تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۷۹۴۹۳

نخبگان اینترنت


پروفسور حمید مولانا
ماه گذشته که در دانشگاه پکن در چین سخنرانی می‌کردم، استادان و مقامات دولتی آن کشور به من اطلاع دادند عده کسانی که از شبکه اینترنت استفاده می‌کنند، از 100 میلیون نفر گذشته است و بدین ترتیب چین در بهره‌برداری از این شبکه پس از آمریکا در رتبه دوم قرار دارد. حدود 12 سال قبل مقاله‌ای در این ستون نوشتم تحت عنوان «آیا روی خط هستید؟» ولی در آن موقع نه در ایران و نه در بسیاری از کشورها حتی نخبگان هم از استفاده گسترده ابزار ارتباطی اطلاعی نداشتند اما امروز ایران در استفاده از شبکه اینترنت در خاورمیانه در مرتبه بسیار بالایی قرار دارد.
در عصر ما از میان اختراعاتی که بیشترین جار و جنجال را در قرن بیستم به پا کرده است، بسیاری اینترنت را پیشرو بزرگراه‌های اطلاعاتی در نظر می‌گیرند. بسیاری از مشتاقان، اینترنت را روشی برای اتصال پایگاه‌های الکترونیک و تعامل بین افراد در نظر می‌گیرند و آن را معادل جزوه در قرن هیجدهم می‌دانند. گمنام‌ترین کاربران آزادند آرای خود را مطرح سازند و یا جلسه بحث و گفت‌و‌گو ایجاد کنند.
اما اخیرا زمزمه‌های نارضایتی به گوش می‌رسد. منتقدان روی سه نقطه ضعف تاکید کرده‌اند. کنترل بالقوه محتوا، اثرات بالقوه محروم ساختن از حق ارتباطی که صرفا در اختیار طبقه بالا و متوسط قرار دارد و تاثیر اجتماعی عمیق ارتباطی که از طریق واسطه‌های الکترونیک اتفاق می‌افتد. رهبران و سیاستگذاران فن‌آوری که به نظر می‌رسد به توسعه اینترنت علاقه دارند، نسبت به این نگرانی‌ها بی‌تفاوت هستند.
از نظر فناوری هر کس می‌تواند اطلاعاتی را بفرستد، اما واقعیت این است که محتوای اصلی اینترنت- پایگاه‌های عظیم داده، شامل اطلاعات الکترونیک بسیار مهم برای زندگی روزمره افراد- توسط دولت‌ها، شرکت‌ها و موسسات دانشگاهی کنترل می‌شود. هنگامی که هدف اصلی نظام متصل کردن پژوهشگران دولتی و دانشگاهی به یکدیگر بود، کنترل اهمیت کمتری داشت. اکنون که اینترنت تبدیل به منبع مهم دانش شده است، به راحتی ممکن است که اطلاعات تغییر کند- یا صرفا واقعیت را با حذف گزینشی اطلاعات نامناسب، ‌تحت‌الشعاع قرار دهد و این نکته یک نگرانی اصلی است. گرایش اخیر سازمان‌های بزرگ در ایجاد پایگاه‌های اینترنتی، به ویژه در شبکه جهان‌گستر که سریعا رشد می‌کند، این نگرانی را عمیق‌تر می‌سازد. طرح‌هایی برای خصوصی‌سازی بیشتر اینترنت وجود دارد. برخی خصوصی‌سازی و تجاری کردن این شبکه را برای دسترسی ‌مداوم به آن، برای ‌اهداف آموزشی تهدید می‌دانند. چه کسی مسئول اطلاعات دنیا خواهد بود؟
اگرچه ظاهرا اینترنت در اختیار همگان قرار دارد، اما پرونده کاربران بر اساس نژاد، جنس، درآمد و سن به یک سمت کشیده شده است. مطالعات حاکی است که بیش از 80 درصد از کاربران سواد رایانه‌ای داشته، افراد مذکر از طبقه متوسط و زیر 50 سال قرار دارند. از لحاظ نظری، دسترسی ممکن است نامحدود باشد، اما هزینه فن‌آوری ‌و منحنی شیب‌دار یادگیری مبتدیان رایانه، ‌دسترسی‌ را محدود می‌سازد. اگر آینده از آن ارتباطات الکترونیک است به عده زیادی که فقط می‌توانند نظاره‌گر این مبادله باشند، چه خواهد گذشت؟
در نهایت، مضامین اجتماعی آزار دهنده وجود دارد که در آینده ارتباطات بشر به طور روزافزون از طریق رسانه‌های الکترونیک رخ می‌دهد. از زمان اختراع تلگراف و تلفن در قرن نوزدهم، ‌گفت‌و‌گوی ‌بیشتر و بیشتری از طریق واسطه‌های الکترونیک غیر‌مشخصی نسبت به ارتباطات رو در رو، اتفاق افتاده است. اما برخلاف این تغییرات، ارتباط شخصی هنوز در اولویت قرار دارد. مردم هنوز هم در محل کار و هم ماموریت‌های روزانه نیاز به تعامل دارند. اما اینترنت می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد. پژوهشگران روی جایگزین‌های الکترونیک برای تعاملات بدیهی روزانه کار می‌کنند. کار در منزل انجام می‌شود و از طریق مودم منتقل می‌گردد. خرید از طریق شبکه جهان‌گستر صورت می‌گیرد و بدهی ‌از طریق بانک الکترونیک پرداخت می‌شود. حتی سرگرمی و تفریح نیز روی صفحه رایانه صورت می‌گیرد. در سفر اخیر به چین من خود مشاهده می‌کردم که چگونه چینی‌ها از تلفن همراه و موبایل بیشتر برای فرستادن و رسیدن یا دریافت پیام و نه مکالمه استفاده می‌کنند زیرا انتقال پیام از این طریق ارزان‌تر از مکالمه است. به طور متوسط روزانه یکساعت و نیم وقت شهروندان چین که به تلفن و اینترنت دسترسی دارند، صرف اینگونه ارتباطات می‌شود. در کشوری که بین تمام رسانه‌های مکتوب، شفاهی و الکترونیک از جمله تلویزیون، تولید و توزیع و نشر و مصرف کتاب 35 درصد از کل بازار صنایع فرهنگی را تشکیل می‌دهد، ‌اکنون این پرسش مطرح است که تا چه حد فناوری‌های جدید مانند اینترنت جایگزین دسترسی‌ مستقیم افراد به کتاب و سایر وسایل منتهی خواهد شد؟
اما آیا دنیا بین این اقلیت رو به افزون نخبگان که اطلاعات را در کنترل خود دارند و اکثریتی که در فقر به سر می‌برند،‌ به دو نیمه تقسیم شده است؟ آیا واقعا می‌خواهیم از بین یک حضور الکترونیک موفق اما بیروح حق‌کشی، دست به انتخاب بزنیم؟ تا دو دهه قبل اینترنت صرفا کار مشترک آزمایشی وزارت دفاع آمریکا و جامعه دانشگاهی آن کشور بود. اما با فروپاشی شوروی و جریان خصوصی‌ شدن، دولت آمریکا این شبکه را در اختیار عامه گذاشت و کاربران در سراسر دنیا به مزایای اتصال رایانه‌هایشان به یکدیگر، به منظور به اشتراک گذاشتن نرم‌افزار،‌ تبادل‌نامه الکترونیک و بحث در مورد مشکلات علمی پیچیده پی بردند و اینترنت سریعا رشد کرد. تلفیق اینترنت با سیستم سرمایه‌داری، فراسوی کاربرد دولتی و نظامی، ارزش‌های آمریکایی را ترویج کرد ولی‌ مانند همه فناوری‌های قرن‌های گذشته امکان رویارویی بین قدرت‌ها را نیز فراهم کرده است.
اینترنت همچون شعبده‌بازی به نظر می‌رسد. کاربران پیشگام، پایگاه‌های داده‌های الکترونیک عظیمی را ایجاد کردند و سپس دسترسی‌ رایگان برای کسانی که رایانه، مودم و تمایل به دسترسی به اطلاعات داشتند را فراهم کرد. هیچ‌کس مسئول هدایت آن نبود، اما به نحوی هدایت می‌شد که آمریکا بر آن برتری داشت و هنوز هم دارد.
امروز اینترنت نعمتی دوپهلوست. برای افراد دارای دانش علمی رایانه دسترسی به اطلاعات را فراهم می‌سازد. اما همزمان مانعی غیرقابل حل برای کسانی که نمی‌توانند از فرصت جدید بهره ببرند، به حساب می‌آید. به طور خلاصه، اینترنت ممکن است رویاهای طرفداران را برآورده سازد و تعامل بشری را مجددا نظم دهد، ‌اما این نظم‌دهی مجدد مناسب نیست و تمام رؤیاها باید قبل از به وقوع پیوستن به دقت بررسی شود.
علاقه‌مندان به این موضوع می‌توانند به کتاب «اطلاعات و ارتباطات جهانی» تألیف پروفسور حمید مولانا (ترجمه دکتر اسدالله آزاد، محمد حسن‌زاده، مریم اخوتی)، نشر کتابدار، ‌تهران، 1384 مراجعه کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات