوزههای فرهنگ و اجتماع، دیدگاه ویژهای در حوزه سیاست خارجی، نگاه خودی/ غیرخودی در حوزه احزاب و سیاست داخلی و به ویژه رویکردی دولتمحور در حوزه اقتصادی را از خود به نمایش گذاشته است. در کنار مجلس هفتم، روزنامههایی چون «کیهان» و «سیاست روز» که تریبونهای نزدیک به این طیف به حساب میآیند، بر مسائلی چون مبارزه با مفاسد اقتصادی، مسائل آقازادهها و نیز تجلیل از رویکردهای اقتدارگرایانه در مدیریت جامعه تاکید داشتهاند.
مجموعه این مسائل، نشان میدهد که آن بینش و روش کلان که مورد اشاره فعالان جمعیت ایثارگران و نشریات همفکر آن بوده، چیست. با این حال، آبادگران تا مدتها آمادگی خویش برای همراهی با سران سنتی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را نشان دادند. ظاهراً این طیف امیدوار بود تصمیمی میانه حاصل شود که هم رضایت سنتیها و هم جوانان رادیکال (آبادگران) را تامین کند. (نظیر آنچه در انتخابات مجلس هفتم شکل گرفت). اما مجموعه روندهای طی شده درون شورای هماهنگی در انتخابات ریاست جمهوری چنان نبود که رضایت آبادگران را حاصل کند.
از این رو بود که آبادگران از اواخر سال گذشته نامزدهای نزدیک به خویش را در شورایی دیگر گردهم آوردند تا در نهایت از میان خویش، نامزدی مجزا از طیف سنتی را در انتخابات معرفی کنند. نامزدی که به گفته «الیاس نادران» سخنگوی ستاد توکلی و از اعضای ائتلاف آبادگران، «سابقه عضویت در کابینه هاشمی رفسنجانی را ندارد و به همین خاطر آماده رقابت با او است». گفتهای که نشان میدهد آبادگران به دلیل دیدگاههای خویش به ویژه در حوزه اقتصاد، به هیچوجه حاضر به رئیسجمهور شدن دوباره هاشمی رفسنجانی نیستند و از این رو، ریسک همراهی با لاریجانی و ولایتی و کنارهگیری احتمالی آنها به سود هاشمی را نمیپذیرند.
در کنار این مسئله، آبادگران احساس میکنند اکنون به آن سطح از جایگاه سیاسی رسیدهاند که در مذاکرات درون جناحی همشأن نیروهای سنـتی قرار گیرند. حال آن که سنتیها با توجه به تجربه انتخابات مجلس هفتم که به کنار گذاشتن آنها از فهرست انتخاباتی انجامید و نیز نگرانی از آن که موضعگیری کنونی آبادگران علیه هاشمیرفسنجانی در آینده نصیب آنها هم بشود، قویتر از انتخابات مجلس هفتم در برابر آبادگران ایستادهاند. با توجه به این صفبندی است که به نظر میرسد اتفاق سال 75 که منجر به شکلگیری حزب کارگزاران شد، اینبار آبادگران را در آستانه تبدیل شدن به یک حزب قرار دهد.
در آن سال، جریان راست سنتی درخواست هاشمیرفسنجانی برای قرار دادن 5 تن از کاندیداهای مورد حمایت وی در فهرست انتخابات مجلس پنجم را نپذیرفت تا همان 5 تن فهرست کارگزاران و پس از آن حزب کارگزاران را تشکیل دهند و در انتخابات سال 76 از عوامل شکست ناطق نوری باشند. اینک هم آبادگران که سهم خود را در تصمیم شورای هماهنگی کمرنگ میبینند، در حال جدایی از ائتلاف محافظهکاران و تبیین مواضع خود در حوزههای مختلف مدیریت جامعه هستند. روندی که اگر به نقطه نهایی برسد، احتمال تشکیل «حزب آبادگران» اندک نیست. اتفاقی که وقتی رخ دهد، جریان راست سنتی هم باور خواهد کرد که آبادگران فقط یک «تابلو» نیست.