حسین شریعتمداری
در ماجرای جنگ احد، پیش از آغاز کارزار، رسول خدا(ص) برای پیشگیری از حمله غافلگیرانه دشمن به عقبه سپاه اسلام، شماری از سپاهیان زبده خویش را به حفظ و حراست از یک تنگه حساس و استراتژیک گماشت که به میدان نبرد اشراف داشت و احتمال حمله ناگهانی دشمن از آن تنگه بسیار بود. پیامبر خدا(ص) به این عده از سپاهیان اسلام سفارش اکید فرمود که هرگز و تحت هیچ شرایطی تنگه را ترک نکنند... اما، در میانه کارزار، هنگامی که نشانههای پیروزی در اردوگاه اسلام پدیدار شد و دشمن بیتاب از مقاومت رو به هزیمت نهاده و از میدان میگریخت، تنگهداران احد، به هر علت ـ چه کسب غنیمت و چه با انگیزه خدمت ـ تنگه را رها کردند، بیآنکه از دشمن به کمین نشسته اندیشه کنند و خالد و سپاهیانش را ببینند که پشت تپهای در فاصلهای نه چندان دور برای یورش ناگهانی گوش خوابانیدهاند و پای در رکاب، به انتظار این ساعت ایستادهاند... و نتیجه آن شد که در واقعه احد اتفاق افتاد.
دیروز دکتر احمد توکلی که برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری آینده، همه ویژگیهای لازم را داشت و هیچ چیز از سایر نامزدهای اصولگرا کم نداشت از حلقه نامزدهای ریاست جمهوری کنار رفت و با صدور اطلاعیهای کوتاه و پر معنا اعلام کرد؛
«در وضعیت فعلی بر خود تکلیف میدانم که برای تقویت همبستگی نیروهای اصولگرا و رفع آن خطر بزرگ، از داوطلبی کناره بگیرم تا راه برای انتخاب نامزد نهایی اصولگرایان هموارتر شده و نشاط و شادابی و امید به مردم بازگردد...»
آقای توکلی ساعتی بعد از انصراف در پاسخ به سؤال خبرنگار کیهان گفت؛
«در سفرهایی که به استانهای مختلف داشتم، چنین احساس کردم که به وجدان جمعی مردم از تشتت اصولگرایان، نگران و ناراحت است و خدای ناکرده این احتمال وجود دارد که شائبه قدرتطلبی در مورد اصولگرایان پدید آید و موجب بیاعتمادی مردم شود. من احساس کردم که این وضعیت دارد حالت خطرناکی به خود میگیرد و این، چه برای اصولگرایان در انتخابات و چه برای کل عالم سیاست در ایران خسارت بزرگی است.»
نگارنده بر این باور است که اگر گردونه گردون به عقب برمیگشت و بار دیگر ماجرای جنگ احد به تکرار مینشست و این بار، برادرمان دکتر احمد توکلی هم از جمله کسانی بود که به نگهبانی از تنگه احد مأمور شده بودند، بیتردید با نگاه تیزبین خود، «خالد» به کمین نشسته را میدید و در وزش نهچندان بیصدای باد، صدای پچ پچ سپاهیان دشمن را که برای حمله آماده میشدند، میشنید و برخلاف تنگهداران پیشین احد، تنگه را رها نمیکرد.
بخش پایانی از داستان کاندیداتوری آقای دکتر توکلی، یعنی انصراف هوشمندانه ـ و پیش از آن، پرهیزگارانه ـ ایشان از نامزدی برای ریاست جمهوری، تفسیر روشنی از انگیزه اولیه او برای نامزد شدن به دست میدهد، با این توضیح که تقوای به کار رفته در انصراف او حاکی از وجود همین انگیزه در کاندیداتوری ایشان است و اگر خود را برای خدمت در کسوت ریاست جمهوری نظام شایسته نمیدید، از آغاز پای در این عرصه نمیگذاشت. بنابراین، انصراف کنونی توکلی را نمیتوان ـ آنگونه که برخی به کنایه گفتهاند ـ ناشی از احتمال ناکامی او در انتخابات آینده دانست، بلکه تصمیم خداپسندانه و مردمدوستانهای است که ریشه در احساس تکلیف دارد و حفظ وحدت اصولگرایان را ضروریتر از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری میشمارد.
دکتر توکلی، به روایت آنچه در توضیح انصراف خود نوشته است، از انتظار طولانی مردم برای وحدت نهایی نامزدهای اصولگرا نگران است و شاید چاره را در این دیده است که با اعلام انصراف خود ـ در عین شایستگی ـ به سایر نامزدها و هواداران آنها گوشزد کند با وجود اشتراک در اصول، اختلاف سلیقهها نباید تولد وحدت را تا آنجا به تعویق اندازد که «شائبه قدرتطلبی» نامزدهای اصولگرا در اذهان مردم متولد شود.
دکتر توکلی در بخش دیگری از مصاحبه خود با خبرنگار کیهان، در پاسخ به این سؤال که «آیا شما به نفع شخص خاصی کنار رفتهاید؟» میگوید «فعلاً نه، من از کسی که در نهایت باقی بماند حمایت خواهم کرد، ولو به او انتقاد داشته باشم، این وظیفه عقلانی و دینی ماست.» و این نیز پیام دیگری با خود دارد و آن، این که؛ انتقاد احتمالی به این یا آن کاندیدای اصولگرا، از دایره اختلاف سلیقهها فراتر نمیرود و به مرز دایره اصول و مبانی نمیرسد.
دکتر توکلی در توضیح پیرامون علل انصراف خود به نکته با اهمیت دیگری هم اشاره میکند که کاش سایر نامزدهای اصولگرا نیز به آن گوشه چشمی داشتند. توکلی از احتمال بیاعتمادی مردم به اصولگرایان و پیآمد خطرناکی سخن میگوید که به گفته وی نه فقط برای اصولگرایان در انتخابات، بلکه برای تمامیت عرصه سیاسی ایران خسارتآفرین خواهد بود. برداشت نگارنده این است که دکتر توکلی به تلویح از احتمال سرایت اختلاف ـ هر چند سطحی ـ نامزدهای اصولگرا به تودههای مردم نگران است و بیم آن دارد که انعکاس این اختلاف سطحی در میان تودههای اصولگرا، به شکاف تبدیل شود، توضیح آن که فرض کنید روند کنونی بی آن که وحدتی در پی داشته باشد، ادامه یابد و باز هم میتوان فرض کرد که در نهایت یکی از نامزدهای اصولگرا، پیروز نهایی انتخابات آینده باشد. در این حالت فرضی، سایر نامزدهای اصولگرا اگرچه در رقابت با نامزد انتخاب شده حضور فعال داشتهاند ولی از آنجا که تمامی آنها متعهد و سرد و گرم چشیدهاند، به یقین از کاندیدای پیروز و دولت او بیدریغ حمایت میکنند و حاضر نیستند به خاطر یک دستمال، قیصریه را به آتش بکشند، اما در میان بخشهایی از هواداران آنها که هر کدام در پی تبلیغات چند ماهه اخیر، کاندیدای مورد علاقه خود را شایستهتر از بقیه تلقی کردهاند چه اتفاقی احتمال وقوع خواهد یافت؟ هواداران نیز بیتردید از ایمان و تعهدی والا و بعضاً بالاتر از کاندیداها برخوردارند ولی برخی از آنان به اندازه نامزدهای یاد شده، سرد و گرم چشیده نیستند و این احتمال، هر چند ضعیف، اما در خور توجه وجود دارد که خواسته خود را در جریان انتخابات، جا مانده تلقی کنند و البته، این حالت با حالتی که کاندیدای مورد علاقه آنها در جریان یک تعامل، با میل و رغبت خود و یا تصمیم جمعی به نفع دیگری کنار رفته، بسیار متفاوت است. در حالت اول، احساس جا ماندن خواستهها، میتواند، خدای نخواسته به یک نقار و شکاف هر چند ناچیز در بدنه تبدیل شود و...
این پدیده، هر چند دور از وقوع و احتما آن اگرچه بسیار بعید به نظر میرسد ولی از آنجا که مورد احتمال از اهمیت و نقش تخریبی نگرانکنندهای برخوردار است، هیچ اصولگرایی نمیتواند با حفظ تابلوی اصولگرایی، نسبت به آن کمتوجه و یا خدای نخواسته، بیتفاوت باشد.
به اعتقاد نگارنده، برادرم دکتر توکلی با شناختی که از تقوا و تعهد و هوشمندی او دارم، اگرچه جوان است ولی در خشت خام، تصویری دیده است که از احتمال ـ هر چند ناچیز ـ وقوع آن به خود لرزیده است، دلشورهای که فقط در دلهای خدا ترس لانه میکند.
و اما، در این وجیزه، از آن روی به ماجرای اُحد اشاره رفته است که در آن، همه سپاهیان اسلام برای رسیدن به مقصودی واحد، در جایگاه و نقاط متفاوت قرار گرفته بودند و این تفاوت به قول خواجه شیراز، مصداق «زلف آشفته»ای است که «باعث جمعیت» است و اگر آن روز تنگهداران احد، با مشاهده دیگران یاران که با آنها مسئولیتی متفاوت، اما در نهایت یگانه داشتند، به توهم نمیافتادند و با هم به مقصود مشترک و مطلوب میرسیدند و چه فرقی میکرد که این یک در کجا و آن دیگری در کجا ایفای نقش کرده است؟