تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۷۹۷۰۱
درآمدی بر دسته‌بندی‌های سیاسی در ایران

اتفاق‌ها و ائتلاف‌ها


 سعید مصطفوی
جامعه بشری آکنده است از تنوع و گوناگونی، و همین تنوع و گونه گونی هاست که در بسیاری از موارد اختلافات و تنش ها یا حتی درگیری ها و جنگ ها را سبب می شود. تفاوت های قومی و نژادی یا مذهبی و فرهنگی از یک سو و تضاد های طبقاتی و تعارض منافع مادی از سوی دیگر همواره از جمله عوامل درگیری ها و بحران ها در تاریخ حیات بشر بوده است. امروزه این واقعیت را هم در درگیری ها و جنگ بین کشورها و هم در منازعات و چالش های درون کشوری می توان به چشم دید. بحران کشدار و مزمن موجود میان هند و پاکستان، زخم های کهنه قومی و مذهبی در بالکان، درگیری های مذهبی میان هندوها و مسلمانان در هند، بحران جدایی طلبی در اسپانیا و ده ها و صدها نمونه دیگر در روزگار معاصر و تاریخ گذشته می توان برشمرد که تفاوت ها و تضادهای گوناگون منشاء درگیری و جنگ میان گروه های مختلف در جامعه بشری شده است. تفاوت های یادشده اگرچه در نگاه نخست صرفاً تنوع و گوناگونی در شیوه زیست هر کدام از این گروه ها و نحله ها به شمار می آید اما با نگاهی دقیق تر مبنای رقابت ها و چالش های جدی بر سر دیدگاه ها یا منافع نیز قرار خواهد گرفت. شاید بیراه نباشد اگر بخش اعظم تاریخ بشر را روایت همین حکایت تلقی کنیم. جنگ های نژادپرستانه و جنبش های ضدنژادپرستی، جنگ های طبقاتی و جنبش های اجتماعی برابری خواهانه، شکل گیری احزاب سیاسی و اتحادیه های صنفی و امثال اینها همه و همه در همین مقوله قابل دسته بندی و ارزیابی خواهند بود.
این فقره را در یک کشور و بلکه در شهر ها و حتی روستاها نیز به چشم می توان دید. همین تنوعات و تکثرات است که جذابیت های مطالعاتی ویژه برای نگاه دقیق و علمی پژوهشگران عرصه مسائل اجتماعی ایجاد می کند و آنان را به دسته بندی و بررسی و تحلیل و ریشه یابی پدیده ها و رخدادهای اجتماعی می کشاند. در واقع بخش مهمی از مطالعات در حوزه علوم انسانی و اجتماعی بررسی و فهم و تحلیل همین گونه گونی ها و تاثیرات و تبعات آنهاست. فی المثل اگر به کشور خود و ترکیب جمعیتی آن در گستره کلان جغرافیای ملی نظر کنیم، خواهیم دید جمعیت 70 میلیونی جامعه ایرانی تنها و تنها در توزیع و پراکندگی در گوشه و کنار فلات ایران از هم فاصله نگرفته اند بلکه علاوه بر تفاوت در طول و عرض جغرافیایی در مختصات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی نیز تفاوت های قابل توجه دارند. جامعه ایرانی با توجه به گستردگی جغرافیایی و کثرت جمعیت از یک سو، و وقوع در مسیر آمد و شدها و داد و ستد های فرهنگی و تمدنی از سوی دیگر تنوع و تکثر قابل توجهی را به نمایش می گذارد که در نوع خود کم نظیر است. حضور قومیت ها و مذاهب مختلف در سرزمینی با تنوع اقلیمی قابل توجه و نیز گونه گونی حرف و مشاغل سبب شده است این جامعه بی اغراق رنگین کمانی از تفاوت ها و نمایشگاهی از تحولات غیرمنتظره باشد. بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران مثل هر جامعه دیگر از رهگذر مطالعه و بررسی تعامل و تقابل این گروه های مختلف جمعیتی قابل فهم و تبیین است. به عنوان نمونه می توان به ظهور و گسترش آیین مزدکی به روزگار ساسانیان اشاره کرد که جنبشی طبقاتی و در مقابله با کاست تبعیض آمیز و متصلب آن دوران بود یا به جنبش مشروطیت یا انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحات و نمونه هایی از این دست. با یک نگرش سطحی و غیرعلمی شاید بتوان چنین رویارویی ها و دسته بندی ها و نیز چنین تحولات عمیق و گسترده ای را به خواست این یا آن شخص و گروه یا توطئه و دسیسه چینی این یا آن رقیب و نیروی متخاصم نسبت داد اما با یک نگرش علمی و دقیق بی تردید هیچ یک از این تحولات بدون رجوع به ساختار اجتماعی روزگار و ماهیت و نقش و کارکرد گروه های اجتماعی درگیر ماجرا و نیز نیازها و اقتضائات زمانه قابل فهم نیست. بد نیست برای بررسی ملموس تر و دقیق تر آنچه گفته شد به دسته بندی های درونی جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بپردازیم که طی آن نیروهای مختلف اجتماعی در پی یک زمین لرزه اجتماعی- سیاسی فعال شده و از عمق به سطح آمدند.
ائتلاف طبقات متوسط جدید و سنتی در مقابله با نظام سلطنتی و سپس در گیری میان این دو برای تاثیرگذاری هرچه بیشتر بر مناسبات سیاسی و اقتصادی بخش مهمی از حوادث سال های پایانی دهه 50 شمسی در ایران را تشکیل می دهد. در دومین دهه استقرار و تثبیت نظام جمهوری اسلامی یعنی در سال های دهه 70 با شکل گیری قشربندی های جدید اجتماعی و اقتصادی روند تازه ای در تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران آغاز شد که به دوران اصلاحات نامبردار است و به رغم همه اما و اگرها همچنان برای گروهی یک رویای شیرین از دست رفته و برای گروهی دیگر بلاو فتنه ای از سر گذشته و عجالتاً ختم به خیر شده است. اما در هر صورت تحولات آن دوران مانند انقلاب اسلامی و جنبش مشروطیت و دیگر تحولات تاثیرگذار اجتماعی بر بنیاد تنوع و تقابل گروه های مختلف اجتماعی شکل گرفت که در جای خود باید مورد مطالعه و بررسی علمی قرار گیرد. همین جاست که باید تنوع و تکثر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را کلیدی برای فهم واقع بینانه تحولات سیاسی در نظر گرفت و بدون فروافتادن در ورطه ساده انگاری و ساده سازی مسائل پیچیدگی های جامعه ای همچون جامعه ایرانی را به رسمیت شناخت. این نکته در عین روشنی و سادگی از آن رو حائز اهمیت است که در ادبیات رسانه ای و متاسفانه بعضاً پژوهشگرانه رسمی و غیررسمی دسته بندی های سیاسی و اجتماعی غیرضروری، شرارت بار و شیطنت آمیز و حتی توطئه بنیاد تلقی می شود؛ فارغ از این نکته ظریف که حتی اگر چنین نیز باشد میزان کامیابی شرارت ها و توطئه ها به وجود زمینه ها و بسترهای مناسب بستگی تام و تمام دارد.
فی المثل فرض کنیم جریان اصلاحات با توطئه و تدارک قدرت های خارجی به قصد فروپاشی نظام از درون طراحی و راه اندازی شد. حتی با چنین فرض غیرواقعی و بدبینانه ای باید دید چرا این توطئه در جامعه آن روز ایران بسترهای مناسب خود را می یابد و به سهولت به بار می نشیند. رویارویی ها و تقابل های سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا نخستین سال های دهه 60 که به تثبیت نظام جمهوری اسلامی با محوریت ولایت فقیه منجر شد، تقسیم جریان حاکم به دو جناح به اصطلاح چپ و راست در دهه 60 و نیمه نخست دهه 70، تقابل اصلاح طلبی و محافظه کاری با آرایشی تقریباً تازه از نیروها از سال 76 تا 84 و در نهایت وقوع شکاف ها و جناح بندی های تازه در میان اصولگرایان از آن تاریخ به بعد را نمی توان بدون لحاظ زمینه ها و ریشه های این گونه دسته بندی ها به خوبی فهمید. همچنان که در عالم طبیعت هیچ پدیده ای چه خوب و چه بد، بدون سبب و زمینه مناسب پدید نمی آید و رشد نمی کند؛ در جامعه نیز پدیده های اجتماعی بی علل و اسباب یا بستر ها و زمینه های متناسب پدیدار نمی شوند. به سخن دیگر چنانچه یک جریان به دو جناح و هر جناح به چند طیف تقسیم می شود حتماً زمینه های ذهنی و عینی آن پیشاپیش موجود بوده اند نه آنکه جماعتی به حسب تصمیم و اراده آنی خود یا در اثر تاثیرپذیری از توطئه های بیرونی توانایی خلق جریانات اجتماعی و سیاسی را با ابعاد کلان یافته باشند چراکه رشته امور بیهوده و بی بنیاد هیچ گاه به این درازی نمی شود.
بی آنکه اراده آزاد انسان به عنوان کنشگر آگاه و مختار کنش های سیاسی و اجتماعی انکار شود باید در نظر داشت بخش مهمی از کنش های آزاد انسانی و تصمیمات اشخاص و گروه ها به ویژه در تعامل با دیگر اشخاص و گروه ها بر مبنای مصالح و منافع و دیدگاه ها و عقاید و سلایق خاصی اتخاذ می شوند که ریشه در مختصات فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و حتی جغرافیایی دارد. کافی است به ازدواج های درون گروهی میان گروه های مختلف مذهبی اشاره داشت یا حرکت های هماهنگ صنفی یا رشد و رواج رفتارها و ارزش های مشابه و مشترک در میان افراد یک نسل بدون هماهنگی پیشین؛ تا در نهایت معلوم شود که اراده آزاد انسانی دست کم در حوزه رفتارهای اجتماعی تابع یا دست کم متاثر است از عامل های عینی خاصی که باید مورد مطالعه قرار گیرند، به نحوی که فرآیند تصمیم گیری ها را توضیح دهند. با چنین نگاهی دیگر نمی توان گفت جریان دوم خرداد و جنبش اصلاحات صرفاً با تصمیم چند نفر گرد آمده در حلقه ای روشنفکرانه یا با تمهید و تدارک دسیسه آمیز یک یا چند سرویس اطلاعاتی امنیتی خارجی شکل گرفته است. چگونه می توان انتخاب یا رفتارهای سیاسی هماهنگ و از آن مهم تر احساسات و خواسته های مشابهی را در برخی شهرها و روستاهای دور از هم یا در میان اقشار گوناگون یا افراد پرشمار از یک قشر و طبقه صرفاً با چنین فرضیات تقلیل گرایانه ای تبیین کرد و توضیح داد؟
برای داشتن فهم و درکی واقع بینانه از جریان تحولات اجتماعی باید به تنوعات و تکثرات اجتماعی رجوع کرد و ضمن مطالعه گروه های مختلف اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و مشخصات مشترک و عام آنها به نیازها و خواسته ها و منافع و دیدگاه های ایشان توجه کرد تا معلوم شود در واکنش به چه محرک های مقطعی یا پایدار کدام رفتار جمعی از آنان قابل انتظار است؟ اینکه در کشمکش های پس از انقلاب اسلامی طبقه متوسط مدرن در کدام نقطه از جغرافیای منازعات سیاسی قرار می گیرد و طبقه متوسط سنتی کجا، نه امری است تصادفی نه بی قاعده. در باب ترکیب آرای دو نامزد اصلی انتخابات ریاست جمهوری سال 76 نیز امر به همین منوال است. تحلیل آرای هر یک از دو نامزد در گستره کشوری، استانی، شهری و حتی محله ای قابل توضیح با قاعده های کلی یا استثنائات قانونمند است و این نکته خود حکایت از آن دارد که گروه های مختلف اجتماعی حتی در ابعاد کوچک جمعیتی و جغرافیایی مشمول قوانین علمی در علوم انسانی و اجتماعی اند و رفتاری بالنسبه قابل پیش بینی دارند. با چنین اوصافی چه برای شناخت علمی شرایط جامعه و درک واقع بینانه مکانیسم تحولات آن و چه برای تمشیت و اداره بهینه امور، شناخت اجزای جامعه و خواسته ها و منافع این اجزا مفید و ضروری است، به ویژه در عصر حاضر و گسترش و سهولت ارتباطات و در جامعه ای متنوع مانند ایران.
گروه های مختلف قومی، گرایش ها و اقلیت های دینی و مذهبی، خرده فرهنگ ها، نسل های مختلف و غیر هم مواردی هستند که می توانند دیدگاه ها و خواسته ها و منافع جمعی متفاوت از هم داشته باشند. این خواسته های جمعی متفاوت آنها را در مسیر رفتارهای متفاوت قرار می دهد و چنین است که در بزنگاه های خاص انتخاب های سیاسی خاصی صورت می گیرد و ائتلاف ها و اختلاف های نوینی ظهور و بروز می یابد. در چنین بستر و زمینه ای است که جناح های مختلف سیاسی و اجتماعی و چنانچه زمینه های لازم فراهم باشد نظام حزبی مناسب شکل می گیرد تا ضمن صورت بندی خواسته ها پیگیر تحقق آنها باشد. اما همه اینها که گفته شد تنها یک روی سکه است و سویه دیگر ماجرا آن است که برای تدبیر و تمشیت امور کلان جامعه ای که تنوع و تکثر در ذات و طبیعت آن نهفته است چاره ای نیست جز آنکه خواسته ها و منافع مشترک و جمعی در قالب احزاب و جمعیت ها و انجمن ها و اتحادیه های مشخص و خوش ساخت مطرح شود و این گونه زمینه تعامل مناسب و بی تنش گروه های مختلف اجتماعی فراهم آید و کثرت اقشار یک جامعه در اثر تعریف ناشده بودن مناسبات مخل به وحدت جمعی نباشد، و این فقره یعنی به رسمیت شناختن جناح بندی های سیاسی و اجتماعی و نیز به رسمیت شناختن نظام شفاف حزبی برای هدایت خواسته ها و مطالبات قشرهای مختلف در مسیرهای شفاف و شناخته شده و در نهایت زمینه سازی برای رقابت های عادلانه میان این قشرها. این فقره البته نکته ای است که در مجالی دیگر و با فرصتی بیشتر باید به آن پرداخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات