* در حال حاضر چه کارهایی در دست چاپ دارید؟
** رمان «نان آور» که خاطرات یک دختر افغانی در زمان اشغال طالبان می باشد و جزو آثار پرفروش شده و «سارا کرد» که باز یکی دیگر از کلاسیک های نوجوانان می باشد در دست چاپ است.
* کارهای در دست ترجمه چه دارید؟
** فعلاً باز هم یکی دیگر از رمان های خانم آلکوت و «زیبای سیاه» را در دست ترجمه دارم.
* به نظر شما ناشرین ما توجه و آشنایی کافی به ترجمه و عرضه ادبیات جوانان و نوجوانان دارند؟
** مسلماً خیر و به نظر می رسد ناشرین ما تقریباً یا توجه ندارند و یا این بی توجهی از عدم آشنایی آنها با کلاسیک های جوانان که حدود چهل و پنجاه تایی هم هستند، نشأت می گیرد و متأسفانه هنوز بسیاری از این آثار زیبا و ماندگار تأثیرپذیر که مرتباً توسط ناشرین معتبر خارجی چاپ و عرضه می گردند، هنوز در ایران ترجمه نشده اند و چندتایی هم که به طور پراکنده و تصادفی ترجمه شده اند معمولاً متون کامل نبوده و حذف شده و خلاصه عاری از جذابیت متن اصلی داستان هستند.
* انگیزه شما از ترجمه کتابهای نوجوانان چه بوده؟
** در زمان ما که نوجوان بودیم جای تمام این کتابهای زیبا عمیقاً خالی بود و فقط تعداد انگشت شمار رمان های نوجوانان مثل «بابا لنگ دراز» و «بلندی های بادگیر» و غیره در دسترسمان بود و مجبور بودیم برویم سراغ کتابهای بزرگسالان و جدی مثل کتابهای جمال زاده و یا صادق هدایت و غیره. بنابراین همیشه چون عاشق کتابهای نوجوانان بودم، این انگیزه را پیدا کردم که چندتایی شان را ترجمه کنم.
* با توجه به اینکه نخستین رمان تان در سالهای قبل از انقلاب روانه بازار شده و ظاهراً اکثریت آنها هم با اقبال مواجه شده و بارها تجدید چاپ شده به نظر می رسد که نسبت به این مدت کم کاری داشته اید. چرا؟
** اصولاً که چون بیشتر با بنگاه ترجمه و نشر کتاب کار می کردم و بعد از انقلاب این ناشر دستخوش تغییر و تحول شد و علت دیگرش همان طور که گفتم عدم آشنایی و بی علاقگی ناشرین داخلی به آثار جوانان (مخصوص گروه سنی دبیرستان و اول دانشگاه) بود و در نتیجه پیدا کردن و توجیه کردن ناشران دیگر که به چاپ آثار جوانان و نوجوانان علاقه نشان دهند از حوصله بنده خارج بود. ولی همیشه افسوس می خورم که نتوانستم همه را ترجمه کنم. بنابراین به قول معروف به کم ولی خوب! اکتفا کردم.