ترجمه: سهیلا قاسمی
* شما بنیادی تحت عنوان «بنیاد جهانی کلینتون» ایجاد کردهاید که برای اولینبار روزهای 15 تا 17 سپتامبر و در نیویورک شاهد شروع به کارش خواهیم بود. هدفتان از این کار چیست؟
** ما از گشایش مجمع عمومی سازمان ملل متحد به عنوان فرصتی برای دور هم جمع کردن سران جهانی و روسای بزرگ استفاده کردهایم و قصد داریم راهحلهایی ملموس برای بزرگترین مشکلات جهانی ارائه دهیم. به این منظور چهار راهکار را برگزیدهایم: استفاده از مذهب به عنوان قدرتی برای حل مناقشات نه دامن زدن به آنها، استراتژیهای اقتصادی و فنی جدید برای مبارزه با گرم شدن زمین، کاهش فقر و بهبود حاکمیت در کشورهای تحت توسعه، البته قرار نیست دوباره گردهماییهای اقتصادی جهانی همانند داووس یا اجلاس گروه 8 تشکیل دهیم. در واقع کار ما سبکتر اما موثرتر است. ما میخواهیم به وعدهها تحقق بخشیم. میتوانیم طی 10 سال وزنهای قابل توجه شویم.
* میخواهید جهان را نجات دهید؟
** من طبیعتاً و الزاماً خوشبین هستیم. ما با مشکلاتی ساده مواجه نیستیم اما برای حل آنها راهکارهایی میشناسیم. راهکارهایی که فراتر از امکانات بشریمان نیستند. تنها مشکل این است که هرچه سریعتر به مرحله عمل درشان بیاوریم. سیاستمداران دوگانه رفتار میکنند و این امر دلسردکننده است. پس این وظیفه جوامع شهری است که این کار را به عهده بگیرند. من میدانم که افراد زیادی میخواهند کاری انجام دهند. ما برایشان فرصت فراهم میکنیم. در دنیایی که زندگی میکنیم همه به هم وابستهاند و نمیتوانیم از هم فرار کنیم. ما باید یک جامعه جهانی مسئولیتها، ارزشها و سودهای مشترک تشکیل دهیم. حتی دشمنان ما هم میتوانند با ما موافق باشند و بزرگترین مشکلها را تعدیل کنند.
* شما نمونههای ملموسی از این راهحلها دارید؟
** بله. مثلاً گرم شدن جو را در نظر بگیرید. این یک مسئله بسیار حاد است و توان آن را دارد که تمدن را ویران کند. راهحل آن تا حد زیادی به موسسات و بخشهای خصوصی مربوط میشود. باید ظرفیت بالقوه رشد، توسعه و پیشرفت فنی و استفاده از انرژیهای تمیز را به آنها نشان دهیم. موسسات بزرگی که با انرژیهای آلاینده قدیمی کار میکنند بسیار سازماندهی شده، ثروتمند و از نظر سیاسی تاثیرگذار هستند اما آنهایی که با انرژیهای جدید کار میکنند غیرمتمرکز هستند، سرمایههایشان کم است و قدرت سیاسی واقعی ندارند. باید این وضعیت را هر طور شده تغییر داد. دولتها نمیتوانند همه مسائل را حل کنند. نمونه دیگر فقر مفرط است که میتوان آن را از میان برداشت، چرا که غیرعادی است. همه میتوانند در این کار نقشی داشته باشند. سران دولتها، موسسات، مجامع و کمککنندگان بخش خصوصی. اگر کشورهای ثروتمند بین 01/0 تا 5/0 از تولید ناخالص ملیشان را به کشورهای فقیر ببخشند و البته در صورتی که تضمین داده شود دیکتاتورها این کمکها را به جای دیگر منتقل نمیکنند، فقر را میتوان ظرف یک یا دو دهه از میان برداشت.
* شما به تروریسم هم حمله میکنید هر چند که این واژه را پشت واژههای مذهب و نزاع پنهان میکنید.
** این کاری عمدی است. برای مبارزه با بنیادگرایی باید به اعتبار کسی که میگوید: «من اراده خداوند را به انجام میرسانم» لطمه زد. دو امکان وجود دارد، یکی اینکه نشان دهیم سیاست با خدا هیچ رابطهای ندارد چون انسانی و ناکامل و قابل تکمیل است. در تعداد زیادی از جوامع این کار دشوار است. استراتژی دیگری هم هست که موثرتر است و آن از بین بردن مشروعیت آن ایدئولوژیای است که به غلط به مذهب تکیه دارد تا از این طریق به نزاعها دامن بزند و از مذهب به عنوان راهی برای ایجاد درگیریها استفاده میکند.
* وجهه ایالات متحده چند سالی است که بسیار افول کرده به ویژه در جهان اسلام شاهد این مسئله هستیم. این مسئله تروریسم و ترس از شوک تمدنها را تقویت میکند. فکر میکنید در این مورد هم راهحلی دارید؟
** میتوانیم کاری انجام دهیم. به عنوان مثال جورج بوش رئیسجمهور سابق و من سال گذشته در آمریکا سفرهایی داشتیم تا برای قربانیان سونامی در آسیا کمک جمع کنیم. بعد به منطقه مصیبتزده رفتیم و برای رئیسجمهور جورج دبلیو بوش گزارشی ارائه دادیم. من یک نظرسنجی هم به او نشان دادم. پیش از حادثه سونامی که در اندونزی - پرجمعیتترین کشور مسلمان - صورت گرفت تنها 36 درصد مردم نسبت به ایالات متحده نظر مثبت داشتند. پس از آن این رقم به 60 درصد رسید. وقتی نشان میدهیم که میتوانیم بیطرف باشیم و به همراه دیگران جهانی بسازیم که در آن مشکلات را هم میفهمیم، از منافع خود به آنها کمک میکنیم و هدفهای مشترکی داریم با این کار به وجهه خود کمک میکنیم. این هم یکی از دلایل تاسیس بنیاد من است. در زمینه امنیتی هم این کار لازم است. ما نمیتوانیم در پشت دیوارها خود را منزوی کنیم. نمیتوانیم هم دشمنانمان را بکشیم. ما نیاز به استراتژیای داریم که شرکای بیشتر و تروریستهای کمتری به وجود آورد. سرنوشت آمریکاییها به طور تنگاتنگی به مردم دیگر گره خورده است.