تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۷۹۴۲۲
خط و کتابت در ایران

خاستگاه تمدن اسلامی

فاطمه رحیمی اشاره: گروه فرهنگ مطالعه سرگذشت پیشینه خط و کتابت، چگونگی پیدایش، سیر تحولات و سیر تکمیلی آن در ایجاد پیوندها و گسستهای فرهنگی از طریق استخراج اشتراکات در میان ملل و تمدنهای جهان موثر است. از این رو همایش بین‌المللی از لوح تا لوح به منظور شناخت و شناساندن سیر تحولات تاریخی خط و کتابت و سهم تاثیرگذار فرهنگ و خط پارسی در تمدنهای شرقی از 13 تیر ماه در تهران آغاز به کار کرده است و امروز آخرین روز برگزاری را از سر می‌گذراند. در این همایش اساتید ایرانی و هنرمندان و متفکرانی از 8 کشور خارجی مقالات خود را در 4 محور اصلی اهمیت خط از نظر استاتیک، اهمیت خط در تداوم فرهنگی ملل، اهمیت خط در ارتباطات فرهنگی ملل و اهمیت خط از لحاظ ابزار کار ارائه می‌کنند.

تا پیش از آن که آریایی‌ها وارد سرزمین تاریخی خود شوند و نام آن را ایران بگذارند، در قسمتهایی از غرب و جنوب‌غربی ‌این سرزمین اقوامی زندگی می‌کردند که هر کدام دارای فرهنگ، تمدن، ‌زبان و خط بودند که البته ایرانی‌های باستان که از تبار آریایی‌ها بودند، از آنها تاثیراتی پذیرفتند. سومری‌ها، ‌عیلامی‌ها، بابلی‌ها و آشوری‌ها نمونه این تمدن‌ها بودند. اما آریایی‌ها که از مناطق شمالی به سوی سرزمین‌های جنوبی سرازیر شدند، به نقاط مختلفی کوچ کردند که اروپا، آسیای شرقی، هند و ایران کنونی از آن جمله است.
این قوم وقتی در سرزمین‌های جنوبی به شاخه‌های متعدد تقسیم و هر گروهی در یک منطقه ساکن شد، علاوه بر نگهداری‌ و حفظ بسیاری از داشته‌های فرهنگ و تمدن خود تاثیراتی نیز از اقوامی که وارد سرزمین آنها شدند، گرفتند.
این که آریایی‌ها قبل از مهاجرت از زبان و فرهنگ مشترکی برخوردار بودند بدیهی است؛ اما پراکندگی این طایفه در سرزمین‌های پهناور جنوبی و جدایی و دسته دسته شدن آنها باعث شد زبان هر قوم بر اثر علتهای ‌خاص و شرایط و اوضاع مختلف به طریقی جداگانه تحول پذیرد.
بازشناسی خط و کتابت
خط و اهمیت آن در اینجا نمود بارز می‌یابد؛ چرا که مهمترین ابزار شناخت فرهنگ و تمدن هر قوم و طایفه‌ای که متعلق به تاریخ و حتی دوران قبل از آن باشند، خط است. سومری‌ها را همگان از خط میخی عیلامی‌ها را از خطوط تصویری و آریایی‌ها را از خط آرامی می‌شناسند.
کتابت نیز در مرحله‌ای دیگر و تقریبا به همان اندازه خط مورد توجه پژوهندگان است. چرا که متخصصان پیشین علم تاریخ که تنها ابزار کارشان زبان و قواعد آن بود، تنها یک صورت برای هر زبان می‌شناختند که آن نیز زبان کتابت بود. بنابراین مادامی که کتابت یک زبان مورد پژوهش و بررسی‌ قرار نمی‌گرفت، کاوش در پیشینه فرهنگی یک قوم و تمدن و کشف لایه‌های درونی آن و تحولاتی که در طول تاریخ دچار آن شده است، میسر نبود.
اما خط و کتابت در دنیای امروز به غیر از این که ابزاری مهم و کارآمد در دست مولفان و مورخان است، از اهمیت دیگری نیز برخوردار است؛ چرا که پژوهشگر معاصر با مطالعه بر خط و کتابت یک قوم و کشف اصل و ریشه آن به طور تطبیقی و تحلیلی اشتراکات فرهنگی آن را با اقوام و تمدنهای دیگر بررسی می‌کند.
به طور مثال زمانی زبان آرامی در ایران جانشین همه زبانهای دیگر شد و حتی در کتابت و ادبیات از بسط زبان یونانی در آسیا جلوگیری کرد و چندی بعد از استیلای اشکانیان در ایران حتی جایگزین خط یونانی مورد استعمال سلوکیان شد که به نوعی از خط آرامی ریشه گرفته بود. (قدیمی‌ترین سند موجود این خط قباله اورامان است). این خط در زمان ساسانیان با تحولات و تغییراتی که در آن ایجاد شد، به خط پهلوی رسید و تحت عنوان خط ملی ایرانیان شناخته شد. همین خط پهلوی به عقیده دکتر خانلری به 3 نوع پهلوی شمال‌شرقی، پهلوی جنوب‌غربی و خط پهلوی شرقی تقسیم می‌شود که باز هر کدام از اینها با توجه به این که شعب جداگانه‌ای بودند، در طول زمان تحولاتی پذیرفته‌اند.
خطوط مرسوم ایران باستان
ابن‌الندیم، صاحب کتاب الفهرست خطهای معمول و مرسوم در ایران باستان را 7 نوع می‌داند و باز از قول ابن‌المقفع نقل می‌کند که «ویش دفیریه» از آن جمله است که 365 حرف داشته است. حمزه اصفهانی نیز در مورد انواع گوناگون خط فارسی گفته است خط فارسی 7 نوع است که ایرانیان در زمان فرمانروایی ‌خود انواع مقاصد خود را به 7 نوع خط می‌نوشتند که رم دفیره، گشته دفیره، نیم‌گشته دفیره، فرورده دفیره، راز دفیره، دین دفیره و سف دفیره بوده است.
غیر از اینها انواع دیگری از جمله مانوی، سغدی برهمایی و چند خط دیگر در ایران رواج داشته است که به زعم محققان همه آنها از اصل آرامی مشق بوده‌اند.
ورود زبان و خط عربی
از آنجا که بسیاری از مرزها بدون درگیری و جنگ و توسط خود ایرانی‌ها به روی اسلام گشوده شد، پس از استیلای اعراب به ایران با وجود این که ایرانیان در نگهداری زبان خود بسیار کوشیدند؛ اما زبان عربی حداقل تا قبل از ظهور سامانیان و بعد از آن در دوره غزنویان زبان رسمی کشور محسوب می‌شد.
این که ایرانیان از چه تاریخی خط عربی را برای کتابت خود به کار بردند، چندان مشخص نیست؛ چرا که با وجود رواج فراوان زبان عربی در دربار و میان دیوانیان، عامه مردم همچنان با زبان فارسی صحبت می‌کردند و قدیمی‌ترین متنی که به زبان و خط فارسی غیرعربی نگاشته شده، «الانبیه عن حقایق الادویه» متعلق به قرن پنجم هجری است. آنچه مسلم است خط مشترک عربی و فارسی مدتها پیش از تالیف این کتاب در میان ایرانیان رواج داشته است.
دکتر فتح‌الله مجتبایی با اشاره به این که خط آرامی سرمنشاء خطوط پهلوی و کوفی بوده است؛ می‌گوید: «خط پهلوی به دلیل توجه مردم به خط کوفی و سایر خطوطی که در نگارش قرآن استفاده می‌شد، فراموش شده است. بنابراین پژوهش در خط و کتابت و استخراج پیوندهای فرهنگی از این طریق می‌تواند در بازشناسی خط پهلوی و دیگر خطوط از یاد رفته موثر باشد».
دکتر مجتبایی ‌که مدیریت گروه خط و گسترش فرهنگی‌ را در همایش از لوح تا لوح به عهده دارد، در خصوص آخرین آثار بر جای مانده از خطوط پهلوی نیز تصریح می‌کند: «با وجود این که پس از ورود اسلام به ایران سوادآموزی از طریق خواندن قرآن حاصل می‌شد، خط پهلوی تا 500 سال پیش رواج داشته که بعد از آن نیز از سوی زرتشتیان استفاده می‌شد».
اهمیت بازشناسی خطوط فراموش شده در دنیای معاصر تا آنجایی است که به قول پژوهشگران بدون دریافت و شناخت تمدن و فرهنگ گذشته که خط و کتابت نیز از جمله آن است. غنای فرهنگی ‌ممکن نخواهد بود. دکتر مهدی محقق، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی توجه به خط و کتابت را زیربنای تمدن اسلامی عنوان کرده و اظهار می‌کند: «بسیاری از علوم، خطوط، نمادها و واژه‌ها در طول تاریخ فراموش شده یا تاثیر خود را از دست داده‌اند. در حالی که این عرصه‌ها قابلیت تاثیر در همه دوره‌ها را دارند».
خط، کتابت و هنر اسلامی
خوشنویسی و کتابت یکی از ارکان مهم تمدن بشری است که قدر مسلم تمدن انسانی بدون این رکنهای اساسی به چنین جایگاه و حد و حدودی نمی‌رسید. خط و کتابت در روزگاری تنها وسیله انتشار معرفت و فرهنگ بود و به نوعی مهمترین ابزار کار تاریخ محسوب می‌شد و شناسایی و بازکاوی مراحل تکوینی کتابت در طول تاریخ، سیر تحول تمدن انسانی را در گذر زمان مشخص می‌کند. آیدین آغداشلو، نقاش و گرافیست معتقد است نگرش به چگونگی تغییر منحنی خط، کتابت و خوشنویسی‌ می‌تواند حرکت کلی انسان را در طول قرنها تمدن خود بازبینی کند و تاثیر چنین بررسی‌هایی بسیار اهمیت دارد. بویژه در عرصه‌هایی مانند خوشنویسی دوران اسلامی ایران که نه تنها وسیله ارتباط بلکه خود هنر بوده است».
یکی از امکانات موجود برای معرفی شاخصه‌های تمدن کهن ایرانی به جهانیان بازکاوی و بازشناسی خط و کتابت است. جواد آرین‌منش، عضو کمیسیون فرهنگی‌ مجلس شورای اسلامی اهتمام و توجه به پیشینه فرهنگی را راهکار مناسبی در جهت مقابله با پدیده‌هایی چون یکسان‌سازی فرهنگی دانسته و اذعان می‌کند: درخت تناور فرهنگ ایرانی در تاریخ ریشه دارد و بازشناسی و ریشه‌کاوی این تمدن می‌تواند از طریق سیر صعودی ‌فرهنگ و تمدن ایران را به جهان بشناساند.
ابزاری برای ثبت اندیشه‌ها
ثبت و ضبط اندیشه‌ها و افکار بشری و رویدادهای مهم اجتماعی با ابزار اصلی خط و کتابت ممکن است. دکتر سید علی‌اصغر میرباقری، استاد دانشگاه اصفهان نیز به قول مولانا در خصوص اندیشه اصل و حقیقت وجودی انسان اشاره کرده و می‌گوید: فکر و اندیشه در قالب گفتار و نوشتار متجلی می‌شود و خط یکی از عوامل مهم تجلی اندیشه انسانی است. بنابراین اگر فکر و اندیشه آدمی را نشناسیم و رابطه بین ظرف (اندیشه) و مظروف (خط) را ندانیم، از ادراک گنجینه بزرگ فرهنگی خود محروم می‌مانیم. جهانی شدن فرآیندی عظیم است؛ اما در این پدیده فراگیر که به نوعی یکسان‌سازی فرهنگی محسوب می‌شود، آیا می‌توان هویت و ویژگی‌های فرهنگی و قومی ملل را نادیده انگاشت؟!
دکتر عماد افروغ، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در این‌باره متذکر می‌شود که فرهنگ ایرانی اسلامی در گستره تاریخ ریشه عمیق و محکمی دارد که با وجود پدیده یکسان‌سازی فرهنگی می‌تواند همچنان به حیات خود ادامه دهد. او خط، زبان و کتابت را بازتاب لایه‌های زیرین جهان‌بینی و اندیشه بشری می‌داند و می‌گوید: ایران نیز در حوزه خط و کتابت دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی است و تجلی اندیشه ایرانی در طول قرون اخیر همواره در حوزه فرهنگ بویژه در عرصه خط و کتابت روندی رو به رشد و تعالی داشته است و از این گذر هر فعالیت فرهنگی و هنری که در راستای شناخت فرهنگ غنی ایرانی اسلامی و معرفی ایران به عنوان مهد تمدن شرقی به دنیا باشد بسیار موثر خواهد بود.
خطوط قرآنی
در دوران اسلامی خط و کتابت، هم در معرض تحولات وسیعی قرار گرفت و هم مکتب‌های جدیدی روی کار آمدند که هر یک بر تغییرات خط و کتابت در این دوران به سهم خود موثر بوده‌اند. قرآن کریم کتاب مقدس آسمانی بعد از ورود اسلام به ایران در مرکز ذوق و اهتمام ویژه مردم قرار گرفت و با رواج اسلام هر فرد هنرمند ایرانی سعی می‌کرد قرآن را به زیباترین شکل ممکن به نگارش درآورد و همین مساله باعث رواج خطوط مختلف قرآنی شد.
دکتر مجتبایی ایران را خاستگاه بهترین خطوط قرآنی می‌داند که خط نسخ از خط کوفی گرفته شده و در نهایت به زیبایی نستعلیق رسیده است و تاکنون خطاطان و کاتبان ایرانی با تلاش و اهتمام ویژه قرآن را با خطوط زیبایی نوشتند که نسخ، نستعلیق و ریحان از جمله آنهاست. آغداشلو نیز هنر نقاشی و خط را نشانه‌ای از ترکیب و همراهی خوشنویسی گذشته با موازین و دستاوردهای هنر مدرن و معاصر می‌داند و معتقد است: دریافتن نکات اصلی و اساسی و پیدایش و تکوین هنر خوشنویسی در طول 1400 سال تمدن اسلامی، می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد هنرهای جدیدی مثل نقاشی و خط باشد.
زیربنای تمدن اسلامی
تمدن وسیع ایرانی و اسلامی از لایه‌ها و جوانب گوناگونی می‌تواند مورد بررسی و کاوش علمی قرار بگیرد که از آن جمله خط و کتابت است که به قول دکتر مهدی محقق زیربنای تمدن اسلامی است. در صورتی که چنین کنفرانسهایی به تشریفات ختم نشوند، علاوه بر این که در بازشناسی و بازتولید نمادهای ملی و اسلامی‌ و انتشار و معرفی آنها در عرصه بین‌الملل موجب تاثیر و تغییر نگرش مخاطبان جهانی هستند، می‌تواند برای نسل آینده راهگشا بوده تا فرهنگ فراموش شده خود را بشناسند.
باشد که به قول مجید جعفری اقدم، مدیر کل مرکز مطالعات فرهنگی وزارت ارشاد این همایش نقش تاثیرگذار ایرانیان را در دوران پیش و پس از اسلام و بخصوص در قرون اخیر در پیدایی و سیر تحول و تکامل خط و کتابت به عنوان یکی از ابزار و مولفه‌های فرهنگی در برقراری و استمرار پیوندهای فرهنگی بین ملتها به جهانیان معرفی کند و محدود به تشریفات برگزاری همایش‌هایی از این دست نشود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات