با توجه به اسناد مکتوب به دست آمده در دفاتر هرمی و همچنین پژوهش میدانی در میان اعضای شبکه کوئست، نوعی تغییر در نگرش و رفتار و نیز تغییر الگوهای روانی و اعتقادی دریافت شد. نوعی استحاله و جهش منفی در سیستم ارتباط اجتماعی اعضای کوئست بوجود آمده است که ضمن ایجاد پرخاشگری و هیجان کاذب، دگرگونی خاص در تعیین مصادیق الگوی رفتاری و فکری آنها ایجاد کرده است. الگوهای رفتاری، اعتقادی و اجتماعی این افراد به طور نامحسوس در حال تغییر کلی و جزئی است. ساختار آموزشی و نهادهای ارزشی کوئست در طی یک دهه میتواند بهطور کلی باورهای افراد را تحتالشعاع خود قرار داده و این مهم عرصه جدیدی را برای مطالعه و تحقیق بوجود آورده است. ما در ادامه با تفسیر مباحث قبلی و با استفاده از مستندات مکشوف از دفاتر هرمی، سیر التحاله ارزشی و رفتاری اعضا را مورد بررسی قرار میدهیم.
در قدم اول تا ششم، مناسبات و تناسبات پروتکلهای صهیون با این سیر استحالی را بررسی و ابزار آن را مورد کنکاش قرار میدهیم و از قدم هفتم تا بیستم، بصورت مصداقی و قدمبهقدم آنچه برای هر شخص در این سیر الحادی پدید میآید را به دست نقد و بررسی میدهیم.
قدم اول: تبیین نیاز صهیونسم به یک دین همهپسند برای تشکیل حکومت جهانی
صهیونیسم از یکصد سال پیش به دنبال راهکار تربیتی جهت تغییر ذائقه نسل جوان جامعه بشری بوده است تا با یک دهه کار تربیتی پایههای اعتباری و اعتقادی جوامع را بر هم زند تا راه نفوذ خود را باز نماید و به اهداف خود که تسلط بر جامعه جهانی است، نائل شود. از این رو تغییر مذهب و ایجاد انفصال بین دین و حکومت (سکولاریسم) و نیز لائیک کردن دولتها را تا بیخدایی مطلق برمیگزیند. در اینجا ضمن توجه به مستندات پروتکلهای صهیون به نحوه رویکرد و نسبت کوئست و ابزار شدن آن برای صهیونیسم جهانی پی خواهیم برد.
صهیونیسم از دیرباز در پی تسلط به جهان بوده و هست و خود را آقای عالم و قوم برگزیده خداوند میپندارد.
از پروتکل شماره 5 دانشوران صهیون:
پیامبران گفتهاند: «ما (یهود) قومی هستیم که بوسیله خود خدا برای فرمانروایی مردم سراسر جهان انتخاب شدهایم» خداوند به قوم ما هوش و ذکاوت سرشار عطا کرده است. ما لیاقت آن را داریم تا مسئولیت رهبری جهان را به آنجام برسانیم.
آنچه در صد سال گذشته مد نظر صهیونیسم بوده، نابود کردن دولتها و ادیان مختلف در راستای تحقق جهانی شدن یهود است تا از این راه صهیونیسم بر عالم مسلط شود.
از پروتکل شماره 10 دانشوران صهیون:
اندک اندک زمینه نابودی دولتهای غیر یهود را فراهم میکنیم و سرانجام قدرت را به دست میگیریم.
از پروتکل شماره21 دانشوران صهیون:
قدرت شکوهمند ما قادر است که حکومت را بدست گیرد و بشر را هدایت کند.
از پروتکل شماره 14 دانشوران صهیون:
سیستمی که احکام ثابت و پیشرفته دارد و تمام جهان را به اطاعت ماوا میدارد.
قدم دوم: انتخاب «عرفان کهکشانی» بعنوان یک دین جدید و انطباق معنادار آن با پروتکلهای دانشوران صهیون
در این راستا اولین قدم سکولاریسم و در ادامه لائیک کردن حکومتها است.
از کتاب اسرارالماسونیه، تألیف ژنرال جواد رفعت ایلخان:
هدف ما این است که دولتهایی بر پایه افکار خدا تأسیس کنیم.
بدین گونه که پس از رخنه در ساختارهای خبری و تبلیغاتی کشورها و تسلط به سیستمهای ارتباطی ماهوارهای و اینترنتی و تشکلهای اجتماعی و اقتصادی اصل جدایی دین از سیاست را طرح کرده و اصلیترین پشتوانه حاکمیت یعنی باورهای مردم را تخریب کنند و بدین ترتیب با بیان آزادی عقیده و اندیشه ارزش روحانیون دین را پایین آورده با جایگزینی باورهای الحادی که بعضاً منطبق با دین اصلی آنها نیز است، بهصورت مرموزانه ریشه باورهایشان را نشانه روند و حاکمین دین را تضعیف کنند تا بدین وسیله، هم دولتهایی که بر مبنای دین حاکمیت میکنند؛ تضعیف شوند و هم با از هم گسیختگی جوامع، کار دولتهای دموکراتیک را یکسره کنند.
از پروتکل شماره 17 دانشوران صهیون:
بطور کلی مطبوعات معاصر ما به انتقاد از امور دولت، مذهب و بیکفایتیهای غیر یهودیان ادامه میدهند و در نوشتههایشان غیر اخلاقیترین اصلاحات و عبارات را به کار میگیرند تا به هر وسیلهای که مقدور باشد، شأن و منزلت آنان را تنزل دهند و این کار فقط از دست افراد با استعداد قوم هوشمند ما بر میآید.
برای نیل به چنین هدفی، استفاده از هر وسیلهای ـ حتی راههای میانی الحادی ـ توصیه میشود. اولین قدم در این راستا بهرهمندی از خلعهای روحی و روانی و نیازهای جوامع است تا بر اساس آن نیازها، آئین و مسلک و مرجعی الحادی ارائه شود تا افراد آن جامعه با رجوع و تمرکز بر آن نسبت به آئین و دین خود احساس ناکارآمدی کنند و مطامع صهیونیستی کمکم تحقق پیدا کند و تضعیف ادیان و حاکمیت محقق شود.
از پروتکل شماره 9 دانشوران صهیون:
توجه به خصوصیات و خلق و خوی مردمی که شما در ممالکشان زندگی و فعالیت میکنید، اهمیت بسیار زیادی در اجرا و پیاده کردن برنامهها دارد. تا زمانیکه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگارههای تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمیتوانیم برنامههایمان را در اینگونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامهها را محتاطانه و توأم با آموزش آغاز کنیم میتوانیم در کمتر از یک دهه، منش و خلق و خوی سرسختترین افرادر ا تغییر داده و آنها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساختهایم، زیر سلطه خویش درآوریم.
تغییر ذائقه و خلق و خوی افراد با تغییر نیاز آنها ایجاد میشود که در قدم اول باید که ضمن تبلیغ مادیگرایی و تنوعگرایی و تنوعطلبی، خاستگاه افراد را از خدا خواهی و توجه به معنویت تغییر داده، به کلی خاستگاه و نیاز به خدا و معنویت تحت تأثیر آن قرار بگیرد و کمکم به جایگزینی آئین الحادی مقدماتی به عنوان مرجع خوشبختی و ارضای نیاز اولین قدم در تسلط به جوامع برداشته شود.
از پروتکل شماره 4 دانشوران صهیون:
ما اعتقاد به خدا را متزلزل میکنیم. اگر آزادی بر خداپرستی مبتنی باشد، با برادری، انساندوستی و برابری پیوند داشته، برای جامعه بیزیان باشد، به رفاه لطمهای وارد نسازد و در اقتصاد هم جایی برای خود پیدا کند، بر ما لازم است که هم احترام به آزادی و هم اعتقاد به خدا را در میان غیر یهودی از بین ببریم و نیازهای مادی را جایگزین این گونه اعتقادات سازیم؛ اما اگر اعتقاصد به خدا موجب شود که ما بر مردم حکومت کنیم، در این صورت باید به تبلیغ دین بپردازیم و با راهنمایی مردم روحانی مردم را به تسلیم واداریم.
از پروتکل شماره 9 دانشوران صهیون:
برای آنکه بتوانیم صنعت غیر یهودیان را به کلی نابود کنیم، علاوه بر انحصارطلبی ، تجملپرستی را نیز رایج میکنیم و نیازهای کاذب مردم را افزایش میدهیم.
از کتاب اسرارالماسونیه، تألیف ژنرال جواد رفعت ایلخان:
نتیجه جنگی که علیه دین آغاز کردیم، جدایی دین از سیاست است.
قدم سوم: همراستایی و گرایش جدی کمپانی کوئست به خطوط فکری و عملیاتی صهیونیسم و استفاده از آموزههای عرفان کهکشانی و ماتریالیستی و سکولار برای پیشبرد منافع مالی و گسترش شبکه انسانی
نفوذ در جوامع اولین قدم در جهت تحقق دنیاطلبی و مادیگرایی در افکار و اهداف صهیونیسم است و تاکنون با تسلط بر خبرگزاریها و وسایل ارتباط جمعی و کمپانیهای هالیوودی در پی این هدف هر کاری را انجام دادهاند، لیکن در عصر حاضر مهمترین عرصه در جهت نفوذ در مجامع شکل دادن زنجیرههای انسانی هدفمند است.
خط مشی کمپانی کوئست گزارههایی را بر ما مینمایاند که هر کدام به نحوی رسات و هدف صهیونیسم را تقویت میکند. باید دانست که نحوه ورود و یا نوع پیگیری مطامع صهیونیستی در نگاهی موشکافانه و کاملاً روانشناسانه در عملکرد کوئست قابل رؤیت است و صد البته همان طوری که از صهیونیسم انتظار میرود؛ هیچگاه بطور شفاف و آشکار نمیتوان این گزارهها را مشاهده کرد. این بدین معنی است که گزارههای الحادی مودر نظر در حرکت کوئست کاملاً با رنگ و بوی عامهپسند طراحی شده میتواند در طول یک یاچند دهه آثار خود را بر جوامع بگذارد.
از پروتکل شماره 9 دانشوران صهیون:
... تا زمانی که افراد جوامع مختلف، مطابق الگو و انگارههای تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمیتوانیم برنامههایمان را در اینگونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامهها را محتاطانه و توأم با آموزش آغاز کنیم؛ میتوانیم در کمتر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسختترین افراد را تغییر دهیم...
با توجه به این امر، اولین قدم در این نفوذ همانا تغییر فکر و اندیشه و تحول ذهنی است و مهمترین قشر و جامعه هدف جوانان یک جامعه هستند.
از پروتکل شماره 16دانشوران صهیون:
از آنجا که قرنها تجربه، به ما آموخته است که عقاید در زندگی و هدایت انسانها نقش بسیار مهمی داشته و این عقاید از طریق تربیت به مردم القا شدهاند، از این رو ما باید افکار نو و مستقل را چون گذشته به انحصار درآوریم. روش مهار کردن فکر هم اکنون در دست بررسی و مطالعه است. این کار به وسیله سیستمی که به سیستم دروس عینی معروف است و هدف آن مبدل کردن غیر یهودیان به آدمهایی بیفکر، بیخرد و مطیع که منتظرند دیگران برایشان فکر کنند و عقایدشان را شکل بدهند؛ انجام میدهیم.
از پروتکل شماره 1 دانشوران صهیون:
اگر در ارتباط با دیگران، دست روی حساسترین عصب ذهن آدمیان بگذاریم، خیلی زود به پیروزی خواهیم رسید و این اعصاب حساس ذهن آدمی عبارتند از: زراندوزی، مالپرستی و تنوعطلبی در ارضای نیازهای مادی. هر یک از این خواستهها به تنهایی میتواند آدمی را تسلیم ما کند.
از کتاب اسرارالماسونیه، تألیف ژنرال جواد رفعت ایلخان: بزرگان و سالخوردگان را کنار گذارید و نسل جوان را دریابید.
بنابراین باید با نگاهی به روانشناسی تربیتی و چگونگی روشهای این تغییر و تحول در افراد نوع آن گزارهها را در تطبیق علمی مد نظر قرار داد.
آنچه در کوئست در حال حاضر تبلیغ میشود؛ توجه به گزارههای عامهپسند و ارزشی است که منطبق بر همان گزارههایی است که مد نظر اولین قدمهای سیر حمله صهیونیسم به جوامع است که در قدم اول و دوم به آن اشاره گردید.
کوئست مرتباً در گزارهها و آموزشهای خود راه سعادت را به افراد و جوامع نشان میدهد.
شعار سایت کمپانی کوئست در مالزی:
اینجا گذرگاه تو بهسوی موفقیت است!
از پروتکل شماره 13 دانشوران صهیون:
در نوشتههایمان اعلام میکنیم که ما در پی خوشبختی و سعادت عموم هستیم.
آموزش اولین قدم در جهت تغییر فکر و ذهن هر فرد است و بدین سان، اصلیترین هدف حرکتی کوئست آموزش و تغییر نگرش بوده و اینگونه بحث آموزش اولین قدم در جهت تغییر اذهان و افکار در کلام صهیونیستی نیز است.
از پروتکل شماره 9 دانشوران صهیون:
... اگر برنامهها را محتاطانه و توأم با آموزش آغاز کنیم، میتوانیم در کمتر از یک دهه، منش و خلق و خوی سرسختترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساختهایم، زیر سلطه خویش درآوریم.
«ویجی اسواران» که مدیریت کوئست را بر عهده گرفته است، همراه با کمپانی کوئست هدف خود را خدمترسانی به جوامع و بشریت معرفی میکند اما در واقع بدنبال اهداف دیگری است که شامل مبانی سکولاریسم است و نشانههای آن به تأیید متخصصان در کتاب «در قلمرو سکوت» که اثر ویجی است، به وضوح یافت میشود. جالب اینجاست که او هندو بوده و هر آینه بیان میکند که قصد دارد راه خوشبختی را به مردم و جوامع بیاموزد و کوئست را با هیچ دینی در تضاد نمیداند.حال این سؤال مطرح میشود که اگر مقصود کوئست، فعالیت اقتصادی است؛ این شعار که «کوئست با هیچ دینی در تضاد نیست» چه معنایی دارد و به چه دلیل یکی از برنامههای ایشان دیدار با رهبران ادیان مختلف است؟!
از پروتکل شماره 23 دانشوران صهیون:
از آنجا که ملتهای غیر یهودی همواره برای پیشنهاداتی که از خارج به آنها عرضه میشود، یعنی در واقع پیشنهاداتی که ما به آنها ارائه میدهیم، اهمیت خاصی قائلاند، از این رو پیشنهادات ما را پذیرفته و متقاعد میشوند که ما منجی و خدمتگزار بشریت هستیم.
همه این مقدمات و گزارهها قادر نخواهد بود که در یک سیر چند ساله افراد یک جامعه را به الحاد و سرکشی علیه دولتهای خود برساند؛ بلکه در اینجا نیاز به یک سیر فکری و یک اعتقاد الحادی است تا پس از جذب افراد با شعارهایی که منشأ آن نیازهای اولیه مردم است، آنها را به سمتی سوق دهد که هر آنچه اعتقاد و سنت افراد جوامع است تحت تأثیر آن قرار گیرد و این بدیهی است که هیچ حرکت و سیر تحول امکانپذیر نیست مگر اینکه یک جهانبینی و ایدئولوژی بستر و پشتیبان آن باشد تا در هر دستانداز و نقیصهای آن را یاری کند.
کمپانی کوئست در این راستا دست روی آموزشهایی میگذارد که منشأ آن الحاد و ناکارآمدی خدای جوامع توحیدی است، آموزشهای عرفان کهکشانی تمام خاستگاهها و نیاز افراد را به مرجعی ارجاع میدهد که نه خدایی توحیدی است و نه خدایی مادی، تا از این باب نه بطور مستقیم ولی با الحاد مقدماتی ماتریالیسم را دامن زده و اومانیسم عرفانی را تبلیغ کند و از طرفی بعد روانی معناگرایی افراد را نیز ارضا کند.
گزارههای عرفان کهکشانی که از طریق آموزشهای متعدد بصورت کتابهایی مثل «حکایت دولت و فرزانگی»، «چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟»، «قوباغهات را قورت بده»، «راز شاد زیستن»، «در قلمرو سکوت» و نیز فیلم «راز» در اختیار زیرمجموعهها و اعضای کوئست قرار گرفته است، با منشأ ادیان باستانی سعی در ارائه بینشی را دارد که منشأ تحقق همه خواستههای بشری را کائنات میداند و کائنات را خدمتگزار بشر.
از پروتکل شماره 17 دانشوران صهیون:
پادشاهی ما از قداست ویشنو (خدای هندوها) دفاع میکند.
از پروتکل شماره 23 دانشوران صهیون:
پادشاه یهودیان پاپ واقعی جهان و رئیس کلیسای بینالملل خواهد بود. ضمن اینکه جوانان را با ادیان باستانی اشنا کرده و دین خود را به آنان آموزش میدهیم اما آشکارا روی معایب کار کلیساهای موجود انگشت نمیگذاریم، بلکه از طریق انتقادات حساب شده به جنگ آنها میرویم تا مردم را از آنها جدا سازیم.
در فرهنگ آموزشی دسیسه کوئست، کائنات در جایگاهی قرار گرفتهاند که پاسخگوی تمام نیازهای بشری هستند و نیازها همانا نیازهای مادی و ثروت اندوزی هستند که این نیازها نیز در یک سیر آموزشی توسط خود کمپانی و الگوهای معرفی شده توسط کوئست اشاعه شدهاند و بر اساس همین آموزهها تمرکز بیش از حد «تو» به آرزوهایت باعث رسیدن تو به اهدافت میشود و کائنات اینگونه به تو آنچه میخواهی را میدهد.
از پروتکل شماره 23 دانشوران صهیون:
البته در تبلیغاتمان روی مبانی تربیتی و جنبههای اسرارآمیز و اعجازانگیز این دین (یهود) تأکید فراوان میورزیم و در موقع لزوم، مقالاتی منتشر میکنیم و میان نحوه حکومت ربانی خود و حکومتهای گذشته، مقایسههایی به عمل میآوریم و اشتباهات حکومتهای غیر یهودی را به گونهایی بسیار روشن بازگو میکنیم.
بدین وسیله گزارههای الحاد کهکشانی، دستمایهای مؤثر چهت رشد و تکثیر شبکه هرمی کوئست شد که از یک سو تقویتکننده شبکه و از سوی دیگر برآورده کننده افکاری است که مقدمات الحاد افراد را بوجود میآورد. ادامه دارد...