تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۷۹۴۹۰
بحران سریلانکا در دوران رئیس‌جمهور جدید

رقص مرگ با ببرها


ترجمه و تلخیص: احسان صحافیان
دو دهه جنگ داخلی؛ وضعیت حقوق بشر و سلامت دموکراسی در سریلانکا این جزیره جنوبی آسیا را به شدت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری وابسته کرده است. انتخابات ریاست جمهوری روز هفدهم نوامبر برای تعیین جانشین چاندریکا کوماراتونگا رئیس‌جمهور قدرتمند سریلانکا احتمالاً نقطه عطفی در تاریخ طولانی و مصیبت‌زده این جزیره زبانه جنوبی شبه قاره هند است که بر اثر جنگ به دو پاره تقسیم شده است. متاسفانه به نظر نمی‌رسد هیچ یک از دو کاندیدای اصلی یعنی ماهیندا راجاپاکسه از حزب آزادی سریلانکا و رانیل ویکرماسینگه از حزب متحد ملی نویدبخش پایان دور باطل خشونت‌ قومی، بی‌عدالتی و فقر باشند که دهه‌ها است این کشور را به طاعون مبتلا کرده است. سریلانکا بیش از همه نیازمند «بازسازی» روند صلح میان دولت مرکزی و ببرهای جدایی طلب تامیل است. روند صلحی که با کمک نروژ و حمایت بین‌المللی آغاز شده و حقوق اولیه دموکراتیک و امنیت را در کانون توجه خود قرار می‌دهد. اگر چنین چیزی به تحقق نپیوندد؛ این خطر وجود دارد که سریلانکا در دوره مخرب دیگری از جنگی که در سال 1983 آغاز گشته است؛ فرو رود.
 پیشینه منازعه
اکثریت مردم این کشور را سینهالی‌ها که در غرب، جنوب و مرکز جزیره زندگی می‌کنند تشکیل می‌دهند. سینهال به معنی شیر است و آنها عمدتاً بودایی هستند. تامیل‌ها (عمدتاً هندو) بخش کوچکتری از جمعیت را تشکیل می‌دهند که به طور سنتی در شرق و شمال جزیره زیسته‌اند. بریتانیا درصد قابل توجهی از تامیل‌ها که اصلیت هندی دارند را در طول قرن نوزده میلادی در نقاط سینهالی‌نشین سکونت داد و بدین ترتیب تعداد تامیل‌های سریلانکا را به دو برابر افزایش داد. اکثر تامیل‌ها به عنوان کارگر ارزان مزارع چای به کار می‌پرداختند. در زمان استقلال، حدود چهار میلیون و ششصد هزار سینهالی و یک و نیم میلیون تامیل در جزیره سکونت داشتند. وقتی بریتانیا از سیلان عقب‌نشینی کرد، نهادهای دموکراتیک و حکومت پارلمانی به سبک آن کشور را باقی گذاشت. اما تقریباً از همان اوایل اعلام استقلال سریلانکا دولت منتخب به تبعیض علیه تامیل‌ها پرداخت. به عنوان مثال لایحه شهروندی سال 1948 از بازماندگان کارگران هندی که توسط بریتانیا به کشور آمده بودند سلب تابعیت کرد. بدین ترتیب یک میلیون تامیل برای زندگی دو گزینه پیش‌رو داشتند: تابعیت یک کشور دیگر یعنی هند را بپذیرند یا در کشور خود به عنوان غریبه زندگی کنند. زبان، مقررات استخدامی، ترکیب نمایندگان مجلس، آموزش و دین سایر حوزه‌هایی‌ بود که تبعیض سینهالی‌ها علیه تامیل‌ها در آن پررنگ است. نتیجه تبعیض‌های پی‌درپی، آغاز جنگ داخلی در سال 1983 بود که در نتیجه آن تعداد زیادی از شهروندان تامیل توسط سینهالی‌ها کشته شدند. ایالت تامیل نادو هند که در مجاورت سریلانکا قرار دارد با 50 تا 60 میلیون نفر جمعیت خود دولت هند را تحریک به مداخله به نفع تامیل‌های سریلانکا کرد. اما دولت هند متوجه این قضیه شد که اگر یک و نیم میلیون تامیل سریلانکا اعلام استقلال کنند، 50 میلیون تامیل هند نیز به این سمت حرکت خواهند کرد. از همین رو از مداخله به نفع تامیل‌ها پرهیز و در عوض نیروهای حافظ صلح خود را برای خلع سلاح ببرهای تامیل اعزام کرد. مقاومت غیرمنتظره ببرهای تامیل نیروی پانصد هزار نفری هند را با تحمل صدمات سنگین در مارس سال 1990 مجبور به عقب‌نشینی کرد.
یک دهه پس از آن در سال دو هزار میلادی دولت سریلانکا با صرف 850 میلیون دلار شمار نیروهای وظیفه خود را به بیش از یکصد هزار نفر افزایش داد. از سوی دیگر ببرهای تامیل با جذب کمک‌های مالی از سوی جمعیت تامیل ساکن هند و سایر نقاط تا قبل از سال 2002 میلادی موفق به تشکیل ارتشی بالغ بر ده هزار نفر شد که برای پیشبرد اهداف خود به انواع روش‌های تروریستی شامل بمب‌گذاری‌های انتحاری و شلیک موشک‌های زمین به هوا دست یازد. به عنوان مثال حمله به معبد «دندان» مقدس‌ترین معبد بوداییان سریلانکا سیزده کشته برجای گذاشت. با این وجود ببرهای تامیل در حملات خود بیشتر اهداف نظامی، زیرساخت‌های اقتصادی و شخصیت‌های سیاسی را هدف قرار داده‌اند. ببرهای تامیل با بهره‌گیری از تسلیحات و مواد منفجره اندک توانست در سال دوهزار و یک به یک پایگاه نظامی سریلانکا در شمال کلمبو و در نزدیکی فرودگاه باندارانایکه تنها فرودگاه بین‌المللی سریلانکا حمله کند. این حمله بیش از یک‌میلیارد دلار خسارت روی دست دولت سریلانکا گذاشت و هشت هواپیمای نظامی را کاملاً نابود کرد. حملات تروریستی ببرهای تامیل بی‌پاسخ نماند و دولت سریلانکا در تلافی شهروندان غیرنظامی تامیل را هدف قرار داد. پس از ده‌ها سال جنگ ببرهای تامیل موفق به پیروزی نشدند. آنها نتوانستند سرزمین تامیل‌نشین را به کنترل خود درآورند و جفنا مرکز آنها همچنان در کنترل ارتش سریلانکا بود. با این وجود سریلانکا نیز نمی‌توانست ادعای پیروزی کند. اقتصاد کشور شدیداً متزلزل و در آستانه ورشکستگی بود. از نظر نظامی نیز نمی‌توانست در مقابل حملات تروریستی گاه و بیگاه ببرهای تامیل مصونیت ایجاد کند. علاوه بر این بیش از 25 درصد نیروهای مسلح سریلانکا از خدمت فراری شدند. دو طرف پای میز مذاکره نشستند. دولت سریلانکا پذیرفت که ببرهای تامیل همچنان تا پایان روند دستیابی به صلح مسلح بمانند و ببرهای تامیل پذیرفتند که دست از پیگیری استقلال منطقه تامیل‌نشین بردارند و به جای آن دنبال راه‌حل سیاسی برای کسب خودمختاری از حکومت سریلانکا باشند. 
تجدید جنگ
از زمان ترور لکشمن کادیرگامار وزیر امور خارجه سریلانکا (به احتمال قریب به یقین به دستور رهبران تامیل) در روز 12 اگوست؛ هراس از تجدید جنگ میان ببرهای تامیل و دولت کلمبو که تحت کنترل نمایندگان اکثریت سینهالی است بر همه چیز سایه افکنده است. کادیرگامار از نظر قومی تامیل بود اما ببرهای تامیل را نماینده تمام اقلیت تامیل نمی‌دانست. او در سطح بین‌المللی تلاش بسیاری از خود به خرج داد تا ببرهای تامیل را گروهی تروریستی معرفی کند. حتی پیش از قتل کادیرگامار؛ آتش‌بس میان ببرهای تامیل و دولت سریلانکا که سال 2002 به امضا رسید و نروژ میانجی‌گری آن را بر عهده داشت مکرراً تا آستانه الغا پیش رفته بود. مشکل اصلی استان شرقی سریلانکا بود که ببرهای تامیل آن را موطن سنتی مردم تامیل تلقی می‌کند اما اکنون به‌طور تقریباً مساوی میان اقوام تامیل؛ سینهالی و مسلمانان تامیل زبان که هیچ علاقه‌ای به ببرهای تامیل ندارند تقسیم شده است. منطقه مورد بحث که از زمان تخریب گسترده بر اثر سونامی سال 2004 هنوز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند پس از فرار فرمانده ارتش شرقی کلنل کارونا از زندان در مارس 2004 تقریباً هر روز شاهد قتل و آدمکشی است.
نیروهای این فرمانده خائن که سابقاً عضو عالیرتبه ببرهای تامیل بود جنگ چریکی کم‌دامنه‌ای را با کمک دست‌کم بخشی از ارتش سریلانکا علیه همرزمان سابقش آغاز کرده است. توان آنها در قتل بسیاری از رهبران ارشد ببرهای تامیل در چند ماه گذشته؛ خشم این گروه را برانگیخته و با واکنشی جز افزایش قتل هر عضو ضد ببرهای تامیل احزاب سیاسی سریلانکا و حملات متعدد علیه ارتش دولتی و پاسگاه‌‌های پلیس در استان‌های شرقی و شمالی همراه نبوده است. اما این خشونت ببرهای تامیل تنها پاسخ حملات کارونا یا سایر نیروهای شبه‌نظامی نیست؛ این همراه همیشگی و مزاحم روند صلح سریلانکا از زمان توافق آتش‌بس در فوریه سال 2002 است. ببرها مدت‌ها است از مفادی که به آنها آزادی حرکت در درون مناطق تحت کنترل دولت اعطا کرده برای انجام حملات سامان‌یافته؛ قتل و ارعاب علیه شمار اندک مخالفان در احزاب سیاسی رقیب ببرها استفاده می‌کند. در این میان تلاش برای بمب‌گذاری انتحاری علیه داگلاس دواناندا وزیر کابینه و رئیس حزب دموکراتیک مردم الام ناکام ماند. ببرها به رغم درخواست مردم تامیل از یونیسف و سایر سازمان‌های بین‌المللی و ده‌ها دیپلماتی که از کیلینوچی بازدید کرده‌اند تاکنون به جذب- اغلب از طریق ربودن- هزاران کودک و جنگجوی کم‌ سن و سال اقدام کرده‌اند. اما قتل کادیرگامار بر اثر اصابت گلوله یک تک‌تیرانداز به او پس از خروج از حمام که از خانه اجاره‌ای در روبه‌روی منزل وی شلیک شده بود در ماه اگوست گذشته باعث شد نمایندگان جامعه بین‌المللی نیاز به انجام اقدامی علیه ببرهای تامیل را بهتر درک کنند. روز 27 سپتامبر اتحادیه اروپا برای ملاقات با نمایندگان ببرهای تامیل محدودیت قائل شد، ملاقاتی که نتیجه تلاش چندساله این گروه برای کسب مشروعیت بین‌المللی به عنوان عنصری اساسی در مبارزه سیاسی آنها بوده است.
در صحنه سیاسی داخلی مخالفت با تخطی ببرها از حقوق بشر و آتش‌بس شعار پرطنینی برای احزاب سیاسی تندرو سینهالا که تعهدشان به حل و فصل مناقشه از طریق مذاکره (و به رسمیت شناختن بی‌عدالتی‌های دولت‌های تحت کنترل سینهالا علیه مردم تامیل) در بهترین حالت زیر سئوال است. اما حزب دست چپی جبهه آزادیبخش خلق و حزب محافظه‌کار میراث ملی سینهالا (به رهبری راهبان بودایی) اکنون در صف مقدم یک جنبش سیاسی قدرتمند هستند که به نحو موثری با توافق بر سر هر قرارداد با ببرهای تامیل مخالف است. این حزب حتی با طرح رئیس‌جمهور کوماراتونگا برای توافقی با ببرها در خصوص مدیریت مشترک میلیاردها دلار کمک وعده داده شده برای شمال شرقی سونامی زده سریلانکا مخالفت کرد. وقتی رئیس‌جمهور سرانجام به فشارهای بین‌المللی تن داد و توافقنامه را در ماه ژوئن سال جاری به امضا رساند؛ این حزب از ائتلاف پارلمانی کوماراتونگا خارج شد که در نتیجه آن دولت برای تداوم فعالیت با مشکل زیادی روبه‌رو شد. انتخاب رای‌دهندگان سریلانکایی متعهد به ارزش‌های دموکراتیک و یک صلح عادلانه و بادوام در انتخابات اخیر شورا بود که سیزده کاندیدا با یکدیگر به رقابت پرداختند که تنها دو نفر از آنها امکان پیروزی دارند؛ رانیل ویکرماسینگه و ماهیندا راجاپاکسه. رانیل ویکرماسینگه نامزد حزب دست راستی اتحاد ملی از دسامبر سال 2001 تا آوریل سال 2004 به عنوان نخست‌وزیر در چهارچوبه سیاسی نه چندان خوشایندی با رقیب عمده‌اش چاندریکا کوماراتونگا رئیس‌جمهور (در سیستم حکومتی سریلانکا رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر به طور مجزا انتخاب می‌شوند) به فعالیت مشترک پرداخت. ویکرماسینگه قرارداد آتش‌بس با ببرهای تامیل را در سال 2002 به امضا رساند، قراردادی که خودمختاری داخلی را به ببرهای تامیل در منطقه تامیل‌نشین اعطا کرد. اگرچه دولت برای پرهیز از تنش از انتقاد به ببرها به دلیل موارد متعدد نقض آتش‌بس خودداری کرد؛ روند صلح در ماه آوریل سال 2003 بر اثر امتناع ببرهای تامیل از گفت‌وگوهای دو جانبه به حالت تعلیق درآمد.
دوران نخست‌وزیری ویکرماسینگه شاهد رشد اقتصاد سریلانکا بود زیرا راه برای ورود جریان سرمایه و کمک‌های بین‌المللی برای بازسازی هموار شد. منافع حاصل به طور مساوی تقسیم نشد و فرصت‌های مناسب در اختیار طبقه مرفه و منافعی پیرامون کلمبو پایتخت سریلانکا تقسیم شد در حالی که مناطق شهری و روستایی فقیرنشین با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می‌کردند. مجموعه ترکیب عوامل مختلف از جمله روند صلحی که به نظر نمی‌رسید بتواند مانعی بر راه نقض سامان‌یافته توافق آتش‌بس از سوی ببرها باشد، آزادسازی اقتصادی کاپیتالیستی که بسیاری از مردم طبقه متوسط سریلانکا را در وضعیتی بدتر از سابق رها ساخت همگی نقش رو به گسترشی به دولت‌های خارجی و سازمان‌های بین‌المللی اعطا کرد که توسعه را بهبود بخشید و به بهبود موقعیت حزب حاکم (و تا حدی تشکیل حزب جی‌اچ‌یو) انجامید و در نتیجه دولت رانیل ویکرماسینگه در آوریل سال 2004 سقوط کرد. تاثیر گسترده سیاسی و اقتصادی روند صلح؛ هراس بسیاری میان سینهالی‌ها برانگیخت که مبادا فشار نروژ و سایر کشورها به تشکیل کشوری مجزا منجر شود.
این هراس پس از این که گروه ببرهای تامیل طرحی مبنی بر تشکیل دولت موقت خودگردان ارائه کرد تشدید شد. مطابق این طرح کنترل کامل استان‌های شمال شرق دست‌کم برای پنج سال بدون در نظر گرفتن تبصره‌ای برای رعایت حقوق اقلیت مسلمان و سینهالی که در ساحل شرقی سکونت دارند به ببرهای تامیل واگذار می‌شد. بسیاری از هواداران تفویض اختیارات به شمال شرق نیز همانند ملی‌گرایان سینهالا نگران شدند که در چهارچوب طرح پیش گفته؛ تشکیلات موقت به‌طور اجتناب‌ناپذیری به خودمختاری همیشگی منجر شود. طرح پیشنهادی ببرها و توافق دولت برای آغاز مذاکرات بر اساس آن واکنش شدیدی برانگیخت زیرا که گمان می‌شد حق حاکمیت ملی سریلانکا خدشه‌دار خواهد شد. این اعتراضات را جی‌وی‌پی هدایت می‌کرد اما محرم اسرار رئیس‌جمهور یعنی وزیر امور خارجه در سایه وقت لکشمن کادیرگامار نیز از آن حمایت می‌کرد. ظرف چند روز پس از اعلام طرح پیش‌گفته رئیس‌جمهور چاندریکا کوماراتونگا از قدرت خود برای رد طرح استفاده کرد و با اعلام این که UNP و روند صلح تحت حمایت نروژ به طور بنیادین امنیت ملی را به خطر انداخته کنترل نیروهای مسلح و وزارت‌های رسانه و کشور را به دست گرفت. این حرکت دولت ویکرماسینگه را از قدرت ساقط کرد. راجاپاکسه مخالفت خود با سیاست‌های دهه‌های اخیر اقتصادی که صادرات محور و تلاش برای جذب کمک‌های خارجی بوده است را صریح‌تر اعلام می‌کند. او همچنین هرگونه معامله برای تقسیم کمک‌های خارجی اختصاص یافته برای بازسازی مناطق سونامی‌زده با ببرهای تامیل را رد می‌کند. او به شدت با طرح خودمختاری ببرهای تامیل مخالف و بازنویسی اساسی قرارداد آتش‌بس برای حذف تاثیر ببرها را خواستار است.
استراتژی انتخاباتی او مبنی بر حمله به ویکرماسینگه و حزبش برای به خطر انداختن حاکمیت ملی سریلانکا و تلاش برای جذب آرای اکثریت هراسان و ناراضی سینهالا؛ وسیعاً توسط تحلیلگران؛ فرصت‌طلبی سیاسی و برانگیختن مطالب قومی تلقی شده است. ببرها بی‌تمایل نیستند رانیل ویکرماسینگه در انتخابات پیروز شود زیرا این بدین معناست که فشارهای سیاسی داخلی و بین‌المللی روی آنها کاهش خواهد یافت. ویکرماسینگه وعده داده است که به موقعیت نوامبر 2003 بازگردد و مذاکرات در خصوص اعطای خودمختاری محلی موقت را آغاز کند. اما دولت تحت رهبری او تقریباً محال است به مسئله حقوق بشر بپردازد. مشکل پیروزی ویکرماسینگه این است که فضای سیاسی سریلانکا در دو سال گذشته کاملاً متفاوت شده است. هر نوع مذاکره با ببرها اکنون فضا را بسیار بیش از سابق دوقطبی خواهد کرد و دو حزب تندرو مخالف را با توان بیشتری در مقابل او قرار خواهد داد با این دستاویز که او تحت فشارهای بین‌المللی به ببرها باج می‌دهد و در نتیجه سریلانکا را به دو پاره تقسیم خواهد کرد. نتیجه پیروزی ماهیندا راجاپاکسه چندان آشکار نیست. اگر او موضع سختی علیه ببرها و هر نوع خودمختاری معنی‌دار برای شمال شرق اتخاذ کرد؛ تنش میان مردم سینهالا احتمالاً بیشتر قابل کنترل خواهد بود اما روند صلح عمیقاً آسیب خواهد دید. زیرا موضوعی برای مذاکره با ببرها باقی نمی‌ماند. اگر چشم‌اندازی برای مذاکره نباشد؛ بعید است آتش‌بس نصفه‌نیمه فعلی نیز تداوم یابد. تصمیم راجاپاکسه برای اتخاذ چنین مواضع سرسختانه‌ای نوعی فرصت‌طلبی سیاسی تلقی شده که برای جلب همکاری احزاب تندرو برای‌ ایجاد ائتلاف لازم است.
پیش‌بینی می‌شود که او در صورت انتخاب اندکی مواضع خود را تعدیل کند. پیروزی هر یک از دو نامزد چه ویکرماسینگه و چه راجاپاکسه چشم‌انداز مناسبی‌ را پیش رو قرار نمی‌دهد. بد نیست نگاهی به رهبران سابق داشته باشیم. سلیمان باندرانایکه پدر چاندریکا در ابتدای کسب قدرت در سال 1956 شعارهای سینهالا پسند می‌داد اما پس از مدت کوتاهی به دلیل مواجهه با مشکلات قصد کرد به عقب‌نشینی از مواضع خود بپردازد اما این امر میسر نشد. (او سرانجام ترور شد.) اگر راجاپاکسه بخواهد از مواضع تند و تیز خود در خصوص اعطای خودمختاری به ببرهای تامیل و عدم توافق در خصوص تقسیم کمک‌های بشردوستانه بین‌المللی با آنها دست بردارد با مخالفت شدید احزاب موتلف خود مواجه خواهد شد و از آنجا که او به رای‌دهندگان وعده‌های دیگر‌ی داده است یا عدم محبوبیت روبه‌رو خواهد شد. پیروزی راجاپاکسه شوونیسم سینهالایی‌ها تلقی می‌شود و یقیناً مورد تقبیح ببرهای تامیل قرار خواهد گرفت و آنها را به سمت این باور سوق خواهد داد که تامیل‌ها راهی جز جدایی از سریلانکا ندارند. در این صورت جنگ برای شمار رو به افزایشی از مردم سریلانکا از تمامی گروه‌های قومی راهی اجتناب‌ناپذیر برای تعیین سرنوشت تلقی خواهد شد. گروه ببرهای تامیل به‌طور غیرمستقیم از تامیل‌تباران خواست که انتخابات را تحریم کنند. این امر به معنی کمک به راجاپاکسه است زیرا سیاست‌های ویکرماسینگه بیشتر از راجاپاکسه در میان مردم تامیل محبوبیت دارد. این موضع ببرها بدین معناست که آنها ترجیح می‌دهند به مواضع افراطی خود بازگردند تا درگیر روند دشوار و دراز مذاکرات شوند. در شرایط دشواری که انتخابات برگزار شد شاید سخن گفتن از رعایت حقوق بشر و برقراری امنیت خیال‌پرستانه باشد اما این امر می‌تواند بستر مناسبی برای مصالحه تمامی احزاب سیاسی فراهم کند. اگر طرف‌های سیاسی بین‌المللی درگیر در روند صلح حقیقتاً به صلحی عادلانه و پایدار در سریلانکا می‌اندیشند؛ می‌بایست ببرهای تامیل و دولت مرکزی را متقاعد کنند که هرکس به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود باید بداند که تنها روند صلحی که آنها می‌توانند از آن حمایت کنند آتش‌بس بی‌قید و شرط و توافقنامه رعایت حقوق بشر آن هم تحت نظارت موثر بین‌المللی است. مردم مصیبت‌دیده سریلانکا از تمامی اقوام، شایسته چیزی کمتر از این نیستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات