* ارزیابی شما را حوادث اخیر در قرقیزستان چیست؟
** حوادث قرقیزستان نشان داد علیرقم تمام تفاوتهای فرهنگی که بین اوکراین و قرقیزستان وجود دارد، به راحتی میتوان دید که جهانیسازی چطور نتایج یکسانی به ارمغان آورد.
بنابراین جای تعجب نیست. روند اوضاع تقریباً مشابه همان حوادثی است که در اوکراین رخ داده است فکر میکنم پیآمدهای این انقلابها نیز در بسیاری از موارد، یکسان خواهد بود.
منظورم این است همه آنها با شعارهای پیروزی دموکراسی و آزادی همراه هستند، ولی درواقع مانند هر انقلاب دیگری ممکن است چهرهای خشنتر از آنچه در ظاهر به نظر میرسد، از خود نشان بدهد. این مسئله در قرقیزستان از وضوح بیشتری برخوردار است. در قرقیزستان، بهانه اصلی برای انقلاب، تقلب در نتایج انتخابات پارلمانی، بود. ولی اکنون مشخص شده انقلابیون حاضرند با توجیههای عجیب، همان نتایج انتخاباتی را به رسمیت بشناسد. لذا نتایج انتخابات پارلمانی تنها بهانهای برای انجام تحولات در قرقیزستان بود.
در واقع صحبت دموکراتیزه کردن کشور نیست، بلکه بحث این است که بخشی از سران کشور که بنا به دلایلی از حکومت کنار گذاشته شده بودند، درصدد انتقامجویی برآمدند و ما امروز شاهدیم یک سری تحولات ابتدایی بوقوع پیویسته و نخستوزیران سابق و یا سایر وزرای گذشته مجدداً روی کار آمدهاند. در واقع جایگزینی یک گروه از سران قبلی به جای عدهای دیگرصورت گرفته است. البته تردید دارم حوادث قرقیزستان تغییرات اساسی در سیستم سیاسی و اقتصادی این کشور بوجود آورد. به طور کلی وقوع انقلاب در قرقیزستان با حوادث تلختری همراه بود و انقلابیون مبارزین واقعی برای کسب آزادی نبودند بلکه اراذل و اوباشی بودند که انقلاب را به هرجومرج تیدیل کردند و از حمله به شهروندان قرقیزی و غارت مغازهها نیز رویگردان نبودند.
* در هر صورت تغییر سران سیاسی کشور، قاعدتاً منجر به تغییر خط مشی سیاسی کشور خواهد شد.
** فکر نمیکنم این مسئله تغییر چندانی در خط مشی سیاسی قرقیزستان ایجاد نماید. البته اگر منظور نزدیکی و همکاری بیشتر با کشورهای غربی و آمریکا باشد، در این صورت، تغییراتی بوجود خواهد آمد.
کاملا روشن است روسیه از قلمرو حاکمیت شوروی سابق بیرون رانده میشود و ما شاهد مرحله دوم تغییرات ژئوپلتیکی و تقسیم قدرت سیاسی جدیدی در منطقه خواهیم بود. این درحالی است که مواضع آمریکا در منطقه در حال تقویت شدن میباشد. منظور اصلی واشنگتن، مبارزه با روسیه و به محاصره درآوردن آن نیست. چرا که روسیه از لحاظ ژئوپولتیک آن چنان دارای اهمیت نمیباشد. بلکه در حقیقت مسئله بر سر آسیای مرکزی است تا چین را که برای آمریکا خطری بالقوه به حساب میآید، در محاصره درآورد.
اما در جامعه کشورهای مستقل مشترکالمنافع، آمریکا با منافع روسیه برخورد میکند و سعی دارد تا برای پیشبرد اهداف خود کمی روسیه را کنار بزند. باید گفت که اگر از این جنبه به قضایا بنگریم، سیاستهای دولت جدید قرقیزستان دچار تغییر خواهند شد. با توجه به سیستم اقتصادی قرقیزستان بعید میدانم که تغییر اساسی در این کشور روی دهد.
* وقتی ما از شباهت سناریوهای اجرا شده در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان صحبت میکنیم، میتوان به صراحت از دخالتهای آمریکا برای تغییر سران حاکم بر این کشورها سخن بگوییم، نظر شما در این رابطه چیست؟
** مسلماً بدون حمایت آمریکا، هیچ یک از انقلابهای رنگارنگ در حوزه حاکمیت شوروی نمیتوانست صورت بگیرد. آمریکا از ساآکاشویلی، یوشنکوف باقیاف و کولوف حمایت کرده است.
البته در قرقیزستان، آمریکا تلاش میکند تا جای ممکن از حوادث فاصله بگیرد. به این خاطر که آنها به خوبی میدانند این ریسک بزرگی است و احتمال دارد کسانی که برپا کننده این انقلاب هستند، با باندهای بزرگ مواد مخدر در ارتباط باشند و تصادفی نیست که موج ناآرامیها از جنوب قرقیزستان آغاز شد. همانطور که میدانید این منطقه به ترانزیت مواد مخدر معروف است. به هر حال انقلاب قرقیزستان با حمایت مالی، معنوی و سازماندهی فعالیتها از سوی آمریکا صورت گرفته است. لذا اکنون شاهدیم آسیای مرکزی برای آمریکاییها به یک بانک سرمایهگذاری تبدیل شده است.
* بدین ترتیب آسیای مرکزی دارای جذابیت خاص برای آمریکاست خب چرا قرقیزستان انتخاب شده است؟ آیا به دلیل نظام سیاسی این جمهوری است یا مسئله دیگری در میان است؟
** در گذشته نیز فرضیه ضعیفترین عضو زنجیره کاپیتالیزم وجود داشت. چرا انقلاب سال 1917 در روسیه تزاری رخ داد؟ چون در واقع روسیهتزاری ضعیفترین زنجیره در میان کشورهای اروپایی کاپیتالیستی به شمار میرفت.به عقیده من ضعیفترین زنجیره قدرت در آسیای مرکزی قرقیزستان بود. دولت عسگر آقایف در واقع از لحاظ سیاسی ضعیفترین رهبر منطقه به شمار میرفت. این مسئله کاملا آشکار بود. قانون این انقلابها ساده است.
به این ترتیب که اعتراضات ابتدا در داخل شدت مییابد، سپس به یک دفعه به بیرون فوران میکند.
سمانی که آقایف به سرکوب اعتراضات پرداخت، رسانهای عربی چنان تبلیغاتی را علیه او به راه انداختند که موجب هراس وی شد و در آن شرایط بو که آقایف بازی را باخت.
در مورد لوکاشنکو رئیسجمهور بلاروس باید گفت گرچه وی بیشتر در معرض انتقاد عرب قرار داشت ولی مدتهاست که به این مسئله عاده کرده است در واقع اعتراضات اخیر را سریعاً سرکوب کرد. با این حال بعید میدانم این قضیه بتواند مشکل جدی برای او بوجود بیاورد.
البته دورنمای تحولات سیاسی بلاروس چنین نشان میدهد که سرنوشت اوکراین و گرجستان در انتظار این کشور است اما لوکاشنکو توانسته است تا حدی اوضاع را تحت کنترل خود درآورد.
اکنون با پیدا شدن یک پاره ابر «نارنجی» برفراز آسمان آسیای مرکزی احتمال گسترش سریع آن بر کل آسمان منطقه بعید نخواهد بود.
بنابراین ازبکستان، ترکمنستان و قزاقستان قربانیان بعدی این ابر در حال توسعه خواهند بود.
*یعنی این روند اوضاع به صورت یک بازی دومینو خواهد بود.
** قطعاً همینطور است این بازی دومینو در سرتاسر آسیای مرکزی گسترش پیدا خواهند نمود.
همانطوری که بسیاری از تحلیلگران میگویند آمریکا و روسیه که در آسیای مرکزی برای تامین امنیت بیشتر در این منطقه با یدیگر به رقابت پرداختهاند.
* از این لحاظ دورنمای اوضاع را چگونه میبینید و به نظر شما ابتکار عمل را کدامیک یه دست خواهد گرفت؟
** در حال حاضر ابتکار عمل در دست آمریکاییهاست آنها هستند که الگوسازی کرده و خواستههای خود را دیکته میکنند.
* روسیه در آینده چه برخوردی را در رابطه با قرقیزستان در پیش خواهد گرفت؟
** روسیه باید از استراتژی، نیمه دوم استفاده کند، یعنی متوجه شود که چه اشتباهاتی را در این رابطه مرتکب شده و چطور میتواند آن را جبران کند. استراتژی نیمه دوم یعنی اینکه ما باید فوراً در جمهوریهای شوروی سابق به سازماندهی و تربیت سران جدید سیاسی بپردازیم که متمایل به همکاری با روسیه باشند.
چرا که قاعدتاً این آخرین انتخاباتی نخواهد بود که در قرقیزستان برگزار میشود. این کشور دوست اشتباهات بسیار زیادی مرتکب خواهد شد و اکنون نیز همینطور است، چرا شاهدیم دولت جدید ظرف یک هفته دررسرهای زیادی برای خود بوجود آورده است.
روسیه باید تجرههای آمریکا را مورد مطالعه و تعامل قرار دهد و تجربه کاری منفی خویش را در جامعه مشترکالمنافع مورد تجدیدنظر قرار دهد.
روسیه باید روی سیاستمداران جدید سرمایهگذاری کند سازمانها و تشکیلات سیاسی جدید در قرقیزستان را تامین مالی کند و در انتخابات بعدی، میتواند نامزدهای مورد نظر خود را به عرصه مبارزه هدایت کرده و از پیروزیشان بهرهرداری نماید.
* شما چنین ارده سیاسی را در میان رهبران روسیه میبینید؟
** فعلا چنین مسئلهای مشاهده نمیشود ولی مقامات روسیه هم که امکان ندارد همیشه از یک نقطه گزیده شوند.