مهدی محمدی
سوم تیر حاصل نهضتی بزرگ بود و البته از پی خود نهضتهای بزرگ نیز خواهد آورد. نهضت مولد سوم تیر یعنی آنچه مردم را بر آن داشت تا محمود احمدینژاد را بر همه مدعیان فرزانگی و دارندگی مقدم بدارند، «تمنای خدمت» بود و رویگردانی از دولتی که خود را دولت توسعهگرا نام نهاده بود اما معلوم نیست در این سالها چه چیز را و به نفع چه کسانی توسعه دادهاست. آیا آنچه توسعهیافته سطح زندگی توأم با کرامت مرد و زن ایرانی بوده یا منافع توبرتو و درهم و پیچیده باندهایی که در یک سیکل مشدد از قدرت ثروت تولید میکنند و برعکس؟
اکنون اما نهضتهای مولود سوم تیر یکبهیک سربر میآورند. نهضتهایی که بعضی از آنها به طور طبیعی بعد از هر انتخاباتی به راهمیافتند، صرفنظر از اینکه کدام نیروها با کدام تفکر سیاسی پیروز انتخابات بودهاند و بعضی دیگر البته محصول فراگیرشدن گفتمان اصولگرایی هستند که در سوم تیر گام از حوزه اجتماعی فراتر نهاد و نهاد دولت را به عنوان اصلیترین نماد حوزه سیاسی نیز درنوردید.
اجازهبدهید به دو نمونه از این نهضتها که یکی هنوز در مراحل جنینی است و راهی دراز در پیش دارد تا به بلوغ برسد اما دیگری البته از آبوگل به درآمدهاست، اشاره کنیم؛
1- جماعتی هستند در این ملک که تخصصی ویژه دارند در امورات مربوط به جمعآوری غنائم. تا جنگی در کار است و جدالی نشانی از آنها نمیتوانید یافت. سرخود میگیرند و به گوشهای میخزند که فتنه است و تقیه اولیتر! اما همین که جنگی مغلوبه شد و سازمان دشمنی شکست، تا جنگیدگان به خود بیایند و گردوخاک فضا بنشیند، با مهارتی فوقالعاده و در اسرع وقت ترتیب غنائم را میدهند و اعتراضی هم اگر بشنوند پاسخشان همه این است که «تا آنجا کارشما بود، از اینجا به بعد کار ماست»! اعضای این فرقه هیچ تعلق «حقیقی» به جناح یا تفکرسیاسی خاصی ندارند، سهل است اصلاً این قبیل به قول خودشان اداو اطوارها را به رسمیت نمیشناسند و وقتشان را برای آن تلف نمیکنند. با هر موضوعی در عالم سیاست به عملگرایانهترین و منفعتجویانهترین شکل ممکن برخورد میکنند. چشمانشان تیز است. میگردند ببینند در کجا نفعی بیشتر متراکم شده است، یکسر به سروقت آن میروند و راهش را هم بلدند که یک وقت چیز با ارزشی از چنگالشان به در نرود. بیپرده باید گفت که پس از سوم تیر این افراد به جنبش درآمدهاند و نهضتی به راه انداختهاند که میتوان آن را «نهضت ملی اپورتونیستها» (فرصتطلبان) نامید. فرصتطلبان که مسببان اصلی و به وجودآورندگان حقیقی بسیاری از ناهنجاریهای فعلی هستند تمام امکانات و توان خود را به کار گرفتهاند که از صید لذیذ دولت (خصوصاً کابینه) سهمی درخور به کف آورند. لابیهایی قدرتمند فعال شدهاند و ریاکارانی طرار به راه افتادهاند تا در دل دولت جدید هم منافع پیشین خود و باندهای متبوعشان را حفظ کنند و هم اگر شد بر آن بیفزایند. دولت احمدینژاد باید سخت مراقب این فتنه باشد. اگر اپورتونیستها بتوانند جایی در دولت اصولگرا برای خود بگشایند یا جاهای سابق خود را حفظ کنند، شکست این دولت در عمل به وعدهها و رسیدن به اهدافش از هماکنون دور از انتظار نیست. هر منفذی را به روی فرصتطلبان باید بست و بعلاوه یکبهیک باید گلوگاههای منفعت آنها را مسدود کرد و آنچه تا امروز به یغما بردهاند از آنها بازستاند. این روزها نوشتهاند که سوم تیر انقلابی دیگر بودهاست. بلی، چنین است. اما مباد که این انقلاب را دادگاه انقلابی نباشد.
2- نهضت دومی که این روزها آرامآرام در حال شکلگیری است و البته هنوز تا به کمال خود برسد راهی دراز در پیش دارد، درست در مقابل نهضت اول قرار میگیرد. قهرمانان نهضت اول فرصتطلبان سودجو بودند و قهرمانان این نهضت دوم مردمند. مبارزه با فساد و درافتادن با کسانی که شکمهاشان را از مال مردم انباشتهاند، بیگمان مهمترین مطالبه مردم از دولت آیندهاست. امید آن است که دولت اصولگرا در مبارزه با مفسدان و غارتگران بیتالمال به ورطه مساهله و مجامله نخواهد افتاد، اکنون نهضتی به وجود آمده است که در آن مردم انگیزهای فزون از حد برای رساندن اطلاعات خود درباره شبکههای فساد به دولت اصولگرا پیدا کردهاند. این نهضت را میتوان «نهضت افشای اپورتونیستها» نامید. بیگمان اگر فراخوانی از جانب رئیسجمهور منتخب اعلام و از مردم خواسته شود اطلاعات مستند خود را درباره سوءاستفادههای فرصتطلبان فاسد در اختیار دولت اصولگرا قرار دهند، حجم انبوهی از اطلاعات دقیق، شامل جزئیات و به دور از آلودگیهای؛ رایج در عرصه افشاگریهای سیاسی به جانب این دولت سرازیر خواهد شد. جذب و سپس سازماندهی، دستهبندی، مطالعه و پیگیری این اسناد به دولت اصولگرا کمک قابلتوجهی خواهدکرد که هم از وضع واقعی بدنه اجرایی کشور تصویری عینی حاصل کند و هم در امر مبارزه با فساد و گزارش نتایج آن به مردم منتظر و امیدوار، دستی پرتر و مسائلی واقعیتر در چنته داشتهباشد. برای شناسایی شبکههای فساد هیچ مرجعی آگاهتر و مطمئنتر از خود مردم وجودندارد. مردم در امر مبارزه با فسادخواهان هستند و دولت اصولگرا مجری. ایجاد پیوندی استوار میان آن خواهندگان و این مجریان یکی از کارآمدترین راههای حصول توفیق در این پروژه بینهایت دشوار است.