تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۷۹۵۰۳

وهابیت و مدرسه‌های پاکستانی


احمد هاشمی
مدرسه‌ها از دیرباز نقش مهمی در تحولات سیاسی- اجتماعی جوامع اسلامی بر عهده داشته‌اند و به جرات می‌توان گفت تا همین یکی دو قرن اخیر بیشترین سهم را در جهت‌دهی فکری به مردم این جوامع داشته و نقطه اتکای اصلی توده‌ها از منظر تغذیه فکری- عقیدتی و سیاسی بوده‌اند. در اینجا مراد از مدرسه مکان‌هایی است که در گذشته برای پرورش و رشد و نمو مفاهیم و عالمان دینی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند که در برخی موارد با اندک تغییراتی هم‌اکنون نیز به حیات خود ادامه می‌دهند و بعضاً نام‌های متفاوتی را با خود به یدک می‌کشند مثلاً در ایران بیشتر به «حوزه‌های علمیه» معروف هستند و در ترکیه به مدرسه‌های «امام خطیب» و یا در کشور مصر از مدرسه دینی قدیمی و پرنفوذ الازهر به عنوان جامعه یا «دانشگاه الازهر» یاد می‌شود. این مدرسه‌های علوم دینی در دوران معاصر با شوک حاصل از تحولات جدید مربوط به نوسازی و مدرنیته در کشورهای اسلامی مواجه شده و واکنش‌های متفاوتی از خود نشان دادند. یکی از کشورهای اسلامی که مدرسه جایگاه بسیار رفیعی را در ایفای نقش‌های اجتماعی- سیاسی به خود اختصاص داده کشور پاکستان است.
با حملات تروریستی لندن مسئله «مدرسه‌های پاکستان» مجدداً به موضوع روز تبدیل شد. در این کشور برخی از مدرسه‌ها (در مفهوم سنتی آن) مانند دانشگاه‌های دینی هستند و برخی دیگر هم مانند کلاس‌های طولانی مدت آموزش قرآن. در پاکستان این مدرسه‌ها از دیدگاه ایدئولوژیک هم یک‌دست نیستند. مدرسه‌هایی وجود دارند که دارای دیدگاه‌های وهابی- سلفی و تغذیه‌کننده تروریسم هستند (مانند مدارس سپاه سحابه و لشکر جنگوی) و مدرسه‌های کلاسیک آموزش علوم دینی هم بمانند آنچه که در کشورمان تحت عنوان حوزه‌های علمیه از آنها یاد می‌شود وجود دارند (مانند مدارس نهضت جعفری شیعیان پاکستان). مدارسی هستند که از طرف حکومت پاکستان مورد اصلاحات و تغییرات قرار گرفته و تحت کنترل وزارت آموزش این کشور درآمده‌اند و دانش‌های نوینی چون ریاضیات، فیزیک و جغرافیا هم در آنها تدریس می‌شود.
در جهان اسلام «مدرسه» به عنوان نهاد آموزشی بسیار قدیمی مطرح است و قدیمی‌ترین آنها را می‌توان در ایران، شبه قاره هند، ترکیه و برخی کشورهای جهان عرب (مصر و عراق) مشاهده کرد. اما در شبه قاره هند (پیش از تاسیس کشور پاکستان) اولین حرکت شبه نظامی وهابی در میان مسلمانان این شبه قاره در سال‌های دهه 1820 و توسط «احمد بارلوی» آغاز شد. او یک مسلمان میانه‌رو بود طی سفری به حج خط فکری وهابیگری را برگزید و پس از بازگشت به هند در شهر «پاتنا» مدرسه وهابی خود را تاسیس کرد و در سال 1826 علیه سیک‌ها اعلان «جهاد» کرد و مریدان و پیروان خود را به افغانستان فرستاد. بدین وسیله و با کاشت بذرهای تفکر افراطی در این کشور زمینه‌های پیدایی طالبان در قرن بیستم فراهم شد. اما حرکت بارلوی در میان مسلمانان هند (پاکستان امروزی) طرفداران زیادی پیدا نکرد و تفکر مدرسه‌های اصلاح‌طلب و میانه‌رو موسوم به «دوبندی» بیشتر رایج بود و این تفکر از «مدرسه دارالعلوم» واقع در شهر «دوبند» که وابسته به موسسات عالی آموزش دینی علمای سنی بود سرچشمه می‌گرفت. یکی از ریشه‌های عمده حرکت‌های تروریستی امروزی به مدرسه‌های میانه‌رو دوبندی در آن زمان برمی‌گردد.
با تکیه بر مقالات نشریه «کریستین ساینس مانیتور» در شماره 27 جولای 2005، برای رادیکالیزه شدن مدرسه‌ها در پاکستان و دیگر کشورهای اسلامی می‌توان به سه دلیل اشاره کرد: 1- اثرات و پیامدهای فاکتور «جهاد»ی که پس از اشغال افغانستان توسط روس‌ها و با حمایت آمریکا از مجاهدین افغان آغاز شد. 2- همزمان با افزایش احساسات مداخله‌گرانه‌ای که انقلاب 1979 ایران ایجاد نمود (مانند ایده صدور انقلاب) به منظور جلوگیری از اشاعه این انقلاب شیعی فاکتور میلیتاریسم‌ وهابی نیز تقویت شد. 3- حمایت همه‌جانبه آمریکا از این دو فاکتور فوق‌الذکر. این نشریه، در ادامه از کتاب ریاضیات این مدرسه‌ها که توسط آمریکایی‌ها و با هدف مقابله با انقلاب ایران و حمایت از جهاد افغان‌ها بر ضد روس‌ها تهیه شده بود یک مثال می‌آورد: «یک گلوله کلاشینکف در هر ثانیه 800 متر مسافت را طی می‌کند. اگر یک روس در فاصله 3200 متری یک مجاهد قرار گرفته باشد و مجاهد سر روس را مورد هدف قرار داده باشد در عرض چند ثانیه آن روس را نقش بر زمین خواهد کرد؟» مدرسه‌های پاکستان، خواه افراطی، خواه میانه‌رو و خواه خوشبین به غرب در این دوره میلیتاریزه شدند. همان‌طور که این نشریه می‌افزاید: در نتیجه، کلاس‌هایی که توسط این مدرسه‌های جهادگر برای میلیون‌ها پناهنده افغان در پاکستان تدارک دیده شده بود و حمایت از این کلاس‌ها توسط مدرسه‌های پاکستان و مربیانی که از عربستان سعودی می‌آمدند، همه کمک کردند تا نظامی‌ترین و خشن‌ترین شیوه وهابی‌گری وارد این مدرسه‌ها شود و بدین وسیله شبکه بسیار گسترده پرورش دهنده میلیتاریسم شکل گیرد و بدین صورت بن‌لادن‌ها، عبدالله عظام‌ها و ایمن‌الظواهری‌ها با حمایت آمریکا و به عنوان مارهایی در آستین آن، پرورش یافتند. «جان اپوسیتو» (John Eposito) محقق و اسلام‌شناس معروف، بر این نظر است که در حالی که جریان فکری دوبندی که با هدف سازگاری دادن بین اسلام سنتی و مقتضیات زندگی نوین در قرن 19 به یک حرکت اصلاح‌طلبانه و رفرمیستی مبادرت ورزیده بود، به دلایلی از قبیل جنگ افغانستان، فاکتور سعودی و تشکیل جبهه وهابی برای مقابله با انقلاب ایران وهابیزه شده و به طور روزافزونی طریق افراط در پیش گرفت و رژیم طالبان هم از طرف «طلبه‌های» افغان که در این نوع از مدرسه‌های پاکستان آموزش دیده بودند، ایجاد شد. او چنین به ارائه آمار می‌پردازد: فقط در دوره‌ بین سال‌های 1994 و 1999 بین 80 الی 100 هزار پاکستانی در اینگونه مدارس آموزش دیدند. در اینگونه مدارس، مهمتر از تعداد آموزش دیدگان، بحث روح «جهادیسم» است که جهاد را با ترور همسان می‌انگارد. این روحیه است که انسان‌های غیرنظامی و بی‌گناه را در حملات انتحاری شرم‌الشیخ، لندن، مادرید، استانبول و نیویورک به قتل می‌رساند و ترور را امری مقدس و یا حداقل مجاز می‌شمارد. با وجود اعلام برائت دولت پاکستان از این گروه‌ها و محکوم کردن حرکات و عملیات تروریستی، این سیستم آموزش دینی این کشور است که برای دولت آن و جامعه جهانی دردسرساز و بعضاً فاجعه‌آفرین شده است. هر چند که بحث تروریسم و مدرسه‌هایی که آن را تئوریزه می‌کنند فقط محدود و محصور به این کشور نیست. به هر روی، به نظر می‌رسد که موضوع «مبارزه با تروریسم» که نومحافظه‌کاران کاخ سفید به رهبری بوش داعیه پرچمداری آن را دارند موضوعی پیچیده و ریشه‌دار است و مستلزم یک مبارزه عمدتاً نرم‌افزاری برای تغییر گسترده از سیستم آموزشی گرفته تا بهبود وضعیت اقتصادی در کشورهای مستعد تروریسم و از جمله پاکستان است. چه، تغییراتی که در بردارنده عناصر بنیادین برای تحول نباشند ساده‌انگارانه بوده و در بلندمدت قادر به گره‌گشایی و حل مشکلات مربوط به «تروریسم بین‌المللی» نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات