حجت پیری
دهان خیلیها را انتخابات 64 درصدی بست. دشمنان خارجی و همچنین آن عده از کسانی که ندانسته یا ناخواسته استحاله نظام را دنبال میکردند از این حضور مردم تودهنی خوردند. با این وجود مردم چند نکته دیگر را نیز برای دولتمرد آینده کشور گوشزد کردهاند که توجه به آن به نظر میرسد. 1- صداقت: وعدههای دروغین در این چند سال اخیر بسیاری از مردم را نسبت به دولتمردان کشور بدبین کرده و موجبات اعتراضهای آشکار و نهان آنها را فراهم ساخته بود. انتخاب فردی مثل احمدینژاد که رگههای صداقت از گفتار وی نمایان است این نکته را به دولتمرد آینده گوشزد کرد که چنانچه قدمی از سخنان منحرف شده و عافیتطلبی را به منافع ملت ترجیح دهند مردم دیگر او و حامیانش را مورد عنایت قرار نداده و به عنوان خدمتگزار انتخاب نخواهند کرد. حتی ممکن است عدم تحقق وعدهها تبعات منفیتری مثل قهر مردم از صندوقهای رای در انتخابهای پیشرو را به دنبال داشته باشد. 2- کار و فعالیت مثبت: عملگرایی و اجتناب از شعارهای انتزاعی دیگر پیام مردم به دولتمرد آینده بود؛ به گونهای که سبد رای عملگرایان با فاصله فاحشی پرتر از دیگران مشاهده شد. مردم به واقع از شعارهای انتزاعی و آرمانگرایانه خسته شدهاند و سعی میکنند به هر ترتیب ممکن شاهد فعالیت مثبت و عملیاتی دولتمردان خود باشند. آرای انتخابات ریاست جمهوری در حقیقت مصداق بارز «دوصد گفته چون نیم کردار نیست» بود، زیرا در سالیان اخیر مردم همواره شاهد تنشهای سیاسی و گفتارهای ترسیم شده در دنیای خیالی بودهاند در حالی که میدیدند بر روی زمین و با واقعیات روبهرو هستند و زندگی هم در این شرایط ناممکن یا حداقل بسیار سخت است. 3- اقتصاد و معیشت: دیگر نکته قابل توجه در سبد آرای انتخابات وضعیت معیشتی مردم و عوامل اقتصادی موثر بر این عامل بود. ارایه طرح مستمری 50 هزار تومانی و همچنین طرحهای اقتصادی زودبازده توسط دو کاندیدای فوقالذکر و رای عایدی از این رهگذر نشان داد که در حقیقت مردم مشکلات عدیده اقتصادی که نه بلکه مشکل معیشتی جدی دارند. مردم به وضوح با این انتخابات نشان دادند که از روند اقتصادی کشور ناراضی بوده و فکری بکر برای رفع مشکلات اقتصادی میخواهند. طرحهای زیربنایی که چندین سال گذشته آغاز شده و کماکان ناتمام باقی مانده برای مردم و کشور عایدی ندارد. حتی برخی از همین طرحها به مرحله زیاندهی رسیده و چنانچه به نتیجه نیز برسد صرفه اقتصادی ندارد. بنابراین لازم است که برای مشکل اقتصادی مردم امروز فعالیت نمود و طرحی را به اجرا درآورد که هر چه سریعتر برای مردم پاسخ اقتصادی معیشتی داشته باشد. در پایان لازم به ذکر است که انتخابات ریاست جمهوری پیام روشنی برای احزاب و گروههای سیاسی داشت و آن این که مردم ایران هنوز هم نسبت به آنها بیاعتماد بوده و حل مشکلات کشور را با واسطه آنها قبول ندارد. آرای ریخته شده در صندوقها حاکی از آن است که مردم از فعالیت احزاب خسته و یا سیر شدهاند. شاید این امر ناشی از عملکرد نادرست احزاب و گروههای سیاسی در سالهای اخیر باشد. شاید هم مردم دیگر نوع فعالیت سیاسی را ناسالم و غیرضروری میدانند زیرا فعلا اولویت آنها چیزی غیر از آن است که احزاب و گروههای سیاسی دنبال میکنند.