تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۷۹۴۹۹

کرامت گمشده معلمان


ناصر بهرامی‌راد
بیش از 16 میلیون دانش‌آموز ایرانی در رده‌های مختلف سنی در نخستین روز هفته جاری، سال تحصیلی را با شور فراوان آغاز کردند. طبق روال جاری مسئولان بلندمرتبه کشور برای نشان دادن میزان اهمیت این رخداد بزرگ و سرنوشت‌ساز در مدارس حاضر شدند و زنگ مهر را به صدا درآوردند.
رئیس‌جمهور محترم هم که پیش از این در تبلیغات انتخاباتی خود بر روی آموزش و پرورش به عنوان رکن اصلی پیشرفت علمی، اقتصادی ‌و اجتماعی کشور تاکید ویژه داشت، دوم مهرماه در دبیرستان 17 شهریور شهرستان بم مراسم آغاز سال تحصیلی را برگزار کرد و طی سخنانی برنامه‌های دولت نهم را در این زمینه تشریح نمود. دکتر احمدی‌نژاد گفت: دولت در تلاش است محیط آموزش و پرورش شاد، با نشاط، خلاق و تربیت‌کننده انسان‌های شجاع، عالم و مبتکر باشد. دولت در تلاش است زمینه بالندگی و شکوفایی همه استعدادهای نوجوانان و جوانان کشور را فراهم کند تا آنان بتوانند پرچم عزت و افتخار این ملت را با قدرت در همه‌جا به اهتزاز درآورند. دولت در تلاش است با رفع برخی دغدغه‌های فرهنگیان بویژه مشکلات معیشتی آنان، زمینه را برای استفاده از همه توان آنها به منظور تربیت نسل آینده فراهم کند.
شخصیت درد آشنایی چون احمدی‌نژاد از آنجا که خود یک معلم است، مسیر صحیح رشد و تعالی جوانان کشور و پرورش انسان‌های شجاع، عالم و مبتکر را بدرستی در توجه عمیق به کانون اصلی آموزش و پرورش یعنی آموزگاران و فرهنگیان دیده و یافته است، اما آیا شرایطی که پیش از این مقابل دولت او نهاده شده، تحقق سطح قابل قبولی از کرامت و منزلت معلمان را به راحتی مسیر می‌سازد؟ پاسخ این پرسش را علی‌القاعده در منش و رفتار سه قشر می‌توان جست: معلمان و فرهنگیان، عموم جامعه، و تصمیم‌گیران و مجریان.
نقشی که الگوهای رفتاری جامعه فرهنگیان کشور در تبیین مقام و منزلت معلم دارد، بی‌بدیل است و تاثیری غیرقابل کتمان در روند تاریخی و مرزبندی فرهنگی ملت بزرگ ایران دارد. همه کسانی که به هر نحو با این قشر فاخر سر و کار داشته‌اند، اذعان دارند فرهنگیان و آموزگاران عزیز عموما به نقش و جایگاه تاریخی خویش وقوف کامل داشته و الگوهای رفتاری خود را براساس بنیان‌های فرهنگ اسلامی- ایرانی تنظیم کرده‌اند.
به لطف همین فرهنگ غنی، سپهر فکری ‌جامعه ایرانی هم، حرمت و کرامتی کم‌نظیر را برای آن عزیزان قائل است و آنچه غالبا از سوی‌ دانش‌آموزان و اولیای آنها دیده می‌شود، برخوردی سراپا ادب و احترام در برابر «معلم» است.
اما در سطح تصمیم‌گیران و مدیران، پاسخ به آن راحتی نیست. حداقل پس از پیروزی انقلاب اسلامی کلام رهبران انقلاب، جایگاهی رفیع را برای معلمان ترسیم کرده که رعایت آن برای سطوح مختلف کارگزاران نظام در مقام برنامه‌ریزی ‌و اجرا، وظیفه‌ای تخطی‌ناپذیر بشمار می‌رود. تامین معیشت‌ آبرومندانه و ارتقای سطح علمی فرهنگیان دو مصداق عینی از احترام به منزلت معلم است که اگرچه طی سالیان اخیر در مرحله قانونگذاری در حد قابل قبولی مورد توجه قرار گرفته، ‌اما در مقام برنامه‌ریزی و اجرا متاسفانه با نقایص بی‌شماری مواجه بود و جبران این نقایص از جمله وظایفی است که دولت نهم برای خود تعریف کرده است.
ترمیم مناسب حقوق فرهنگیان و آموزگاران می‌توانست همچون ترمیم حقوق قضات شریف و استادان محترم دانشگاه با شیوه‌ای محترمانه انجام گیرد اما بی‌توجهی مجلس و دولت قبلی و سو‌ ء‌استفاده سیاست‌بازان مدعی اصلاحات، چنین امر ساده‌ای را- آن هم در دوران گشایش درآمدهای ارزی کشور- تا حد نزدیک شدن به مرحله بحرانی پیش برد.
پیگیری‌های مجلس هفتم برای احقاق حقوق این قشر عزیز چنان واکنش‌هایی از سوی مسئولان وقت وزارت آموزش و پرورش و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را برانگیخت که جز بی‌احترامی به مقام معلم نامی بر آن نمی‌توان نهاد. کمترین درصدهای افزایش حقوق در مصاحبه‌های متعدد در بوق و کرنا شد، قانون استخدام معلمان حق‌التدریس را با تفسیرهای من درآوردی اجرا کردند، توافق‌های بعمل آمده با کمیسیون‌های مجلس درباره معوقه آموزگاران مامور به خارج کشور را بارها زیر پا نهادند، طرح ارتقای شغلی را که در سایر دستگاه‌های اجرایی بدون کمترین مشکلی اجرا شده بود، ‌تبدیل به استخوانی در گلوی وزارت آموزش و پرورش و فرهنگیان عزیز نمودند، و موارد فراوانی که ذکر مجدد آنها از حوصله این گفتار خارج است.
مسئله ارتقای سطح علمی فرهنگیان هم، با کمال تاسف، از این‌گونه برخوردهای ناپسند در امان نماند. از اواخر سال تحصیلی گذشته، پس از آن که این بحث بالا گرفت، مسئولان وقت وزارت آموزش و پرورش طی ‌مصاحبه‌هایی از الزامی‌ شدن تحصیلات عالی و تکمیلی معلمان سخن گفتند و سپس سیل بخشنامه‌های غلاظ و شداد درون سازمانی آغاز شد که بر اساس آنها فرهنگیان می‌بایست در مدت ضرب‌الاجل‌های تعیین شده در آزمون‌های ضمن خدمت شرکت کنند، ‌پذیرفته شوند، دوره‌های مربوطه را بگذرانند و مدارکشان را ضمیمه پرونده پرسنلی کنند. این دستورالعمل‌های اجرایی در مواردی با تهدیداتی نظیر آن که در صورت خودداری از انجامشان، مجازات‌هایی مثل بازنشستگی الزامی و یا انتقال به واحدهای غیرآموزشی را در پی دارند، همراه می‌شد و بدین‌سان نه تنها ‌شأن و احترامی برای محترم‌ترین قشر جامعه باقی نمی‌گذاشت، بلکه آرامش‌خاطر و امنیت شغلی آموزگاران، بویژه معلمان پر‌سابقه را هم در معرض خطر قرار می‌داد. حتی زمانی که مسئولان وقت وزارتخانه به خیال خود لطف کرده و خارج از زمان خدمت موظف اعضای کادر آموزشی برایشان کلاس‌های تقویتی آزمون برگزار نمودند، این رفتارها و نامهربانی‌ها ادامه یافت و با طراحی سؤالات امتحانی به گونه‌ای که شانس قبولی حداقل ممکن باشد، به اوج خود رسید.
راستی، می‌توان احترام و عزّت فرهنگیان ارجمند را در هنگام رفع دغدغه‌های معیشتی و تامین زمینه ادامه تحصیل نادیده گرفت و آنگاه به پرورش جوانانی شجاع و مبتکر امید داشت؟ به سختی می‌توان پاسخ این سوال را مثبت دانست. تاکیدات رئیس‌جمهوری محترم در آستانه سال تحصیلی نشان از آن دارد که دولت نهم به منزلت معلمان اعتقاد دارد. این همان نکته مهمی است که رهبر فرزانه انقلاب هم به آن تصریح کردند: منزلت معلمان با بخشنامه و دستور بدست نمی‌آید؛ اینها حکمی نیست. منزلت معلمان در یک روند تدریجی به وجود می‌آید، به شرط آن که به آن اعتقاد وجود داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات