تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۷۹۴۹۱
گفت‌وگو با دکتر پرویز ورجاوند درباره کارنامه دکتر فاطمی

تیرباران اسیر بیمار (بخش دوم و پایانی)

علی هنری مقدمه: در گفت‌وگو با دکتر ورجاوند که دیروز بخش اول آن چاپ شد آخرین پرسش درباره عملکرد دکتر فاطمی در وزارت خارجه بود ایشان اولین اقدام او را قطع رابطه با انگلیس بیان کرد. اینک ادامه گفت‌و‌گو را می‌خوانید.

در داخل ایران نیز جابه‌جایی‌های قابل ملاحظه‌ای در کادر دیپلماتیک وزارت خارجه صورت گرفت و شمار قابل ملاحظه‌ای از چهره‌هایی که به صورت سنتی وزارت خارجه را در اختیار داشتند، جای خود را به دیپلمات‌های تحصیلکرده و صاحب‌نظر سپردند. به‌طور مثال دکتر فاطمی که می‌دانست نقش رسانه‌ها چقدر می‌تواند برای رسیدن به اهداف کمک‌کننده باشد، اداره مطبوعات را به رهبری دکتر رحمت مصطفوی به وجود آورد که اقدامی موثر بود. او که در دولت قبلی عنوان سخنگوی دولت را داشت و این‌بار نمی‌توانست آن مسئولیت را به عهده داشته باشد، با گذاشتن رحمت مصطفوی به ریاست اداره مطبوعات کوشید تا ارتباط میان دولت و روزنامه‌ها را حفظ کند. دکتر مصطفوی هم با توانمندی از عهده این کار برمی‌آید. دکتر فاطمی زمانی که در وزارت خارجه قرار می‌گیرد، شخصیتی است که مراحلی را پی‌درپی‌ در پیوند با فعالیت‌های سیاسی پشت سر گذاشته است. او با خیلی‌های دیگر که در این سمت بودند، تفاوت‌های عمده‌ای داشت. او آدمی بود کنکاش‌گر، روزنامه‌نگاری بود که درباره بسیاری از مسائل مختلف قلم زده بود و قضایا را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده بود. او جرأت آن را داشت که هر روز قلم بر کاغذ بگذارد و راجع به مسائل سیاسی داخلی و خارجی تحلیل ارائه دهد. ذهنی تحلیلگر داشت. در طول تجربه دوران معاونت سیاسی و پارلمانی‌اش بر بسیاری از مسائل و زمینه‌ها اشراف پیدا کرده بود. او در اروپا زندگی ‌کرده بود و اروپا را می‌شناخت. در اروپا روزنامه‌نگاری کرده بود. وی ‌در زمانی که در اروپا روزنامه‌نگاری می‌خواند، تنها به خواندن درس‌های کلاسیک بسنده نکرد و سعی داشت تا با جامعه مطبوعاتی آنجا آشنا شود و بدین ترتیب این تجربه‌ها از او چهره‌ای ساخته و پرداخته که بحق می‌توان گفت یکی‌ از تواناترین چهره‌هایی است که تا به حال ایران در وزارت خارجه به خود دیده است. البته باید بگویم نباید از نقش چند تن از وزرای خارجه پیش از رضاشاه آسان گذشت که آن بحثی جداگانه را می‌طلبد. ولی در دوران پس از رضاشاه باید گفت دکتر فاطمی وزیر خارجه‌ای است که از تمامی توانمندی‌های لازم برای ایفای نقش مهم و اساسی رئیس دیپلماسی ایران برخوردار بوده است.
* برخی صدور اجازه رشیدیان برای ترک ایران و اجازه ورود مجدد او را دستاویزی قرار داده‌اند تا فاطمی را مستعد پذیرش پیشنهادات انگلستان بدانند. با این تفسیر که مسلماً فاطمی می‌دانست که رشیدیان مامور انگلستان بوده است. آیا این اقدام را می‌توان از نکات منفی وزارت دکتر فاطمی برشمرد؟
** ببینید، طرح مسائل به این صورت فقط به منظور شبهه‌افکنی در ذهن ساده‌اندیشان است. باید پرسید که مگر سند نقش‌آفرینی آقای رشیدیان در جریان 28 مرداد پیش از آن زمان رو شده بود؟ رشیدیان‌ها نیز مانند گروه پرشمار دیگری در ایران جزء عناصری بودند که روابطی با عوامل دست اول وابسته به سیاست انگلستان در ایران داشتند و به عنوان یک پادو عمل می‌کردند. یعنی در زمانی که در ایران اشخاصی مانند دکتر طاهری و یا جمال امامی بودند، آدم‌هایی نظیر برادران رشیدیان عوامل و دستیاران دست دوم و سوم بیشتر تلقی نمی‌شدند. دیگر اینکه به‌طور معمول این سابقه در وزارت خارجه وجود نداشت که حتی برای صدور پاسپورت‌های دیپلماتیک از شخص وزیر کسب تکلیف شود. بنابراین در مورد صدور یک پاسپورت ساده برای یک شخص عادی دلیلی ندارد که دستور صدورش را شخص وزیر خارجه بدهد یا شخص وزیر مانع صدورش شود. این فقط زمانی می‌توانست مطرح باشد که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی گزارشی درباره فرد داده باشند و پرونده‌ای به عنوان عنصر نامطلوب درباره او تشکیل شده باشد که چنین چیزی وجود نداشته است. بنابراین من بعید می‌دانم که یک ذهن روشن و معقول به خودش اجازه دهد صدور پاسپورت ساده برای چنین عواملی را نقطه منفی برای‌ عملکرد یک وزیر و وزارتخانه تحت امر او بداند.
* برخی تحلیلگران معتقدند تندروی «باختر امروز» به ویژه سرمقاله‌های دکتر فاطمی و سخنرانی آتشین او در میدان بهارستان طی روزهای 25 تا 27 مرداد در سقوط دولت مصدق موثر بوده است. آیا به اعتقاد شما اگر این اقدامات صورت نمی‌گرفت، کودتا انجام نمی‌پذیرفت و یا به موفقیت کودتاچیان نمی‌انجامید؟
** من فکر می‌کنم که با آخرین اسنادی که مربوط به آقای ویلبر بود و منتشر شد، نشان داده می‌شود که ماجرای کودتا هیچ ربطی به این مسئله و مسائل مشابه آن نداشته است. از جمله به گفته عده‌ای اگر فلان قرارداد را زیر بارش رفته بودیم یا در برابر آن چانه‌زنی نمی‌کردیم کودتا رخ نمی‌داد.
بله، اگر دکتر مصدق از اصل ملی شدن صرف‌نظر می‌کرد و قواعد قراردادهای استعماری را برهم نمی‌زد، بی‌شک کودتایی رخ نمی‌داد. اسناد انتشار یافته نشان از یک توطئه سازماندهی شده دارد که به صورت چندمرحله‌ای قرار بود تا دولت جبهه ملی دکتر مصدق از قدرت برکنار شود. از یاد نبریم که شخص دکتر مصدق هیچ اظهارنظر صریحی درباره رویدادهای آن سه روز و از جمله سرمقاله‌های فاطمی و موضع‌گیری‌های او در سخنرانی تندش انجام نداده است. اینکه نحوه موضع‌گیری‌های دکتر فاطمی از 25 تا 28 مرداد بر مبنای یک تجزیه و تحلیل در دستگاه دولت بوده است یا یک تصمیم‌گیری ‌شخصی، مشخص نیست و هنوز جواب روشنی بدان داده نشده است. بنابراین می‌شود به عنوان یک ایراد و نه علت کودتا این انتقاد را مطرح ساخت و درباره آن سخن گفت. در مدارک مختلف نشان می‌دهد که انجام کودتا در جریان اجلاس و تصمیم‌گیری‌های قبلی برنامه‌ریزی شده است، بنابریان چه فاطمی آن سخنرانی را می‌کرد و چه آن سرمقاله‌ها را می‌نوشت یا نمی‌نوشت، این اتفاق می‌افتاد. زمانی است که زمینه‌هایی برای واکنش وجود دارد و یک اقدام، یک سخنرانی و یا یک نوشته می‌تواند واکنش‌ها و اقداماتی را سبب بشود یعنی هیجانی در مردم وجود دارد، یک سخنرانی می‌تواند باعث آن شود که مردم واکنش نشان دهند. ولی در آن‌زمان این‌طور نبود. من به اعتبار همه مدارک و اسنادی که با آنها برخورد داشته‌ام معتقدم در رویداد 28 مرداد چنین چیزی وجود ندارد که موضع‌گیری‌های دکتر فاطمی جامعه را برانگیخته باشد، زیرا تمام عناصری که در صحنه عمل و تظاهرات کودتا حضور پیدا کردند، به شهادت همین مدارکی ‌که تا به حال منتشر شده است عناصری ساخته و پرداخته کودتاچیان بودند. روند کودتا ساماندهی خاص خودش را داشته است و عناصری که به میدان آمدند، مزدورانی اجیر شده بودند، نه افرادی که براساس گفته‌ها و نوشته‌های دکتر فاطمی احساسات شاه‌پرستانه‌شان برانگیخته شده باشد! به همین دلیل است که شاهد هستیم به غیر از تهران در جای دیگری کودتا بازتاب ندارد. بنابراین اینکه رویداد به وجود آمده به علت نوشته‌ها و سخنرانی‌های دکتر فاطمی شکل گرفته باشد سر سوزنی واقعیت ندارد.
* دکتر فاطمی دو بار مورد تهاجم و ترور سازمان‌یافته قرار گرفت. این رفتار نسبت به فاطمی را که در دو جریان با تفکر کاملاً متضاد دیده می‌شود، چگونه می‌بینید؟
** این دو اقدام شرایط متفاوتی داشتند. در مورد اول باید گفت جامعه ایران ترور دکتر فاطمی را یک اقدام ضدملی می‌داند و بس. به امر و تدارک هر فرد و گروهی که انجام گرفته باشد اقدامی است ضدملی که به هیچ وجه ملت ایران آن را نمی‌تواند توجیه کند و بپذیرد. اگر زمانی بتوان به مدارک بازجویی‌های انجام شده و روابط آن گروه با اخوان‌المسلمین دسترسی پیدا کرد، آن وقت می‌توان به قضاوت نشست و درباره آن رویداد تلخ به روشنی اظهارنظر کرد.
ولی ترور دوم داستانی دیگر دارد. آدمی اسیر دست یک گروه نظامی در مقابل مهم‌ترین مکان امنیتی و نظامی (بنای شهربانی) مورد هجوم جماعتی اوباش قرار می‌گیرد، مسئله عبارت از این بود که شاه نیت کشتن دکتر فاطمی را داشت، زیرا که در این زمینه وی یک برخورد شخصی خصمانه با دکتر فاطمی داشت. برنامه‌ریزان شاه علاقه‌مند به این نبودند که دکتر فاطمی به دادگاه رفته و محاکمه شود و بعد تیرباران صورت بگیرد. بنابراین برنامه نمایشی ترتیب دادند که فاطمی به دست به اصطلاح مردمی از بین برود که نسبت به اعمال و رفتار و گفتار او اعتراض داشتند. اما در عمل چنین نشد. یعنی به رغم حمله و ضربه‌های شدید چاقو با فداکاری خواهر ارجمند دکتر فاطمی او از مهلکه نجات پیدا کرد و با مداوای نسبی سرانجام به دادگاه برده شد تا به گونه‌ای بی‌سابقه در جهان کینه‌توزانه او را با داشتن تب شدید بر روی برانکار به میدان تیر ببرند و به جرم دفاع از استقلال میهن در برابر سلطه استعمار با رگباری سنگین به شهادت برسانند. اقدامی که نفرت‌انگیزترین اثر را بر جامعه ایرانی گذارد و به این ترتیب دکتر فاطمی برای همیشه در صفحه درخشان حماسه‌آفرینان تاریخ ایران جاودانه گشت.
* دکتر فاطمی از چهره‌هایی بودند که در مواردی با انتقاد و مخالفت شدید افرادی در جبهه خودی یعنی موافق نهضت ملی و همراهان مصدق و جبهه ملی مواجه شد. زمینه‌های این مخالفت‌ها چه بود؟
** من گفته‌های برخی ‌از عزیزان را شنیده‌ام، ضد و نقیضش را هم شنیده‌ام. تصورم این است که با توجه به جوان بودن دکتر فاطمی در مقایسه با چهره‌های جبهه ملی و نهضت ملی که در شرایط سنی بسیار بالاتری بودند، موقعیت او و اینکه نبض بسیاری از مسائل را در دست داشت می‌توانست حساسیت‌برانگیز باشد. او در دوره دولت اول دکتر مصدق علاوه بر معاونت سیاسی و پارلمانی در مقام سخنگوی دولت نیز بسیار نقش‌آفرین بود که این وضع در واقع می‌توانست برخی‌ را گاه‌گاه برنجاند، زیرا که همه توان این را نداشتند که هم‌پای فاطمی حرکت کنند. موضع‌گیری‌های تند و خیلی شفاف او برخلاف‌نظر بعضی‌ها بود که با همه صداقت‌شان فکر می‌کردند باید با شیوه آرام‌تری عمل کرد و بالاخره در سمت آخری که دکتر فاطمی به عنوان وزیر خارجه در کابینه حضور یافت، مسئله حادتر شد و مطالبی در اعتراض به عملکردهای او گفته شده است. از جمله آنکه او مقداری روحیه مشورت نداشته است و یا دیگران را به حساب نمی‌آورده است که در نتیجه در برخی موارد ایشان تصمیم‌هایی می‌گرفته‌اند که برخی از اعضای هیات دولت نسبت به آن تصمیم‌ها نظر مساعدی نداشتند. شک نیست که این همه به شرایط به شدت تب‌آلود حاکم بر جو آن زمان ایران مربوط می‌گردد که روند حوادث چنان سرعت داشت که امکان طرح همه مسائل در کمیسیون‌های تخصصی دولت نمی‌توانست وجود داشته باشد.
* مخالفان دکتر فاطمی به ویژه عوامل حزب توده درباریان اتهاماتی را به او وارد کرده‌اند. از جمله وابستگی و یا ارتباط او با بیگانگان به ویژه انگلستان. با توجه به رنج‌ها و مشقت‌هایی که دکتر فاطمی در راه پیشبرد نهضت ملی و اهداف والای آن متحمل شد و همچنین تمجیدهایی که دکتر مصدق به عنوان رهبر نهضت ملی از او به عمل آورده است و به عنوان مثال در جایی که افتخار ملی شدن صنعت نفت را به پیشنهاددهنده آن یعنی دکتر فاطمی نسبت می‌دهند و یا اشاره دارند به آنکه در تمام دوره همکاری حتی یک ترک اولی هم از فاطمی سرنزده است، چه مقدار آن اتهامات و انتقادات قابل توجیه است؟
** با کمال تاسف باید گفت و این باید عبرتی برای آینده باشد که اگر دکتر فاطمی به تیرباران محکوم نمی‌شد و به شهادت نمی‌رسید بسیاری از جوسازی‌هایی که در مورد فاطمی صورت گرفته بود می‌توانست محملی برای توجیه پیدا کند. اگرچه از دست دادن چنان چهره ملی پرتوانی برای ملت ایران ناگوار بود ولی برای ثبت او به عنوان چهره‌ای درخشان در تاریخ ایران شهادتش را به یک اعتبار در نهایت اندوه باید به فال نیک گرفت. زیرا که شهادت او به تمامی گفته‌ها و حرف و سخن‌های کینه‌توزانه درباره او پایان بخشید و شک‌کنندگان، مغرضان و دشمنان او را برای همیشه شرمنده ساخت. در اینجا باید یادآور شوم که برخی از گفته‌ها از سوی افرادی نقل می‌شود که در کنار گود نشسته بودند و مصالح خانوادگی و منافع فرد‌ی‌شان اجازه نمی‌داد تا دستی در میان آتش داشته باشند. چهره‌هایی که از توان لازم برخوردار نبودند و سعی بر آن داشتند که امثال دکتر فاطمی را نیز با این گونه سخن‌ها زیر سئوال ببرند و این همه نه به آن اعتبار است که دکتر فاطمی چون دیگر مردان مطرح تاریخ از هرگونه ایراد و نقدی می‌تواند بر کنار باشد. در مجموع روند برخورد با او پس از دستگیری، ضرب و شتم شدید او در برابر شهربانی و در برابر چشم ماموران حکومت نظامی، برخوردهای خشنی که در زندان با بدن رنجور او شد و سرانجام شیوه اعدام او همه و همه بر تمامی مطالبی که درباره او گفته شده بود که من قصد تکرار آنها را ندارم، به گونه‌ای شفاف قلم بطلان کشید. تاریخ ایران و ملت ایران برای دکتر فاطمی جایگاه والایی قائل است، جایگاهی که مشکل است هر کسی بتواند به آن دسترسی پیدا کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات