تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۸۰۶۳۳

کشف حجاب خدعه پهلوی

تحقیق از: فاطمه نصرتی اشاره: «تهاجم فرهنگی علیه ملت ما شخصاً از دوران رضاخان شروع شد. البته قبل از او مقدمات تهاجم فراهم‌شده‌ بوده و قبل از او کارهای فراوانی کرده ‌بودند و روشنفکرهای وابسته را در داخل کشورها کاشته‌ بودند.» مقام معظم رهبری

رضاخان در ابتدای بدست‌گرفتن قدرت راه خدعه را در پیش گرفت. با پای پیاده همراه با دستجات عزاداری حرکت می‌کرد، در مجالس و تکیه‌ها حاضر می‌شد، خود را مقید و پای‌بند به اصول مذهب نشان‌ می‌داد لکن بعد از پاگرفتن قدرتش، همه تقیدات و رسوم مذهبی را کنار گذاشت و کار را به جایی رساند که حکم صریح و ضروری قرآن یعنی لزوم حجاب برای بانوان را زیرپا نهاد. رضاخان و دستگاه حاکمه او برای اجرای مأموریت مسخ فرهنگی ملت مسلمان ایران، اقدامات خشونت‌باری را انجام‌ دادند، که این اقدامات بشرح ذیل است:
1- ممنوعیت استفاده از کلاه پهلوی و اجبار در استفاده از کلاه تمام لبه یا شاپو و صدور قانون «متحدالشکل نمودن البسه» در 8بهمن1307 و دستور جلب اشخاص بدون کلاه یا با کلاه پهلوی.
2- محصلین دختر مدارس از داشتن حجاب ممنوع شدند.
3- کلیه کارگزاران حکومتی در هر منطقه‌ای موظف شدند همراه با همسران بدون حجاب خود در مراسم حاضر شوند.
4- افسران ارتش از راه‌رفتن با زنان با حجاب ممنوع شدند.
5- معلمان زن مجبور به حضور در کلاس‌ها بدون داشتن حجاب بودند.
6- از حضور زنان با حجاب در پارک‌ها، سینماها، تئاتر و هتل‌ها و سایر مراکز عمومی جلوگیری می‌شد و...
آنچه در تمام اقدامات فوق مورد توجه رضاخان بود پیشرفت برنامه «کشف حجاب» به هر صورت بود و هرکس از دستورات سرپیچی می‌کرد بازداشت و موردآزار، شکنجه، تبعید و حتی‌انفصال از خدمات دولت قرار می‌گرفت.
رضاخان برای اینکه بتواند حمایت روحانیت به عنوان نیرومندترین قشر اجتماعی را نیز جلب کند یا حداقل مانع از مخالفت آنان با خود شود، بارها به دیدار روحانیون قم می‌شتافت و خود را در حضور آنان مردی متدین و مدافع شریعت و پاسدار آن معرفی می‌کرد. وی با این شیوه منافقانه توانست حمایت اقشار اجتماعی را جلب کند و در نتیجه بخش عمده‌ای از مردم... به حمایت از او برخاستند.(1)
نظر رضاشاه: چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم
برای برداشتن حجاب بانوان، مجالس جشن و سخنرانی ابتدا در تهران و شهرهای شمال ایران و سپس بتدریج در سایر شهرها برقرار می‌شد. روز 17 دی ‌ماه 1314 که شاه به اتفاق ملکه و شاهدخت‌ها در جشن دانشسرای مقدماتی حضور یافتند. در این روز دو اتومبیل سلطنتی که اولی رضاشاه و دومی ملکه تاج‌الملوک و شمس و اشرف پهلوی در آن بودند، بدون حجاب وارد دانشسرا شدند.(2)
رضاخان برداشت خود را از کشف حجاب چنین تحلیل می‌کند که اصلاً چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست. درست حکم یک دمل را پیداکرده که باید با احتیاط به آن نشتر زد و از بینش برد.(3)
نطق رضاشاه:
روز هفدهم دی‌ماه 1314 در زندگانی زنان ایران اهمیت بسزایی دارد شاه به دانشسرای عالی رفت تا گواهینامه فارغ‌التحصیل‌ها را بدست خود به دانشجویان بدهد، ملکه ایران و دو دختر بزرگش که با لباس اروپایی و بدون حجاب بودند همراه شاه به دانشسرای عالی آمدند.
«...شما زنها باید این روز را که روز سعادت و موفقیت شماست روز بزرگی بدانید و از فرصتی که بدست‌ آورده‌اید برای خدمت به کشور خود از آن استفاده کنید... شما خواهران و دختران من حالا که داخل جامعه شده‌اید و برای پیشرفت خود و کشورتان این قدم را برداشته‌اید باید بفهمید که وظیفه شما این است که برای کشور خودتان کار کنید، سعادت آینده در دست شماست.»(4)
رو به دیوار ایستادن زنان در تمام طول سخنرانی رضاشاه:
در تمام طول سخنرانی شاه بعضی از بانوان چنان از بی‌حجابی خود ناراحت بودند که رو به دیوار ایستاده و حتی چهره خود را برنمی‌گرداندند و از گریه خود نمی‌توانستند جلوگیری کنند. از فردای آن روز، ‌بر سرکردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.(5)
برداشتن روسری از سر زنان توسط پلیس
امر داده ‌شده ‌بود که از اول فروردین 1314 مردها کلاه شاپو به سربگذارند و زن‌ها بدون چادر از خانه خارج شوند. زن‌ها ابتدای امر، وقتی از خانه خارج می‌شدند، پیراهن‌های بلندی پوشیده، «روی سری» بر سر می‌نهادند... پلیس اجازه یافت روسری‌ها را با زور از سر زنان بردارد درگیری میان زنان و پلیس تا مدتها ادامه داشت و نتیجتاً بسیاری از بانوان که نمی‌خواستند به هیچ‌وجه بدون حجاب خارج شوند تصمیم به ماندن در خانه گرفتند تا به تمام درگیری‌ها خاتمه دهند. برای عده‌ای، این خانه ماندن تا رفتن رضاشاه از ایران ادامه داشت و عده‌ای رفت‌وآمدهای خود را فقط در شب‌ها انجام می‌دادند و چه بسیار خانه‌هایی که اجباراً اقدام به ساختن حمام کردند که زنان جهت حمام مجبور نشوند از خانه‌ها خارج شوند.(6)
محمدرضا و کشف حجاب
اقداماتی که پدرم بترقی و پیشرفت معنوی بانوان به عمل می‌آورد، طبعاً‌ با مخالفت‌هایی مواجه می‌شد ولی با آن شهامت و دوراندیشی فطری که داشت موانع را از پیش برداشته و راه را هموار می‌ساخت.
پدرم بدواً به رفع حجاب زنان اقدام کرد و در اثر تشویق و تحریص وی در سال 1309 نخستین بار بعضی از بانوان طبقه اول در خانه‌های خود و مجالس مهمانی به لباس زنان اروپایی درآمدند و عده کمی هم جرأت کرده، بدون حجاب در خیابان‌ها ظاهر می‌شدند. در سال 1313 آموزگاران و دختران دانش‌آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند و افسران ارتش با زنانی که حجاب داشتند راه ‌نمی‌رفتند(7) در اتوبوس زنان با حجاب را راه نمی‌دادند و در معابر پاسبان‌ها از اهانت و کتک‌زدن به زن‌هایی که چادر داشتند با نهایت بی‌پروایی و بی‌رحمی فروگذار نمی‌کردند. حتی بعضی از مأموران بخصوص در شهرها و دهات زن‌هایی که پارچه روی سرانداخته‌ بودند، اگرچه چادر معمولی نبود از سر آنها کشیده و پاره‌پاره می‌کردند و اگر زن فرار می‌کرد او را تا توی خانه‌اش تعقیب می‌کردند و به این هم اکتفا نکرده اتاق زن‌ها و صندوق لباس آنها را تفتیش کرده، اگر چادر از هر قبیل می‌دیدند پاره‌پاره می‌کردند یا به غنیمت می‌بردند.(8)
حجت‌الاسلام والمسلمین حاج‌آقا هادی فقهی:
والده ما می‌گفتند از خویشانشان در حال دویدن پاسبان‌های بی‌ایمان را دیده‌اند که موی‌ سر (سابقاً موی‌سرشان را می‌بافتند و پشتشان می‌انداختند) اینها را می‌گرفتند و می‌کشیدند، کنده شده‌ بود موی‌ سر آن زن. ولی یک نکته دیگری هم مادر من می‌گفت، که هر پاسبانی این عمل را انجام می‌داد به زور کشف حجاب می‌کرد عاقبت خیلی‌بدی پیدا می‌کرد و بعضی‌هایشان به مرض‌های عجیبی گرفتار شدند و خدا مبتلایشان کرد و بعضی به مرض پیسی و غیره گرفتار شدند و به فلاکت و بدبختی از دنیا رفتند.(9)
آیت‌الله امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری‌اسلامی:
در رژیم طاغوتی پهلوی آن ظلمی که به بانوانی که مقید بودند به اینکه بر طبق اسلام عمل کنند و موافق آنچه که اسلام امر کرده‌ است ذی خودشان را قرار دهند، در آن زمان رضاشاه به وضعی و در زمان محمدرضا به وضع دیگر. و بحمدالله بانوان ایران مقاومت کردند و جز یک دسته‌ای که جزء دارو دسته خود آنها بودند و غربزده بودند و با رژیم او مناسب بودند، سایر خواهرها مقاومت کردند.
بنابراین اسلام در ایران زنده ‌شد، آن خدمتی که به بانوان کرده ‌است و خواهد کرد ارزشش به اندازه‌ای است که نمی‌توانیم ما توصیف کنیم. اگر نبود این انقلاب و نبود این تغییر و تحولی که در ایران واقع شده‌ بود، بعد از چند سال دیگر اثری از اخلاق اسلامی در ایران نبود.(10)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات