تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۱۷۹۴۱۴

همراهی یا سهم‌خواهی؟!


علیرضا ملکیان
در مورد نهمین انتخابات ریاست جمهوری و حماسه پر افتخار 27 خرداد و سوم تیر، علل نگاه غلط غربی‌ها و برخی جریان‌های سیاسی داخلی‌ به مردم ایران و تحلیل‌های نادرست آنان از میزان مشارکت مردم در انتخابات و همچنین چگونگی نگرش نامزدها به افکار عمومی و تعامل آنان با یکدیگر و نیز تبلیغات انتخاباتی و بداخلاقی‌هایی که از سوی برخی از نامزدها صورت گرفت و این که نخستین تخریب‌های انتخاباتی، چگونه و از سوی چه کسی و با فضاسازی کدام جریان‌های سیاسی و کانون‌های قدرت، شکل گرفت، گفتنی‌های فراوانی هست که هر چند رسانه‌های مستقل و برخی آگاهان سیاسی طی هفته گذشته به نقد و بررسی این موضوعات پرداخته‌اند، ولی همچنان ناگفته‌هایی وجود دارد که چنانچه شرایط اجتماعی مناسب باشد و برخی افراد تحمل نقدپذیری داشته باشند و مباحث موجود را با مسائل دیگر در نیامیزند، انشاءالله در فرصت مقتضی به آن‌ها خواهیم پرداخت.
اکنون مهم‌ترین فصل پس از حماسه سوم تیر، چگونگی انتخاب کابینه از سوی رئیس‌جمهور منتخب ملت ایران است و این که تیمی که قرار است آقای دکتر احمدی‌نژاد را همراهی نمایند، کدام افراد و دارای چه ویژگی‌ها و توانمندیهایی هستند و آیا اساساً خاستگاه سیاسی و حزبی‌ آنان، تاثیری در انتخاب این افراد به عنوان عضو کابینه خواهد داشت یا خیر؟
با شناختی که از آقای دکتر احمدی‌نژاد و عملکرد ایشان در مسئولیت‌های قبل به ویژه در شهرداری تهران وجود دارد و همچنین با اتکاء به گفته‌های ایشان در روزهای قبل از برگزاری انتخابات، قطعا وابستگی افراد به برخی احزاب و جریان‌های سیاسی خاص تاثیری در انتخاب آنان به عنوان عضو کابینه نخواهد داشت و رئیس‌جمهور منتخب همچنان که از ایشان انتظار می‌رود، اصل را بر شایسته‌سالاری خواهد گذاشت. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که علاوه بر شایستگی و توانمندی مدیریتی افراد، باورپذیری آنان نسبت به برنامه‌های رئیس‌جمهور منتخب و دولت عدالت‌گرا نیز مهم است.
چه بسا که در رده‌های مدیریتی جامعه افراد توانمندی وجود داشته باشند، ولی نگاه آنان به مشکلات موجود جامعه و نیازهای اساسی مردم و چگونگی تحقق این خواسته‌ها، با رئیس‌جمهور منتخب، متفاوت باشد. همچنان که در دولت‌های سازندگی و اصلاحات، افرادی در کابینه بوده و هستند که از قابلیت‌های خوبی در اداره امور دستگاه اجرایی تحت مسئولیت خود برخوردارند، ولی نگاه آنان به مسائلی همانند فقر، فساد، تبعیض و بی‌عدالتی متفاوت است و چه بسا که شرایط کنونی را قابل قبول دانسته و از آن دفاع نمایند و اعتقادی به این که در حال حاضر، شکاف طبقاتی و تبعیض در جامعه وجود دارد، نداشته باشند! قطعاً چنین افرادی از گردونه انتخاب آقای احمدی‌نژاد حذف خواهند شد و جایگاهی در دولت آینده نخواهند داشت.
هشت سال را با دولت سازندگی و هشت سال را هم با دولت اصلاحات گذراندیم و اکنون سرآغاز فعالیت‌ «دولت عدالت» است. همچنان که دو دولت پیشین، ویژگی‌های خاص خود را داشته و به همین خاطر نام سازندگی و اصلاحات بر خود گذاشتند، دولت آقای احمدی‌نژاد نیز از سوی مردم، «دولت عدالت» نام گرفته است، چون ایشان با هدف گسترش و تعمیم عدالت در جامعه، مقابله با رانت‌خواری، زد و بندهای قبیله‌ای و فامیلی و نیز تساوی همه افراد در برابر قانون و بهره‌مندی یکسان آحاد مردم از امکانات عمومی و بیت‌المال پا به عرصه رقابت انتخاباتی گذاشت و به خاطر همین مواضع و دیدگاه‌ها بود که قاطبه مردم، شیفته او شدند و با آن رأی بالا به ایشان، حماسه سوم تیر را رقم زدند.
اکنون دو طیف با دو نیت جداگانه و از دو خاستگاه متفاوت، تلاش می‌کنند تا در دولت آینده جایگاهی بیابند و هر دو طیف هم در ظاهر قصد کمک و یاری دارند. مهم این است که آقای دکتر احمدی‌نژاد و کمیته‌ای که احتمالا به ایشان در انتخاب اعضای کابینه، مشاوره می‌دهد، این دو طیف را دقیقاً بشناسند و علاوه بر شرایطی چون توانمندی‌های مدیریتی، تخصص، تعهد، تجربه مفید و .... علت علاقه و تمایل آنان را به همکاری با «دولت عدالت» واکاوی نمایند. در این صورت مشخص خواهد شد که شیفتگی برخی افراد برای حضور در دولت آینده با هدف و نیت خیر و از سر «همراهی» است و یا این که بوی کباب استشمام کرده و این علاقه به خاطر «سهم‌خواهی» است!
کم نیستند افرادی که هیچ قرابتی با دیدگاه عدالت‌گرایانه آقای احمدی‌نژاد ندارند و سوابق، زندگی اشرافی و همگرایی آنان با مرفهان بی‌درد و نیز همسویی با یک طیف خاص در جریان انتخابات نهم، گواهی بر این امر است، ولی به محض اعلام نتیجه انتخابات و اعتماد قاطع مردم به آقای دکتر احمدی‌نژاد، این افراد در یک چرخش 180 درجه‌ای، خود را حامی ایشان نشان داده و بعضاً آگهی تبریک در جراید درج کردند! نمونه این افراد در هر دو جریان موسوم به چپ و راست وجود دارند و با اندکی دقت و ژرف‌اندیشی، می‌توان آنان را شناخت و از ریا و نفاق سیاسی آنان پرده برداشت و از نفوذ آنان به «دولت عدالت» جلوگیری‌ کرد.
در این میان افرادی هم هستند که در کمال صداقت و اخلاص و از دل و جان، حاضر به همکاری و همراهی با «دولت عدالت» هستند و چه بسا بسیای از آنان مدیران و چهره‌های گمنامی هستند که دل در گرو این دولت دارند، ولی از عیان کردن علاقه خود به خاطر احتمال سو ء‌برداشت دیگران، خودداری می‌کنند و این وظیفه رئیس‌جمهور منتخب و مشاوران خاص ایشان است که این افراد را شناسایی و از توانایی و تجربیات ارزشمند آنان بهره بگیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات